خانه | گوی‌سياست

"حداد عادل خراسان" و همکار لاجوردی، مسئول پرونده ستار بهشتی

سه شنبه, 1391-08-23 10:53
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
احسان مهرابی

احسان مهرابی – بهارستان‌نشینان پیگیری پرونده کشته شدن ستار بهشتی را به نماینده‌ای سپرده‌اند که دخترش عروس فرد اول خراسان است و همشهریانش او را"حداد عادل خراسان"می خوانند.برای بازجوها و زندانبانان اما او یک همکار سابق است که همراهی با اسدالله لاجوردی را از جمله افتخاراتش می‌داند.

 

زندانبان سابق و نماینده امروز مجلس پدرعروس تولیت آستان قدس رضوی است. نماینده رهبری که همه امورات استان باید با او هماهنگ شود، تا آن جا که مصطفی تاج زاده، معاون سیاسی عبدالله نوری در وزارت کشور درپاسخ به انتقاد اعضای انجمن اسلامی دانشگاه مشهد گفت که استاندار خراسان و یک استان دیگر را باید با هماهنگی انتخاب می‌کردیم و دستمان باز نبود.مخالفان به او شاه عباس می‌گویند، تا نمادی باشد از حکمرانی عباس واعظ طبسی بر همه امور استان.هرچند این روزها رئیس دولت به او بی مهر شده و امام جمعه مشهد به سبب سخنان بدیعش از او مشهورتر.

 

پدر عروس واعظ طبسی زمانی که برای انتخابات مجلس هشتم به مصاف رقبا می‌رفت، از سوی مخالفان لقب "حداد عادل خراسان " را گرفت.هر چند برخلاف حداد عادل کمتر در دستگاه پدر دامادش به صورت علنی ظاهر می‌شد.

 

طی مراحل

 

محمدرضا محسنی ثانی نماینده شهری است که زمانی به دکتری، زاده شده در روستای مزینانش مشهور بود. آن روزها محسنی ثانی در انگلیس دانشجو بود و مانند بسیاری از همشهریانش شیفته دکتر شریعتی، تا آن جا که نام پسرش را مانند دکتر، احسان گذاشت، پسری که تولد در منچستر نصیبش شد. برای تحصیل به لندن رفت و پس از بازگشت شرکتی تاسیس کرد تا برای صدا و سیما تیزرهای تبلیغاتی بسازد.

 

محسنی ثانی پس از انقلاب به ایران بازگشت. اولین فرمانده سپاه سبزوار و فرماندار آمل شد.در روزهایی که آمل صحنه سرکوب شدید مخالفان نظام بود.او با این سابقه سالهای ۶۸ تا ۷۱ را به همکاری با اسدالله لاجوردی رئیس سازمان زندانها گذراند.فردی که محسنی ثانی او را جوانمرد نامیده است.

 

محسنی ثانی سپس به استان خود بازگشت و پس از فرمانداری مشهد، در دوره دوم ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی معاون سیاسی استاندار خراسان شد.رفت و آمد با خانواده واعظ طبسی دختر او را به ازدواج پسر واعظ طبسی درآورد و آیت الله خامنه‌ای خطبه عقد دو آقازاده را خواند.

 

پس از دوم خرداد اوضاع به کام محسنی ثانی نبود. از سمت‌های دولتی بازماند و به مدیر کلی استانهای شورای نگهبان قناعت کرد تا دردولت احمدی نژاد استاندار لرستان شود.آب او با احمدی نژاد به یک جوی نرفت و استانداریش دیری نپایید.این بار به شهر خود بازگشت و نماینده سبزوار در مجلس هشتم شد.درانتخاباتی که رقبای انتخاباتی او از هزینه ۵۰۰ میلیون تومانی اش خبر دادند و سفره‌های گسترده چلو کباب یک هفته‌ای برای روستائیان.

 

محسنی ثانی درمجلس هشتم چهره‌ای بی سر و صدا بود و تنها به حفظ منافع آستان قدس رضوی قناعت می‌کرد.درمجلس نهم رئیس کمیته امنیت داخلی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شد و این روزها پرونده‌ای را به دست گرفته که بیشتر از همیشه خبرسازش می‌کند.پرونده کشته شدن ستار بهشتی در زندان.پرونده‌ای که درآن چندان بی تخصص نیست.هم سابقه برخورد با مخالفان درآمل را دارد و هم سابقه زندانبانی.

