خانه | انديشه زمانه

ترافیک و موسیقی: مرثیه تکنیک

پنجشنبه, 1389-11-28 14:23
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
امین بزرگیان

 امین بزرگیان − بسیاری می‌پندارند، به خصوص آسیب شناسان اجتماعی، که تغییرات فرهنگی دردهه‌های اخیردر ایران تماما ماحصل یک فرهنگ دیگر است، فرهنگ رقیب. براین اساس کارفرهنگی ازنظرآنان، اصولا صورت بندی میدان کارزار ومبارزه با "دیگری" است.

 

 

هرچند نمی‌توان واقعیت این میدان را انکارکرد، اما باید به این نکته توجه کرد که بسیاری ازتغییرات فرهنگی ماحصل تغییرات اجتماعی است، ماحصل مدرنیته ومدرنیزاسیون است. به عبارتی دیگر در بسیاری موارد، مدرنیزاسیون و تکنیک در ساختن و شکل دهی نوع سلیقه‌های فرهنگی ومدرنیستی افراد وجوامع موثر است. تجدد، تغییرات ریشه ای در کیفیت زندگی روزمره پدید می‌آورد و بر خصوصی ترین وجوه تجربیات ما تاثیر می‌نهد. با این وصف، تغییرات حاصل از نهادهای امروزین به طورمستقیم با زندگی فردی و بنابراین ، با خود ما می‌آمیزند.

 

سرعت و ترافیک

 

یکی ازریشه‌ای‌ترین تغییرات، ظهور و حضور "سرعت" درزندگی روزمره انسان جدید است. سرعت انتقال، از ویژگی‌های دنیای جدید است. سرعت درگردش پول، سرعت در خبررسانی و سرعت در حمل و نقل. در دنیای جدید زمان اهمیت فوق العاده ای می‌یابد، تا جایی که خریده می‌شود. ازمهمترین کارکردهای وسایل نقلیه‌ای همچون اتومبیل نیز سرعت است: سرعت درجابجایی برای خریدن زمان و بالطبع سود بیشتر.

 

هرچندانسان شهری، امروزه کندی و آهستگی را برنمی‌تابد، اما با افزایش جمعیت شهری، پیشرفت تکنولوژی و رشد مصرف نمادین طبقه متوسط، شهرها از اتومبیل انباشته شد واین انباشتگی منجربه این گردید که اتومبیل نوعی کژکارکرد پیدا نماید، به این معنا که منجر به "کندی" و آهستگی گردید. به عبارت دیگربا افزایش بهره‌گیری انسان‌های جدید ازاتومبیل، شهرهای مدرن ازحجم اتومبیل انباشته گردید ومعضل ترافیک پدید آمد. ترافیک در معنای گیدنزی اش بازتاب خواست سرعت است. بی شک کندی حاصل ازترافیک نتیجه میل انسان شهری برای سرعت درحمل ونقل است. طبیعت پنداری این بار در هیاتی ثانویه و دست ساخته – اتومبیل- ازانسان انتقام می‌گیرد.

 

موسیقی درخور ترافیک

 

واقعیت موجود، یعنی کندی حرکت با میل وخواست موجود، یعنی سرعت وتندی، وضعیت پارادوکسی رابرای انسان جدید می‌سازد. دراین حال سوژه سعی دارد از وضعیت پارادوکسیکال خودساخته‌اش که همان ترافیک است، خارج شود و به یک معنا ارگاسم سرعت را مدام بازتولید کند. او در اتومبیل ودر میانه ترافیک سنگین شهری چه می‌کند؟ او به موسیقی‌های پاپ، رپ، الکتریکی و در مجموع با ریتم تند امروزین گوش می‌دهد.

سوال این است که چه اتفاقی رخ می‌دهد که موسیقی‌های کلاسیک، غالبا با ریتم کند (مثل باخ، شجریان و غیره) پشت ترافیک – با وجود علاقه احتمالی سرنشینان اتومبیل به موسیقی کلاسیک- شنیده نمی‌شوند؟

 

طرح بوردویویی مسئله

 

بوردیو معتقد است که عادت واره یا منش(habitué) محصول تعامل ساختارهای عینی وتاریخ شخصی است. وی در "نظریه کنش" می‌نویسد: «ساختارهایی که سازنده محیطی خاص هستند (مثلا شرایط مادی موجود که مشخصه شرایط طبقاتی‌اند) منش را تولیدمی کنند.»

 

به تعبیر بوردیو منش مولد وانسجام بخش اعمال وصورت درونی شده شرایط طبقاتی و درواقع نقشه شناختی دنیای اجتماعی ومسیرهای ازپیش تعیین شده است که عمل مناسب هر وضعیتی را نشان می‌دهد. عمل (practice) درواقع منش فعلیت یافته است. عمل به مثابه پدیده‌ای اجتماعی مرئی و عینی، بیرون از زمان/مکان قابل درک نیست. هر تحلیل کاملی از عمل باید زمانمندی را یکی از خصایص اصلی ماهیت عمل در نظر بگیرد.

 

از نظر بوردیو عمل بصورت آگاهانه یا کاملاً آگاهانه سازماندهی و هماهنگ نمی‌شود. اما هیچ چیز، تصادفی یا کاملا اتفاقی هم نیست. چیزی که بوردیو در اینجا سعی در بیان آن را دارد به بهترین نحو در مفاهیم حس عملی یا منطق عملی جمع می‌آید. هرچند که عمل، بنا به تلقی بوردیواز دنیای اجتماعی ، در اغلب موارد بدون تعمد آگاهانه به اجرا در می‌آید، اما بدون قصد و هدف نیز انجام نمی‌پذیرد.

