خانه | جامعه | زنان

واژن خود را پس بگیریم

یکشنبه, 1389-12-08 01:58
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
پریسا کاکایی

پریسا کاکایی ـ سال‌ها پیش هنگامی که می‌خواستیم از این عضو ممنوعه صحبت کنیم هیچ نامی برای آن نداشتیم.

 

اشارات مختلفی چون «آنجا، ناز، شرمگاه و...» همه اشاراتی بودند که مادران و خواهران‌مان در کودکی و بزرگسالی به کار می‌بردند تا ما نیز با پیروی از آن‌ها به دنیای واژه‌های مبهم بپیوندیم. شرمی که نسل به نسل منتقل شده است و هیچ انقلاب و تحولی در دنیا، آن را متاثر نمی‌کند.
 
حتی در سال‌های اخیر، عصر اینترنت، ماهواره و سفرهای فضایی هنوز وقتی به سالن‌های اپیلاسیون می‌رویم از همه اندام نام می‌بریم و اندام جنسی را «اضافه» می‌نامیم. ‌گاه نام‌های بی‌پروایی نیز برای این اندام به کار رفته‌اند که بیش از بازی نقشی برای کشف زبانی زنانه، تبدیل به کلامی برای تحقیر و توهین توسط جامعه‌ای مردانه شده‌اند تا جایی که شنیدن نام دو حرفی «کُس» موجی از نا‌امنی، خشونت‌های خیابانی و فحاشی‌هایی در پایین‌ترین سطح فرهنگی را به یاد می‌آورد.
 
اما این شرم موروثی تنها گفتمان زندگی شخصی‌مان را در بر نمی‌گیرد. ما حتی در موقعیت‌های خاص زندگیمان که حق داریم آزادانه‌تر سخن بگوییم خود را سانسور می‌کنیم. در مطب دکتر نمی‌دانیم چگونه سخن را بی‌شرم آغاز کنیم و‌گاه برای معاینه، به خصوص اگر پزشک مرد باشد، زمان سخت و طاقت فرسایی را پشت سر می‌گذاریم. تجربه معاینه پستان‌ها توسط پزشک کار ساده‌ای نیست. پذیرش معاینه دندان، چشم، دست و پا آنقدر دشوار نیست که عریان شدن و خصوصی‌ترین عضو بدن را به دست پزشکی سپردن. اما پرسش همین جا آغاز می‌شود. چرا این عضو، خصوصی‌ترین بخش است؟ احساس مالکیت ما نسبت به این عضو در مقایسه با دیگر اعضای بدن چگونه است؟
 
بیایید پرسش را به تصویر کشیده و از نگاه زنانه بنگریم. تصویری توام با اولین همخوابگی. لحظه‌ای که هر دو طرف به نوعی همه اندامشان را به اشتراک می‌گذارند. در آن لحظه بوسیدن، لمس صورت، دست و حتی پستان آنقدر دشوار نیست. چه بسا بسیاری از دختران جوان جامعه‌مان که بر اساس باورهای خود و یا سنت و فرهنگ غالب جامعه برای حفظ پرده بکارت حاضر به تجربه‌های سطحی و به قولی، تماس‌های بالاتنه‌ای هستند اما خط قرمز، همیشه واژن و پرده بکارت است. در این تصویر، دختر سعی در حفظ چیزی ارزشمند و گرانبها دارد که سال‌ها به حفظ آن تشویق شده است. ورود به آن و رد شدن از این خط قرمز به معنای از دست دادن هویتی است که فرد را از دنیایی دخترانه به دنیایی زنانه پرتاب می‌کند. در اصل اتفاق خاصی نیافتاده است. تنها واژه‌ها دنیای دیگری را به نمایش می‌گذارند. زنی بدون مرد که زن شدن و زن بودنش معنا ندارد.
 
در حقیقت زن تا آنجا که مسوولیت نگهداری از این عضو با او همراه بوده است «امانتدار» و نه «صاحب» آن است. پس از آن باید مردی باشد که آن را به تملک درآورده و محافظت کند. ترس از طرد شدن توسط مردان به دلیل رد شدن از این خط قرمز، ترس از تنهایی، قضاوت دوستان و جامعه، برخورد خانواده و تجربه سرنوشتی متفاوت نسبت به دختران دیگر، همه و همه دلیل آن هستند که اساسا ما نه احساس مالکیت که تنها احساس امانت‌داری را نسبت به این عضو بدنمان داشته باشیم و باید تلاش کنیم تا امانت را سالم و بی‌تجربه به دست صاحبش برسانیم.
 
