خانه | جامعه | زنان

واژن خود را پس بگیریم

یکشنبه, 1389-12-08 01:58
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
پریسا کاکایی

پریسا کاکایی ـ سال‌ها پیش هنگامی که می‌خواستیم از این عضو ممنوعه صحبت کنیم هیچ نامی برای آن نداشتیم.

 

اشارات مختلفی چون «آنجا، ناز، شرمگاه و...» همه اشاراتی بودند که مادران و خواهران‌مان در کودکی و بزرگسالی به کار می‌بردند تا ما نیز با پیروی از آن‌ها به دنیای واژه‌های مبهم بپیوندیم. شرمی که نسل به نسل منتقل شده است و هیچ انقلاب و تحولی در دنیا، آن را متاثر نمی‌کند.
 
حتی در سال‌های اخیر، عصر اینترنت، ماهواره و سفرهای فضایی هنوز وقتی به سالن‌های اپیلاسیون می‌رویم از همه اندام نام می‌بریم و اندام جنسی را «اضافه» می‌نامیم. ‌گاه نام‌های بی‌پروایی نیز برای این اندام به کار رفته‌اند که بیش از بازی نقشی برای کشف زبانی زنانه، تبدیل به کلامی برای تحقیر و توهین توسط جامعه‌ای مردانه شده‌اند تا جایی که شنیدن نام دو حرفی «کُس» موجی از نا‌امنی، خشونت‌های خیابانی و فحاشی‌هایی در پایین‌ترین سطح فرهنگی را به یاد می‌آورد.
 
اما این شرم موروثی تنها گفتمان زندگی شخصی‌مان را در بر نمی‌گیرد. ما حتی در موقعیت‌های خاص زندگیمان که حق داریم آزادانه‌تر سخن بگوییم خود را سانسور می‌کنیم. در مطب دکتر نمی‌دانیم چگونه سخن را بی‌شرم آغاز کنیم و‌گاه برای معاینه، به خصوص اگر پزشک مرد باشد، زمان سخت و طاقت فرسایی را پشت سر می‌گذاریم. تجربه معاینه پستان‌ها توسط پزشک کار ساده‌ای نیست. پذیرش معاینه دندان، چشم، دست و پا آنقدر دشوار نیست که عریان شدن و خصوصی‌ترین عضو بدن را به دست پزشکی سپردن. اما پرسش همین جا آغاز می‌شود. چرا این عضو، خصوصی‌ترین بخش است؟ احساس مالکیت ما نسبت به این عضو در مقایسه با دیگر اعضای بدن چگونه است؟
 
بیایید پرسش را به تصویر کشیده و از نگاه زنانه بنگریم. تصویری توام با اولین همخوابگی. لحظه‌ای که هر دو طرف به نوعی همه اندامشان را به اشتراک می‌گذارند. در آن لحظه بوسیدن، لمس صورت، دست و حتی پستان آنقدر دشوار نیست. چه بسا بسیاری از دختران جوان جامعه‌مان که بر اساس باورهای خود و یا سنت و فرهنگ غالب جامعه برای حفظ پرده بکارت حاضر به تجربه‌های سطحی و به قولی، تماس‌های بالاتنه‌ای هستند اما خط قرمز، همیشه واژن و پرده بکارت است. در این تصویر، دختر سعی در حفظ چیزی ارزشمند و گرانبها دارد که سال‌ها به حفظ آن تشویق شده است. ورود به آن و رد شدن از این خط قرمز به معنای از دست دادن هویتی است که فرد را از دنیایی دخترانه به دنیایی زنانه پرتاب می‌کند. در اصل اتفاق خاصی نیافتاده است. تنها واژه‌ها دنیای دیگری را به نمایش می‌گذارند. زنی بدون مرد که زن شدن و زن بودنش معنا ندارد.
 
در حقیقت زن تا آنجا که مسوولیت نگهداری از این عضو با او همراه بوده است «امانتدار» و نه «صاحب» آن است. پس از آن باید مردی باشد که آن را به تملک درآورده و محافظت کند. ترس از طرد شدن توسط مردان به دلیل رد شدن از این خط قرمز، ترس از تنهایی، قضاوت دوستان و جامعه، برخورد خانواده و تجربه سرنوشتی متفاوت نسبت به دختران دیگر، همه و همه دلیل آن هستند که اساسا ما نه احساس مالکیت که تنها احساس امانت‌داری را نسبت به این عضو بدنمان داشته باشیم و باید تلاش کنیم تا امانت را سالم و بی‌تجربه به دست صاحبش برسانیم.
 
