خانه | فرهنگ،‌ هنر و ادبيات | خاک

"اینجا هیچ چیز ترسناک‌تر از زنده بودن نیست"

یکشنبه, 1390-10-25 11:33
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
"دفتر عزیز"، یادداشت‌های تکان‌دهنده و تأثیرگذار عزیز زارعی که دو دخترش را حکومت اسلامی اعدام کرد، در گفت و گو با شورا مکارمی
ایرج ادیب‌زاده

"سواد چندانی ندارم که تمام خاطرات و مشاهداتم در دوران این انقلاب شوم را بتوانم بنویسم. اما ندای درونی‌ام فریاد می‌‏زند: یادداشت کن! فتانه‏ مظلوم؛ هشت‏ ماهه حامله بود که اعدامش کردند؛ جسدش را هم ندادند. فاطمه‏ مظلوم، فاطمه‏ زمان، پس از هفت سال و شش ماه زندان و تحمل وحشیانه‏‌ترین شکنجه‏‌ها، در تابستان مخوف ۶۷، عاقبت اعدامش کردند. جسدش را هم ندادند."

این‏‌ها بخشی از یادداشت‏های عزیز زارعی، کارمند ساده‏ شرکت نفت است که ترجمه‏ فرانسه‏ی آن، به همت نوه‏اش، شورا مکارمی، ۳۱ ساله، دکترای مردم‏‌شناسی از دانشگاه مونترال، انجام شده و انتشارات معتبر "گالیمار"، آن را با نام "دفتر عزیز" در فرانسه منتشر کرده است.

 

نخستین بخش گفت‏وگو با شورا مکارمی درباره‏ این یادداشت‏‌ها را هفته‏ پیش شنیدید. شورا هشت ماهه بود که مادرش بازداشت شد و شش ساله بود که مادر را اعدام کردند.

 

گزارشی زنده و تکان‏دهنده از یادداشت‏های عزیز زارعی که سرنوشت دخترانش فتانه و فاطمه را که مانند بسیاری از جوان‏های ایرانی به امید آینده‏ای بهتر و ایجاد جامعه‏ای بهتر در انقلاب شرکت کردند، نوشته است.

 

فاطمه زارعی، دبیر فیزیک و مادر شورا مکارمی که اعدام شد

 

فتانه و فاطمه در نخستین انتخابات مجلس جمهوری اسلامی، از سوی سازمان مجاهدین خلق، یکی از گچساران و دیگری از شیراز، نامزد نمایندگی مجلس شدند. با شروع سرکوب مجاهدین خلق از سوی حاکمیت، فتانه زارعی، خواهر جوان‏‌تر، به بندرعباس می‌‏گریزد، اما زمانی که حامله است، دستگیر و بعد اعدام می‌‏شود.

 

فاطمه‏ زارعی، دبیر فیزیک در شیراز، توسط یکی از شاگردانش که به حزب‏الله پیوسته، شناسایی و دستگیر می‌‏شود. فاطمه ابتدا به هفت سال زندان محکوم شده بود، اما پس از اعتراض او، این مدت به ۱۰ سال مبدل شد. بعداً سه سال از مدت زندان فاطمه کم کرده بودند، اما خود او امیدی نداشته که در پایان این مدت آزاد شود.

 

فاطمه پس از تحمل شکنجه‏های طاقت‏فرسا به پدرش می‌‏گوید: "اینجا هیچ‏ چیزی به اندازه‏ زنده بودن ترس ندارد."

 

هق هق گریه‏ عزیز را از ورای یادداشت‏‌ها می‌‏شود شنید. سرانجام تابستان مخوف و شوم ۶۷ می‌‏رسد.‌‌ همان سالی که به دستور خمینی و یک دادگاه سه نفره که اعضای آن همچنان در جمهوری اسلامی بر سر کارند، بزرگ‏‌ترین قتل‏عام تاریخ معاصر شیعه را در زندان‏های ایران انجام دادند.

 

عزیز زارعی در یادداشت‏هایش که در کنار قرآنش می‌‏نوشته، می‌‏نویسد: "هیچ حیوانی قادر نیست با همنوع خود چنین با بی‏رحمی رفتار کند."