اما این پایان راه نیست. محفوظ نگه داشتن آنچه امانت می‌خوانیمش آن را سربسته و ناشناخته باقی می‌گذارد و فرصت کشف  آن را می‌رباید. بنابراین زن حتی پس از واگذاری امانت نمی‌داند قدم در چه راهی می‌گذارد و چه در تجربه‌ای در انتظارش است. دشواری دسترسی به منابع آگاه، اطلاعات غلط و افسانه‌ها بیشتر فضایی از ترس و حرکت در تاریکی را ایجاد می‌کنند. تصمیم لذت بردن یا نبردن، آرایش ظاهری این عضو، چگونگی واگذاری‌اش همه و همه از اراده او خارج است. مرد هم در بسیاری موارد یک هیولای تخریب گر نیست. او هم بخشی از جامعه‌ای ناآگاه است که حتی اغلب خود نیز نسبت به کاری که می‌کند شناخت کافی ندارد و از این رو هر دو آسیب‌پذیرند.
 
عدم احساس مالکیت بر آنچه تنمان می‌خوانیم، و قائل نشدن حقی برای خود، برای تصمیم‌گیری در مورد باید‌ها ونبایدهای بدن‌مان، گویا چیزی را، بخشی را از ما جدا کرده است. پاره‌ای از تن‌مان را در فرهنگ و سنت جا گذاشته‌ایم. پاره‌ای که قسمتی از هویت و زنانگی‌مان است. کسی برای بازگرداندن آن بخش کمک نخواهد کرد. قرار هم نیست کسی کمک کند جز صداهای زنانه‌ای که صدای واژن خود باشند. واژنی که همیشه ممنوع،‌ گاه کثیف و زشت و ‌گاه منفور خوانده شده است باید لب به سخن بگشاید. داستان آغاز زنانگی، داستان زندگی‌مان است. درست از همان‌جایی که اتفاق افتاد و مرز‌ها شکستند،‌ گاه به خشم و‌ گاه به مهر.
 
سینه به سینه نقل این داستان‌ها، گفتن از تجربه‌های جنسی بهانه‌ای برای درک و پذیرش بدن و باز پس گرفتن بخشی از آن است که به تاراج رفته است. لزوم چنین پذیرشی حتی می‌تواند گذر از خاطرات حوادثی تلخ باشد که رنج زنانگی و نفرت از خود را بر جا گذاشته است. گفتن از تجارب، گامی به سوی گروه درمانی زنانه است. گروهی که پیش از این گفتن آغاز کرده است و آرام آرام شکل می‌گیرد و به جلو می‌رود. زنانی چون ایو انسلر، نویسنده امریکایی، که سال‌ها پیش، نمایشنامه «تک گویی‌های واژن» را به نمایش گذارد. تک گویی‌های واژن زنانی از بیش از ۱۴ کشور در سراسر جهان در مورد تجارب جنسی، خاطرات و نگاهشان به موضوعی که طرحش تازه و عجیب بود.
 
حال نیز نسل‌ها دگرگون شده‌اند. نسل جدید، رویکردهای تابوشکنانه و طغیان بر علیه آنچه سنت و یا فرهنگ مردسالارانه تعبیر می‌شود را نمی‌توان نادیده گرفت اما هنوز آلت تناسلی ما ملکی ست که مردان بی‌شماری تمایل به فتح آن دارند. مردانی که‌گاه برای چنین فتحی، تن به جنگ می‌دهند و قربانی می‌گیرند. خشونتی که بسیاری از مردان آگاه دیگر را به مقابله و مبارزه برای رفع آن علیه زنان، در کنار زنان وا داشته است. ولی ما هنوز نیازمند مبارزه برای بازپس گرفتن بدنمان هستیم و این مبارزه جز بر پایه جسارت، آگاهی و تقسیم دانسته‌هایمان اتفاق نخواهد افتاد.
 
اولین مطلب از سلسله مطالبی که درباره سکسوالیته نوشته خواهد شد، ماه گذشته با عنوان «نوشتن از تن و شکستن تابوهای قدرت» منتشر شد. این مبحث برای اینکه بتواند با بستر جامعه ارتباط برقرار کند نیاز به مشارکت دارد. از همین رو می‌توانید پیشنهادات خود را در زیر مطالبی که منتشر می‌شوند ارائه دهید. از سوی دیگر  وبلاگی به نام «زمانی برای گفتن» در راستای به اشتراک گذاشتن تجارب شخصی در مورد موضوعاتی که در این سری مقالات در رادیو زمانه مطرح می‌شوند، شکل گرفته است که بنابر موضوعی که در وبلاگ پست می‌شود می‌توانید به صورت نا‌شناس  تجربه خود را در میان گذاشته و در نگارش مطالب کمک کنید.
Share this
Share/Save/Bookmark

