خانه | انديشه زمانه

گلشیفته، واقعیتی از جنسیتی فراواقعی شده

شنبه, 1390-11-01 01:43
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
رضا کارخانه

رضا کارخانه − سئوال این است: گلشیفته برهنه است یا نقش برهنگی کارکرد حقیقی او و هر زن دیگری است؟ شاید هم برهنگی نخستین نگاه تکامل گرا بر فردیت انسانی است، آنچنان که تندیس‌های برهنه فلورانسی آغازی بود برساختن سوژه‌ی انسانی در قالبی تمام نما در دنیای غرب.

 
درست است که در دوره‌ای از تاریخ زندگی می‌کنیم که زن با برهنگی شوم اشتباه گرفته شده است و از همین رو محکوم گردیده؛ اما در پس این محکومیتِ اخلاقی/ جنسی چیزی جز بردگی اجتماعی قرار ندارد. زن و بدن هر دو در بردگی و به حاشیه رانده شدن سرنوشتی یکسان داشته اند[1].هیچ تفاوتی میان جنسیت ایرانی و غربی نیست یعنی اینجا اصلاً موجودیت و هویت ایرانی مطرح نیست؛ صحبت اساساً بر سر ایرانی یا فرانسوی و .... نیست؛ بحث بر سر جنسیت هم نیست، بلکه بحث بر سر یک نگاه جنسی است.
 
فرم و محتوا
 
در حقیقت بحث فرم و محتوا مطرح هست و فرم متفاوت و معنای یکسان.
در ویدئوی منتشره شده‌ی آکادمی سزار، ما با دو مقوله اساساً غیر متضاد سرو کار داریم:
یکی آزادی روح،
و دیگری آزادی بدن.
 
 این نشان می‌دهد که فرم اساساً معنا را زائل نمی‌کند. درست است که بدن زن از لحاظ فرم متفاوت است؛ و شاید شهوانی‌تر (و از این رو بار نمایش پذیری را بر دوش می‌کشد)، اما در اساس هیچ تفاوتی میان محتوای آنان (بدن زن و مرد) نیست.
 
 آنچه مهم است همان آزادی روح است. آنچه در آنونس هم می‌شنویم و هم به نمایش گذاشته می‌شود به این اشاره می‌کند که "درست است که برهنه هستم‌، اما هنوز هم دست نیافتنی‌ام." این جمله در حقیقت کلید واژه تفاوتی است که نه جسم را نفی میکند و نه روح را. ما با مقوله‌ای از جنس بدن سکسی مواجه نیستیم؛ زیرا اگر خوب نگاه کنیم بدن گلشیفته به هیچ عنوان نظام مندی تمام عیار یک بدن سکسی را دارا نیست؛ بدنی که به قول ژان بودریار شاید برهنه باشد‌، اما شما اولین چیزی که در آن می‌بینید یک معصومیت است. این بدن نیست که ما را محصور می‌کند. این یک نگاه گیرا و سخنگو است که ما را متوجه چیزی می‌کند: چیزی که باید باشد و نیست؛ چیزی از جنس آنچه در انقیاد و بردگی است.
 
کدام زن؟
 
به وضوح در این آنونس می‌بینیم که مقصود نقش پردازان در زیر فرم‌ها پنهان شده است و بیش از هر چیز این نظام تحریک است که نقش ایفا می‌کند: نظامی که زن پیوسته از دریچه آن نگریسته شده است.
 
در حقیقت زن و بدن هر دو در طول تاریخ به حاشیه رانده شده و به بردگی کشیده شده‌اند، در تاریخی که کلیه‌ی طبقات استثمار شده تعریفی جنسی پیدا می‌کنند، مثل زن و مثل بدن و مثل سیاهان. زن − که پس از هزاران سال بردگی در حقیقت انقلابی‌ترین امکان بالقوه را پدید آورده و در نتیجه اساسی‌ترین خطر برای نظم موجود به حساب می‌آید − به عنوان "اسطوره رهایی" جذب و بازاریابی میشود. زن از رهگذر آزادی جنسی به مصرف میرسد.[2] اما کدام زن؟ زنی سازگار با واقعیت یا زنی فرا واقعی؟ دالی منطبق بر مدلول؟
 
