خانه | فرهنگ،‌ هنر و ادبيات | کتاب زمانه

قمار جوانی

چهارشنبه, 1390-08-25 12:30
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
مروری بر «بالماسکه‌ دزدان» نوشته ژان آنوی
احمد مرادی

احمد مرادی - ژان آنوی در سال‌های پس از جنگ توانست در تئا‌تر فرانسه به مشخصه‌های شخصی و مستقل‌اش دست یابد و موفقیت‌های پُرتکرارش را آغاز کند. او نزدیک به ۳۰ نمایش‌نامه نوشته است که بیشترشان برای آنوی موفقیت به همراه آورده‌اند.

آثار آنوی چند بُعدی و هر کدام متفاوت از دیگری‌ست. او روح تئا‌تر را دریافته بود و مرتباً آن را در بافت‌های مختلفی از نمایش جاری می‌ساخت. از این‌روُ، کارنامه‌ی نمایشیِ آنوی از لحاظِ تم و اتمسفر به دو دسته‌ی پُررنگ تراژدی و کمدی تقسیم می‌شود که در آن گرایش‌های متفاوتی به واقع‌گرایی، فانتزی و مدرنیزم به چشم می‌خورد. هم‌چنین او علاقه‌ی زیادی به ارائه‌ی واریاسیون‌های تازه از نمایش‌های کلاسیک داشت. از جمله اقتباس‌هایش از «آنتیگون» و «مده‌آ» معروف است. در بین نمایش‌نامه‌های تراژیکش می‌توان به «مسافر بی‌توشه» اشاره کرد. (در ترجمه به فارسی آن‌ را «مسافر بی‌چمدان» هم نامیده‌اند.) اما در بین نمایش‌های کمدی، «بالماسکه‌ی دزدان» (که «مجلس رقص دزدان» نیز نامیده شده است،) ارجحیت خاصی دارد. اولین اجرایش به ۱۹۳۸ برمی‌گردد، که یکی از اولین موفقیت‌های آنوی را نیز به همراه داشت. ترجمه‌ی فارسی این اثر امسال توسط نشر «افراز» منتشر شده است.

 

عشق‌های مسئله‌ساز

 

«بالماسکه‌ی دزدان» یک کمدی دلچسپ و روان است که می‌توان آن‌ را از جهت ساختارِ موزونش بررسی کرد. در زمان نگارش و اجرای «بالماسکه...» آنوی چندان پُرتجربه نبود و نیاز به موفقیت‌های فوری، اجازه‌ی بلند‌پروازی را از او می‌گرفت. گرچه آنوی بعد‌ها با انجام اقتباس‌ موجز و بسیار موفق «آنتیگون» عمق تئا‌تر خود را به رخ کشید، اما در سال‌های دهه‌ی ۱۹۳۰، بیشتر سعی داشت که با خلق کمدی‌هایی ساده و کامل، تماشاگر را به درد و رنج‌هایش بخنداند. در «بالماسکه...» همه‌ی عناصر از جمله صحنه‌پردازی و موسیقی دارای وجه کمیک هستند، که به کامل بودن بارِ کمدی و رعایت استاندارد‌ها در خلقِ آن کمک کرده است. 
 

ژان آنوی، نمایشنامه‌نویس فرانسوی

نمایش‌نامه‌ی حاضر، داستان سه دزد را بازگو می‌کند که برای سرکیسه کردن لیدی هرف و دو برادرزاده‌ی جوانش که دختر‌های برازنده‌ای هستند، خود را در لباس اشراف‌زاده‌های اسپانیایی می‌آرایند و به آن‌ها معرفی می‌کنند. در این بین، هر کدام از شخصیت‌ها به دنبال قطعه‌ی گمشده‌ای هستند که در زندگی خود نمی‌یابند. برادرزاده‌های لیدی هرف، ژولیت و اوا، نمونه‌ای از همه‌ی جوان‌های عاشق‌پیشه‌ در نمایش‌های آنوی هستند، که می‌خواهند خود را به دست عشق بسپارند و از رنج‌های زندگی فاصله بگیرند. لرد ادگار، سه دزد و دوپن دو فر‌ها، هر کدام تکه‌های متفاوتی از زندگی را از دست داده‌اند و امیدوارند که در خانه‌ی لیدی هرف آن‌ را بیابند. اما مهم‌ترین جست‌وجو برای یافتن همه‌ی چیز‌هایی که به‌دست نیاورده‌ایم، توسط لیدی هرف انجام می‌گیرد، که همین نمایش را به سطحی فرا‌تر از کمدی‌های معمولی می‌رساند.
 

