خانه | جامعه | زنان

بدن عریان هنرمند در میان قضاوت‌ها

جمعه, 1390-10-30 13:31
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
المیرا حسینی
المیرا حسینی- در سال ۱۹۷۴ هنرمند صرب، ماریانا آبراموویچ  در یک اجرای نمایشی به نام ریتم، در برابر تماشاکنندگان ایستاد، ابزارهایی را فراهم کرد و تماشاگران را واداشت تا به اختیار ابزار‌ها را انتخاب و با بدنش ارتباط برقرار کنند. ابزار‌ها شامل طیف متفاوتی از آن چیزهایی بودند که تماشاچیان می‌توانستند با آنها نقشی از لذت و مهر تا خشونت و زخم بر بدن بازیگر بزنند؛ از چاقو، قیچی و اسلحه گرفته تا شاخه‌ای رز، پر و پنبه.
 
تماشاگران به‌تدریج لباس‌ها را بریدند و هریک به سهم خود نقشی بربدن منفعل هنرمند ایستاده بر کف گالری، حک کردند. بعد از گذشت شش ساعت، نمایش به پایان رسید. آبراموویچ، با تنی پر از زخم و چشم‌هایی پر از اشک صحنه را ترک کرد.
 
امروز تصویر گلشیفته برای من، شکل دیگری از اجرای آبراموویچ را یادآوری می‌کند: بدن عریان هنرمند ایستاده در میان انبوه قضاوت‌ها؛ در میان انبوه تماشاچی‌ها. هریک از ما، مخاطب‌های این نمایش، با ابزارهایی که سایت‌های اینترنتی به مثابه گالری‌های مجازی در اختیارمان قرار می‌دهند، به نحوی با بدن هنرمند رابطه برقرار می‌کنیم. تنها فرق در این است که اینجا خبری از قیچی و پونز و چاقو نیست. به جایش ما لایک می‌زنیم و استتوس و کامنت می‌گذاریم و پخش می‌کنیم.
 
این دو اثر را می‌توان به نحوی بازگوکننده تجربه زیست بدن زنانه دانست. آنچه امروز گلشیفته فراهانی تجربه می‌کند شاید اغراق شده حسی است که تک‌تک زنان در جامعه ما هر روزه تجربه می‌کنند: بدنی ایستاده در معرض نگاه‌ها؛ در معرض قضاوت‌ها. بدنی ایستاده در میدان کشمکش‌ها. عده‌ای گلشیفته را لخت‌تر می‌خواهند، بدون حضور دست‌هایش در برابر آن عضو مگو. عده‌ای او را پوشیده، یادآور قداست مادری فداکار و این قصه، قصه همه زنان است. قصه بدن‌هایی که روزی عریان خواسته می‌شوند و روزی پوشیده در حجاب. بدن‌هایی که با معیارهای زیبایی قضاوت می‌شوند، بر اساس معیار‌های زیبایی زیر چاقوی جراحان می‌روند، عوض می‌شوند و به فرم دلخواه در می‌آیند: چاق، لاغر، سینه‌های بزرگ، کپل‌های کوچک، گونه‌های برجسته و ...
 
  آن‌چه امروز گلشیفته فراهانی تجربه می‌کند، شاید اغراق شده حسی است که تک‌تک زنان در جامعه ما هر روزه تجربه می‌کنند: بدنی ایستاده در معرض نگاه‌ها؛ در معرض قضاوت‌ها. بدنی ایستاده در میدان کشمکش‌ها
 نگاه‌هایی که امروز به بدن عریان گلشیفته دوخته می‌شوند و تن و ذهن او را به قضاوت می‌نشینند‌‌، همان نگاه‌هایی هستند که همه زنان هر روزه در خیابان‌های شهر سایه سنگین‌شان را حس می‌کنند. نگاه‌هایی که تن تو را در اتوبوس و مترو، در حال راه رفتن وهنگام بستن بند کفش ابژه می‌کنند، بدون آن‌که تو اراده کرده باشی. نگاه‌هایی که صاحبان‌شان تو را در خیال لخت می‌کنند و به تماشا و قضاوت می‌نشینند.
 آیا باید تعجبی از این استتوس فیس‌بوکی داشت: "عزیزم من با لخت‌شدنت مشکلی نداشتم... اینو دارم به عنوان درد دل می‌گم، ناراحت نشی. ببین من فقط ترجیح می‌دادم یه وقتی باشه که آلت به دست دنبال سوژه می‌گردم لابه‌لای فانتزی‌ها و فتیش‌هام، اما این‌جوری، الآن تو، تو اذهان عمومی لخت شدی."
 
عمل گلشیفته به نظرم مهم و تاثیرگذار است، از این منظر که بسیاری از پیش‌فرض‌ها را زیر سئوال می‌برد. بسیاری از پایه‌ها را می‌لرزاند. بعضی‌ها نوشتند که چرا این قضیه بی‌اهمیت را با جار و جنجال مهم می‌کنید؟ دوستی نوشته بود: "وقعا نمی‌دونم در این وضعیت که باید مردم رو آگاه کرد و از بسیاری مسائل که آگاه نیستند، باخبر کرد، انتشار این عکس‌ها به چه معناست؟ آیا معنایی جز انحراف اذهان عمومی از مسائل اصلی جامعه دارد؟ بی‌خود دفاع نکنیم از هر حرکتی."
 