زنی با اندامی شهوانی و جنسی و نه جنسیتی است که وارد نظام بی پایان مصرف گرایی می‌شود، اما در عکس و فیلم منتشره ازگلشیفته، ما با دو کارکرد روبرو ایم: عکسی در معنای به تمامی خلاف عکسی که علیا ماجده المهدی منتشر کرد، هنری و منطبق بر ساختارهای زیباشناختی. زیرا نظامگان نور، بک استیج و قالب فضا کاملاً تعریف شده است و بیننده را با به خود جذب می‌کند و از طرف دیگر با یک ساختار مفهومی و غیر جنسی روبروییم (زیرا گلشیفته بر خلاف پورن استارها) نه چهره‌‌ای شهوانی دارد و نه بدنی شهوانی. آنچه اینجا رخ می‌نمایاند بدن نیست بلکه مفهوم و ابژه هست (در معنای هدف).
 
 می‌توان گلشیفته را واقعیتی از زن ایرانی دانست در برابر فراواقعیت‌های شهوانیِ ایرانی که با وجود پوشیدگی بدن، شهوانی تر و به مراتب به نظام مصرف جنسی نزدیکترند... گلشیفته روح متعالی و معصومی است از بدنی غیر شهوانی؛ بدنی همچون بدن هر مردی و هر زنی.
 
 شاید این نگاه ماست که عریان است.
 
 
پانویس‌ها


[1] بودریار؛ ژان؛ جامعه مصرفی
[2] همان

 

Share this
Share/Save/Bookmark

انقلاب برهنه ادامه دارد، نفر بعدی کیست؟

بسیار گفتند و گفتیم که سال 2012 سالی شگفت انگیز و پر از تحولات و شگفتی ها ست. سال 2012 را برای زنان سال بیداری نامیدیم و گلشیفته فراهانی بهار آنرا رقم زد و بزودی شکوفایی آنرا شاهد خواهیم بود.
علیا ماجده المهدی، زن جوان مصری آغازگر (انقلاب برهنه) در مصر شد و با انتشار تصاویر برهنه خود، پیام آزادی انسان ها و مالیت بر جسم را به تمامی جهان رساند. در حمایت از علیا ماجده دیگر زنان و مردان هم عریان شدند و فریاد آزادی سر دادند.
فیروزه بذرافکن، زیبا ناوک، آرش دکلان، رضا شادپی از جمله ایرانیانی بودند که اقدام به حمایت کردند و سرانجام هنرمند محبوب و برجسته (گلشیفته فراهانی) هم به انقلاب برهنه پیوست و تابو ها شکسته شد.
این (انقلاب برهنه) ادامه دارد و حال باید پرسید نفرات بعدی چه کسانی هستند؟
از هنرمندان و همچنین افراد عادی، چه کسانی این حرکت بزرگ را ادامه خواهند داد؟
ما منتظریم و باور داریم که این حرکت، بارها ادامه خواهد یافت.