 

فتانه زارعی، یکی از دو دختر عزیز زارعی که هشت ماهه باردار بود و اعدام شد

کتاب "دفتر عزیز"، یادداشت‏های تکان‏دهنده از رنجی است که بر سر خانواده‏ او آمد و هزاران نفری که فرزندان‏شان در این قتل‏عام‏های بی‏رحمانه قربانی شدند.

 

عزیز که یک مسلمان معتقد هم بود، می‌‏نویسد: "اسلام این نیست که شما انجام می‌‏دهید؛ این کار‌ها نه اسلامی است، نه انسانی."

 

در دومین بخش از گفت‏وگو با شورا مکارمی، نوه‏ عزیز زارعی، دختر فاطمه‏ زارعی، او از نامه‏هایی می‌‏گوید که از فتانه (خاله‏اش) و فاطمه (مادرش) به‏جای مانده و در انتهای کتاب "دفتر عزیز" آمده است:

 

شورا مکارمی - این نامه‏‌ها، نامه‏هایی هستند که خاله‏ام (فتانه) و مادرم، کمی قبل از انقلاب و اوایل انقلاب به خواهرشان نوشته‏اند. برایم مهم بود که صدای این دو زن را بشنویم؛ دو زنی که هم در نوشته‏های پدربزرگم و هم در مطلبی که خودم به آن اضافه کرده‏ام، فقط از نبودشان و احساس کمبودشان حرف زده شده بود. برایم مهم بود که صدای این دو زن را بشنویم و بفهمیم که چقدر زنده بودند، چقدر دنبال زندگی بودند و چقدر انرژی و شور و شوق داشتند برای انقلابی که در آن شرکت کردند و برای‏شان پر از امید بود. به‏خصوص که پدربزرگم ابتدا از چندماه قبل از انقلاب حرف می‌‏زند و بعد خاطراتش را از اولین انتخابات مجلس، بعد از انقلاب شروع می‌‏کند. به همین دلیل، برایم مهم بود که از طریق صدای این دو زن، بتوانیم دوباره به این حادثه برسیم و خواننده‏هایی که نمی‌‏شناسند، جوان‏هایی که آن موقع نبودند، نسبت به آن دید پیدا کنند.

 عزیز زارعی، کارمند شرکت نفت. او در یادداشت‌هایش گزارش زنده و تکان‌دهنده‌ای از اعدام دو دخترش به دست داده. این یادداشت‌ها به کوشش شورا مکارمی با عنوان "دفتر عزیز" توسط انتشارات گالیمار به فرانسه منتشر شده است.

فاطمه و فتانه‏ زارعی که هردو، از دو شهر مختلف، در انتخابات مجلس شورای اسلامی کاندیدا بودند، در نامه‏های‏شان توضیح می‌‏دهند که چقدر تصمیم کاندیدا شدن برای‏شان سخت بود؛ و خیلی مطمئن نبودند که آیا باید اینقدر در سیاست جلو بروند یا نه؛ اما جو سیاسی که در آن موقع بر ایران حاکم بود آن‏‌ها را به جلو کشاند. این مسئله برای من از این نظر مهم بود که می‌‏تواند برای نسل امروز توضیح بدهد که سیاسی بودن در آن زمان چه معنایی داشت. به نظر من، نسل ما، از نظر سیاسی هم عمیق‏‌تر به این مسائل فکر می‌‏کند و هم کمتر حاضر است جلو برود و جان و یا انرژی و وقت خود را سر این موضوع‏‌ها بگذارد. این نگاه فقط متعلق به نسل جوان ایرانی نیست، بلکه در سراسر جهان همین‏‏گونه است. امروز رابطه‏ ما با سیاست، به شدت فرق کرده است. از این نظر، جالب بود که دوباره یادمان بیاید که آن موقع مردم چه تجربه‏ سیاسی‏یی داشتند.