اما این پایان راه نیست. محفوظ نگه داشتن آنچه امانت می‌خوانیمش آن را سربسته و ناشناخته باقی می‌گذارد و فرصت کشف  آن را می‌رباید. بنابراین زن حتی پس از واگذاری امانت نمی‌داند قدم در چه راهی می‌گذارد و چه در تجربه‌ای در انتظارش است. دشواری دسترسی به منابع آگاه، اطلاعات غلط و افسانه‌ها بیشتر فضایی از ترس و حرکت در تاریکی را ایجاد می‌کنند. تصمیم لذت بردن یا نبردن، آرایش ظاهری این عضو، چگونگی واگذاری‌اش همه و همه از اراده او خارج است. مرد هم در بسیاری موارد یک هیولای تخریب گر نیست. او هم بخشی از جامعه‌ای ناآگاه است که حتی اغلب خود نیز نسبت به کاری که می‌کند شناخت کافی ندارد و از این رو هر دو آسیب‌پذیرند.
 
عدم احساس مالکیت بر آنچه تنمان می‌خوانیم، و قائل نشدن حقی برای خود، برای تصمیم‌گیری در مورد باید‌ها ونبایدهای بدن‌مان، گویا چیزی را، بخشی را از ما جدا کرده است. پاره‌ای از تن‌مان را در فرهنگ و سنت جا گذاشته‌ایم. پاره‌ای که قسمتی از هویت و زنانگی‌مان است. کسی برای بازگرداندن آن بخش کمک نخواهد کرد. قرار هم نیست کسی کمک کند جز صداهای زنانه‌ای که صدای واژن خود باشند. واژنی که همیشه ممنوع،‌ گاه کثیف و زشت و ‌گاه منفور خوانده شده است باید لب به سخن بگشاید. داستان آغاز زنانگی، داستان زندگی‌مان است. درست از همان‌جایی که اتفاق افتاد و مرز‌ها شکستند،‌ گاه به خشم و‌ گاه به مهر.
 
سینه به سینه نقل این داستان‌ها، گفتن از تجربه‌های جنسی بهانه‌ای برای درک و پذیرش بدن و باز پس گرفتن بخشی از آن است که به تاراج رفته است. لزوم چنین پذیرشی حتی می‌تواند گذر از خاطرات حوادثی تلخ باشد که رنج زنانگی و نفرت از خود را بر جا گذاشته است. گفتن از تجارب، گامی به سوی گروه درمانی زنانه است. گروهی که پیش از این گفتن آغاز کرده است و آرام آرام شکل می‌گیرد و به جلو می‌رود. زنانی چون ایو انسلر، نویسنده امریکایی، که سال‌ها پیش، نمایشنامه «تک گویی‌های واژن» را به نمایش گذارد. تک گویی‌های واژن زنانی از بیش از ۱۴ کشور در سراسر جهان در مورد تجارب جنسی، خاطرات و نگاهشان به موضوعی که طرحش تازه و عجیب بود.
 
حال نیز نسل‌ها دگرگون شده‌اند. نسل جدید، رویکردهای تابوشکنانه و طغیان بر علیه آنچه سنت و یا فرهنگ مردسالارانه تعبیر می‌شود را نمی‌توان نادیده گرفت اما هنوز آلت تناسلی ما ملکی ست که مردان بی‌شماری تمایل به فتح آن دارند. مردانی که‌گاه برای چنین فتحی، تن به جنگ می‌دهند و قربانی می‌گیرند. خشونتی که بسیاری از مردان آگاه دیگر را به مقابله و مبارزه برای رفع آن علیه زنان، در کنار زنان وا داشته است. ولی ما هنوز نیازمند مبارزه برای بازپس گرفتن بدنمان هستیم و این مبارزه جز بر پایه جسارت، آگاهی و تقسیم دانسته‌هایمان اتفاق نخواهد افتاد.
 