برهنگی فلسفه بزرگیست
واژه جنبش از (جنبیدن) یا حرکت های سریع نشات می گیرد، که معادل آن همان (نهضت) است به معنای یک حرکت سریع و جدی است، انقلاب های امروزه بیشتر جنبش هستند. انقلاب به معنای دگرگونی عمقی و پایه ای است. انقلاب یعنی آنچیزی شود که اکنون نیست. انقلاب یعنی تحول، دگرگونی، اگر سالها بنشینیم و بی تفاوت باشیم، هیچگاه به ازادی نخواهیم رسید.
می خواهیم ببینیم که آیا این حرکت او آیا درست است و یا نادرست؟
انسان موجودی است که عمده ترین و پایه ای ترین نیازها از جسم وتن او آغاز می شود. مغزی که ما با آن می اندیشیم هم جزیی از تن ماست، قلب ما هم جزیی از تن ماست. حافظه ما هم در مغز و تن ماست. همه چیز ما در تن ماست.
این تن حقوق و نیازهایی دارد که باید برآورده شوند.
این تن انسان نیاز به غذا دارد.
این تن انسان نیاز به نظافت دارد.
این تن انسان نیاز به هواخوری دارد.
این تن انسان نیاز به شنا دارد.
این تن انسان نیاز به س ک س دارد.
این تن انسان نیاز به درمان دارد.
این تن انسان نیاز به عریانی دارد.
این تن انسان نیاز به خودنمایی دارد ، نیاز به ورزش دارد و ...
در یونان قدیم، پیروان (اومانیسم) همیشه انسان را در برابر خدایان خیالی قرار می دادند و توجه ویژه به انسان و تن انسان داشتند. همواره در آثار مجسمه سازی و نقاشی و هنر ها، این تن انسان بود که خودنمایی می کرد، با هارمونی و فیگوری که توجه همگان را به خود جلب میکند.
آیا یک انسان بدون تن را می توانید تصور کنید؟ پاسخ : خیر است.
در اولین برخود با هر انسان، نخستین چیزی که به آن توجه می کنید، چیست؟ پاسخ: تن است.
اینکه در ادیان و کشورهای محدود، برای زنان و حتی مردان، حجاب و محدویت هایی برای نمایاندن تن آنها، وجود دارد، دقیقا یک بیماری ذهنی و دشمنی آشکار با انسان است.
چگونه می توان تصور کرد که یک انسان، این دانا، این برتر..... این حق را نداشته باشد که تن و اعضا خود را عریان کند؟
چگونه می توان انسانی را آزاد دانست بدون اینکه حقوق تن او نادیده گرفته شود؟
این اجبار پوشیدگی که ادیان و اسلام گرایان، ایجاد کرده اند هدفش چیزی جز دیکتاتوری دینی و بردگی نیست. در ایران خودمان ببینید که چه مقدار سرکوب های جنسی بالاست و افراد مجبور می شوند که بصورت پنهانی نیازهای جسمی خود را به بدترین شکل، برآورده کنند.
انسان یک موجود بسته بندی شده نیست، انسان انسان است و آزاد، انسان از لحظه تولد عریان زاده می شود و هنگام مرگ هم عریان می میرد. عریانی نمادی از راستی است، نمادی از صاف بودن، نمادی از بی شیله پیله بودن. می گویند حقیقت هم عریان و برهنه است و ما هنگامی که می خواهیم چیزی را واشکافی کنیم، آن چیز را برهنه می کنیم. هنگامی که کف دست خود را به نشانه راستی و صداقت به کسی نشان می دهیم، بازهم برهنگی خود را نمایان می کنیم. برهنگی فلسفه بزرگیست که نشان از سادگی و راستی است.
(باکرگی ممنوع)

تا به حال سرگرمی بیشتر روشنفکران ایرانی گفتگو و نوشتن مقاله ها، یا کتاب ها در رابطه با سنت و مدرن ، یا سکولاریسم بود و هست. اما سرگرمی جدید روشنفکران ایرانی : نوشتن رمان ها راجع به برهنه شدن گلشیفته فراهانی. چرا این مسئله پیش پا افتاده و بی اهمیت ( برهنه شدن یک هنرپیشه در جلوی دوربین ) این چنان ذهن روشنفکران ایرانی را به خود مشغول کرده است و حتی به آن رنگ سیاسی نیز می زنند. من تا به امروز ،حداقل در آلمان، جای نخواندم که یک روشنفکر آلمانی حتی یک سطر در رابطه با لخت شدن یک هنرپیشه چیزی نوشته باشد.

آقا شما از کجا می دانی که این عکس بقیه را تحریک نمی کند؟ علیا شما را تحریک کرد؟ چه بد! اما خیلی از مردها هم تحریک نشدند و از حرکت او شرافتمندانه حمایت کردند. اقدام علیا یک حرکت اصیل و یگانه ی انقلابی و سیاسی بود در جامعه ی در حال انقلاب زیر خشن ترین سرکوبها. پس از آن هم علیا جان بر کف دوش به دوش دیگران در خیابانهای انقلاب سر حرفش ایستاد و حضور پیدا کرد. برای برهنگی اش نه دستمزدی دریافت کرد و نه قرارداد تبلیغاتی با یک کمپانی جواهر سازی داشت و نه قراردادهای دیگر. علیا و دوستش از ساب کولتور اعتراضی جامعه ی مصر برخاسته بودند. پشت شان به هیچ سرمایه و رسانه ی تبلیغاتی بند نبود. مورد اخیر اما نمونه ای کاملا معمولی و در جهت جریان بازار کاریابی بازیگران و مدلها در غرب است. این مقایسه ی شما کاملا مغرضانه و به دور انصاف است.