 

هنگام خواندن این یادداشت‏‌ها، هیچ‏وقت شده از خودتان بپرسید که چرا اصلاً در این کشور انقلاب شد؟ و چه شد که بعد‌ها این مصیبت‏‌ها بر سر مردم آمد؛ به‏خصوص کسانی که به نوعی در آن انقلاب سهم داشتند؟

 

این سئوال را بارها از خودم پرسیده‏ام؛ چه شد که ما به اینجا رسیدیم؟ اما این‏طور نیست که نشود پاسخی برای این پرسش پیدا کرد. پدربزرگم هم این سئوال را از خودش می‌‏پرسد، اما در نوشته‏های او جوابی برای آن دیده نمی‌‏شود. من هم از خودم این سئوال را می‌‏پرسم، ولی به نظر من، سئوالی تحقیقاتی است که چطور شد که در عرض شش ماه، هشت ماه، یک سال، عده‌ای آمدند سر کار و چطور توانستند به این سرعت، قدرت را بگیرند، زندان‏‌ها را پر کنند و جمعیت را به سکوت وادار کنند؟ من فکر می‌‏کنم شهادت‏های تاریخی زیادی وجود دارد که می‌‏تواند در یافتن پاسخ کمک‏مان کند. اما نه تاریخی که جمهوری اسلامی در مدرسه‏هایش تدریس می‌‏کند.

 

شورا مکارمی، دختر فاطمه زارعی؛ زنی از نسل دیگر که اکنون "دفتر عزیز" را به فرانسه ترجمه و منتشر کرده.

شما با چه هدفی "دفتر عزیز" را منتشر کردید؟

 

من یک هدف کوتاه‏مدت و یک هدف طولانی‏مدت دارم. هدف طولانی مدتم این است که این نوشته سندی است که یک برهه از تاریخ ایران را نشان می‌‏دهد و جای خود را در فرهنگ و ادبیات فارسی دارد. یعنی سند مهمی است که خواهد ماند.

 

شما کتاب‏تان را با چند نامه از مادرتان و هم‏چنین خاله‏تان پایان داده‏اید. چه چیز مهمی در این نامه‏‌ها توجه شما را به خود جلب کرد؟

 

نامه‏ای هست از خاله‏ام فتانه زارعی. در واقع، هرچه به مادرم، فاطمه زارعی مربوط می‌‏شود، برای من خیلی مهم است، ولی خیلی شخصی و خصوصی است. در حالی‏که این کتاب شخصی و خصوصی نیست، کتابی نوشته‏ام که خوانده شود و ابزاری باشد برای فکر کردن و یادآوری تاریخ ما. بیشتر سرنوشت خاله‏ام است که برایم مشکل‏‌تر و سخت‏‌تر است. چون فرزندی نداشته که مانند من که هر روز از مادرم یاد می‌‏کنم، از او یاد کند و زندگی او را به شکلی ادامه بدهد. خاله‏ام را هنگامی که حامله بود، اعدام کردند و نگذاشتند پدر و مادرش بفهمند که قبل از اعدام بچه‏اش به دنیا آمده بوده یا نه؟ آیا بچه‏اش زنده بوده، یا اصلاً قبل از اعدام، بچه‏اش را از دست داده بود؟ خانواده‏ من این را نمی‌‏داند و پدربزرگم توضیح می‌‏دهد که حکومت نخواست هیچ اطلاعی در این زمینه به خانواده برسد. این زن شجاع، بیست و اندی سال‏ سن داشت، وقتی اعدام شد، خیلی کم زندگی کرده بود. من امروز از او پیرترم، سی و یک سالم است. من که مردم‏‌شناسی خوانده‏ام، همیشه به جزئیات و نکات کوچک حساس هستم و شاید به این دلیل، چند خط در آخر یکی از نامه‏‏های او (فتانه) خطاب به خواهرش برایم جالب بود.
 

خاله‏ام فتانه، چند ماه قبل از دستگیری، به دیدن خواهرش در فرانسه آمده بوده و با او دور اروپا را گشته بود. اما دوباره به ایران برمی‏گردد و چند ماه بعد هم دستگیر می‌‏شود.
 

 عکس دیگری از فاطمه زارعی. او پس از شکنجه می نویسد: اینجا هیچ چیز ترسناک‌تر از زنده بودن نیست.

