خانه | جامعه | زنان

پول زنان در جیب مردان

یکشنبه, 1391-07-30 22:46
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
نعیمه دوستدار

نعیمه دوستدار - اقتصاد خانواده به اقتصاد جامعه پیوند خورده است و دنیای امروز توسعه را مستلزم مشارکت اقتصادی زنان می‌داند. کار زنان برای بهبود شرایط اقتصادی هم از نظر فردی و جمعی، به خودشان و خانواده‌شان کمک می‌کند و هم جامعه از مزایای تلاش اقتصادی‌شان برخوردار می‌شود.

 

براین اساس، میزان فعالیت اقتصادی زنان یکی از شاخص‌های توسعه در سطح بین‌المللی محسوب می‌شود. نسبت فعالیت اقتصادی زنان در کشورهای پیشرفته صنعتی می‌تواند تا حدود ۵۰درصد برسد، اما این نسبت در ایران حدود ۲۰درصد است. در ایران، موضوع اشتغال زنان همیشه در چالش با گفتمان مردسالار حاکم بر جامعه بوده است.

 

اشتغال زنان، چالش با جامعه

 

بخش سنتی جامعه کار زنان بیرون از خانه را تقبیح می‌کند و ضررهای آن را بیشتر از سود آن می‌داند. در ادبیات حاکم بر این گفتمان،‌ جایگاه اصلی زن در خانه است و نقش او در ارتباط با همسر و فرزندان تعریف می‌شود.

 

به دلیل نبود حمایت‌های لازم اجتماعی نظیر بیمه و تامین اجتماعی و فقدان حمایت‌های قانونی از زنان تنها و سرپرست خانوار، به عنوان یک راه‌حل برای شرایط دشوار در نظر گرفته می‌شود و بسیاری از زنان آن را به عنوان وضعیتی برای حفاظت از خود در مقابل خشونت اجتماع و مردان استفاده می‌کنند.

برای تثبیت این گفتمان،‌ همچنان مقاله‌ها، گزارش‌ها و اخبار زیادی منتشرمی‌شوند که در آنها کار زنان مورد انتقاد قرار می‌گیرد. به عنوان مثال در یک مقاله که در سایت تبیان منتشر شده است، نویسنده این موارد را به عنوان مضرات اشتغال زنان بر می‌شمارد: "اشتغال زن در بیرون از منزل مسلما وقت و انرژی بسیاری را از وی می‌گیرد و لذا طبیعی است که چنین زمانی با خستگی روانی و جسمی بیشتری (نسبت به زن خانه‌دار) در منزل حضور یافته و آن انرژی را که باید صرف همسر و فرزندانش کند نمی‌تواند بگذارد. همچنین،‌ یکی از مسائلی که باعث مراوده و گفت‌وگوی بیشتر زن و مرد با یکدیگر می شود، مسایل اقتصادی و مالی است. در زنان شاغل به علت استقلال مالی، میزان گفت‌وگو پیرامون این مسایل بسیار کاهش یافته و می‌تواند باعث ایجاد گسل عاطفی میان زن و مرد شود.

 

زنان شاغل علاوه بر کار خارج از خانه ناچارند عمده‌ترین کارهای داخل خانه را هم به تنهایی به دوش بکشند. در حالیکه اکثریت مردان یا مهارت‌های مربوط به خانه‌داری را نیاموخته‌اند یا همکاری لازم را با همسری که پا به پای آنها در بیرون از منزل مشغول به کار است ندارند. این مسئله از یک طرف باعث خستگی بیش از حد زن می شود که نتیجه آن کاهش توجه و رسیدگی به همسر و فرزندان می‌شود و از طرف دیگر می‌تواند موجبات اختلاف میان زن و مرد را پدید آورد.

 

و در نهایت آخرین و و مهم‌ترین عیبی که اشتغال زن در بیرون از خانه دارد، مشکل نگهداری و تربیت فرزند است. در بسیاری از موارد کار مادر و بچه داری در تضاد یکدیگر قرار می‌گیرد."

