خانه | جامعه | زنان

واژن خود را پس بگیریم

یکشنبه, 1389-12-08 01:58
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
پریسا کاکایی

پریسا کاکایی ـ سال‌ها پیش هنگامی که می‌خواستیم از این عضو ممنوعه صحبت کنیم هیچ نامی برای آن نداشتیم.

 

اشارات مختلفی چون «آنجا، ناز، شرمگاه و...» همه اشاراتی بودند که مادران و خواهران‌مان در کودکی و بزرگسالی به کار می‌بردند تا ما نیز با پیروی از آن‌ها به دنیای واژه‌های مبهم بپیوندیم. شرمی که نسل به نسل منتقل شده است و هیچ انقلاب و تحولی در دنیا، آن را متاثر نمی‌کند.
 
حتی در سال‌های اخیر، عصر اینترنت، ماهواره و سفرهای فضایی هنوز وقتی به سالن‌های اپیلاسیون می‌رویم از همه اندام نام می‌بریم و اندام جنسی را «اضافه» می‌نامیم. ‌گاه نام‌های بی‌پروایی نیز برای این اندام به کار رفته‌اند که بیش از بازی نقشی برای کشف زبانی زنانه، تبدیل به کلامی برای تحقیر و توهین توسط جامعه‌ای مردانه شده‌اند تا جایی که شنیدن نام دو حرفی «کُس» موجی از نا‌امنی، خشونت‌های خیابانی و فحاشی‌هایی در پایین‌ترین سطح فرهنگی را به یاد می‌آورد.
 
اما این شرم موروثی تنها گفتمان زندگی شخصی‌مان را در بر نمی‌گیرد. ما حتی در موقعیت‌های خاص زندگیمان که حق داریم آزادانه‌تر سخن بگوییم خود را سانسور می‌کنیم. در مطب دکتر نمی‌دانیم چگونه سخن را بی‌شرم آغاز کنیم و‌گاه برای معاینه، به خصوص اگر پزشک مرد باشد، زمان سخت و طاقت فرسایی را پشت سر می‌گذاریم. تجربه معاینه پستان‌ها توسط پزشک کار ساده‌ای نیست. پذیرش معاینه دندان، چشم، دست و پا آنقدر دشوار نیست که عریان شدن و خصوصی‌ترین عضو بدن را به دست پزشکی سپردن. اما پرسش همین جا آغاز می‌شود. چرا این عضو، خصوصی‌ترین بخش است؟ احساس مالکیت ما نسبت به این عضو در مقایسه با دیگر اعضای بدن چگونه است؟
 
بیایید پرسش را به تصویر کشیده و از نگاه زنانه بنگریم. تصویری توام با اولین همخوابگی. لحظه‌ای که هر دو طرف به نوعی همه اندامشان را به اشتراک می‌گذارند. در آن لحظه بوسیدن، لمس صورت، دست و حتی پستان آنقدر دشوار نیست. چه بسا بسیاری از دختران جوان جامعه‌مان که بر اساس باورهای خود و یا سنت و فرهنگ غالب جامعه برای حفظ پرده بکارت حاضر به تجربه‌های سطحی و به قولی، تماس‌های بالاتنه‌ای هستند اما خط قرمز، همیشه واژن و پرده بکارت است. در این تصویر، دختر سعی در حفظ چیزی ارزشمند و گرانبها دارد که سال‌ها به حفظ آن تشویق شده است. ورود به آن و رد شدن از این خط قرمز به معنای از دست دادن هویتی است که فرد را از دنیایی دخترانه به دنیایی زنانه پرتاب می‌کند. در اصل اتفاق خاصی نیافتاده است. تنها واژه‌ها دنیای دیگری را به نمایش می‌گذارند. زنی بدون مرد که زن شدن و زن بودنش معنا ندارد.
 
در حقیقت زن تا آنجا که مسوولیت نگهداری از این عضو با او همراه بوده است «امانتدار» و نه «صاحب» آن است. پس از آن باید مردی باشد که آن را به تملک درآورده و محافظت کند. ترس از طرد شدن توسط مردان به دلیل رد شدن از این خط قرمز، ترس از تنهایی، قضاوت دوستان و جامعه، برخورد خانواده و تجربه سرنوشتی متفاوت نسبت به دختران دیگر، همه و همه دلیل آن هستند که اساسا ما نه احساس مالکیت که تنها احساس امانت‌داری را نسبت به این عضو بدنمان داشته باشیم و باید تلاش کنیم تا امانت را سالم و بی‌تجربه به دست صاحبش برسانیم.
 