 

شهری که محسنی ثانی درمجلس نمایندگیش می‌کند مشهور به شهر" ملاهادی سبزواری" با تخلص" اسرار" است اما گویا بنا نیست او اسراری هویدا کند. او در دفاع از همکاران سابق خود از سخنگوی قوه قضائیه هم پیشی گرفته است.در روزی که محسنی اژه‌ای از نظریه پزشکی قانونی درباره کبودی ۵ جای بدن ستار بهشتی خبر داده، محسنی ثانی از مرگ طبیعی ستار بهشتی و عدم قصور ماموران سخن رانده است.

 

صاحب کرسی نمایندگی مردم سبزوار در مجلس گویا سالیانی است شریعتی و تخلص "اسرار" را از دایره علایق خود کنار گذاشته است.رقبایش می‌گویند او به مانند حداد عادل از پدر دامادش پیروی می‌کند همانگونه که طرح سئوال از احمدی نژاد را امضا کرده تا تلافی بی مهریهای احمدی نژاد به واعظ طبسی باشد.

 

همکاران سابقش درسازمان زندانها هم شاید دراین اندیشه‌اند که او به هم شغلان سابق خود وفادار است.چرا که برای همکار اسدالله لاجوردی مقصر خواندن یک بازجو برای مرگ یک زندانی بیشتر به یک شوخی می‌ماند.

 

اوصاف علاء الدین بروجردی

 

مخالفانش اما می‌گویند او اسرار مگویی دارد و فاش گویی برایش تاوان بسیار. فعالیت‌های اقتصادی کلان از نوع فعالیت‌های رئیسش در کمیسیون امنیت ملی مجلس.رئیسی که مانند محسنی ثانی وجود آثار شکنجه بر بدن ستار بهشتی را تکذیب کرده است. تکذیب‌های علاء الدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس سابقه‌ای تاریخی دارد. زمانی که مسئول امور افغانستان در وزارت خارجه بود، اوضاع بحرانی این کشور را تکذیب کرد و به کارکنان کنسولگری ایران درمزار شریف گفت همان جا بمانند.آنها نیز ماندند و به دست طالبان کشته شدند.

 

روزهای پس ازانتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ هم روزهای پر رونق تکذیب‌های او بود، تا درمقابل خبرهای شکنجه زندانیان از استخر رفتن سعید حجاریان در زندان بگوید و غذاهایی که برای زندانیان از رستوران دشت بهشت می‌آید.

 

تا خبر مصاحبه‌های بروجردی به زندانیان برسد ماه‌ها طول کشید و آنان خبر دادند درآن روزها حتی حکایت شلاق خوردن خود را به بروجردی گفته‌اند و او همه را کتمان کرده است. حسین کروبی پسر مهدی کروبی هم فاش کرد که دو پسر جوان به بروجردی از تجاوزهای کهریزک گفته‌اند و آنان را از اوین به جای دیگری برده‌اند.

 

وقتی برای تکذیب خبر تجاوز به بازداشت شدگان پس از حوادث انتخابات ریاست جمهوری شتاب فراوان داشت مهدی کروبی به او گفت که از رئیس نشدن در کمیسیون امنیت مجلس نهم می‌ترسد. البته او باز هم رئیس شد.حتی پرونده اختلاس سه هزار میلیارد تومانی هم راه را بر او نبست، تا آن جا که صدای کریمی قدوسی نماینده سپاهی مشهد بلند شد و گفت که بروجردی درسربرگ‌های کمیسیون امنیت ملی برای گروه امیر منصور آریا توصیه نوشته است.موافقانش دربرابر حمله‌ها گفتند هر چه نباشد نظام به او بابت تکذیبهایش وامدار است.

 

رئیس و مرئوس

 

محسنی ثانی نیز گویا این روش را از رئیسش آموخته و تصمیم گرفته نظام را وامدار تکذیب‌های خود کند.تا هم اسرار مگویش فاش نشود و هم اینکه ریاستش دوام داشته باشد.تکذیب کشته شدن یک زندانی به دست بازجویان برای کسی که در همکاری با لاجوردی کم شدن آمار صدها زندانی را دیده و شنیده هم که نباید کار سختی باشد.

Share this
Share/Save/Bookmark

کله پز برخاست سگ جایش نشست

عده زیادی بر این باورند که قائله خرداد سال 1371 در مشهد٬ دلیل بی تدبیری شخص محسنی ثانی بود که درآن زمان معاونت سیاسی و امنیتی استانداری خراسان را بر عهده داشت
فرزند اول ایشان تنها برای یک ترم به کالجی در انگلستان رفت و به دلیل عدم توان در گذراندن دروس پیشنیاز زبان انگلیسی خیلی زود به مشهد بازگشت و بواسطه رابطه ای که داشت توانست بدون شرکت در مناقصه٬ کار تهیه تیزرهای تبلیغاتی صدا وسیما استان خراسان را بدست بگیرد و از این راه سرمایه هنگفتی نصیبش شود. 
همچنین پسر دوم محسنی ثانی (مصطفی) دارای پرونده خانه فساد بود که با وساطت پدر پرونده مذکور بسته شد. 