به نظر من اهمیت کار گلشیفته را می‌توان از همین حجم وسیع بازتاب آن فهمید. عکس در عرض چند ساعت، چندیدن هزاربار پخش و لایک شده و باعث نوشتن چندین‌هزار استتوس و جوک و موضع‌گیری‌های مختلف شده است. آیا این مجادلات‌‌ همان حوزه عمومی نیست؟ آیا همین بحث‌ها نشانگر این نیست که مسئله بدن و سکسوالیته یکی از "مسائل اصلی" جامعه ماست؟ آیا این حجم عظیم بازتاب‌ها نشانگر این نیست که عکس گلشیفته آنجایی از فرهنگ مسلط ما را به چالش می‌گیرد که باید؟
 
عکس "لخت" گلشیفته فراهانی، بازیگر جوان زیر درخت گلابی، دختر هنرپیشه‌ای بزرگ از خانواده‌ای به نام و شناخته شده، همسر رسمی مردی ایرانی و بازیگر محبوب نقش مقدس مادری که اشک‌های بسیاری را به چشم‌ها آورد، از این منظر می‌تواند بسیاری از مرزهای سیستم را به عقب براند، بسیاری را بر آشوباند و بسیاری را به فکر وادارد، اما به نظر می‌آید سیستم چنان هم ساده نیست و فرا‌تر رفتن از مرزهای سیستم، آنطور‌ها هم که به نظر می‌آید آسان نیست. تن زنانه عریانی که با نمایش عریانی‌اش به دنبال بازتعریف خویش، بازتعریف سبک زندگی انتخابی خویش بدون تبعیت از قوانین سیستم بوده است را به راحتی می‌توان به چنگ انداخت. ساز و کارهای سیستم به راحتی می‌تواند آن را در منطق خود هضم کند، بپذیرد و حتی از آن استقبال کند.
 
 در نوشته‌های "طنز" بسیاری از دوستان مذکر سیاسی و سبز و غیره خواندم که "بی‌صبرانه" از همه زنان روشنفکر خواسته بودند که چنین کنند تا آن‌ها از دیدن آنچه در همه این سال‌ها از دیدنش محروم بوده‌اند، بی‌نصیب نمانند. بسیاری دیگر با شادی از برآورده شدن آرزوی روزهای بلوغ‌شان نوشته بودند. این یعنی عمل زن در قبال بدنش، به راحتی می‌تواند به امری فرونشاننده فانتزی‌های جنسی مردانه تبدیل شود. مکانیسم‌های سیستم، زن یاغی را دوباره به درون مرزهای خویش بازمی‌گرداند، به‌‌ همان جایگاه همیشگی‌اش. به آن سهم تاریخی که در منطق سیستم مردسالار از آن زن بوده است: به بدن. به ابژه‌ای در خدمت لذت مرد- ذهن.
 
تن زنی که می‌خواست طغیان کند، می‌شود ابژه نگاه فالیک. او نیز به درون فرایند تقلیل تن به بت‌واره‌ای لذت‌آفرین فروغلتید و اینجاست که نمایش به پایان می‌رسد. گلشیفته از درخت گلابی بالا می‌رود و آبراموویچ، با تنی پر از زخم و چشم‌هایی پر از اشک صحنه را ترک می‌کند.
داستان تمام شد به خانه‌های‌تان برگردید.
 
در همین زمینه:

  

Share this
Share/Save/Bookmark

آقاي سيامك عزيز

اين مشكل شماست كه هر چه را كه قدرت هضمش را نداريد به روشنفكري ايران نسبت مي دهيد . تا اينجاي كار كه روشنفكري از ا مجموعه دلسوزان و دل نسوزان نيز سربلند تر در كنار نعش وطن ايستاده است . اما آن بره معصوم ، گلشيفته ما ،
آه اين بره معصوم
مادر توست
خواهر توست

از نظر من حركت اين خانم خيلي سنجيده شده و درست است. اين مي تواند يك اعتراض بزرگ باشد در برابر كشور هاي كهن فكر و دين مدار كه همه ارزش ها و بي ارزشي را در يك حجم آلت تناسلي مي دانند.

بر سردر کاروانسرايي
تصوير زني به گچ کشيدند
ارباب عمايم اين خبر را
از مخبر صادقي شنيدند
گفتند که واشريعتا خلق
روي زن بي نقاب ديدند
آسيمه سر از درون مسجد
تا سردر آن سرا دويدند
ايمان و امان به سرعت برق
مي رفت که مومنين رسيدند
اين آب آورد آن يکي خاک
يک پيچه ز گل بر او بريدند
ناموس به باد رفته اي را
با يک دو سه مشت گل خريدند
چون شرع نبي ازين خطر جست
رفتند و به خانه آرميدند
غفلت شده بود و خلق وحشي
چون شير درنده مي جهيدند
بي پيچه زن گشاده رو را
پاچين عفاف مي دريدند
لبهاي قشنگ خوشگلش را
مانند نبات مي مکيدند
بالجمله تمام مردم شهر
در بحر گناه مي تپيدند
درهاي بهشت بسته مي شد
مردم همه مي جهنميدند
مي گشت قيامت آشکارا
يکباره به صور مي دميدند
طير از وکرات و وحش از حجر
انجم ز سپهر مي رميدند
اين است که پيش خالق و خلق
طلاب علوم روسفيدند
با اين علما هنوز مردم
از رونق ملک نااميدند