اولین مطلب از سلسله مطالبی که درباره سکسوالیته نوشته خواهد شد، ماه گذشته با عنوان «نوشتن از تن و شکستن تابوهای قدرت» منتشر شد. این مبحث برای اینکه بتواند با بستر جامعه ارتباط برقرار کند نیاز به مشارکت دارد. از همین رو می‌توانید پیشنهادات خود را در زیر مطالبی که منتشر می‌شوند ارائه دهید. از سوی دیگر  وبلاگی به نام «زمانی برای گفتن» در راستای به اشتراک گذاشتن تجارب شخصی در مورد موضوعاتی که در این سری مقالات در رادیو زمانه مطرح می‌شوند، شکل گرفته است که بنابر موضوعی که در وبلاگ پست می‌شود می‌توانید به صورت نا‌شناس  تجربه خود را در میان گذاشته و در نگارش مطالب کمک کنید.
Share this
Share/Save/Bookmark

من فکر می کنم یه سوء تفاهم پیش اومده و اکثر افرادی که کامنت گذاشتن ظاهر قضیه رو دیدن!
کل مطلب به نظر من مساله ظلم به زن در جامعه ای متحجره و در جزء قضیه ی ظلم جنسی به زنه
نویسنده نمیگه خانم ها لخت مادر زاد بیان تو خیابون می خواد تفاوت های فاحش بین زن و مرد و بی انصافی موجود در جامعه رو در رابطه با سکس بیان کنه

درود
خاتون
شما تشریح کنید که عفت زنانه و مردانه یعنی‌ چی‌ و برای چیست؟؟؟

برای بنده که دو دو تا چهار تا کردن دلایل شما واقعا عملی دشوار هست. شما خانمها رو به این متهم می کنید که چون مالک جسمشون نیستند پس راحت در هر جایی در موردش صحبت نمی کنند و نتیجه گیری می کنید که هرگاه خانمها به نقطه ای رسیدند که از نظر شما مالکیت جسم قلمداد می شود آنگاه آنها این الفاظ رو به راحتی بکار می برند.

من یک آقا هستم .لیکن بر این باور نیستم که بکار نبردن نام اندامهای جنسی در صحبتهای روزانه یا خانوادگی دلیلی بر مالک نبودن من بر جسمم می باشد!!

هر لغت و کلمه ای برای خودش جایگاه و کاربرد خودش رو داره و این ارتباطی که شما بین عدم مالکیت جسم به خاطر بکار نبردن برخی الفاظ بیان می نمایید.صحبتی بدون اساس و نظر شخصی شما هست .

جسارت و رک گویی شما که بر گرفته از زبان دل آیینه گون و بی پروای شما است را تحسین میکنم ،

با مخلوتی از اطلاعات اوليه درست و غلط یه نتيجه غلط گرفته شده
کدوم مردی راحت از اونجاش صحبت میکنه که ما بگیم حق ما ضايع شده
مگه درد ما اينه که نمی تونیم از این صحبت کنیم؟؟؟؟؟
همچي تحليل های سبکی باعث میشه که وقتي حقمون رو خواستیم حتی یه عده از زنها هم جلومون وایسن
تنها میتونم بگم متاسفم

من این مقاله رو تازه خوندم و البته کمی در خوندن کامنتهای اون بی حوصلگی به خرج دادم و نخوندمشون اما اول از نویسنده ی مقاله بسیار ممنونم که چنین بحثی رو باز کرده و انقد بی پروا از کُس نوشته! واقن ممنون چرا که توو جامعه ی بیمار ایرانی این قسمت که از قضا همه تمناشو دارن از همه بیشتر سرکوب میشه!

