خانه | گوی‌سياست

انتخابات مجلس نهم و اوج‌گیری بحران‌ها

دوشنبه, 1390-03-09 18:05
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
سراج‌الدین میردامادی

کشمکش درون حاکمیت، بین رهبر حکومت اسلامی و رئیس‌جمهور و اطرافیانش- که به «جریان انحرافی» مشهور شده‌اند- همچنان ادامه دارد.

علی لاریجانی، رئیس مجلس گفته است این که دولت بگوید من می‌خواهم مجلس را در اختیار بگیرم، نوعی دیکتاتوری است.

 

 

در گفت‌وگو با علی افشاری، فعال سیاسی از او پرسیده‌ام: این کشمکش را در آستانه انتخابات مجلس چگونه ارزیابی می‌کنید؟ این رویارویی و تعارض در جریان حاکم و شکاف در درون اصول‌گراها که روز به‌روز عمیق‌تر شده، چه تأثیرات و پیامدهایی در آستانه انتخابات مجلس خواهد داشت؟

 

علی افشاری: به نظر من این شکافی که به تازگی آشکار شده و چه بسا ممکن است شکاف کهنه‌ای بوده باشد، در آستانه انتخابات مجلس نهم به اوج خود می‌رسد. اگر قضایا را بررسی کنیم، پیش‌بینی من این است که بخش‌های اصلی اصول‌گرایان، بخش‌های سنتی و افراطی آن و همچنین شخص رهبری، تمایل‌شان این است که پیش از انتخابات این مسئله را حل کنند و نگذارند اصلاً به انتخابات برسد.

بنابراین ما شاهد هستیم که فشار بسیار سنگینی علیه احمدی‌نژاد ایجاد شده است تا او هرچه زودتر خودش را جدا کند، از چیزی که آن‌ها تحت عنوان «جریان انحرافی» از آن نام می‌برند؛ که نمونه‌ی سمبلیک آن هم اسفندیار رحیم مشایی است. اگر احمدی‌نژاد این کار را انجام ندهد، طبیعی است که آن‌ها این تفاوتی را که تاکنون قائل بودند و به‌عنوان تاکتیکی برای هموارسازی فاصله‌‌گیری احمدی‌نژاد مطرح می‌کردند، کنار می‌گذارند و با خود او وارد درگیری می‌شوند؛ اما موضعی که احمدی‌نژاد سر موضوع بقایی گرفت، نشان می‌دهد که هیچگاه چنین کاری را نخواهد کرد و به نظر من هم مشایی خط قرمز احمدی‌نژاد هست و خواهد ماند.

 

بنابراین برای طرفین کار باید پیش از انتخابات مجلس تعیین تکلیف شود و به‌هرحال راهکارهایی را طرفین به طور مشخص رهبری می‌کنند و جناح‌های همراه و مطیع آنان در نظر دارند. برای نمونه هم اکنون شاهد هستیم که برخوردهای قضایی و امنیتی با حلقه‌ی یاران احمدی‌نژاد گسترش زیادی پیدا کرده و به مشایی نیز خیلی نزدیک شده‌اند و هرآن ممکن است مشایی بازداشت شود. یا ما شاهد هستیم که اخباری را در این زمینه در سایت‌ها منتشر می‌کنند. یا شاهد هستیم که همزمان اتهامات سنگین اقتصادی، اخلاقی، امنیتی و جاسوسی به این جریان نسبت داده می‌شود که باز می‌خواهند فضا را سنگین کنند. برای همین نیز حلقه محاصره را دارند تنگ می‌کنند و از آن طرف هم مدام به طور مرتب بحث سئوال نمایندگان از رئیس‌جمهور به‌عنوان یک اهرم فشار بر رئیس‌جمهور مطرح شده که به نظر من حتی استعداد این را دارد که در آینده تبدیل به استیضاح ایشان در مجلس بشود.

 

ولی به نظر می رسد در عمل محمود احمدی‌نژاد اهرم فشاری در اختیار ندارد و از آن طرف رهبری جمهوری اسلامی تریبون‌های نمازجمعه، فرماندهان سپاه، صداوسیما و تمام امکانات تبلیغی و بسیج توده‌های وابسته خیابانی را در اختیار دارد؛ برای این که دولت، آقای احمدی‌نژاد، اطرافیانش و به تعبیر آن‌ها «جریان انحرافی» را به چالش بکشد. آقای احمدی‌نژاد به چه اهرم و چه نقطه‌ قوتی تکیه کرده است؟