ایرج میرزا

گمانم نویسنده کار آبرامویچ رو با تحلیلش درباره‌ی ابژه بودن بدن زن سطحی کرده. آبرامویچ به مفهموم دیگه‌ای اشاره داره. به این‌که مقاومت نکردن انسان‌ها رو ترغیب به انجام هرکاری می‌کنه. یا ساده‌تر این‌که منفعل توسری خور می‌شه. نگاه کنید به حرف‌های خود آبرامویچ درین باره. زیر «ریتم صفر/ ۱۹۷۴».
http://en.wikipedia.org/wiki/Marina_Abramovi%C4%87
می‌خوام بگم گه به گمان من المیرا حسینی مثال بی‌ربط یا به بیان بهتر کم‌ربطی زده و مقایسه‌ی این دو منظرگاه تازه‌ای برای تحلیل باز نمی‌کنه.

رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
راهی بجز گریز برایم نمانده بود
این عشق آتشین پر از درد بی امید
در وادی گناه و جنونم کشانده بود
رفتم که داغ بوسه پر حسرت ترا
با اشکهای دیده ز لب شستشو دهم
رفتم که نا تمام بمانم در این سرود
رفتم که با نگفته بخود آبرو دهم
رفتم ‚ مگو ‚ مگو که چرا رفت ‚ ننگ بود
عشق من و نیاز تو و سوز و ساز ما
از پرده خموشی و ظلمت چو نور صبح
بیرون فتاده بود یکباره راز ما
رفتم که گم
شوم چو یکی قطره اشک گرم
در لابلای دامن شبرنگ زندگی
رفتم که در سیاهی یک گور بی نشان
فارغ شوم کشمکش و جنگ زندگی
من از دو چشم روشن و گریان گریختم
از خنده های وحشی طوفان گریختم
از بستر وصال به آغوش سر هجر
آزرده از ملامت وجدان گریختم
ای سینه در حرارت
سوزان خود بسوز
دیگر سراغ شعله آتش زمن مگیر
می خواستم که شعله شوم سرکشی کنم
مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر
روحی مشوشم که شبی بی خبر ز خویش
در دامن سکوت بتلخی گریستم
نالان ز کرده ها و پشیمان ز گفته ها
دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم
فروغ فرخزاد

از اين عمل گلشيفته دفاع نميکنم
اما از اين اتفاق راضيم، نه به خاطر طرفدار بودن از بي بندو باري، نه بخاطر غرب گرايي، نه دلايل سياسي
به دليل اينکه خيلي از ما ايراني ها 1- نميدونيم چي ميخواهيم چي نمي خواهيم 2- فاصله افکار جامعه از هم شفاف تر شد و دره اي که بين سنت شديد و مدرنيته يا حتي پسا مدرن (نه از ديدگاه طرفدار نه مخالف اين دو رويکرد) در ايران هست نمايان شد.
اين فاصله عقيده ها يه جا صداش در مياد.
انصاف و اعتدال بهترين چيزه تويه قضاوت ( چون عملا قضاوت کاره بشر نيست)

دو تا ادعای گنده کرده متن:
۱- عکس خانم فراهانی شده ابژه فالیک
۲- خود ایشون هم به اینکه فقط زیباییشون رو نشون بدن بسنده کردن

هر ادعایی، نیاز به مستند داره
برای ادعای دوم که رسما همه چیز حدس و گمان نویسنده است
در مورد ادعای اول، انتخاب گزینه‌ای استاتوس‌ها و کامنت‌های فالیک

نمیدونم چه اصراری است که همهٔ مردهای ایرانی رو بیمار جنسی‌ نشون بدن، و مشکل سکس در ایران رو گنده تر از اون چیزی که هست...بعد این رو پتکی کنن بر سر یه زن هنرمند که "نخیر خانم...ابژه شدی رفت پی‌ کارش"...

خانم میخوای چیز بنویسی‌ یه کم مطالعه و تحقیق بد نیست...یه مقدار هم بی‌طرفی و مستند حرف زدن

بیاین باهم لخت بشیم لخت و بری از حرف ها و شنودهای تهی و بی اساس

کاری که کرده فقط به خودش مربوطه و نه هیچ کس دیگه

بنظر میرسه که این توجیهات روشنفکر مابانه و پست مدرنستی به زن و جایگاه آن در اجتماع و خانواده و همچنین هنجارهای فرهنگی سرزمینی که از آنجا برخاسته است بی توجه است و یا خود را به نسیان فرو برده است. در هیچ سیستم اخلاقی چنین نگاهی ر به زن ندارند و عفت و پاکدامنی و حیا را جزء اساسی شخصیت انسانی زن میدانند. با این وجود از جنبه دیگری که نگاه کنیم خانم گلشیفته فراهانی در جایگاه یک هنرمند و بازیگر موفق سینما میتوانست الگوی مناسبی برای دیگر زنان این کشور باشد اما با این کار خود تمام گذشته و افتخارات خود را به تاراج داد و قطعا در آینده تاریخی فرهنگ ایران جایی نخواهد داشت. آیا بهتر نیست با این تحلیلهای انتزاعی و ایدهآلیستی فمینستی و تشویق ایشان در انجام این رفتار نا متعارفٰ کمی او را به تفکر و تامل در روشی که پیش گرفته است سوق دهیم و نگذاریم در ورطه پوچی و از خود بیگانگی بیفتد. بهر حال آینده روشنی برای خود ایشان دیده نمیشود و معلوم نیست دچار چه آثار روحی و روانی نا میمونی شوند.