 

 این استدلال،‌ معمولاً خلاصه‌ای از استدلال‌هایی است که مخالفان اشتغال زنان می‌آورند و در کنار آن، مسئله مراوده زنان و مردان در خارج از خانه و احتمال استقلال زنان و کم شدن وابستگی آنها به مردان، موضوعی است که همواره چالش‌هایی را میان زنان و گفتمان مردسالار جامعه برمی‌انگیزد.

 

استقلال مالی، جایگزین کمبودهای اجتماعی

 

استقلال مالی زنان هرچند در نهایت به نفع خانواده است، اما به دلیل نبود حمایت‌های لازم اجتماعی نظیر بیمه و تامین اجتماعی و فقدان حمایت‌های قانونی از زنان تنها و سرپرست خانوار، به عنوان یک راه‌حل برای شرایط دشوار در نظر گرفته می‌شود و بسیاری از زنان آن را به عنوان وضعیتی برای حفاظت از خود در مقابل خشونت اجتماع و مردان استفاده می‌کنند.

 

در جامعه‌ای که هنوز بسیاری از مردان مالکیت و استقلال مالی زن را به رسمیت نمی‌شناسند، این توقع از زنان وجود دارد که درآمد و اموال خود را در اختیار مردان بگذارند و مدیریت مالی را به مردان بسپارند.

بنا به اعتقاد رایج میان گروه‌های زنان، داشتن استقلال مالی می‌تواند به آنها کمک کند تا در شرایط دشوار بعد از طلاق یا مرگ همسر، خودشان از عهده زندگی‌شان بر بیایند، اما حتی در این حالت نیز استقلال مالی زنان به رسمیت شناخته نمی‌شود و درآمد آنان به شکل‌های مختلف از دست‌شان خارج می‌شود. به این ترتیب، شیوه‌ای که زنان بسیاری برای مقابله با جریان مردسالار جامعه و کم کردن وابستگی اقتصادی خود به مردان به کار می‌برند، نتیجه معکوس می‌دهد.

 

زهرا، ۳۲ ساله است و از ۲۳ سالگی و قبل از ازدواج سر کار می‌رود. حقوق او سهم مهمی در درآمد خانواده سه نفره‌شان دارد، چون دریافتی شوهرش به همه هزینه‌های زندگیشان نمی‌رسد. او تمام حقوق خود را در خانه خرج می‌کند. زهرا به زمانه می‌گوید: "از ۸۰۰هزارتومانی که حقوق می‌گیرم، حتی ۱۰ هزار تومان هم برای خودم نمی‌ماند. قسط خانه را من می‌دهم و بقیه پولم هم صرف خرج‌های دیگر خانه می‌شود. شوهرم از همه هزینه‌های من خبر دارد، اما من واقعاً نمی‌دانم که آیا او همه پولش را خرج می‌کند یا چیزی را کنار می‌گذارد."

 

خانواده‌هایی مثل زهرا کم نیستند. در این نوع خانواده‌ها، از زن توقع می‌رود که اگر کار می‌کند یا درآمد مستقلی دارد، آن را تمام و کمال در خانه خرج کند، اما در مقابل، مردان موظف نیستند در زمینه مالی شفافیت کامل داشته باشند. بسیاری از این گروه مردان، بخشی از درآمد خود را پس‌انداز می‌کنند یا در اموری مانند بورس سرمایه‌گذاری می‌کنند. اموال منقول هم در بسیاری از خانواده‌ها به نام مردان می‌شود و زنان از خانه و ماشینی که از درآمد خود خریده‌اند، سهمی نمی‌برند.