اما این پایان راه نیست. محفوظ نگه داشتن آنچه امانت می‌خوانیمش آن را سربسته و ناشناخته باقی می‌گذارد و فرصت کشف  آن را می‌رباید. بنابراین زن حتی پس از واگذاری امانت نمی‌داند قدم در چه راهی می‌گذارد و چه در تجربه‌ای در انتظارش است. دشواری دسترسی به منابع آگاه، اطلاعات غلط و افسانه‌ها بیشتر فضایی از ترس و حرکت در تاریکی را ایجاد می‌کنند. تصمیم لذت بردن یا نبردن، آرایش ظاهری این عضو، چگونگی واگذاری‌اش همه و همه از اراده او خارج است. مرد هم در بسیاری موارد یک هیولای تخریب گر نیست. او هم بخشی از جامعه‌ای ناآگاه است که حتی اغلب خود نیز نسبت به کاری که می‌کند شناخت کافی ندارد و از این رو هر دو آسیب‌پذیرند.
 
عدم احساس مالکیت بر آنچه تنمان می‌خوانیم، و قائل نشدن حقی برای خود، برای تصمیم‌گیری در مورد باید‌ها ونبایدهای بدن‌مان، گویا چیزی را، بخشی را از ما جدا کرده است. پاره‌ای از تن‌مان را در فرهنگ و سنت جا گذاشته‌ایم. پاره‌ای که قسمتی از هویت و زنانگی‌مان است. کسی برای بازگرداندن آن بخش کمک نخواهد کرد. قرار هم نیست کسی کمک کند جز صداهای زنانه‌ای که صدای واژن خود باشند. واژنی که همیشه ممنوع،‌ گاه کثیف و زشت و ‌گاه منفور خوانده شده است باید لب به سخن بگشاید. داستان آغاز زنانگی، داستان زندگی‌مان است. درست از همان‌جایی که اتفاق افتاد و مرز‌ها شکستند،‌ گاه به خشم و‌ گاه به مهر.
 
سینه به سینه نقل این داستان‌ها، گفتن از تجربه‌های جنسی بهانه‌ای برای درک و پذیرش بدن و باز پس گرفتن بخشی از آن است که به تاراج رفته است. لزوم چنین پذیرشی حتی می‌تواند گذر از خاطرات حوادثی تلخ باشد که رنج زنانگی و نفرت از خود را بر جا گذاشته است. گفتن از تجارب، گامی به سوی گروه درمانی زنانه است. گروهی که پیش از این گفتن آغاز کرده است و آرام آرام شکل می‌گیرد و به جلو می‌رود. زنانی چون ایو انسلر، نویسنده امریکایی، که سال‌ها پیش، نمایشنامه «تک گویی‌های واژن» را به نمایش گذارد. تک گویی‌های واژن زنانی از بیش از ۱۴ کشور در سراسر جهان در مورد تجارب جنسی، خاطرات و نگاهشان به موضوعی که طرحش تازه و عجیب بود.
 
حال نیز نسل‌ها دگرگون شده‌اند. نسل جدید، رویکردهای تابوشکنانه و طغیان بر علیه آنچه سنت و یا فرهنگ مردسالارانه تعبیر می‌شود را نمی‌توان نادیده گرفت اما هنوز آلت تناسلی ما ملکی ست که مردان بی‌شماری تمایل به فتح آن دارند. مردانی که‌گاه برای چنین فتحی، تن به جنگ می‌دهند و قربانی می‌گیرند. خشونتی که بسیاری از مردان آگاه دیگر را به مقابله و مبارزه برای رفع آن علیه زنان، در کنار زنان وا داشته است. ولی ما هنوز نیازمند مبارزه برای بازپس گرفتن بدنمان هستیم و این مبارزه جز بر پایه جسارت، آگاهی و تقسیم دانسته‌هایمان اتفاق نخواهد افتاد.
 
اولین مطلب از سلسله مطالبی که درباره سکسوالیته نوشته خواهد شد، ماه گذشته با عنوان «نوشتن از تن و شکستن تابوهای قدرت» منتشر شد. این مبحث برای اینکه بتواند با بستر جامعه ارتباط برقرار کند نیاز به مشارکت دارد. از همین رو می‌توانید پیشنهادات خود را در زیر مطالبی که منتشر می‌شوند ارائه دهید. از سوی دیگر  وبلاگی به نام «زمانی برای گفتن» در راستای به اشتراک گذاشتن تجارب شخصی در مورد موضوعاتی که در این سری مقالات در رادیو زمانه مطرح می‌شوند، شکل گرفته است که بنابر موضوعی که در وبلاگ پست می‌شود می‌توانید به صورت نا‌شناس  تجربه خود را در میان گذاشته و در نگارش مطالب کمک کنید.
Share this
Share/Save/Bookmark

ممنونم از متنت.این متن من رو یاد داستانی انداخت که در سوئد برای بچه های مهد می خونند در این داستان این شعررو به بچه ها یاد می دهند: بدن من مال منه ، بدنه تو مال تو، اگه به من دست بزنی وقتی من نمی خوام من می گم نه نه نه.
و از همون کودکی به این سبک نه تنها به بچه ها یاد می دهند که نگذارند مورده ازار جنسی قرار بگیرند بلکه بهشون یاد می دهند که تنها اون...ها هستند که مالک تن شونند.