سلام
عزيزان محترم فارسي زباني كه با ديدن اين تصوير غمگين دچار غيرت ايراني شده ايد ؛ اين مطلب را براي شما مي نويسم . اگر خبري از شعور و شرافت و نه حقه بازي و خباثت در ميان بود شايد مي شد مستقيم صحبت كرد اما به همين بسنده مي كنم . اما
نگاه آزرده و ويراني زده گلشيفته فراهاني در مقام يك هنرمند با شعور و دلنگران كشورش و مردم سرزمينش يك پرده از ويراني تك به تك ماست .
بسياري از هنرمندان ، نويسنده ها ، روشن فكران مثلا ، و ... آي شما كه حلق مباركتان را پاره مي فرماييد :
گلشيفته فراهاني تشنه لخت شدن جلو دوربين كسي نيست .
فرهنگ عزيز سرزمين عزيز شما آدم هاي آزاده بي پناه را به اين حال و روز مي اندازد كه براي اعتراض و انتقاد از آن چه كه هست ...
آه قناري معصوم ما ؛ گلشيفته با تو همدردم
اميدوارم قدري از عظمت روح تو را ببينند اين لكاته ها

و با فروغ در حمايت از تنهايي تو مي پرسم :
آي مردم !

آيا شما كه صورتتان را
در سايه نقاب غم انگيز زندگي
مخفي نموده ايد
آيا به اين حقيقت ياس آور
انديشه مي كنيد
كه زنده هاي امروزي
چيزي بجز تفاله يك زنده نيستند

رجبعلي صراف عزيز
مخلصيم و درود بر شما

امروز با همکارانم در محل کارم در مورد این به ظاهر هنرمند صحبت می کردیم همه متعجب از این کار بودند یکی می گفت خب بین 75 میلیون جمعیت باید یه دیوونه هم باشه یکی دیگه می گفت : بیچاره پدر مادر و خواهرش که نامشون به افتضاح کشیده شد و دیگری " خوبه که دیگه تابعیت ایران رو نداره تا نامش زن ایرانی باشه" و من گفتم از این به بعد هر کس از دست دیگری عصبانی شد به جای فحش و ناسزا به دیگری بگوید"گلشیفته"!

تن گلشیفته!

گلشیفته فراهانی، بازیگر و نوازنده ۲۹ ساله ایرانی ساکن پاریس،
در برابر دوربین های غرب برهنه شد.
(امشب مواظب زلزله باشید!)
آفرین بر او!
گلشیفتۀ معصوم و زیبا، هنرمند تبعیدی و نماینده زنان «ولایت»ی است که در سه دهه گذشته به ضرب شلاق و داغ و درفشِ اراذل و اوباش رسمی حکومت اسلامی، حجاب تحقیر بر سر زن ایرانی کرده و نهایت تلاش خود را بکار برده که بدن زنان را کنترل کند.
آفرین بر گلشیفته که با همان سلاح (بدن خود) به جنگ ژنتیک آخوندی رفت
و خواب مقدس ملاها -و بسیاری از ما شِبه ملاها- را برآشفت.
او هوشمندانه بهترین زمان را برای این حرکت برگزید، زمانی که جهان او و هنر او را می شناسد و به رسمیت می شناسد، و این گونه صدای اعتراض او بسیار موثرتر پژواک می یابد.
برهنگی گلشیفته، اعتراضی شجاع، صریح، رسا و بی شائبه است؛
مبارزۀ زنی است به ستوه وفغان آمده از زهد و خدعه و تقیه ویژه حکومت آخوندی - و نیز امّت ریاکار زاده پروردۀ سه دهه حکومت دروغ آخوندها.
برهنگی گلشیفته به باور من قدرتمندترین روش اعتراضی است به «ظلم»تکدۀ جمهوری اسلامی، علیه ستمی که بر زنان ایران می رود.

اما...
اداره گشت گشتاپوی غیررسمی حکومت اسلامی شعبه خارج از کشور، یعنی ما، بسیاری از ما،
با گفتن اه و اوه و تف و زهرمار در فضای مجازی، مراتب مخالفت خود را با برهنه شدن گلشیفته ابلاغ کردند: وامصیبتا، عفت و اخلاق وناموس بر باد رفت!

یک نکته برای یادآوری، دوستان عزیز، اعضای محترم جوراسیک پارک مصباح و مکارم و خامنه،
بدن گلشیفته از آنِ گلشیفته است، به شما هیچ ربطی ندارد.

خانم ها و آقایان مدرن آخوند پرورده
شما فوق دکترا بگیرید، زیارت اینترنتی ثامن الائمه بکنید، قرآن سر بگیرید، شارب بگذارید، نوره بکشید،
نامه در چاه جمکران بیاندازید، و سر سفره حضرت ابوالفضل ازلی ابدی خود بمانید، حق شماست!
اما، در این یک مورد خاص لطف کنید، حناق بگیرید،
جان من!،َ جان من!
با همه قدرت به حمایت از اعتراض او برخیزیم، و هر کو به سهم خود، صدای او بازتاب دهیم.