هرچه با بازار و سود تناقض داشته باشد، دير يا زود کنار زده ميشود. بسيارى از جان سخت ترين افکار و تعصبات و راه و رسمهاى کهنه در برابر نيازهاى پيش پا افتاده و روزمره تجارت و توليد ور افتاده اند. و لاجرم، اگر زن آزارى و زن ستيزى و تبعيض و خشونت... عليه زن هنوز يک واقعيت پابرجاى زندگى مردم اين عصر است، اگر عليرغم جنبشهاى قوى و اجتماعى براى رهايى زن، هنوز ستم جنسى در چهار گوشه جهان حکم ميراند، بايد حکمتش را همينجا، در همين عصر و در مصالح همين نظام جستجو کرد
جنايت از سر "جنون"، هميشه ممکن است وجود داشته باشد. اما آن نوع جنونى که قربانيانش، از خيابان و خانه تا مدرسه و کارخانه، عمدتا زنان هستند، ديگر جنون نيست، بلکه بيان جنون آميز گوشه اى از عقل حاکم بر جامعه است.
http://www.facebook.com/note.php?saved&&note_id=202840059727273
واژن خود را پس بگیریم

پریسا کاکایی ـ سال‌ها پیش هنگامی که می‌خواستیم از این عضو ممنوعه صحبت کنیم هیچ نامی برای آن نداشتیم.

اشارات مختلفی چون «آنجا، ناز، شرمگاه و...» همه اشاراتی بودند که مادران و خواهران‌مان در کودکی و بزرگسالی به کار می‌بردند تا ما نیز با پیروی از آن‌ها به دنیای واژه‌های مبهم بپیوندیم. شرمی که نسل به نسل منتقل شده است و هیچ انقلاب و تحولی در دنیا، آن را متاثر نمی‌کند.

سلام. نوشته شما را چند باربا دقت خوندم که واقعا ببینم چه چیز و یأ چیز‌هایی‌ شما را به نوشتن این موضوع وادار کرده تا شاید بتونم به بعضی از پرسش‌هایتان پاسخگو باشم. کلا" به چند مورد اشاره کردید. مورد اول " وقتی‌ برای معاینه پیش دکتر زنان میرفتید خجالت میکشیدید که از کلمه کس استفاده کنید و سوال کردید چرا نباید آزاد می‌‌بودید و راحت از این کلمه برای بیان مشکلتون استفاده میکردید. جواب این سوال کاملا" مشخص هست. همینطور که دیگران هم به درستی اشاره فرمودند بعضی از کلمات مثل کس، کیر، کون کلماتی هستند که ممکن است در صحبت‌ها بین دوستان مورد استفاده قرار بگیرد ولی‌ در مجامع عمومی و مدارس از اصطلاح علمی‌ این کلمات استفاده میکنند . این یک قانون ملی و مذهبی نیست بلکه یک سری نزاکت‌های اجتماعی است و در تمام ممالک دنیا به نسبت‌های مختلف رعایت میشود.

مورد دوم:اشاره به مالکیت و عدم احساس مالکیت به آلت تناسلی کردید. همه اعضا بدن شما، شما را تشکیل میدهد و مغز شما به عضو‌های دیگر بدن فرمان میدهد. آلت تناسلی شما هم مثل دست، چشم و یأ گوش شما قسمتی از شماست. چطور میشود که دست شما "مال" شما باشه ولی‌ آلت تناسلی شما "مال" شما نباشه؟ صحبت از تصمیمگیری در مورد باید ها و نباید‌ها کردید. دوست عزیز لطفأ" این قسمت از نوشته خودتون را یکبار بخوانید ببینید میفهمید چی‌ نوشتید و منظورتون چیه. اگر منظور شما از این متن گنگ و بی‌ سر و ته این است که چرا زنها و دختر های ما نباید مثل بعضی از کشور‌های دنیا با هر کسی‌ و در هر سنی سکس داشته باشند، حامله شوند، به قول فرنگی‌ها "سینگل مادر" شوند که این یک بحث جداگانه است و ربطی به مالکیت، عدم تصمیم گیری، .... ندارد

زن ایرانی و کلا جنس زن (یا مردان نابرابر (برابر حساب نشده!) به واسطه نگاه و روش پیشبرد انسانی‌ و انسانیت و منتقد سنت و ارتجاع دینی و غیر دینی بربریت بازار موجود !) ناموس کسی‌ نیست و مبارزه انسان امروز و زن ایرانی هم برای رهایی از همین فرهنگ یا بی‌ فرهنگی‌ ناموس و ناموس پرستی‌ و نگاه به عنوان جنس دوم یا تحت قرآنش به عنوان هیچ و برسمیت شناخته نشده و یا با ارفاق کنیز ، و رسیدن به حد اکثر حقوق برابر و انسانی‌ خود و نه ناموسی که همین الان و در همین ویدئو فرض شده و با او به مثابه آن رفتار میشود که البته تفاوت چندانی با مرد برابر و تحت ستم خود ندارد، هست، کلا علاوه بر ستم مضآعفی که سیستماتیک به جنس زن میشود ستمی کمابیش برابر به انسان و انسانیت و غیر جنسی‌، به همه بیش از ۹۵ % زنان و مردان دنیا و صاحبان واقعی‌ رفاه و زندگی‌ و امکانات موجود جامعه که در دست اردوگاه مخألف و برای ستم به این گروه عظیم استفاده میشود، در جریان است !....

http://www.facebook.com/anatlev.lev?sk=info#!/permalink.php?story_fbid=205985246085124&id=100000443223830&notif_t=like

''

این نکبت‌ها در هر شرایطی قصد فریب

مردم را دارن...غافل از اینکه مردمی که خارج از ایران زندگی‌ می‌کنن سال

هاست که این مزخرفاتو دور ریختن...کسی‌ میگفت: دموکراسی دینی مثل * پهن خوش

بو * میماند...حالا خانوم عبادی و حسن اشکوری میخوان کلاه گشاد اسلامی

...سرمون بزارن...خمینی ۳۳ سال پیش کلاهو سرمون گذشت ...شما دیگه برین خجالت

بکشین...