به نظرمی رسد ازآن جا که درجوامع سنتی به زن همچون مایملک مرد نگریسته می شود ؛ بنابراین هرآن چه که این مالکیت را مخدوش می کند، غیراخلاقی شمرده می شود.
ازاین رو درنظام برده داری اگر شما بهای کنیز را بپردازی ، می توانی بهره گیری جنسی خود ازکنیز یا برده را اخلاقی تلقی کنی ، چون مطابق با حقوق یک مالک رفتار کرده اید.دراینجا مبنای اخلاق ، حقوق برخاسته ازمالکیت است .
حال پرسش این است که اگر زن را مایملک مرد فرض نکنیم ، بازهم می توان درحوزه ی روابط جنسی قائل به اخلاق باشیم وبه عبارتی دقیق تر مبنای دیگری به غیرازمالکیت مرد برزن برای آن تعریف کنیم ؟
پاسخ من مثبت است ، به واقع می توان اززاویه حقوق انسانی که به طوریکسان زن ومرد را دربرمی گیرد، قائل به این باشیم که بهره کشی جنسی اززن به شکلی که موقعیت او را در حد واندازه ی یک شی یا کالا تنزل دهد ، عملی غیر اخلاقی به شمار می رود. به ویژه آن که مجبور به این کارباشد و اززاویه نیازهای مالی و اقتصادی خود به بهره کشی جنسی تن دهد.
اما اگر فرض کنیم که این اجبار مطرح نباشد و زن ازانجام رابطه ی جنسی آزاد لذت ببرد ، درآن صورت چه معیاری برای اخلاقی یا غیر اخلاقی بودن کار او وجود دارد؟
پاسخ به این پرسش درصورتی که زن مجرد باشد ، آسان است ومی توان گفت که تا جایی که او ازاین رابطه لذت می برد مجازبه انجام آن است ، امااگر این زن متاهل باشد و صاحب فرزند، درآن صورت اگر رابطه ی جنسی خارج از خانواده منجربه فروپاشی خانواده و انتقال بحران به فرزندان شود، بازهم با قاطعیت می توان ازرابطه ی آزاد جنسی زنان متاهل نیزسخن گفت، با این استدلال که او مالک واژن خویش است؟
اگر یک مرد متاهل به همین استدلال که من مالک پنیس خود هستم ، پس مجازم که برای لذت بردن اززنان دیگر اقدام کنم ، چه پاسخی برای آن خواهیم داشت ؟ آیا چنین برخوردی را ظالمانه فرض نخواهیم کرد؟
به نظرمی رسد که اگر فاکتورهای انسانی را از رابطه ی جنسی حذف کنیم ، به طور طبیعی به دام روابطی خواهیم افتاد که فاقد مبناهای انسانی و مبتنی برنوعی نگاهی ابزاری به این رابطه خواهد بود.

در بعضی نظرات دیدم که همه روی یک نکته ی کوچک و آن هم پوشاندن آلت صحبت کرده بودند، در صورتی که این مقاله حرف های بزرگ تری دارد می زند. این که کسی بخواهد یا نخواهد آلتش را بپوشاند بسته به خود اوست، اما مسئله این جاست که در حال حاضر بسته به خود شخص نیست، و اجبارن و برای محافظت از بکارت است که تمام این اتفاق ها می افتد. انگ هرزگی خوردن یکی از مهمترین دغدغه های یک زن است در صورتی که اگر مردی شرکای جنسی متعددی داشته باشد با افتخار آن را مطرح می کند. بخواهیم یا نخواهیم این دید منفی نسبت به آزادی جنسی زنان وجود دارد و نمی شود به راحتی از کنار آن گذشت. خود من در نوزده سالگی "انتخاب" کردم که همه ی این تابوها را کنار بگذارم و گذاشتم، ولی خیلی وقت ها و در خیلی موقعیت ها مجبور شده ام به فراخور نظر جمع خودم را باکره معرفی کنم. این بحث زبان شناسی هم مدت هاست که یک مشکل اساسی است. وقتی می خواهیم از آلت تناسلی مان حرف بزنیم چه باید بگوییم؟ در موقعیت های مختلف چطور؟ وقتی پیش دکتر هستیم، وقتی با دوستانمان صحبت می کنیم، و در حین سکس؟
ضمنن، یکی از آقایان (فکر می کنم اقای بهرام) فحش motherfucker را به مادرقحبه ترجمه کرده بودند و گفته بودند که همه جا فحش ها بار جنسیتی دارند. خدمت ایشان باید بگویم که مادرقحبه و سایر فحش هایی که به مادر برمی گردند، در اصل دارند مادر شخص را مورد خطاب قرار می دهند، و معنی شان این است که مادر تو خطاکار است. اما motherfucker یک صفت است که به خود شخص برمی گردد و معنی آن این است که تو با مادرهای دیگران رابطه داری، که البته تفاوت این دو از زمین تا آسمان است!

به نظر من هم این قضیه باید از حالت تابو خارج بشه . در حال حاضر تنها وسیله قدرت زنان همین قسمت از بدنشان هست که به وسیله ان امتیاز گیری می کنند . در زمان حاضر نباید هیچ ÷وشش و محدودیتی برای آن وجود داشته باشد و بنا به گفته نویسنده باید به راحتی در اختیار همه قرار گیرد .

یکی دو جمله در مورد مقایسه این معانی در فارسی و انگلیسی بنویسم.