گلشیفته فراهانی و دگماتیسم
اشتباهات ۳۰ سال پیش را دوباره مرتکب نشویم.
برای رسیدن به یک جامعه دموکراتیک بایستی حقوق فردی هر شخص مورد احترام قرار بگیرد .چرا که این رکن اصلی حقوق بشر است. آزادیهای سیاسی و اجتماعی در یک جامعه زمانی شکل میگیرد که هر شخص از حقوق فردی برخوردار باشد . حق انتخاب دین، شغل ، محل سکونت و یا لباس را داشته باشد و همه افراد جامعه به دور از جنسیت ، قومیت و مذهب بایستی از این حقوق های فردی برخوردار باشند .
۳۰ سال پیش در ایران ابتدا جمهوری اسلامی‌ بنای دیکتاتوری را با از بین بردن حقوق فردی آغاز نمود وما خاموش ماندیم ( حجاب اجباری ، ممنوعیت پوشیدن لباسهای خارجی‌ ، موسیقی و ...)
وسر انجام خاموشی اکثریت در برابر ازبین بردن حقوق فردی در کشور موجب گردید تا رژیم فعالیت احزاب و هرگونه فعالیتها ی سیاسی و اجتماعی را یکی پس از دیگری ممنوع کند . احترام به حقوق فردی پایه و اساس آزادی سیاسی ، مذهبی و قومی است.
نمیتوان حقوق فردی شخصی را نادیده گرفت یا به آن توهین کرد ، زیرا با باورهای شخصی سازگاری ندارد . آزادی یعنی آزادی دگر اندیشان .
خانم گلشیفته فراهانی در این ویدئو برای رفع و دفع تابوهای رایج که درجوامع اسلامی وجود دارند به همراه هنرپیشگان خارجی دیگری اقدام به در آوردن لباس خود میکند. این کار در فضای مجازی واکنش‌های مثبت و منفی را از خود نشان داد. متاسفانه افرادی این حرکت نمادین خانوم گلشیفته فراهانی را بد ، مغایر با فرهنگ ایرانی و یا اینکه " جامعه امروز ما نیاز به تابو شکنی‌های انقلابی و آنی‌ ندارد" توصیف کردند .
سوالاتی که اینجا مطرح میشود این است که آیا کسانی که این تابو شکنی‌ خانوم گلشیفته فراهانی را بد میدانند همین نظر را داشتند اگر به جای گلشیفته فراهانی یک هنرپیشه مرد ایرانی در این این ویدئو این نقش را ایفا میکرد؟
نظر شما راجع به هنرپیشه ها ی خارجی زن در این فیلم چیست ؟ آیا از دید شما این کار آنها هم ناپسند است یا اینکه ایرانی بودن خانوم گلشیفته فراهانی در این فیلم سبب گشته تا شما کار ایشان را بد بدانید؟
اگر شما معتقد هستید چون گلشیفته فراهانی یک هنرمند زن ایرانی است , شما کار او را با فرهنگ ایرانی ناسازگار میدانید ؟ از کجا میدانید که باور شما از فرهنگ ایرانی درست است ؟ آیا این همان نگاه ارتجاعی دینی به یک زن نیست که او را از دریچه انسانی با حقوق مساوی نمی بیند؟ آیا این تفکر میتواند نتیجه تربیت کودکی درجامعه مردسالاری باشد که در ضمیر ناخودآگاه ماندگار شده است و اگر چه امروزه به تصوراز افکار مرد سالاری فاصله گرفتیم اما در مورد حقوق زنان ناگهان این تربیت کودکی مردسالاری تحت عنوان ایرانی بودن ، غیرت ، فرهنگ و .... نمایان میگردد . از چه چیز واهمه داریم ؟ اگر پسرمان دوست دختر داشته باشد به آن می بالیم ، لیکن اگر دخترمان دوست پسر داشته باشد آن را بد میدانیم . بدرستی چرا؟ نگرانی از چیست ؟
سوال دیگر این است که اگر عده ای بر اساس باورها ، اخلاقیات و عادات دیرینه تفاوتهایی را بین زن و مرد قائل میگردند . آیا وقت آن فرا نرسیده که خود را از این دگم برهانند؟ آیا می بایست هنوز بر این باور بود که خورشید به دور زمین میگردد؟
جامعه همواره سیر تکاملی دارد و اگر باورهای نادرست درآن باشد آنرا اصلاح خواهد کرد و این نیز همانند تکامل ، در طول زمان مشخص میگردد . کار خانم گلشیفته فراهانی اهمیت بسیاری دارد و ما بایستی بیاموزیم که به آزادی عمل این هنرمند احترام بگذاریم . احترام به حقوق فردی پایه و اساس آزادی سیاسی ، مذهبی و قومی است برای رسیدن به این آزادیها در ایران فردا، بایستی سفت و سخت از حقوق فردی حمایت کرد و کوشش کرد که احترام به حقوق فردی ، جزو اصلی ترین اهداف ما برای رسیدن به ایران دمکراتیک باشد.
بابک سینا