''
مراسم روز جهانی زن با آخوند و بدون حضور زنان !

http://www.facebook.com/photo.php?fbid=174173942603957&set=a.147737801914238.24659.100000340566581&theater#!/permalink.php?story_fbid=194237443930129&id=100000180327666&notif_t=share_reply

پریسا جون
من قبل از ازدواج در نگهداری از این امانت به شوهرم کوتاهی کردم و به تبع از آنجایی که اعتقاد به راستی و صداقت داشتم به شوهرم گفتم که رابطه جنسی قبل از ازدواج داشتم و او قبول کرد. بعد از ازدواج سکس نمکیرد و دلیلش این بود: "من با تو سکس نمیکنم چون یادم می افته همین کارهایی که با من میکنی با یکی دیگه هم کردی... تو نه تنها بکارت جسمی نداری بلکه بکارت روحی هم نداری..." البته قابل توجه هست که شوهرم یا بهتر بگم، شوهر سابقم خودش را روشنفکر معرفی میکرد در حالی که ....

پاسخی کوتاه به "خاتون" خاتون خانم دقیقا واژن شما آنقدر که به برادرتان و پدر تان و شوهرتان تعلق دارد به شما تعلق ندارد ناموس و آبروی خانوادگی شرف فامیلی نجابت خانوادگی همه این محملات در گروی نوع استفاده و برخوردیست که شما با واژن میکنید آگر این واژن از چشم نامحرم پوشیده ماند اگر شما سالها ی سال خود را از لذت جنسی محروم کردید آن شرافت خانوادگی آن ابروی فامیلی حفظ میشه .
خانم این فرهنگ کثیف و بیمارجامعه اسلامی ما است یعنی شما از این واقعیت بی اطلاعید که واژن شما به شما تعلق ندارد عجب آدم نابغهای شما تشریف دارید .
از تیتر مقاله خوشتان نیامد
به جهنم که خوشتان نیامد ما هم یک عمر است که از تفکرات متجر خوشمان نیامده

"آشنا"

با درود :به گمان من تمامی این واژه ها ساخته دست انسان است و او کسی است که باید این واژه ها را به فراموشی بسپارد ...این یک مشکل از صدها مشکلی است که مذهب بر سرمان آورده ...دیدگاهمان را نسبت به مذهب ترمیم کنیم

در حالِ حاضر زندگی کردن خلافِ سنت و عرفِ رایج در کشور یعنی خلافِ جریانِ آب شنا کردن.
من دختری هستم 22 ساله و میدانم اکثر هم سن و سالانِ من رابطه ی جنسی دارند...
ولی متاسفانه برای جلوگیری از تمامیِ اتهاماتی که در جامعه برای زنانی که قبل از ازدواج ، رابطه ی جنسی دارند وجود دارد، از روش های غلط استفاده می کنند
و شاید بعد از گذشتنِ چندین سال همچنان از درکِ لذتِ جنسی عاجز باشند و جدا از آن به دیگر اعضای بدنِ خود آسیبِ بیشتری میرسانند و حتی بعد از ازدواج بدلیلِ نا اگاهی ، ناپختگی و ... با مشکلاتّ بیشتر و بدتری مواجه شوند
از طرفی همین کار هم در آینده نوعی دروغ گفتن محسوب می شود چرا که در واقع رابطه های به وجود امده هر چند ناقص و غلط ، نوعی رابطه ی جنسی و به اشتراک گذاشتنِ تن است.

فراموش نکنیم که رابطه ی جنسی در ایران امریست که عموما به نفع مردان دیده میشوند و هیچ گاه در آن از لذتِ زن حرفی زده نمیشود و در نتیجه همیشه باعث نا آگاهی و ناتوانی شده و از همین رو بالاترین آمارِ طلاق را در ایران به خود اختصاص میدهد.چرا ؟
چون بعد از ازدواج ، زوجین تازه متوجه میشوند که مساله ی ارضای جنسی و .... نیز جز ارکان و دلایلِ یک زندگی پایدار در کنارِ هم به شمار می آید.قسمتی که قبل از ازدواج به آن بها داده نمی شود که هیچ!!! بلکه آن را حذف هم می کنند