در انگلیسی طرح مباحث جنسی مشکلی ندارند اگر در مکان و زمان مناسب مطرح شوند. پیرو ان اسم اعضاء تناسلی (پی نس یا وجاینا) که اسامی علمی آن اعضاء هستند بار منفی و غیر اخلاقی ندارند. در زبان انگلیسی پی نس به همان راحتی استفاده میشود که فینگر یا آرم یا کیدنی. چناچه اشاره شد چنین مباحثی در هر جایی و هر زمانی و با هر کسی نمیتواند مطرح شود. مثلا سر کار کسی از این موضوعات صحبت نمیکند.

اما در فارسی اصلا خود موضوع ، صحبت کردن یا حتی فکر کردن به اعضاء تناسلی تنقبیح شده است. این تقبیح ناشی از فرهنگ اسلامی است که انسان را به مقابله با شهوت (و محدود کردن آن به محیط خصوصی دو همسر) ترغیب میکند.

بنظر من صحبت کردن راجع به این اعضاء بصورت آموزشی لازم است ولی مشکل اینجاست که چگونه بچه ها را از دسترسی زودرس به این موارد نگهبانی کنیم. این قسمت فنی آن است. در مورد از بین بردن قبح اجتماعی ما واقعا با یک فرهنگی روبرو هستیم که پویایی زیادی ندارد و در کوتاه مدت نمیتوان انتظارات تغییرات بزرگ از آن داشت. به یاد بیاورید وقتی که رضاشاه خواست بی حجابی را به جامعه پیوند بزند. نه تنها بیمار دچار تشنج شد و پیوند را کاملا پس زد بلکه دکتری را آورد که هرگز صحبت از پیوند نکند.

خیلی این مطلب رو دوس داشتم.بهترین تکه این متن این جاش بود که گفته بود:در حقیقت زن تا آنجا که مسوولیت نگهداری از این عضو با او همراه بوده است «امانتدار» و نه «صاحب» آن است.....

بار اول که اول که مقاله را می خوانم تحت تاثیر قرار می گیرم به خودم می گویم راست می گوید چه سرنوشتی برای زن اسیر سنتی نوشته شده است . اما دوباره که می خوانم متوجه می شوم. مانند خیلی دیگر از ابراز نظرها این مقاله نیز مجموعه از حقایق و اشتباهات، استفاده از فرضهای درست و نتیجه گیری اشتباه.
در نظر نگرفتن آلت تناسلی بیش از هر چیز به این دلیل است که مرز بین عقلانیت انسانی و رفتار حیوانی و غیر عقلانی اوست. این همه قتل و تجاوز خیلی از اوقات محصول مشترک از حالت شرم در آمدن همین آلت تناسلی و آزادانه درباره او سخن گفتن است. ما کمتر درباره او سخن می گوییم چون می دانیم اگر به آن پر و بال داده شود باید با عقلانیت خداحافظی کرد و منتظر خطاهای بزرگ بود.

من هم با بعضی از دوستان موافقم .دلیلی ندارم که چون میخواهیم جامعه مان را وارد مرحله والاتری کنیم و با تمدن جدید
همراه شویم در مورد چیزمان همانطور صجبت کنیم که در مورد دستمان!به هر حال باید حریمی قائل باشیم.اشکالی هم ندارد.اگر قرار است زنان آزاد تر باشند و از آژادی جنسی ای که مردان دارند برخوردار شوند نیازی نیست اسم چیزمان را با صراحت به زبان بیاوریم !مردان هم با این کار به آژادی نرسیده اند!!! نه در اروپا نه ودر جای دیگر

In the south of Iran the problem of terminology is solved since long long time ago. we call the kir mard for "DAR" mard and the Vajan for "KOLe zan.

It is probably with urbanization and more civilized societies do not use the straight forward terminology according to the customs that the people create in transformation to the urban culture. Another reason may be the degree of religiousity of the areas and provinces in Iran can have an impact on the way we express ourselves on issues regarding sex and sexaulity.
it is possible the weather can be another factor that has impact on our sexuality and in turn on the way we express ourselves. I think it is synthetic to analyse the terminology of sex in an un reasonable way. in spite of I am for the equality of the man and women...."

حالا بعد از پس گرفتن واژنت میخوایی باهاش چی‌ کار کنی‌؟ به قول معروف اول چاه رو بکن بعدا منار رو بدزد!