حرکت نه چندان جالب گلشیفته فراهانی در نمایش غیر عرف برهنه خود که از دیروز به موجی از رفتارهای استاندارد ایرانی تبدیل شده است مرا بر آن داشت راجع به ملت خودمان بیشتر بنویسم. ملتی که هم به خودش شیفته است و هم به هر چیزی که بوی سکس از آن بیاید به طرز وحشتناکی سمپاتی دارد.
شخصیتهایی مانند گلشیفته فراهانی در دسته بازیگران با چهره معصومانه قرار می گیرند. این نوع بازیگران معمولا در نقشهایی وارد می شوند که حتی اگر نقش منفی بازی باشند بدون عامل فردی چنین قابلیتی را دارا شده اند. مثال واضحی که در سینمای بعد از انقلاب میتوانم اشاره کنم نقش بسیار دیدنی لیلا حاتمی در فیلم آب و آتش که حدود یک دهه قبل اکران شد است. نقش زنی که با حالتی معصومانه در دنیای روسپیگری قرار گرفته و با یک نویسنده که پرویز پرستویی است برخورد می کند و در نهایت در آخر داستان مظلومانه به قتل میرسد. (توصیه می کنم این فیلم را اگر ندیده اید حتما ببینید زیرا واقعا دارای ساخت جالبی است)
خوب با این اوصاف شخصیتی مانند گلشیفته فراهانی که به لحاظ کاراکتری در دسته بازیگران Innocent babe قرار می گیرد باید با تکیه بر توان بازیگری خود راه موفقیت را باز کند نه با نمایش بدن برهنه خود! شاید تصور کنید که نمایش این گونه بدن در خارج از ایران عرف و حل شده است اما چنین نیست و حتی بازیگران حرفه ای به شدت این موضوع را رعایت می کنند تا جاییکه راه دستیابی به چنین عکسهایی هک کردن و دستکاری ابزارهای دیجیتال یا اکانتهای کاربری این بازیگران است!
اما ریشه این رفتار چیست؟
در اینکه این تصمیم گلشیفته تصمیمی در حیطه شخصی است شکی نیست و از این جهت نقدی بر وی نیست اما آنچه وی را به اینجا رسانده است نوع تفکر ما ایرانیها است. رفتار خود شیفته ای که همه گونه راه ها را به انتهایی نه چندان جالب می رساند. مهمترین تصور گلشیفته پس از خروج از ایران طی کردن پله های ترقی به طرزی مهار نشدنی بود اما واقعیت این است که به آن تناسبی که فکر می کرد نشده و نخواهد شد و این موضوع کاملا طبیعی هم هست زیرا پتانسیل وی بیشتر از این نیست و نخواهد بود. او بازیگری خوب است اما نه در حد نقشهای جهانی! نه در حد هالیوود و همین تصور خود شیفته وی از او چنین گلشیفته ای ساخت چون نیاز به مطرح کردن بیشتر خود می بیند اما ابزار فنی و هنری کافی ندارد! در واقع در کلیپی که از وی منتشر شده است تنها زنی که اقدام به نمایش برهنه خود می کند گلشیفته است و بس!
به طور کلی ما ایرانیها به تواناییهای بالقوه یا همان استعداد خود به طرز بی جایی اطمینان داریم و نسل ایرانی را یک نسل خاص و برتر و فوق بشری در زمینه هوش و استعداد می دانیم و مثلا با اعلام خبر موفقیت یک ایرانی در خارج ناگهان این حس بالا می زند. همین حس به همه ما خبر می دهد که مشکل شما سطح پایین توانایی نیست بلکه مشکل در ایران بودنت است! صد البته این موضوع در اغلب موارد چنین نیست. در همه کشورها همه نوع استعداد فراوان است و به خصوص در زمینه هنر سینما به دلایل مختلفی که در این مقال نمی گنجد اصلا توان رقابت فنی با دنیا نداریم. شخصیتهایی که در سینمای ما تاپ محسوب می شوند حتی یک نقش زیر پوستی هالیوودی را هم نمی توانند تست بدهند! البته این نقصی محسوب نمی شود همانگونه که توان فوتبال ما پایینتر از اروپا است در اغلب زمینه های دیگر هم چنین هستیم زیرا انسانها را جامعه و آموزش پرورش میدهد و استعداد پیش نیاز ماجرا است نه همه ماجرا!
البته نباید فراموش کرد که این حرکت او هرزه نگاری نیست اما آنچه مورد نظر است تفکری است که به این نقطه می رسد. افرادی مانند گلشیفته توان مدیریت حوادث اطراف خود را ندارند و اگر تصمیمی غلط بگیرند یا در برابر موقعیتی پیش بینی نشده قرار داده شوند وانمود می کنند که این تصمیم را در عین آگاهی و درایت گرفته اند و با انجام سطوحی بالاتر بر آن اصرار می ورزند. همین تفکر نیز ناشی از همان خود شیفتگی ذاتی ملت ماست زیرا با فرض تکامل فکری خود وارد هر چیزی می شود و تصور خطا ناممکن می شود.
نه کسی در دنیا گلشیفته را نماینده ایران می داند و نه این حرکت او موجب موفقیت بیشترش می شود تنها چیزی که با این کار نصیب او شد شاید یکی دو نقش درجه سوم در فیلمهایی دیگر باشد که احتمالا در آنها هم باید بیش از پیش دست به خودنمایی بزند زیرا توان بازیگری او از یک حدی بیشتر قابل تصور نیست.
نکته دیگری که این ماجرا داشت نوع سمپاتی جالب ملت غیور! ما به هر چیزی که بوی سکس بدهد است! این موضوع در کشور ما بیش از یک کنجکاوی ساده است. من کسانی با سنی قابل توجه را می شناسم که همان یکی دو ثانیه برهنه شدن گلشیفته را صد بار تماشا کرده بودند!!! چیزی که توجیه فکری آن بسیار ناممکن است زیرا فراتر از کنجکاوی است. کلا ملت ما قرابت فکری جالبی با رویاپردازی در این زمینه ها دارد و این هم درد بزرگی است که ابعاد ان بسیار وسیعتر از رفتار نامتعادل و نگاه جنسی به هر موضوعی است.
گلشیفته فراهانی مسلما نمونه آشکار زن ایرانی نیست اما بدون شک نشان دهنده مدیریت فکری ایرانی در کنترل امور است. تصمیمات دفعی و اصرار بر دفعی نبودن و عقلانی بودن آنها و ایجاد سلسله تصمیمات مشابه. چیزی که از کودکان مدارس ابتدایی تا بالاترین رده ها به وضوح دیده می شود.
نکته آخر اینکه نسل گلشیفته دارای چه محدودیتها و تصوراتی بوده است که اکنون کارش به جایی رسیده است که کارهایی که خواننده هایی چون گوگوش و …هم نکرده اند را انجام میدهد.