سئوال بسیار خوبی است. اگر ما روش‌ها و امکانات متعارف را ببینیم، کاملاً یک عدم توازن برقرار است. رهبری و نیروهای حامی رهبری نسبت به احمدی‌نژاد، چه به لحاظ نیروهای نظامی‌ـ امنیتی و چه به لحاظ رسانه و چه به لحاظ قدرت اقتصادی، کاملاً در موضع فرادست قرار دارند و از این منظر می‌توان گفت که احمدی‌نژاد دچار نوعی توهم هست. ولی آن چیزی که من فکر می‌کنم حلقه یاران احمدی‌نژاد در نظر گرفته‌اند، چند مسئله است. اول این که فکر می‌کنند قدرت مالی دولت و کارهایی که تا به‌حال انجام داده است، نوعی حمایت برای آن‌ها در بخش‌های محروم جامعه ایجاد کرده است که می‌توانند از آن در انتخابات آینده استفاده کنند.

 

از طرف دیگر این جریان می‌خواهد سعی کند همین ایستادگی تلویحی و ضمنی در برابر رهبری را برای خودش تبدیل کند به یک امتیاز در جامعه تا بتواند آرای بخشی از معترضان جامعه را جذب کند که بگوید ما ایستادگی عملی داریم در برابر ولی فقیه و از طرف دیگر در برابر کل روحانیت و به نوعی یک ژست اپوزیسیونی برای خودش نسبت به گذشته نظام ایجاد کند. شعارهایی که در زمینه فضای باز فرهنگی داده می‌شود، بخش دیگری از سیاست‌های این گروه است تا بتوانند آن ناراضیانی را که از منظر فرهنگی مشکل پیدا کرده‌اند با سیاست‌های موجود به دنبال خودشان بکشانند.

 

فاکتوری که این‌ها در نظر گرفته‌اند، در دست داشتن مدیریت اجرایی انتخابات است. به‌هرحال این‌ها و نیروهای وابسته به خودشان تعداد زیادی استاندار و آن گونه که مخالفین‌شان نیز می‌گویند، هیئت‌های اجرایی را ازهم اکنون تعیین کرده‌اند و فکر می‌کنند از این طریق می‌توانند بر نتایج انتخابات اثرگذار باشند. یعنی هم با قدرت مالی رأی بخرند، هم از طرف دیگر اجازه ندهند طرف مقابل تقلب کند یا دستکاری‌هایی به نفع خودشان در روند انتخابات انجام دهند.

یک فاکتور دیگرهم هست که خیلی جنبه عقلانی پیدا نمی‌کند و آن بحث‌های تقدیرگرایانه است یا بحث این که آن‌ها ارتباطاتی با عالم غیب دارند. این طریق هم چه بسا ممکن است در تصمیمات آن‌ها مؤثر باشد تا چندان محاسبات عقلانی نکنند.

 

ولی اگر بخواهم نتیجه‌گیری کنم البته مشکلات زیادی دارند که بتوانند پروژه خودشان را جلو ببرند. اول از همه تنگناهای درون حکومت است. چه بسا احمدی‌نژاد تا پیش از این فکر می‌کرد که رهبری به دلیل پیوندی که در انتخابات گذشته به او خورده است، ناگزیر با او همراهی می‌کند. ولی این مسئله بر‌هم خورد و رهبری تمام قد جلوش ایستاده و این گونه که بویش می‌آید، بنایش این است که پیش از انتخابات قضیه را تمام کند و این غائله را بخواباند. از لحاظ جذب مردم هم به نظر من احمدی‌نژاد و تیم حامی‌اش بحران اعتماد خیلی سنگینی نزد مردم دارند و در این زمینه هم احتمال موفقیت بالایی را ندارند که بتوانند معترضین را به دنبال خودشان بکشانند.

 

آن بخش‌های محروم هم اولاً قدرت‌شان آن قدر نیست که بتوانند در همراهی با احمدی‌نژاد آرای مورد نیاز را برای او بیاورند. چون به‌هرحال طرف مقابل هم آرای سازمان‌یافته نظام را دارد و هم امکان بهره‌برداری از تقلب و دستکاری و تأثیرگذاری‌های غیرطبیعی بر مسیر انتخابات را. این است که اگر به لحاظ امور متعارف موضوع را ببینیم، به نظر من جریان احمدی‌نژاد شانسی برای موفقیت ندارد.