بسیار متشکرم از نوشته ی بسیار مفیدتان ، به امیدِ اینکه هر زنِ ایرانی جسارتِ گرفتنِ حقِ خود را داشته باشد و بپذیرد که در این دنیای فانی حقِ انتخاب برای چگونه زندگی کردن با خودش است
امیدوارم زنانِ ایرانی این مقاله را بخوانند و کمی در بابِ آن فکر کنند

من فکر میکنم دانستنِ توانایی های خود، شناختِ درست از آنها و استفاده از آنها به درست در سنِ جوانی ، کمکِ بیشتری به زندگیِ همه ی ما میکند تا طبقِ یک اصولِ غلط به جلو رفتن و تا مدت ها نا آگاه بودن و از دست رفتنِ عمری که بر نمی گردد
البته که درکِ یک زن از خود و جامعه ای که در آن زندگی می کند و اطرافیانش بسیااااار متفاوت و پخته تز از یک دختر خواهد بود

این مطلب مهم و خواندنی است و تأمل برانگیز. حتی کسانی از دوستان آقا و خانم که مخالفت یا موافقت کرده اند،به بحث یاری رسانده اند. واقع اینست که آن چیزی که به عنوان شرم و حیا مانع تصریح به نام اصلی آلت تناسلی مرد یا زن می شود،قدری جدید است و در فرهنگ گذشته های ایران چندان هم غیر معمول نبوده است مثال بسیار روشن آن مولاناست در مثنوی و سعدی در هزلیات و حکایات عبید که دیگر بسیار واضح است. حتی در فرهنگ اسلامی هم این موضوع را می توان دید .

پریسا جان
همه مشکلات زنان حل شد و تنها در واژه کس یا واژن مشکل داریم؟
ای کاش به جای بحث کردن در خصوص این موضوع در مورد حذف زنان از جامعه صحبت می کردیم، شما کسی هستی که بتازگی از ایران خارج شده و درک بهتری از مسائل داخل کشور داری من فکر میکنم رویه را عوض کنی بهتر باشه
آخوند ها نیز رساله های زیادی در مورد زیر شکم و ناف دادند، ما باید فرقی با اونها داشته باشیم و به مسائل اساسی تر برسیم.
اگر مخاطب شما جامعه غربی بود در خوشبینانه ترین حالت ها واکنش هایی که در بالا خواندید را خواهند داشت زیرا که اکثر افرادی که نظر دادن در خارج کشور هستند و بسیاری از این مسائل برای ایشان حل شده است

به نظر شما یک دختر خانم در یاسوج یا کرمان این مطلب شما را بخواند چه خواهد گفت و چه برداشتی خواهد کرد؟ آیا این نیست که فمنیسم و مبارزات زنان در طی سالهای اخیر را در همین وادی شکم و زیر شکم نخواهد دید؟
آیا با خواندن این مقاله به سمت شما جذب خواهد شد؟

اهمیت بکارت به مهریه و درآمد زنان مربوط است و از این پول کلان نمی توان گذشت!!!

انچه در این مقاله آمده واقعیتی است که البته نیازمند نگرشی متفاوت است. زن و مرد مکمل یکدیگرند و نباید با روحیه مبارزه طلبی انسانها را بیش از این تنها کرد.فرهنگی که ما در آن هستیم را خیلی زیبا بیان کردید اگر چه بسیاری از خوانندگان مرد این واقعیت را حرفهای فمنیستی بیمعنی بدانند اما این تفاوت مطرح شده بین زن و مرد در جامعه ما امری غیرقابل انکار است و ترس زن از داشتن این رابطه و تجربه آن میتواند سر منشا بسیاری از تزلزلات روانی او باشد .اما نباید تاثیر تفاوت زن و مرد را روی فرهنگ ایجاد شده نادیده انگاشت و راه حل قبل از هر چیز شناخت خود است و حتی این امانتداری در زن میتواند ناشی از حس تاییدطبی او باشد حسی که اگر چه به زنان جامعه ما القا شده است اما باید پذیرفت که از سوی آنان رد نشده است.پس قبل از هر چیز یک زن باید خود را دوست داشته باشد تا بتواند دست ها چشمها بدن و حتی واژن خود را دوست داشته باشد.

موضوع بسیار خوبی را پیش کشیدید ، این موضوع بسیار جای بحث دارد ،دوستانی هستند که خیلی سریع در برابر این موضوع گارد می گیرند ، اما توجه نکردن به آن درست مثل پاک کردن صورت مسئله است ، نیاز جنسی همانند دیگر نیازهای انسان است و نمی توان آن را نادیده گرفت و بر آورده نشدن آن بسیاری از آسیبهای جسمی و روانی را به همراه دارد ، خودارضایی در جوانان یکی از شایع ترین آنهاست، این روزها بسیاری از جوانان برای ترس از بین رفتن آبرو و به دلیل فراهم نبودن شرایط ازدواج خودارضایی را انتخاب کی کنند که به ظاهر ساده ترین راه است ، متاسفانه همین ساده ترین راه مضرترین راه است ، اتقهای چت در اینترنت مملو از جوانان با تقاضای سکس چت است، چرا؟ دلیل آن غیر از باورهای غلط ماست ؟ خودکشی های دخران جوان به دلیل از دست دادن بکارت ، آیا تا به حال کسی برای غذا خورن و نفس کشیدن خودکشی کرده است؟