البته باید زمین خواریهای جناب بروجردی رو در دشت سیلاخور بین بروجرد و درود که به صدها هکتار زمینهای مرغوب کشاورزی که جز حاصلخیزترین زمینهای منطقه میباشند میرسند نیز به افتخارات ریس امنیت ملی نیز اضافه کرد که خود سبب افزایش شدید دینش به آقایون برای خوش خدمتی میباشد

جناب دبیر بنده خود بومی منطقه سیلاخورم کهپدرم یکی از خرده مالک های اون منطقه بوده و تقریبا اکثر زمینداران و افراد سرشناس اون منطقه رو میشناسیم ولی ولی آقای ریس امنیت ملی(بروجردی)از کجا و چطور صاحب صدها هکتار زمین شده نه من و نه هیچکس از اهالی نمیدانند که جناب رییس امنیت از کجا آورده.لطف کن با ویرایش خود کامنتمو بذار رو سایت.با تشکر خسته دل زاکرس

روي هر مقامي از رژيم انگشت ميگذاري، بوي عفونت چپاول ورابطه و دست داشتن در شکنجه و بازجويی و فساد بالا ميزند.

ستار را ديديم... از جهنم روی زمين آمده بود! اطلاعيه عده ای از زندانيان سياسی اوين
اخبار روز - عده ای از زندانيان سياسی اوين در پيامی که برای انتشار در اخـتيار اخبار روز قرار گرفته است از ديدار خود با ستار بهشتی در زندان اوين نوشته اند:
مردم ايران و مردم جهان که نگران جان و حيثيت انسان هستيد!
ستار بهشتی زندانی سياسی – عقيدتی را در تاريخ ۱۰ آبان ۱٣۹۱ به بند ٣۵۰ زندان اوين آوردند. از لحظه های ورود هر کس او را ديد دانست که وی از يک جهنم روی زمين بيرون آمده است. چهره ی زرد و تکيده و ژوليده که فرياد فروخفته ی درد و آزار را در جلوی چشمان همه ی هم بنديان به نمايش می گذاشت. بدنی فرتوت و ناتوان از راه رفتن عادی، حتی نشستن و خوابيدن و کلامی که اصوات رنج را هجا می کرد. از آغاز دانستيم که او زير سخت ترين آزارها و شکنجه ها بوده و از بازداشتگاه های پليس امنيت به اينجا آورده شده است. جای جای کبود شده ی بدن و جای دستنبد و غل بر دست و پايش مهرهايی بودند برای تاييد رفتار سنگدلانه با او. او فرزند اعماق شهر تهران و متعلق به خانواده ای بسيار محروم بود و جرمش هم استفاده از کامپيوتر شخصی و بيان آرای خود و دردهای ديگران اعلام شده است. بهشتی چندين بار در اينجا اعلام کرد که به عنوان فردی مستقل همواره مدافع حقوق محرومان و آزاديخواهان به بند افتاده از طريق افشای حقايق به ويژه مجازات های اعدام و حبس و شکنجه بوده است.
متاسفانه توقف او در اين تنفس گاه موقت و رنج زا کمتر از ۲۰ ساعت پاييد. او را به جای نامعلومی بازگرداندند که بعداً معلوم شد يکی از شعبه های پليس امنيت بوده است. او در مدت توقف و به خصوص هنگام بازگردانده شدن بارها در حضور بسياری از هم بنديان اعلام کرد که با او به قصد انهدام يا تبديلش به چيزی خالی از هر چيز رفتار کرده اند و افزود که اينبار او را در زير شکنجه و آزار خواهند کشت. نسخه ای از تظلم خواهی و برخی از حرف های او موجود است.
حرف او درست بود. پس از يک هفته در تاريخ ۱۶ آبان ۱٣۹۱ خبر جان باختن او اعلام شد و ما می دانيم که لحظه به لحظه ی مراسم تحويل و تدفين جنازه زير شديدترين مراقبت های پليسی و امنيتی خواهد بود

دیوانه شده ام از این همه ناچاری! چه بگوییم و شکایت به که بریم؟ واقعا هست خدایی و می بیند آنچه بر این ملت می گذرد؟؟؟؟ ظلم ها را می بیند و خانه ظلم را محکمتر می کند؟ می بیند که انسانهای مخلوقش را به خاطر دگر اندیشی در محبس و زنجیر می کنند و بر دار می آویزند ........؟ آن کس که این ها را می بیند و دنیا را زیرو رو نمی کند نمی تواند خدا باشد هرگز!!!!!!!!!!!!!!!