 

حال اگر بخواهیم سؤالمان را بوردیویی بخوانیم باید بگوییم که عمل گوش دادن به موسیقی‌های پاپ وعامه پسند در وضعیت ترافیک محصول چه منشی است؟ میانجی کنش یا منش عمل گوش دادن به موسیقی تند در کندی ترافیک چیست؟

 

سلیقه‌ای برخاسته از وضعیت

 

آنچه می‌تواندانسان را از پارادوکس ترافیک تا حدودی رها کند وبه ذهن شکاف یافته وی، تخیل آرامش را برگرداند، موسیقی مردم پسنداست. تندی موسیقی، حدت وشدت کندی ترافیک رابه نفع میل به سرعت کاسته و روان انسان شهری گرفتارآمده درترافیک را در جهت ارضای میل تکنیک ساخته اش یعنی سرعت، تسلی می‌بخشد. در حقیقت منش این کنش (انتخاب موزیک عامه پسند درترافیک) پارادوکس سوژه – ابژه (شکاف عین و ذهن) و ساختار سازنده آن شهر مدرن است. البته تاریخ فرد وفرهنگ نیز درانتخاب نوع موسیقی عامه پسند موثراست – توجه کنید به نوع پاپ ایرانی .

 

اگر تئوری بوردیو رابپذیریم که برپایه آن کنش‌های ما ریشه در منش‌ها دارند، می‌توانیم این آموزه مطالعات فرهنگی را بپذیریم که تمایلات هنری ما ریشه درواقعیات روزمره دارند. یعنی آنچه سلایق هنری را می‌سازد عناصر زندگی روزمره ما هستند؛ عناصری که برای بازسازی خود، نیاز به التیام‌های هنری دارند؛ عناصری همچون ترافیک.

 

وجود پاره پاره – یا به تعبیر هایدگر بی خانمان – انسان جدید، خالق زیست‌هایی شده است که به شدت گسسته و پاره پاره‌اند. زیست-‌جهان افراد در سبک زندگی جدید هرچه افزون‌تراز یکدستی خارج شده وشکاف یافته است. به سبب همین وضعیت، انسان جدید شهری در خانه و تنهایی یک نوع موسیقی و در ترافیک نوع دیگری ازموسیقی ودر جاده، موزیک متفاوتی رابرمی گزیند. نکته ای که وجود دارد این است که تکنیک مدرن در فرایند رشد متاخر خود به شدت، فرهنگ مدرن را دستخوش تغییر – و اگر بخواهم داوری کنم – تخریب قرار داده است.

 

موسیقی عامه‌پسند

 

موسیقی عامه پسند به یکی از عناصر فرهنگ مردمی جوامع معاصر تبدیل شده است. موسیقی مردم پسند جای نوای طبیعت و سرو صدای ماشین‌های اوایل مدرنیته را گرفته و کمتر عرصه‌ای از زندگی جمعی در جوامع متاخر دیده می‌شود که این نوع موسیقی در آن حضور نداشته باشد. بر اساس یکی از تحقیقات انجام شده، از درآمد سرانه مردم در برخی از جوامع اروپایی نزدیک به ۷۵ دلار آن صرف خریدن یا شنیدن موسیقی مردم پسند می‌شود و مردم به طور متوسط ۵/۳ ساعت در روز به این موسیقی گوش فرا می‌دهند. میانجی این منش و سلیقه تا حد زیادی عمومی چیست؟ بنظر می‌رسد این عمومیت منش، ریشه در وضعیتی عمومی دارد: جهان تکنیک.

 

انسان سرسپرده به هژمونی دنیای مدرن، یعنی سرعت، درترافیک سنگین شهری همچون تهران، توانایی تکنولوژیکی تغییر وضعیت را ندارد؛ او نمی‌تواند از تبعات مدرنیزاسیون فرارکند، اما این توانایی را دارد که این وضعیت پارادوکس ورنج آور را کمرنگ و حتی زیبا شناسانه نماید. این انسان گرفتار آمده در ترافیک با گوش کردن به این نوع ازموسیقی‌ (عامه پسند) سعی دارد فقدان روانی وضعیتش یعنی اخلال در سرعت را دور بریزد − کاری که ازعهده موسیقی سنتی و "شجریان" برنمی آید.

 

شاید بتوان گفت صدای مهیب موسیقی که از اتومبیل‌های شیک گرفتار در ترافیک به گوش می‌رسد، نوای مرثیه ای است که مدرنیزاسیون برای خودش می‌خواند. اینجاست که شاید بتوانیم درک دیگری از صنعت فرهنگ سازی را بازسازی کنیم: هنری که نه تنها تکنیکی ساخته می‌شود که راوی شکست‌ها و فاجعه تکنیک هم هست.

 

انسان مدرن هنگامی که در مواجهه با ترافیک (به معنای وضعیت پارادوکسیکال) قرار می‌گیرد، به دنبال راهی برای رهایی خویش، به موسیقی تند روی می‌آورد. شاید بتوان گفت موسیقی‌های جدید( پاپ، راک، جاز و …) تعلق روح نوستالوژیک انسان گرفتار آمده در ترافیک را ارضا و او را ازمیانه کندی به خیال سرعت پرتاب می‌کنند.

Share this
Share/Save/Bookmark

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.

لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.

کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و
منتشر نخواهد شد.

 

لینک به ادیتور زمانه:         

برای عبور از سد فیلترینگ

پرونده ۱۳۹۱ / چشم‌انداز ۱۳۹۲

مشخصات تازه دریافت برنامه های رادیو زمانه  از ماهواره:

ماهواره  :Eutelsat

هفت درجه شرقی

پولاریزاسیون افقی 

سیمبول ریت ۲۲

فرکانس ۱۰۷۲۱مگاهرتز

همیاران ما