اگر کمی دقت کنیم مادران ایرانی هنگام عوض کردن پوشک بچه ، دختر را در خفا پنهانی عوض می کنند و پسر را با افتخار در پیشم چشم دیگران باز می کنند و به پسران عنوان دودول طلا می دهند ، بکارت دختران هنوز باید گواهی داشته باشد وحال آنکه پسر می تواند هزارن رابطه قبل از ازدواج داشته باشد بی آنکه مشخص شود ، پسرها اغلب از دوست دختر خود تقاضای سکس دارند در حالی که در هنگام ازدواج دختری را می خواهند که دست نخورده باشد

ازدواج وصلتی است برای زندگی مشترک ، اما در جامعه ما پیوندی است با الویت سکس مشترک ، این عامل قدرت فکر کردن را از آنان میگیرد و انتخابها بر اثر احساسات زودگذر است ، ریشه همه این مشکلات تفکر سنتی و پوشالی جامعه ماست

ضمن سپاس از مقاله پر باری که نوشتید، میخواستم به دوستانی که انقدر از مسائل و مشکلات زنان در غرب نام میبرند و نام سینگل مام رو هی مطرح میکنند بگم، که این دقیقن نشون دهنده استقلال زنان در جوامع متمدن هست نه مشکلاتشون. تا جایی که من فهمیدم گفتگو بر سر نام بردن بی حیا از عضو جنسی نیست.بلکه سر جایگزینی حیا به جای شرم هاست. در جوامعی مثل ایران همه ما شرمگین هستیم به خاطر تابو های بیشماری که وجود داره، ولی در جوامع پیشرفته مرز هایی وجود داره که این بار گناه و شرم را از دوش انسان ها برداشته. فکر میکنم منظور نویسنده این جایگزین کردن این مرز هاست.

بسیار زیبا. از تحلیل شما لذت بردم. تعبیر درست امانتداری بجای مالکیت را کاملا تایید می کنم.
و راهکار تابوشکنی را نیز می پسندم اما در مورد حدود آن تردید دارم. به عقیده من با اندام تناسلی هرگز نمی توان و نباید به سادگی سایر اندام رفتار کرد و حدوی باید وجود داشته باشد. اما این حدود به مراتب باید کمتر از حد کنونی باشد که به بیان شما حتی اسم مناسبی در ادبیاتمان برای نام بردن از آن نداریم!
سپاس فراوا.

من به نوبه خودم از این بحث و نظرات دوستان استفاده کردم،و در یک نظر اجمالی متوجه یک نکته مهم و استراتژیک شدم.آن اینکه ما اصلا مشگلی با مسله مطرح شده نداریم، و خوب با توجه به ارتقا سطح تفکر و بینش امروزی، متوانیم با جنبه های مختلف آن به خوبی کناری بیایم.
آما تکلیف اجتماع عوام چیست؟یک چیز را فراموش نکنیم، ما با جامعه ایی سر و کار داریم که هم اکنون 32 سال است با تمام قوا در حال عقبگرد به سر میبرد.تمام دستگاههای عریض و تویل حوضه علیمیه قم، و حکومتی، اصلا سعی در تجر جامعه دارند،انهم جامعه ایی که در قسمتهای شهرستانی و روستایش سنتی و یا نیمه سنتی است.
اینکه من چه میخواهم ، و چگونه آنرا میخواهم ،یک امر طبیعی است، و اصلا جزو حقوق اولیه بشری است، اما ایا "من" یک فرد منزوی در یک حاله و حباب هستم؟ و با این اجتماع سر و کار ندارم؟ و مجبور نیستم با این اجتماع بسازم؟
مشگل اینجاست که متاسفانه ما "خواهان"هستیم، اما درک صحیح اموزشی از اجتماع نداریم هیچ، سعی هم برای اموزش صحیح ان نداریم.
مسله امیزش جنسی ، و درک در رفتار جنسی ، و یا درک رفتار اجتماعی جنسی در جامعه ما، چه در داخل ایران و چه در خارج از ایران، در میان مردم معمولی که نمیخواهم آنان را "عوام"خطاب کنم، بر اساس استفاده، و بهره برداری و یا سو استفاده و یا سو برداری ماجراست، و متاسفانه جنبه استفاده "کالایی" دارد.
متاسفانه نویسنده محترم مقاله هم خودش بدون اینکه بخواهد با این موضوع کالایی برخورد کرد، و الت تناسلی خویش را در حد یک "واژه بدون" روح تنزل داد.ایا این موضوع در قاموس خویش پذیرفتنی است؟من فکر نکنم.مطمعن هستم که خود نویسنده هم دوست ندارد با او به عنوان یک کالا برخورد شود.بنا بر این دوستانه توصیه میکنم به سه جنبه فراتر ماجرا توجه شود : جنبه سنتی، اجتماعی و اموزشی مسله در کل طرحش.من شخصا به یک زن به عنوان وسیله ایی برای ارضای جنسی نگاه نمیکنم، و این یک شعار نیست، بلکه میزان درک من از یک موجود دیگر اجتماعی است برا اساس فورمول احترامی که دوست دارم برای خودم باشد، باید برای دیگری هم باشد.که غیر از این دیگر توازنی در اجتماع نخواهد بود.
دست اخر در مورد مسله "واژن" باید عرض کنم که خود "واژن" یا "واژینا" مسله اساسی نیست، بلکه ادامه این مجرا که در نهایت به "رحم"ختم میشود است.این یک درک غریزی انسانی است که میخواهد بداند ایا او مادری است که از یک مرد مشخص باردار شده؟ و ایا ان مرد پدر فرزندی است که داخل رحم است یا خیر ؟ این یک بحث مذهبی نیست،یک بحث اجتماعی هم نیست، بلکه بحثی است که از دیر باز ذهن ملیونها انسان در سراسر تاریخ بشری را به ذهن خویش مشغول داشته.در اصل این یک بحث مسولیتی است ، که اگر در همین حیطه مسولیتی اش مورد برخورد قرار گیرد، انوقت است که برخوردها عمیقتر، با فرازتر، و کاملتر میشوند، و اگرنه یک تکه گوشت ، همراه با شریانهای خونی و عصبی، در هر صورت به هر عنوان در جامعه اثری خود به خود ندارند.
با سپاس.پیروز باشید