 

فرشته، زن ۴۵ ساله‌ای که ۲۵ سال است تدریس می‌کند، یکی از این زن‌هاست. او می‌گوید: "بعد از ۲۰ سال زندگی مشترک، هم خانه داریم هم ماشین، اما هیچ کدامش به نام من نیست. آن موقع که جوان‌تر بودم، می‌گفتم فرقی نمی‌کند و از درآمد خودم بخش زیادی از هزینه‌ها را تامین کردم، اما حالا پشیمانم. فکر می‌کنم نتیجه‌ای از زحماتم نبرده‌ام و اگر روزی اتفاقی برایم بیفتد، چیزی ندارم. تنها دلخوشی‌ام همین حقوق بازنشستگی است."

 

مالکیت زنانه، اختیار مردانه

 

در تفکر مردسالار جامعه ایران این تصور به شکل پنهان وجود دارد که اگر زن از نظر مالی استقلال داشته باشد، حرف شنوی از مردان نخواهد داشت و این موضوع زمینه ساز اختلافات خانوادگی خواهد شد.

 

زنان زیادی وجود دارند که درآمد خود را صرف هزینه‌های خانواده می‌کنند بدون اینکه مشازکت مالی آنها جایی محاسبه شود و تعدادی از آنان که مالکیت شخصی دارند هم مورد سوءاستفاده مالی پدران، برادران و همسران خود قرار می‌گیرند و اختیار اموال و دارایی‌های خود را از دست می‌دهند.

چنین تفکری حتی در زنان متعلق به بدنه حاکمیت هم وجود دارد و به شکل‌های مختلف درباره آن بحث می‌شود؛ به این شکل که از زنان خواسته می‌شود تا حد امکان از کار در خارج خانه خودداری کنند و اگر اختلافی به دلیل کار کردن زن در بیرون خانه ایجاد شود، زنان مقصر دانسته می‌شوند. حق رسمی مخالفت با اشتغال زن برای مردان وجود دارد؛ مگر اینکه زنی حق اشتغال را به عنوان شرط ضمن عقد مطرح کرده باشد. کنترل رفتار زنان در خارج از خانه و حساسیت‌های غیرعادی نسبت به حضور زنان در محیط‌های مختلط که از سوی نهادهای رسمی حکومت هم تقویت می‌شود، مخالفت با هر نوع استقلال مالی زنان را بیشتر می‌کند.

 

بر این مبنا زنان زیادی وجود دارند که درآمد خود را صرف هزینه‌های خانواده می‌کنند بدون اینکه مشارکت مالی آنها جایی محاسبه شود و تعدادی از آنان که مالکیت شخصی دارند هم مورد سوءاستفاده مالی پدران، برادران و همسران خود قرار می‌گیرند و اختیار اموال و دارایی‌های خود را از دست می‌دهند.

 

در جامعه‌ای که هنوز بسیاری از مردان مالکیت و استقلال مالی زن را به رسمیت نمی‌شناسند، این توقع از زنان وجود دارد که درآمد و اموال خود را در اختیار مردان بگذارند و مدیریت مالی را به مردان بسپارند. نمونه‌اش فاطمه، زن ۲۹ ساله‌ای است که قبل از ازدواج صاحب خانه‌ای بوده است، اما پس از ازدواج همسرش او را وادار می‌کند که آن را به نام او کند: "آنقدر به من فشار آورد که مجبور شدم قبول کنم. چندبار کارمان به دعوا و درگیری کشید. گفت اگر این کار را نکنم، ازدواج می‌کند و بچه را از من می‌گیرد. قبل از آن هم پولی را که از ارثیه پدری به من رسیده بود، گرفت تا با آن ماشین سنگین بخرد، اما آن را به نام خودش کرد و هیچ رسیدی هم به من نداد. توجیهش این است که با پول‌های من سرمایه‌گذاری می‌کند در حالی که من این کار را بلد نیستم."

 

فاخره هم زنی است که با فریب همسرش، مالکیت خانه‌اش را از دست داده است: "به من گفت وکالتنامه بده تا خانه را اجاره بدهم. من آن موقع سفر بودم. آنقدر با عجله این کار را کرد که قدرت فکر کردن را از دست دادم و به او وکالت دادم. وقتی برگشتم، خانه را فروخته بود."