با سلام به رادیو زمانه
یکی نیم تنش را لخت کرد نیمی از فضای شما در این ارتباط اشغال شد .اگر ایشان یا هر کس دیگر تمام قد لخت بشود تکلیف کسانی که میخواهند چند مقاله با ارزش بخوانند چیست

این خانم قبلا هم لخت شده بود ولی کسانی که شب و روز در حال تاید هستند چشم بصیرت نداشتند

در پاسخ به نر دهنده فوق ( باکرگی ممنوع )
خانم محترم مقاله ات خوب است و در زمان خاص و شرایط مناسب برنهنگی هیچ مشکلفرهنگی،ساسی،اجتماعی ،خنوادگی و شخصیتی برا کسی ایجاد نمی کند.
اما شما که معتقدید عریان بودن نشان از راستی و درستی ولازمه حیات موجودی به نام انسان است و آنرا به دیگران توصیه میکنید،بفرمائید که چرا خود به انچه نوشته اید اعتقاد ندارید؟ هموطن شما حتی نام خودت را پنهان کرده ای و از درون پله خود تنیده سخن می گویی،چرا؟ لخت شدنت را نخواستیم.
امّا در جواب دوست خوب دیگر که در آلمان زندگی میکند،عرض میکنم:از سال ١٩٦٨ به بعد در رابطه با لخت شدن و فرهنگ لختیها در آلمان هم مطالب موافق و مخالف زیادی نوشته شده است و هنوز هم بحث هائی وجود دارد.امّا چون فرهنگ مدم آلمان با فرهنگ مردم مسلمان در حال حاظر بسیار متفاوت است،لذا دیگر چنین بحث هایی جذابیت ندارند و کسی بدان توجه خاص نمی کند.دوم اینکه در اروپا و تا اندازه ای هم در امریکا به افرد بالغ به عنوان یک فرد مستقل و خود مختار برخورد میشود و اعمال افراد را به پای کل خانواده و فامیل و دوست و آشنا نمی گذارند،ولی در بسیاری از جوامع فردیت هنوز جا نیافتاده است.اگر توجه فرموده باشید در فرهنگ جوامع اسلامی یک فرد ٧٠ ساله که دارای نوه و نتیجه است را به والدین و بادران و خواهران مرتبط دانسته و اعمال او را هم به خانواده پدری ربط میدهند.نتیجه اینکه جهت رفع مشکل باید ابتدا فرهنگ سازی شود و پیوندهای معنوی شدید جمعی(خانوادگی) و تعصب ها برچیده شوند که شرایطی چون شرایط اروپای غربی بوجود آید.
سیری کوتا به گذشته خود و حتی نگاهی به رفتار و تفکر کنونی خود و دیگر هموطنانمان در ایران و حتی در همن اروپای غربی به ما می فهماند که فرهنگ جامعه کنونی ایران هنوز به نیمه راه آزادی فردی نرسیده است.اگر چه بسیاری از ما به غلط خود را موجودی کامل و مدافع آزای فردی در میدان سیاست بازان معرفی میکنیم.موفق باشید

متشكر م از كامنت پر معني كه آقايا خانم " باكرگي ممنوع " گذاشتند.

خيلي ساده و بديهي است اما شايد 100 سال ديگر

این برادر پیری **** از دیگران انتظار عریان شدن دارد، در حالیکه خودش پشت این نقاب و البته سایر نقاب ها - ****- معلق می زند. یک روز ضد غرب است و روز دیگر غلاظ و شداد دستور یادگیری از غربیان صادر می کند. اصلا معلوم نیست این واژه مبهم «فرهنگ سازی» را از کجا کش رفته. بعید نمی دانم با نگاه های آرزومند به «فردیت» خانم گلشیفته فراهانی، ولع جنسی اش بارها منجر به ضایعات جسمی اش شده و به فشارهای روانی اش افزوده. از پرخاش گری هایش در جهت نیاز به "تابو شکنی" پیداست که فاز فشارها شدیدا بالا بوده.