مطلب بسیار بجا و قابل تاملی بود. من به یک نکته اشاره کنم و آن تمایل به یک جور «فروشندگی» در قضیه حفظ بکارت و کلا جنسیت است. عده زیادی از دختران/زنان ایرانی سکس را قابل فروش می دانند. منظور من انچیزی که به اسم فحشا معروف شده نیست بلکه الزام به ازدواج به عنوان شرط و قضیه مهریه و ...مورد نظر من است. من دختر ایرانی نمی شناسم که بخاطر لذت یا تجربه سکس داشته باشد. دختر/زن ایرانی غالبا به دنبال این است که از عامل سکس چیزی به دست بیاورد. به همین دلیل سکس با دختر ایرانی لذت بخش نیست مگر اینکه از قبل تکلیف ما بعد آن روشن شده باشد تا دختر بتواند با اعصاب راحت سکس داشته باشد. اگر در این مورد هم بنویسید (موافق/مخالف) ممنون می شم.

حال کردم ،
البته با مطلب !

متاسفانه هرچقدر تلاش میکنم شباهت فمینسم ایرانی با مذهب ایرانی و فمنیست ایرانی با آخوند ایرانی را انکار کنم، خودشان شباهتشان را فریاد میکنند.
هر دو وعده خوشبختی میدهند، هر دو راههای عجیب غریب با ظواهر دلفریب میدهند، هر دو مخالفشان را نه با استدلال که با تحقیر سطح شعور رد میکنند، هر دو شان با بوق و هوچی بازی و کف و هورا کشیدن های هوادارانشان (شعبان بی مخ ها) برای استدلالهای بی محتوایشان دوره ای را به صورت افراطی در دست گرفتند و همه چیز را وابسته ای از دیدگاه ایدئولوژیکشان دانستند، و در نهایت هر دو شان به شدت دروغـــــگـــــو و برای جامعه بشری مضرند.

من از خانم پریسا کاکایی تشکر می کنم با اینکه چهل و نه سال دارم و در احادیث هم مطالعه دارم برداشت من از احادیث شیعه این است که گرایش پیامبر اسلام و امامان شیعه به گونه ای است که صحبت و چگونگی به کارگرفتن باید آزاد باشد متاسفانه از فرهنگ شیعه دور مانده ایم و فقها و دولتمردان به جای بحث آزاد در این مورد برافروخته می شوند و زیان های زیادی را به جامعه و مسلمانان می زنند بدون اینکه خودشان هم بفهمند امید است به چنین بحث هایی اهمیت داده شود و تداوم یابد متاسفانه من که در ایران زندگی می کنم نمی توانم در این مورد چیزی بنویسم موفق باشید

سلام با احترام خواهشمندم اول به لینک ارسالی بنده توجه کنید تا نظر خانم ناتالی پورتمن هنرپیشه مطرح هالیوود و برنده جایزه اسکار را ببینیم:

See video

با کمال تاسف متن نوشته شده در بالا نه تنها به نظر من در جهت فرهنگ سازی نوشته نشده حتی تابو شکن هم نیست و با ربط دادن گودرز به شقایق(; ، به تحمیل عقاید فمینیستی افراطی بیشتر شبیه هست !!! و با توجه به مشکلات جامعه امروز زنان ایران مسائلی به مراتب مهم تر و اساسی تر از متن بالا مورد نیاز و تحقیق هست تا استفاده کلمه دوحرفی نام اندام خصوصی !!!