گلشیفته ی عزیر سینمای ایران تو برهنه پوشیده ایران یا هر کجای دنیا که باشی تو قلب ما هستی

نمي دانم گل شيفته چرا مرتكب اين فعل شده؟قضاوتي هم در مورد كارش نمي كنم .نه به تصديق و نه به تكذ يب .ولي يك چيز را يقين دارم رسانه هاي وابسته به حاكميت،براي انحراف افكار عمومي داخل كشور از مطالبه ي حق انتخابات آزاد وسالم و رقابتي و منصفانه ،وبه عنوان خرج توپ تبليغات مبارزه با خانه سينما از اين مو ضوع ،خيلي قشنگ استقبال كرده و با پوشش خبزي كامل، هي خرجشو زياد مي كنه و بعضي دوستان خيلي مبارز هم بازي خورده اند .پويندگان و دوستاران راه سبز اميد بايد هشيار باشند و خانم برومند و آقايان افروغ و رشيدي و ديگر عزيزان هم حوا سشان جمع باشد كه خداي ناكرده هيزم اين آتش جهنمي نشوند و بعضي فمنيست هاي خوش خيال عالم ذهن ، هم برمطالبات اصلي متمر كز باشند وانرژري خود را هدر ندهند .آيا واقعن الان مسآله اصلي جنبش زنان، برهنگي ست ومثلن دغدغه و دل نگرا ني خانم عبادي و هزازان مدافع واقعي حقوق زنان وحقوق بشر، دفاع از حق برهنگي زن ايراني ست .از دختر م گل شيفته هم انتظار دارم به حق نان و نمكي كه از سفره بهزاد فراهاني و سفره مردم نحيب و مظلوم ايران خورده است ،توي زمين نارفيقان بازي نخورد.من با ديدن عكس گل شيفته ،ياد فيلم علي سنتوري افتادم.گل شيفته استعداد غر يبي ست كه قرباني جهل و جور و حماقت و خشونت جامعه نكبت ما شده است ، ولي يقين دارم كه ان شا ءالله مثل علي خو دشو پيدا مي كنه . دخترم تو شاهباز عرشي و خيلي بيشتر از اين حرف و حد يث ها مي ارزي .من تو را و همه ي دختران فيروزه اي ايران زمين را دعا مي كنم و مي دانم كه اين تقدير شما نيست .ان الله لا يغييروا ما بقوم حتا يغييروا ما بانفسهم.

خانم حسینی دست مریزاد. گذشته از اینکه چقدر با شما موافقم یا مخالف، آفرین. نقد عمیقی بود حاصل فاصله گرفتن و بیطرف ایستادن. برای انقدر بیطرف و غیرمخلوط نگاه کردن، آفرین. حداقل کاری که میتونم بکنم اینه که با پاسخ جور رکدن بلافاصله به متن شما، چیزی را که به ذهنم خوراندید قی نکنم. ممنون...