او که تازه به ایران برگشته بود، در نامه‏ای به خواهرش در فرانسه، می‌‏نویسد: "… راستی سعی کن بفهمی که چطور می‌‏شود به فرانسه، ایتالیا یا آلمان آمد درس خواند. می‌‏توانم بیایم آنجا درسم را ادامه بدهم؟"

 

و در همین نامه توضیح می‌‏دهد که خانواده چقدر تشویق‏اش کرده‏اند که به فرانسه برود درس بخواند. خودش هم دلش می‌‏خواست این‏کار را بکند، برنامه داشت که بیاید بیرون درس بخواند و از خواهرش می‌‏خواهد که در این مورد پرس‏وجو کند. به نظر من، این نکته‏ی خیلی مهمی است. برای اینکه ما را با فردی روبرو می‌‏کند که پر از امید است، پر از فکر است برای آینده‏اش و اینکه چه‏کار می‌‏خواهد بکند. سپاه فردی پر از امید را که آینده‏ روبرویش بود، گرفت و له کرد. او (فتانه زارعی) یک آدم ایدئولوژیک نبود که همین‏طوری جلو برود و چیزی نبیند جز هدفش. بلکه کسی بود پر از محبت، پر از امید و پر از سئوال؛ مثل ما…

 

و دوست داشت که جامعه‏اش را جلو ببرد…

 

دوست داشت جامعه‏اش را جلو ببرد و دوست داشت که خودش را هم بسازد. مادرم و سه خواهرش، تقریباً هم‏سن بودند و اختلاف سنی‏شان خیلی کم بود. هر چهار خواهر خیلی هم شبیه همدیگر بودند. طوری که به خودشان می‌‏گفتند: "چهارتا دخترهای دکتر مارش." اشاره به کتابی انگلیسی است به همین نام که سرگذشت دکتری است که چهار دختر دارد که بسیار به هم شبیه‏اند و خیلی با هم دوست هستند. آن‏‌ها هم همین‏طوری بودند. همه خیلی شبیه پدرشان بودند و خیلی شبیه به هم. نکته‏ جالب در نامه‏های مادرم و خواهرهای‏اش این است که وقتی به هم نامه می‌‏دهند و با هم حرف می‌‏زنند، سئوال‏‏های‏شان این است که چگونه جامعه‏مان را بسازیم، چگونه خودمان و آینده‏مان را بسازیم و همه‏اش هم دارند فکر می‌‏کنند و با هم مشورت می‌‏کنند که چطوری آدم‏های بهتری باشیم، چطوری جامعه‏ بهتری داشته باشیم.

 

ایمیل گزارشگر:

adibzadeh@radiozamaneh.com

 

در همین زمینه:
::بخش نخست گفت‌و‌گوی ایرج ادیب‌زاده با شورا مکارمی در رادیو زمانه:

 

Share this
Share/Save/Bookmark

به امید روزی که دیگر کسی نه اعدام شود و نه شکنجه و اعدام باقی باشد ...آری تمامیتخواهی و اقتدار روحانیت پست و مرتجع شیعه عامل چنین جنایات مخوفی بوده و تا سرنگونی حکومت به دست خود مردم همچنان ادامه خواهد داشت همین امروز 13 نفر در شیراز به دار آویخته شدند...

من مادری را می شناسم که دو پسر و شوهرش به دست مجاهدین ترور شده اند. چرا ناشران فرانسوی داستان او را چاپ نمی کنند؟ مجاهدین یک سازمان ترویستی بودند که ده ها هزار شهروند عادی را ترور کرده اند. اینچنین چهره معصوم و بیگناه به آنها دادن یک طرفه به قاضی رفتن است.

در اين كه مجاهدين خلق اشتباهات تاريخي فراواني مرتكب شده اند شكي نيست!در اينكه خشونت مجاهدين درنده خويي آخونديسم شيعه را عريان كرد و گزك بدستش داد شكي نيست ولي اينجا صحبت از انسان است جناب بهمن انسان ها فارغ از گرايشات سياسي مذهبي ديني رنگ نژاد و زبانشان كشته شدن يك انسان با گرايش سياسي و تفكري به مجاهدين خلق همانقدر رنج آور و در دافزاست كه كشته شدن اسدالله لاجوردي قصاب زندانهاي ج.ا.ا كه قرباني خشونت مجاهدين خلق شد!جناب بهمن خان ما دنيايي مي خواهيم غير ايدئولوژيك!كه در آن همانقدر كه يك شيعه 12 امامي معتقد به ولايت اقا!امام خامنه اي!!!حق حيات و بهره مندي از نعمات زندگي دارد !يك بهايي مادر مرده مظلوم!يك يهودي ايراني يك كرد محروم يك آذري تن خسته يك سيستاني غرق در حرمان و بي توشي سني يا هرچه و هر كس!!حق حيات داشته باشد بدون اينكه از نامش پرسند!!!نانش دهند!شما جناب بهمن پيام اين نوشته را نفهميديد!اگر مجاهدين خلق خشونت كردند الهام بخشش تعاليم عاليه!شيعي بود!اگر چپ مبارز!خشونت ورزيد الهام بخشش ايدئولوژي بود لطف كنيد انسانها را بر اساس يك اصل مشترك انسان بودن قضاوت كنيد!