رک بگویم با دیدن این تیتر و عنوان تابوشکنانه!!! این نوشته فقط به یاد جوک زیر افتادم:
روزی حوا نزد خدا رفت و عنوان کرد که آدم قطعه ای از بدن مرا برداشته و به خود نصب کرده خدا نیز در جوواب گفت نگران نباش کاری خواهم کرد تا آخر عمر التماس کند آنرا سرجایش بگذارد حالا شما هم می خواهید پس بگیرید؟

لینکه ناتالی پورتمن

"http://www.youtube.com/watch?v=tlEC0bS2UMw"

من با این دیدگاه که قبلا ذکر شده شدیدا موافقم.شدیدا:
مطلب بسیار بجا و قابل تاملی بود. من به یک نکته اشاره کنم و آن تمایل به یک جور «فروشندگی» در قضیه حفظ بکارت و کلا جنسیت است. عده زیادی از دختران/زنان ایرانی سکس را قابل فروش می دانند. منظور من انچیزی که به اسم فحشا معروف شده نیست بلکه الزام به ازدواج به عنوان شرط و قضیه مهریه و ...مورد نظر من است. من دختر ایرانی نمی شناسم که بخاطر لذت یا تجربه سکس داشته باشد. دختر/زن ایرانی غالبا به دنبال این است که از عامل سکس چیزی به دست بیاورد. به همین دلیل سکس با دختر ایرانی لذت بخش نیست مگر اینکه از قبل تکلیف ما بعد آن روشن شده باشد تا دختر بتواند با اعصاب راحت سکس داشته باشد. اگر در این مورد هم بنویسید (موافق/مخالف) ممنون می شم.

دوستان عزیزم در رادیو زمانه.. گویا منظور از بحث مطرح شده توسط پریسا رو بعضی نا درست برداشت کردن. موضوع این نیست که اندام تناسلی خودمون رو بپوشانیم یا خیر..
پریسا خیلی شیوا از حقیقتی که در جامعه ما در جریانه سخن گفت. شرمی که بی دلیل بر زنها فقط بخاطر زن بودنشان تحمیل شده و گاه تحقیر و خفت.. میبینم که مادرم عرق شرم بر پیشانی میغلتاند آنوقتی که تصویر اندام زنی نیمه برهنه را در حضور ما حتی در تلویزیون میبیند.. چرا؟ چون حتی از بدن خویش شرم دارد.. تحت تاثیر سالها فرهنگ مرد سالاری حالا زنان ما خود باوری خویش را از دست داده ند. میپندارند چون زن هستند پس باید در حجاب بمانند..
پریسا... بنظرم قبل از واژن زنان ما باید تن خود را پس بگیرند..

‫یک واژه ای وجود دارد به اسم شرم که مرز بین انسان و حیوان بودن را مشخص می کند. خوشبختانه شرم و حیا از ویژگی های مشتک همه انسانهاست و محدود به جنسیت، مذهب، قومیت و ملیت خاصی ندارد.

100% قبول دارم. ولی یه جور ترویج فحشا داری میکنی !!!

من اصولا فکر میکنم آقایون صلاحیت اظهار نظر دراین زمینه رو ندارن! چون هرگز با همچین مساله ای درگیری شخصی نداشتن!

به عقیده ی بنده اول از همه باید باورهای مذهبی مان را کمی بهبود ببخشیم.چون به نظر من اول از همه مذهب دست و پای ذهن ما رو می بنده.حداقل در جامعه ی ما که متاسفانه مذهب همه کاره س و ریشه دوانیده در تمامی اخلاقیاتمون،پس معقوله کمی هم این موضوع بسیار خوب و اساسی رو بدور از هرگونه وابستگی به مذهب بررسی کنیم.
من با بسیاری از دخترها در این مورد صحبت کردم و همه ی اونا یه جورایی دو دستی بهش چسبیدن! در صورتی که همه ی اونها دوست داشتن که سکس کامل داشته باشن!!! خوب این که یه لذت بی بدیل به زنان میده که شکی نیست،اما توی جامعه ی ما به یه دختر بدون پرده ی بکارت به خودشون جرات میدن که خیلی حرفهای بی معنی نسبت بدن!
به هر حال ممنون از شما که این مبحث بسیار مهم رو مطرح کردید.
به امید روزهای پاک از تمامی ی اشتباهات مردم این سرزمین

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.

لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.

کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و
منتشر نخواهد شد.

 

لینک به ادیتور زمانه:         

برای عبور از سد فیلترینگ

پرونده ۱۳۹۱ / چشم‌انداز ۱۳۹۲

مشخصات تازه دریافت برنامه های رادیو زمانه  از ماهواره:

ماهواره  :Eutelsat

هفت درجه شرقی

پولاریزاسیون افقی 

سیمبول ریت ۲۲

فرکانس ۱۰۷۲۱مگاهرتز

همیاران ما