توجه کنید که خیلی فرق هست بین کار انقلابی دختر مصری عالیه و گلشیفته در عریان شدن. عالیه در داخل کشور مصر و نه در خارج از کشور بدون هیچ چشمداشتی از دیگران، اعتراض خود را بیان کرد. او می دانست که بعد از این قضیه زندگی در مصر برای او چقدر سخت خواهد شد و شد ولی باز در مصر ماند. به این علت تمام دنیا برای کار او احترام قائلند و حتی دیگران هم در این کار او را همراهی کردند مثل زنان اسرائیلی و یا حتی خود ایرانیها. ولی کار گلشیفته از جنس دیگری است. او برای این کارش پول دریافت کرده و یک کار تبلیغاتی کرده است. من هیچ کار روشنفکری در این کار او نمی بینم. همه می دانند که هنرپیشه های درجه 1 هالیود، فقط در حین بازی فیلم عریان می شوند وگرنه هیچ وقت نمی توان آنها را عریان آن هم در یک کار تبلیغاتی دید. به نظر من گلشیفته می خواهد راهی برای مشهور شدن در دنیای غرب که اتفاقا رقابت سخت و سنگین است، باز کند. ایرانیها توجه کنند که این فقط یک کار است، نه اعتراض. دقیقا مثل رئیس شرکتی که یک قرارداد کاری می نویسد و پولی رد و بدل می شود. اگر گلشیفته خود را در فیس بوکش عریان می کرد من احترام فوق العاده ای برایش قائل بودم. ولی الان او را به چشم یک بیزنس من می بینم که برای پول دار شدن و مشهور شدن حتی از بدنش هم استفاده می کند.

واقعیت این است که در سینمای امروز هنر پیشه ای چون ادری هپورن جایی‌ ندارد یا یک جولی اندروز دیگر.
در دنیای مردان جیمز استوارت - گری کوپر -...
یا کسی‌ چون گلن فورد که در همین آمریکا لقب هنرمند خانواده داشت.لقبی که برازنده هنرپیشه بزرگی‌ چون براندو نبود.و البته ایرادی به آن وارد نیست..
دیدیم که فقدان فیلمسازان متفکر تلاش‌های هالیوود را در باز سازی فیلمهای شاخص سینما به تلاشی ناا موفق و بی‌ روح تبدیل کرد.
نمونه‌هایی‌ چون باز سازی آرزوهای بزرگ،دوید لین، لولیتا ی کوبریک و یا فیلم سولاریس تارکوسکی.که اتفاقا از بازیگر محبوب این سالها جرج کلونی هم استفاده شده بود. و از این دست بسیار...بار دیگر فقر و فقدان نبوغ و تفکر را نه تنها در سینما بلکه در تمام عرصهٔ‌ها یادآوری کرد
سینما سالهاست که با آدمهای بزرگی‌ چون فورد - کاپرا به تعبیر اسپیلبرگ غولها خدا حافظی کرده و جای آنرا سینما ایی پر کرده که بازیگران آن سوزان کنیس ، جاستین تیمبرلیک ،لیندسی لوهان و ...می‌باشد
تماشاگرانی که روزگاری داره من چه سرسبز بود جان فورد یا سقوط امپراطوری رم را تماشا میکردند جای خود را به تماشاگران پاپکورن مووی داده اند
باید پذیرفت که هنرپیشگان جوانئ چون گلشیفته برای بقای خود در این سینما یا راه بسیار سختی را در پیش دارند یا می‌باید به جریان معمول سینمای حاضر تان دهند.. گلشیفته هم با تصمیمی که گرفت در واقع گره حرفه ایی خود را باز کرد که به صرف اینکه یک عمل شخصیست نه می‌توان آن را مانیفست مبارزه به حساب آورد نه می‌توان به آن لقب مقدس داد و نه می‌توان به او خرده گرفت.در حقیقت او خود را از جغرافیایی جدا کرد که حجاب در آن اجباریست و وارد سینما ایی شد که اگر نگوییم برهنگی در آن اجباریست یکی‌ از مهم‌ترین ابزرهاست. بنابرین عمل او در دنیای امروز چه بسا انتخاب هوشمندانه ائی هم هست.انتخابی به قول اریک فروم منطبق بر "عقل سلیم" و " عقیده عمومی‌"

باز یک زن خاورمیانه ای لخت شد و رادیو زمانه تمام صفحاتش به اشغال این مطلب درآمد. این لخت شدن زن شرقی مگر چقدر حرف دارد که تمام نمی شود؟ مگر شما همه این ها را سر لخت شدن آن دختر مصری یک بار نگفتید؟ مطالب سایت شما با درباره فواید استمناء است یا فواید لخت شدن یا توجیه همجنسبازی. ذهنتان بدجوری روی سکس گیر دارد.