بخش زیادی از تئاترِ کمدی، بر پایه‌ی تناقضاتی شکل می‌گیرد که در مسیر رخداد‌ها ساخته می‌شوند. فضای نمایش‌های کمیک، سرشار از نوعی تناقض است، که کمدی را بر خود حمل می‌کند و‌‌ همان هم موجب لبخندی کوتاه، با درک عمیق‌تری نسبت به زندگی می‌گردد. در «بالماسکه...» نیز بخصوص از پرده‌ی دوم به بعد، عنصر تناقض در مسیر نمایش خلق می‌شود. عشق ژولیت به گوستاو (یکی از دزد‌ها) و برخورد پرسش‌گرانه و مرددانه‌ی گوستاو با احساس‌های پاک بشری در کنار مأموریت‌های گروهش برای دزدی، بزرگ‌ترین تناقض در «بالماسکه...» است که در امتداد آن کمدی به انسجام می‌رسد.

 

قمار جوانی

 

«بالماسکه...» در چهار پرده نوشته شده است. داستانِ آدم‌ها، در هر پرده به آرامی بازگو می‌شود و در حالی که سطحی‌ترین آدم‌های نمایش، که‌‌ همان دوپن دو فر‌های شیاد و دو نفر از دزدان باشند، درونیات شخصیت‌های خود را از ابتدا به خواننده نشان می‌دهند و کاراکتری سطحی به‌جا می‌گذارند، اما آدم‌های پیچیده‌تری هم‌چون اوا و لیدی هرف همه‌ی زوایای شخصیت خود را تا پرده‌ی چهارم حفظ می‌کنند و کمتر چیزی از خود بروز می‌دهند. لیدی هرف در نقش بازی کردن، بسیار ماهرانه‌تر از دزد‌ها عمل می‌کند و گرچه نقابی که بر چهره دارد به قصد فریب‌دادن نیست، اما به‌دلیل محدویت‌های اجتماعی مجبور به پنهان‌کاری درطرح خواسته‌های واقعیِ خود است. لیدی هرف همه‌ی زندگی از دست‌رفته‌اش را در برادرزاده‌های جوانش می‌بیند و در این بین، به‌نظر تنها ژولیت آنقدر خوش‌شانس است که به خوشبختی برسد. لیدی هرف بازنده‌ی یک قمار بزرگ است، و امیدوار است که برادرزاده‌هایش در این قمار برنده شوند. کشف زوایای روح لیدی هرف، که با سخاوتمندی و نیکویی همراه است، توانسته «بالماسکه...» را با مفاهیم عمیقی همچون تنهایی و عشق‌های ازدست‌رفته پیوند بزند، که همین موجب ماندگاری این تئاترِ شیرین پس از هفتاد و چند سال شده است. 
 

بالماسکه‌ دزدان، ژان آنوی، فهیمه موسوی - سعیده شکوری، نشر افراز

در ‌‌نهایت، شخصیت‌ها یا مضحک و متناقض باقی می‌مانند و یا راه خود به کمال را باز می‌کنند و از پوسته‌ی هزل‌انگیز بودن بیرون می‌آیند. دو تن از دزد‌ها و دوپن دو فر‌ها، نماد آدم‌های تا ابد شکست‌خورده و کوته‌بینی هستند که همه‌ی عمر خود را صرف شیادی‌های تازه و بی‌نتیجه می‌کنند و در مقابلِ این گروه، گوستاو و ژولیت قرار دارند، که با صداقت در عشقی که به یکدیگر عرضه می‌کنند، خود را به عمق بیشتری در زندگی می‌رسانند.

نشر «افراز» با گسترده‌تر کردن فعالیت‌های خود در زمینه‌ی ادبیات نمایشی، به عنوان ناشر برگزیده‌ی سال ۸۷ در زمینه‌ی تئا‌تر و نمایش انتخاب شد. فعالیت‌های «افراز» در ادبیات داستانی هر چند پُرانتقاد است، اما در زمینه‌ی ترجمه و چاپ نمایش‌نامه‌های معتبر غرب، حضوری جدی و تأثیرگذار داشته است. «باغ‌وحش شیشه‌ای»، «مده‌آ»، «دشمن مردم»، «حادثه در ویشی»،... از جمله نمایش‌نامه‌هایی هستند که این ناشر در سال‌های اخیر به بازار نشر فرستاده است. ضمن اینکه، دیگر نمایش‌نامه‌ی معروف آنوی با نام «مسافر بی‌توشه» نیز توسط همین ناشر و با ترجمه‌ی منیژه محامدی در دسترس علاقمندان است.
 

 

شناسنامه‌ کتاب: بالماسکه‌ی دزدان، ژان آنوی، فهیمه موسوی - سعیده شکوری، نشر افراز، چاپ اول: ۱۳۹۰، ۱۱۰۰ نسخه، ۱۰۴ صفحه، ۲۵۰۰ تومان.
 

Share this
Share/Save/Bookmark

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.

لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.

کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و
منتشر نخواهد شد.

 

لینک به ادیتور زمانه:         

برای عبور از سد فیلترینگ

پرونده ۱۳۹۱ / چشم‌انداز ۱۳۹۲

مشخصات تازه دریافت برنامه های رادیو زمانه  از ماهواره:

ماهواره  :Eutelsat

هفت درجه شرقی

پولاریزاسیون افقی 

سیمبول ریت ۲۲

فرکانس ۱۰۷۲۱مگاهرتز

همیاران ما