سؤال اوّل این است که چه فرقی میان فرهنگ یک دختر مسلمان ساکن جوامع اسلامی با فرهنگ یک دختر مسلمان ساکن کشورهای اروپائی در رابطه با پوشش هست؟
٢- چه فرقی میان عکس العمل یک دختر مسلمان در جوامع اسلامی با عکس العمل یک دختر در جامع غربی و یا غیر اسلامی در رابطه با رفتار خانم فرهانی می باشد؟
٣ -تاثیر فردیت و مسئولیت شخصی و نهایتأ آزادی فردی در رابطه با مسائل جنسی در جوامع غربی به چه میزان است و تفاوت رفتار جنسی یک فرد وابسته و یا نیمه وابسطه فرهنگی- اجتماعی و اخلاقی با خانواده و شهروندان خود در جوامع اسلامی چیست؟
٤- رفتارهای خارج از چهارچوب افراد در هر دو جامعه چه تاثیری در روابط آنان با خانواده خود و دیگر شهروندان و حکام دارد؟
به نظر من فردگرایی در بسیاری از جوامع سرمایه داری،راه عصیانگری(مثبت و منفی) را برای جوانان سهل کرده است و چون مردم در این جوامع به یک فرد بالغ به عنوان یک انسان کامل و خودمختار نگاه میکنند،لذا اعمال منفی و مثبت او را هم به خود فرد انتصاب میدهند و کسی پدر و مادر و یا خانواده و فامیل شخص را مورد معاخذه و بی احترامی قرار نمی دهد.در صورتی که در بسیاری از جوامع (اسلامی و غیر اسلامی)که فردگرایی هنوز گسترده نیست و وابستگی اخلاقی و خانوادگی شدید است،هر عملی،مخصوصا اعمال غیر عادی شخص با تربیت خانوادگی و فهنگ محیط زندگی او پیوند داده میشود و دیگران هم بلاجبار زیر سؤال میروند.
اگر توجه کنید متوجه میشوید که در روسیه که زیر نفوذ کمونیستها بود و حتی در آمریکا هم چنین حرکتهایی از طرف اکثریت مدم، مورد تائید قرار نمی گیرد.چنانچه در انگلستان هم روابط خانم دایانا( لیدی دای) با مردی مسمان از کشور مصر مورد قبول جامعه متعصب مسیحی و خانواده سلطنتی قرار نگرفت.
اکنون به دور از هر گونه دخالت در تصمیم فردی خانم فرهانی،باید از علاقمندان فوق و دیگر علاقمندان به لخت شدن زنان و مردان در کره زمین سؤال کرد که چه مانعی سر راه شماست که خود چنین نمیکنید؟پاسخ به این سؤال در حقیقت کمک بزرگی به رشد فرهنگی و برخوردی درست با لخت شوندگان بعدی خواهد بود.سپاس

بنظر میاد شما قالب نگاههای خیره به این رفتار یا کنش جنسی/اجتماعی را ماثور از دو جریان مذهبی و سیاسی دیده‌اید و غالب مردان را بلا انکار در جرگه افرادی قرار داده‌اید که چه با احساس منفی ، و چه با احساس مثبت طوری نسبت به این کنش گلشیفته جبهه گرفته‌اند، که تو گویی این زن هیچ اختیاری در قبال بدن خویش ندارد و این مردان هستند که این اجازه را به خود می‌دهند تا در این مورد تصمیم‌گیری کنند! که این نگاه نادرست است...
من اتخاذ این رویکرد را از جانب شما می‌گذارم به حساب زن بودنتان و سرخوردگی تاریخی در قبال این عقده فرو خورده (یعنی عدم احساس تملک زنان بر اندام خویشتن) و پذیرفتن این قانون!
در حالی که بقول خودتان اگر کسی بخواهد بطور ابژکتیو به این قضیه نگاه کنند، یعنی باید بتواند پیوندهای فکری-غریزی خود را که مرتبط با این قضیه هستند فروخورد و سپس به پرداخت مدلولات و ماهیت این کنش بپردازد، که ذهن غیر مستقل شما نشان داد که عاجز از این کار هستید!
رفتار گلشیفته و ماریانا دو تست اجتماعی شبیه هم برای فهم یک مسئله در دوبستر معنایی و فرهنگی متفاوت بود!
کنارهم گذاشتن این دو رفتار از این منظر شاید چندان کار درستی نباشد! چرا که به زعم وجود بسیاری از نمودهای آزادی تنانه در مغرب زمین هنوز هم زنان در شرایطی هستند که باید قبول کنند، حتی در این آزادی (ظاهری) اختیاری نسبت به تن خود نداشته‌ و ندارند! هرچند که بسیاری گمان می‌کنند زنان آنجا آزادند! بنا براین ماهیت رفتار آبراموویچ با گلشیفته بسیار متفاوت است اگرچه ظاهر رفتار و خواست‌شان (بخوانید آزمون‌شان) یکی بوده
کار گلشیفته نیز انجام یک آزمون سخت برای عبور از یک خط قرمز بزرگتر، در مغرب زمین بود! او جوان بود که زیستن در موطن خویش را فروخت و خیال فتح سرزمین عجایب را خرید! سرزمینی که راه بازگشتی در آن وجود نداشت! هرچند که او فیدبک های ناشی از طرح این سوال را (که آیا من اختیار تن خودم را دارم یا نه؟) شاید عقلاً و ایجاباً از پیش می‌دانست اما جوانی او در حال سپری شدن و مجال تجربت فتح سرزمین عجایب در حال از دست رفتن بود!

داستان تمام شد به خانه‌های‌تان برگردید.

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.

لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.

کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و
منتشر نخواهد شد.

 

لینک به ادیتور زمانه:         

برای عبور از سد فیلترینگ

پرونده ۱۳۹۱ / چشم‌انداز ۱۳۹۲

مشخصات تازه دریافت برنامه های رادیو زمانه  از ماهواره:

ماهواره  :Eutelsat

هفت درجه شرقی

پولاریزاسیون افقی 

سیمبول ریت ۲۲

فرکانس ۱۰۷۲۱مگاهرتز

همیاران ما