به کاوه: اریک فروم "عقل سلیم" جوامع حاضر را عین جنون می داند و به همین علت هم آن را در گیومه می گذارد. در مورد کار در سینما نباید همه را یک کاسه کرد. بازیگران هالیوود همه راحت به هر صحنه ای برای برهنگی رضایت نمی دهند. ، اینطور نیست که به آنها بگویند یا مثل آب خوردن لخت شو یا گورت را گم کن. اینطور نیست. در هالیوود هم بازیگر هست تا بازیگر. زنان بازیگر بسیار موفقی در هالیوود هستد که راه خودشان را با حفظ پرنسیپهایشان طی کردند و در اوج موفقیت هستند. آنها بسیار وسواس دارند و در مورد برهنگی بسیار حساس هستند. اگر هم لخت می شوند برای تن نمائی نیست، برای یک ضرورت هنری و داستانی فیلم است که باید باشد و اگر نباشد فیلم دچار کمبود و ضعف می شود.

« این برادر پیری **** از دیگران انتظار عریان شدن دارد، در حالیکه خودش پشت این نقاب و البته سایر نقاب ها - ****- معلق می زند. یک روز ضد غرب است و روز دیگر غلاظ و شداد دستور یادگیری از غربیان صادر می کند. » وقتی چنین افرادی با چنین طرز فکری خود را سیاسی و مخالف ج.ا.ا. معرفی میکنند و با منطق در ستیزند و یا آن عده از نظر دهندگان محترمی که اقدامات اعتراضی غیر سیاسی و اقلیت پسند را در جامعه تشویق می کنند، ولی خود را در پشت حجاب سیاسی خود پنهان می نمایند؛توقع اصلاح فرهنگ جامعه در رابطه با حرکتهای افراطی و ماجراجویانه و یا سودجویانه افراد بسیار مشکل است.بنده به هرگز به خودم اجازه نمیدهم که برای دیگران تعیین تکلیف کنم و به کسی بگویم لخت شود یا نشود.اما از تشویق کنندگان با حجاب سؤال کرده و باز سؤال می کنم که اگر کار این خانم خوب است پس تو چرل معطلی؟بهتر نیست که به جای تشویق کردن دیگران به امال خوب،خودت هم معفت به خرج دهی؟متاسفانه این کامنت گذار**** هنوز نفهمیده است که غرب ضمن داشتن محسنات بسیار ،نواقص بزرگی هم دارد و اگر به سیاست غرب در حمایتش از سفیدپوستان نژادپرست و جنایتکار در افریقای جنوبی و یا رژیم نژادپرست و تروریست در سرزمینهای اشغالی فلسطین ،اعتراض و انتقاد شود؛بیان محسنات موجود در دنیای غرب عملی عجیب و غریب است. نه اقای محترم اینطور نیست که شما می اندیشید و با این نو کامنت گذاشتن ها و تخریب دیگران سعی نکن که خودت را به مخالفین نظام نزدیک کنی!برو فکر نان کن که خربزه آب است. اما در جواب کامنت گذارانی که این عمل خانم فرهانی را یک کار تبلیغی و بیزینسی میدانند:هموطنان من هم با شما موافقم و اگر واقأ چنین است باید به افراد و رسانه های سیاسی انتقاد شدید کنیم که از هر چیزی یک داستان و بت سیاسی درست میکنند و مبارزات مردم تحت ستم کشور را به انحراف کشانده و موجب تشدید فشار توسط دولتمردان بر مردم میشوند.هر حرکت سیاسی خوب و یا بد از طرف نیروهای معترض اجتماعی یک عکس العمل حمایتی و یا تقابلی از حکام و پیروانشان را خواهد داشت.لذا متفکران و سیاستمداران و متخصصین امور در جامعه باید ضمن پذیرفتن حرکهای فردی ماجراجویانه،نتایج خوب یا بد آن حرکت را هم برسی کنند و بدینوسیله زمینه بحثی مفید را برای روشنگری در جامعه بوجود آورند. کامنت گذارانی به شعر و شخصیت خانم فروغ فرخزاد اشاره نموده اند و اعمال افراطی او را مثالی برای درستی عمال افراطی کنونی برخی دیگر قلمداد میکنند.اما این دوستان متوجه نیستند که عمل انقلابی و یا افراطی و ماجراجویانه امروز من در زمان حال برسی میشود و در زمان حال هم مورد انتقاد و یا تشویق قرار میگیرد و مردم هم طبق فرهنگ و فهم سیاسی کنونی خویش با من برخورد میکنند و نه ٥٠ سال دیگر.مثال دیگری هم بایتان میزنم:اکثر سیاسیون در ٥٠ سال پیش ترور را بهترین وسیله مبارزه می دانستند، ولی همان افراد و یا سازمانها امروز ترور را عملی غیر سیاسی و غیر انسانی میدانند.موفق باشید