 

جنبش اعتراضی چه نقشی در این تعارض دارد؟ آیا همچنان باید به عنوان یک ناظر بی‌طرف باشد؟ یا فکر می‌کنید که می‌تواند در این تعارض اشتراکاتی با دو طرف پیدا کند و یا همچنان دو طرف را به یکسو می‌راند و به راه خودش ادامه می‌دهد؟

 

به نظر من به‌هرحال نیروهای دموکراسی‌خواه در ایران و یا جنبش سبز باید چند نکته را در نظر بگیرند. نخست این که این دعوا و این بازی بازی آن‌ها نیست که بخواهند وارد آن شوند و این اختلاف را تبدیل کنند به استراتژی مبارزاتی خودشان. اما این به این معنا نیست که منفعل باشند یا نقشی خنثی داشته باشند. در وهله اول باید این شکاف را به نفع جامعه گسترش داد؛ به نفع مردم و به نفع نیروهای خواهان تغییر گسترش داد. بعد در این میان باید از هر جریانی که ظرفیتی از خود نشان می‌دهد، به معنای دورشدن از گفتمان اقتدارگرایانه و به نفع مردم، استقبال کرد؛ آن‌هم جدا از بحث‌های سیاسی. بعد در مقام سمت‌گیری منفی نیز، برخلاف نظر برخی‌ از نیروهای اصلا‌ح‌طلب، من معتقدم که آن بخشی را باید بیشتر مورد حمله قرار داد که جنبه نهادی دارد و ماندگارتر است.

 

به‌هرحال جریان احمدی‌نژاد جریانی موقتی بوده‌اند و معلوم هم نیست که در آینده در عرصه سیاسی ایران باقی بمانند؛ چون ریشه‌دار نیستند. ولی مسئله‌ی خامنه‌ای چه به لحاظ شخصیت فردی‌اش و چه به لحاظ شخصیت حقوقی‌اش جنبه ماندگارتری دارد. باید توجه کنیم که خشن‌ترین نیروهای حاکمیت که در سرکوب‌ها نقش داشته‌اند، در آنجا هستند. هم به لحاظ خود نیروهای سیاسی و هم به لحاظ موقعیت و سازمان‌ها. به نظر من سمت‌گیری منفی بیشتر باید به آن سمت باشد و نکته نهایی هم این که اگر هرگونه نقض حقوق بشری در مورد هر فردی صورت گرفت، ولو وابسته به هرکدام از این طرفین ماجرا باشند، از منظر حقوق بشری باید از او دفاع کرد.

 

Share this
Share/Save/Bookmark

این روزها در بسیاری از تحلیلها در مورد نقش مردم اظهار نظرهائی می کنند که جای بسی تعجب است . در حالی که تضاد خامنه ای و احمدی نژاد خود نشان حضور شبح قدرت مردم در حاکمیت است . حاکمیت که نزدیک به دو سال معنرضین را مرده و اجساد بی روح خوانده بود ناگهان در 25 بهمن محاسباتش را غلط یافت و هم اکنون با ترس و وحشت از حضور باز هم رو به تزاید مردم آرامش درونی اش را از دست داده است و هر لحظه تصور می کند انفجار صورت خواهد گرفت موج نارضایتی های سیاسی بحران رو به تزاید اقتصادی و افزایش بی رویه ی تورم حبابهای مصنوعی دولت خود گواه محکمی ست که این انفجار در حال نضج است و به همین دلیل بحران در حاکمیت خود نتیجه ی حضور مردم و اعتراض گسترده ی مردم به عملکرد خامنه ای و احمدی نژاد است مردم هیچ توهمی به این دعوای حاکمیت ندارند و انتظار می کشند تا در اولین فرصت کار جمهوری اسلامی را یکسره کنند . بازی های انتخاباتی درگیریهای جناحی تاثیری در عزم راسخ مردم برای تغییرات ساختاری و تحولات انقلابی نخواهد داشت از اینرو تحلیل گران باید توجه کنند که مردم ناظر غیر فعال نبوده بلکه دنبال روزنه ای هستند تا بر عمق بحران بیفزایند . مراسم ترحیم ناصر حجازی نشان می دهد که مردم بدون لحظه ای درنگ و در اولین فرصت نوک هرم حاکمیت را نشانه می روند . و خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی هستند . ماههای آینده ما باز هم شاهد چنین وقایعی با مشارکت گسترده تری نیز خواهیم بود . مردم تصمیم خود را گرفته اند و این نکته ایست که حاکمیت را در وحشت فرو برده است .

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.

لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.

کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و
منتشر نخواهد شد.

 

لینک به ادیتور زمانه:         

برای عبور از سد فیلترینگ

پرونده ۱۳۹۱ / چشم‌انداز ۱۳۹۲

مشخصات تازه دریافت برنامه های رادیو زمانه  از ماهواره:

ماهواره  :Eutelsat

هفت درجه شرقی

پولاریزاسیون افقی 

سیمبول ریت ۲۲

فرکانس ۱۰۷۲۱مگاهرتز

همیاران ما