 

هرچند روز به روز بر تعداد زنانی که حق اشتغال را هنگام ازدواج مطالبه می‌کنند افزوده می‌شود و تعدادی از زنان، این حق را برای خود قائل‌اند که درآمد خود را در خانه خرج نکنند یا برای خود سرمایه‌گذاری کنند، اما زنان متعلق به طبقه متوسط همچنان با چالش‌های زیادی بر سر راه استقلال مالی خود روبه‌رو هستند. در مقابل زنانی هم وجود دارند که به شکل دیگری به ماجرا نگاه می‌کنند؛ مثل مونا که می‌گوید: "ما هر دو کار می‌کنیم و هر دو خرج می‌کنیم. هرچیزی هم بخریم قرار است به نام هر دو باشد. من فکر می‌کنم این تفکر که فقط مرد کار کند و زن خرج کند هم مردسالارانه است، همانطور که اگر زن از خرج خانه و درآمد شخصی‌اش به شکل مخفی یا خصوصی استفاده کند به نظر من قابل قبول نیست. ما به ازدواج برابر اعتقاد داشتیم، اما هنوز تعداد کسانی که مثل من فکر کنند خیلی کم است."

Share this
Share/Save/Bookmark

در ایالت کالیفرنیا، تقریبا هر چیزی که زن یا شوهر در حین ازدواج صاحبش بشند (به استثنای چند مورد مثل ارث و هدیه) فارغ از اینکه کی کار می کنه و چقدر در میاره به طور خودکار و فارغ از اینکه سندش به اسم کدومشونه متعلق به هر دو محسوب می شه. حتی اگه مثلا خونه ای باشه که قبل از ازدواج مال یکیشون بوده ولی بعد از ازدواج بخشی از قسط اون داده شده هم باز حساب می کنند تا معلوم بشه چه مقدار از ارزشش مال دوران زندگی مشترک بوده که به تساوی بین زن و شوهر تقسیم بشه. بیچاره این کافرهای بی دین و ایمان و ظالم که از این سیستم فوق پیشرفتهء و ابر-منصفانهء ایران خبری ندارند که همه چیز رو بدند به مرد قال قضیه رو بکنند!!

ما که هر کی رو اطرافمون مشاهده میکنیم ، مردان به طورِ کامل خرجِ زنشان را میدهندو اکثرا زنان پولِ حاصل از درآمدشان را به هیچ وجه در اختیارِهمسرشان نمیگذارند(دوره ی قدیم گذشته که زنها مانند مادرم طلاهاشون رو میفروختند برای بهتر شدنِ موقعیت و اقتصادِ شوهر و خانواده)ازنظرِ من در ایــــــران از بین رفتنِ حقوقِ مردان بیشتر از زنان نباشد کمتر نیست

فلسفهٔ ازدواج و زندگی‌ مشترک در ایران خیلی‌ تغییر کرده و دیگر مثل سابق نیست که زن و مرد برای همدیگر فداکاری کنند. برای مثال در ایران جشن طلاق مد شده که با همان تشکیلات و زرق و برقه جشن عروسی‌ البته بدون حضور شوهر، و البته بین مرد‌ها هم نیز این هست، گویا ازدواج کردن مفهومش تبدیل شده به یک طرح پول به دست آوردن. متاسفانه جامعه داره به سمت خود پرستی کامل میره.

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.

لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.

کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و
منتشر نخواهد شد.

 

لینک به ادیتور زمانه:         

برای عبور از سد فیلترینگ

پرونده ۱۳۹۱ / چشم‌انداز ۱۳۹۲

مشخصات تازه دریافت برنامه های رادیو زمانه  از ماهواره:

ماهواره  :Eutelsat

هفت درجه شرقی

پولاریزاسیون افقی 

سیمبول ریت ۲۲

فرکانس ۱۰۷۲۱مگاهرتز

همیاران ما