من با كاوه موافقم ؛ كارهاي گلشيفته فراهاني هيچ تناسب و ارتباطي با جامعه ايران ندارد ايشان غير از سرودي كه در گرماگرم اتفاقات بعد از انتخابات خواندند هيچ حركت سياسي ديگري نداشته اند من فكر مي كنم گلشيفته فراهاني براي ادامه حيات حرفه اي خود در فرانسه برنامه ريزي و فعاليت مي كند و تقريبا هيچ قيد و هيچ توجهي هم به پيشينه ايراني بودنش ندارد جدايي گلشيفته از ايران در روندي كه برهنگي ايشان نقطه عطف اين روند است در حال تبديل به منفك شدن از ايران مي شود ( منظور از بعد سياسي اجتماعي موضوع است ) بياد داشته باشيم كه عكس تبليغي و هم چنين كليپ ساخته شده توسط عكاس معروف فرانسوي هيچ بعد اجتماعي و سياسي نداشته و تنها يك كار حرفه اي براي هنرپيشه اي جوان و جوياي نام است به نظر مي رسد براي گلشيفته حضور در جمع شانزده بازيگر مستعد فرانسوي بسيار مهم تر از سابقه ايراني بودنش است

گنجی است نهانه در زمین پوشیده از ملت کفر و اهل دین پوشیده
دیدیم که عشق است یقین پوشیده گشتیم برهنه از چنین پوشیده

( مولانا‌ )

بسیار ایده آلیستی واقعیت را میبینیدٰمشکل اینجاست که مثل همیشه روشنفکران از واقعیت جامعه دور و بیگانه اند
کجا و بر چه اساسی می گویید عکس گلشیفته تحریک کننده و جنسی نیست؟
کافیست اندکی در جامعه ایران باشید ، یک هفته در مدارس راهنمایی یا دبیرستان پسرانه ایران معلمی کنید تا ببینید بچه ها با سوژه هایی با جذابیت بسیار کمتر از عکس گلشیفته خود ارضایی می کنند...
دنیای فانتزی ای دارید

ممنون از نظرتون

من هم دقیقا همین نکته را یادآوری کردم

و آنجا هم عقل سالیم را دقیقا به همین منظوری که فرمودید داخل قیومه گذشتم

متاسفانه نگاه امروز بسیاری از ایرانیان به مسائل روز فاقد نقادی اجزا و ساختار شناسی‌ یک حرکت و همراه با احساس گرایی و عمدتاً با خشم می‌باشد.

بحث بر سر درستی‌ یا نادرستی یک عمل نیست بحث بر سر ابزارهایی می‌باشد که در دنیای امروز ایرانی‌ به واسطه آن پدیده‌ها را مورد کنکاش قرار میدهد .

ببینید با تاسف نظرات دوستان در فیس بوک و سایت‌ها همراه با شعر و حماسه یا با خشم‌و دشنام به آنها که به هر دلیلی‌ این حرکت را جور دیگری می‌بینند .

من یاد روزهای کودکی افتادم روزهایی که جنبشی در مردم راه افتاده بود که سرنگونی شاه را می‌خواست .همسایه‌ای داشتیم که برای آنانی‌ که جور دیگری فکر میکردند شعاری ساخته بود " سکوت هر مسلمان خیانت است به قرآن "

در پاسخ منضور پیر خمار از خانقاه
اگر امروز فاطمه ی زهرا هم بود همیسان گلشیفته می شد. در حال بنظر می رسد که گلشیفته حتا از فاطمه ی زهرا هم معصوم تر است. خوب در چشمانش نگاه کنید. اگر امام علی و پیغمبر هم زنده می شدند گلشیفته مرادشان بود.

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.

لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.

کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و
منتشر نخواهد شد.

 

لینک به ادیتور زمانه:         

برای عبور از سد فیلترینگ

پرونده ۱۳۹۱ / چشم‌انداز ۱۳۹۲

مشخصات تازه دریافت برنامه های رادیو زمانه  از ماهواره:

ماهواره  :Eutelsat

هفت درجه شرقی

پولاریزاسیون افقی 

سیمبول ریت ۲۲

فرکانس ۱۰۷۲۱مگاهرتز

همیاران ما