دزدان و غارتگران بر همه جای این مملکت سیطره یافته اند ولی تا برچیدن بساط ظلم و فساد راه دیگری نمانده است و عن قریب است که ملت شریف ایران از خواب جهالت بیدار گشته و طومار این دژخیمان را در هم پیچند .

شما نگاه کنید به کسی که طرفدار شریعتی بود و تشیع علوی و صفوی را هم خونده در غرب بوده و ... چنین جانی و آدمکش از اب در می آد وای به حال قول چماقهایی که اجیر و مزدورند...

محسنی اصلا از اول اهل درس و مشق نبود. او از یک خانواده مذهبی سنتی و تقریبا متمول سبزوار است. در سال 55 پس از دستگیری گسترده مبارز فداکار سبزواری آقای مهدی غنی، و به طبع آن تعداد بسیاری دیگر از سبزواری ها مبارز توسط ساواک از ترس دستگیری و با توجه به تمکن مالی خانواده فرار را بر قرار به سمت انگلیس ترجیح داد و با وقوع انقلاب 57 به ایران برگشت. بعید می دانم به غیر چند کلیمه انگلیسی چیز دیگری یاد گرفته باشد.

مرگ غم انگیز ستار که ناشی از پایداریش در مقابل شکنجه گران اتفاق افتاد این روزها دستخوش بازیهای سیاسی همه ی شکنجه گران حکومتی شده است طرفداران احمدی نژاد تکیه بر درخواست بازدید او از زندان اوین را مطرح می کنند و طرفداران خامنه ای با انکار قتل ستار دست شکنجه گران کهریزک را رو کرده اند خامنه ای و شکنجه گران فعلی کهریزک را سرتیتر روزنامه ها و سخنرانی هایشان نموده اند و به حریف تذکر می دهند بهره برداری از قتل عمدی ستار باعث می شود تا پرونده ی کهریزک شما و بخصوص مرتضوی باز شده و حتی تا محاکمه پیش رود . از اینرو اگر رژیم دادستان بود بیش از سه سال برای کهریزک گربه رقصانی نمی کرد قتل دانشجویان در خوابگاه را با جایزه به سردارانشان مختومه نمی کرد قتل شعرا نویسندگان و نخبگان سیاسی را پی گیری می کرد . پرونده ی ستار هم بعد چند صباحی قطعا به سرنوشت سایر پرونده های این جانیان دچار خواهد شد . و سطری دیگر بر سطر تاریخ سرشار از خون و آتش این رژیم جنایکار خواهد افزود و تا فرارسیدن دادگاه واقعی مردم باید به انتظار نشست و قطعا دیری نخواهد پائید ننگ برآنان .

اعمال این شکنجه در خصوص ستار بهشتی، احتمالا مربوط به یکی دو روز آخر است. او در شامگاه روز دهم آبان ماه که در بند ۳۵۰ زندان اوین بود، درباره شکنجه های قبلی خود از جمله “قپانی” به زندانیان این بند خبر داد که “در مقر پلیس امنیت از سقف آویزان شده و درهمان حال مورد ضرب و شتم قرار گرفته است سپس پلیس دست و پاهای وی را به صندلی بسته و مجددا وی را مورد ضرب و شتم قرار داده است. درمواقعی دست های وی را با دستبند بصورت قپانی بسته و کتک می زدند و در مواقعی دیگر وی را بر روی زمین انداخته و با پوتین ضربه های شدیدی به سر و گردن وی وارد می کردند در ضمن این شکنجه ها، زشت ترین فحش های رکیک ناموسی نیز نثار وی می شده است.

با خواندن اين مطالب در نگاه اول به دو نتيجه ميرسيم 1- صد رحمت به سيستم شاهنشائی يا به قول آقايان هزار فاميل 2- صد رحمت به رفسنجانی و فاميلش. و از خود سوال ميکنيم واقعا آخرت وجود دارد.

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.

لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.

کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و
منتشر نخواهد شد.

 

لینک به ادیتور زمانه:         

برای عبور از سد فیلترینگ

پرونده ۱۳۹۱ / چشم‌انداز ۱۳۹۲

مشخصات تازه دریافت برنامه های رادیو زمانه  از ماهواره:

ماهواره  :Eutelsat

هفت درجه شرقی

پولاریزاسیون افقی 

سیمبول ریت ۲۲

فرکانس ۱۰۷۲۱مگاهرتز

همیاران ما