با سلام
ما مالک خیلی چیزهاییم که ازش خبر نداریم
میلیاردها ملکول در بدن ماست که اصلا اسمی و کاربردی و اطلاعاتی راجع بهش نداریم !
حالا میشه بگیم خب مال خودمه میخوام اینکارش کنم اون کارش کنم !

....
یک انسان نوزاد هم تمام جیغ و دادش و گریه اش اینه که آسایش خودشو میخواد از خوردن دوا و آمپول و... ناراحته اما آیا منطقیست که به حرفش بشه ؟ اینطور اگه به خواستش عمل کنه که میمیره
خب انسان جوان هم نسبت به اندامش جهالت داره
نمیداند خداوند چه نعمت گرانبهایی بهش داده و نباید هر جا خرجش کنه و به هرکسی نشونش بده
قلب و دل و احساس نیز مال خودشه اما آیا درسته این نعمت بزرگ الهی را به هرکس هدیه بده و دل ببنده ؟
مثل بچه ای که با دیدن مار افعی ازش خوشش میاد ولی اون بلای جونشه و بزرگترا باید نجاتش بدهند !
میشه انسان به نجاست دل ببنده ؟
.......
خب نگاه انسان عاقل اینطوری نیست
بیایید به عالمان و اندیشمندان جهان نگاه کنیم
چند نفر انسان فرهیخته و ارزشمند و بزرگ در طول تاریخ تا کنون لخت و عور بوده اند و یا معتقد به ولنگاری جنسی بوده اند ؟؟؟
خوبست کمی فکر کنیم
وگرنه احساس شیطانی جای آنرا می گیرد
و مثل این پیشنهاد جای خوب و بد را عوض میگیریم

اصلا در این دیدگاه خوبی یعنی چی؟
بدی یعنی چی؟

به پیج ما در فیسبوک با نام (باکرگی ممنوع) بپیوندید

ممنون از مقاله ی جسورانه و مفیدتان. ادامه بدهید

به عقیده من حرف زدن از واژن نه تنها عیبی ندارد حتی نشان دادنش هم باید عادی شود. من که طرفدار نشان دادن واژن ها هستم. پیش بسوی ازادی بیان و کلام و مطبوعات و رسانه ها و نمایش واژن.

بنام خدا سلام چرا ما خوب فكر نميكنيم؟؟؟خداوند متعال اين ابزار و آلات را براي ادامهء نسل و لذت و رفع حاجت آفريده و هم او دستور داده كه در مقابل رفع بكارت بايد مهريه در نظر گرفته شود!.همين يك جمله براي اهل ادب و حقيقت كافيست تا به اهميت آن پي ببرند.چرا مردان بايد مهريه بدهند/چرا مهريهء يك دختر نصف يك زن است؟...اينها تدبير خالق است و من و توي ***چقدر گستاخ شده ايم كه در برابر خالقي كه امر به پوشاندن آنجا داده خلاف ميكنيم.كدام زنيست كه نداند مردان به آنجاي زنان فقط بخاط شوت نگاه ميكنند.كدام بشذ است كه نداند ثروت واقعي در سكس داشتن فقط با حلال خود است و بقيه اش كار شيطان... بيائيد باهم ادم شويم و بخدا دهن كجي نكنيم/يا حق

آقا بهرام عالی گفتید...مرسی
خانواده و زن و مالکیت زن همه اش بعد از دوران سرمایه داری و مالکیت ایجاد شده....

در این لینک خواهید دید که چگونه زنان آفریقایی با آن زندگی طبیعی و ساده، از دیدن یک زن پوشیده غربی، تعجب می کنند. (شاید آن زن روسی باشد)
و تا سینه های او را نبینند، نمی توانند با او ارتباط برقرار کنند!
چقدر ما انسان ها در عصر تکنولوژی از خودمان و بدنمان بیگانه شده ایم.
http://skyke.net/devushki/9830-kak-devushki-nashli-obshhijj-jazyk-8-foto...

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.

لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.

کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و
منتشر نخواهد شد.

 

لینک به ادیتور زمانه:         

برای عبور از سد فیلترینگ

پرونده ۱۳۹۱ / چشم‌انداز ۱۳۹۲

مشخصات تازه دریافت برنامه های رادیو زمانه  از ماهواره:

ماهواره  :Eutelsat

هفت درجه شرقی

پولاریزاسیون افقی 

سیمبول ریت ۲۲

فرکانس ۱۰۷۲۱مگاهرتز

همیاران ما