جناب ادیب زاده، در اولین دور انتخابات مجلس بعد از انقلاب، نام مجلس "شورای ملی" بود و هنوز آخوندها نتوانسته بودند نام مجلس را هم اسلامی کنند. این دو خواهر آزادیخواه و محبوب هم کاندید مجاهدین خلق برای مجلس شورای ملی بودند و اتفاقآ ان قدر واژه "شورا" برای آن جانفشانان دموکرات در ان دوران، پرمعنا و با ارزش بوده که حتی نام فرزند و جگرگوشه شان را نیز "شورا" گذاشتند. لعنت بر خمینی پلید و باند خونخوارش که سه نسل را باهم سوزاند...

برای من نه مجاهد مهم هست نه برادر حزب اللهی نه یهودی نه بی خدا من اعتقاد دارم که همه انسانیم -اگر کسی کاری کرده باید تاوانش را بدهد نه این که یک بی گناه به آتش هیزم دیگری بسوزد . درست هست که مجاهدین خیانات بسیاری را انجام داده اند و بزرگترینشان فروختن ایران به بیگانه هست ولی این از بزرگواری مام میهن هست که گناه فرزند ناخلفش را ببخشاید .مجاهدین نیز بسیارشان افراد وطن پرستی بودند که به بیراهه رفتند و حال ما میتوانیم با عفو همه فرزندان این آب و خاک از سرمایه مادی و معنوی آنان در آبادانی این مرز پر گهر بهره بگیریم . نه این که آنها را به سبب گناهی که سالها پیش انجام داده اند از وطن برانیم و آنان نیز سرمایه هایشان را در آبادانی بیگانگان مصرف کنند . چه خوب بود در این وطن همانند هندوستان سکولاریسم برقرار میشد تا یک موش پرست با یک خدا پرست بر سر یک سفره بنشینند نه این که فقط یک گروه را پاک بدانیم و مابقی را از خود برانیم

جناب بهمن عزيز

اينگونه دفاع از نظامي كه در همين جنبش سبز امثال ندا ها را به رگبار بست راه به جائي نمي برد ، چه كسي مي تواند تجاوز به دختران باكره و آزاديخواه را قبل از اعدام فراموش كند ؟ بهتر است تعصبات كور را كنار بگزاريد فكر مي كنيد منتظري براي چه در مقابل خميني دست به اعتراض زد .. مگر به خاطر اين كشتارهاي وحشيانه نبود ، از طرفي برادر بهمن ، نگران دوستانتان نباشيد آنها به اندازه كافي در تريبون هاي خود عليه مجاهدين و بقيه آزاديخواهان لجن پراكني كرده اند و مي كنند ، نماز جمعه هاي هر هفته شما و حماعت هاي هر روزه شما پر از مرگ بر اين و آن است ... تاريخ همه چيز را بر ملا خواهد كرد فقط كمي صبر كنيد .. پايان شب سيه سپيد است

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.

لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.

کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و
منتشر نخواهد شد.

 

لینک به ادیتور زمانه:         

برای عبور از سد فیلترینگ

پرونده ۱۳۹۱ / چشم‌انداز ۱۳۹۲

مشخصات تازه دریافت برنامه های رادیو زمانه  از ماهواره:

ماهواره  :Eutelsat

هفت درجه شرقی

پولاریزاسیون افقی 

سیمبول ریت ۲۲

فرکانس ۱۰۷۲۱مگاهرتز

همیاران ما