با سلام
مطلب جالبی بود .
اما:
باید دید ما در چه جامعه ای زندگی می کنیم . واقعیت امر این است که جامعه ایران یک جامعه به شدت بسته و سنتی است فرهنگ شرق و ایران زمین به شدت پدر سالار و نافی آزادی ها از نوع مونث آن است. این امر حتی در بین روشنفکرترین افراد ، طبقات و گروههای جامعه نیز وجود دارد . بنابراین راه بسیار زیادی است تا آن روزی که شما و ما شاهد آزادی های گسترده جنسی برای زنان باشیم. نمونه این نوع از فرهنگ در کامنت هایی است که در بالا آمده است.
نکته جالب توجه اینکه حتی خود زنان جامعه ایرانی نیز این را نمی پذیرند . آنها با افتخار از عفت و شرف و هویت خود سخن می گویند و به دیگرانی که مثل آنان نیستند فخر می فروشند.
یادمان نرود خانواده ، مدرسه دانشگاه و جامعه ایرانی زنانی از این دست را ستایش می کند و زنانی از آن دست را به شدت سرکوب و منزوی می کند . خود زنان نیز آتش بیار این معرکه اند.
فرهنگ شبه مدرن طبقات تحصیلکرده و روشنفکر ما نیز کم از طبقات سنتی و متحجر جامعه نمی آورد. روشنفکران ما نیز روشنفکرانی توده ای و سنتی اندفقط زیبا سخن می گویند.
فکر می کنم حتی فمنیستهای جامعه ما نیز با نظر شما مخالف باشند.
ما با یک جامعه مدرن به اندازه هفت آسمان فاصله داریم.
به هر حال باید از زنانی چون شما که اینچنین می اندیشند و اینچنین سخن می گویند تقدیر کرد
فرهنگ ایرانی ، نیاز به تابو شکنی داریم .

اگر منظور شما از پس گرفتن شناختنه درسته، فکر نکنم اصلا پس گرفتن کار درستی باشه باید آزادش کنیم از بند سنت و شرم بیهوده.

برخلاف کشور ما که از کلمه کیر و کیر کلفت بعضی وقت ها استفاده می شود و معمولا مردها استفاده می کند. در هلند بیشتر پس از سالها 1970 کلمه کت که به معنی کوس است استفاده می کند که معمولا مردان و زنان حتی در محیط کار استفاده می کند

جالب است که نویسنده از این صحبت می کند که این اندام را با اسم اصلی اش، یعنی کس، بنامیم ولی خودش شرم می کند که این اسم را در عنوان و در ادامه متن مقاله بکار گیرد و به جای آن از واژن استفاده می کند. چرا؟

پریسای عزیز واقعا برای نوشتن چنین مطلبی، جدای از اینکه خیلی جای بحث داره، بهت تبریک میگم.
من نمیدونم کجای مطلبت نوشتی که ملت باید آلتشونو به هم نشون بدن که بعضی از دوستان بهت ایراد گرفتن! فکر میکنم اینقدر این چیزا واسشون تابو شده که موقع خوندن مطلب مرتبا از زمینه های ذهنیشون الهام میگیرن و این باعث میشه اصلا متوجه نشن حرف نویسنده چیه. ای کاش سطح سواد و درک مردممون یه کم بالاتر بره.
این مطلب صرفا برای خانوما یا آقایون نیست، منطورش هم لخت شدن جلوی هم و در طبق اخلاص گذاشتن و به کار بردن و بازی کردن با بعضی از لغات نیست. منظور نوع تفکر و پرده های ذهنیه غلطیه که خواسته و نخواسته جلوی ذهنمون بسته شده و اجازه نمیده بدون پیش داوری روی مسایل قضاوت کنیم...
بازم ازت ممنونم پریسا جان.
دانیال.

مطلب جالبی بود و ازهمه مهمتر اینکه قلم شیوایی هم دارید ، اما استدلالها گاهی می لنگد ، نگاه شیئ گونه به اعضای انسان بدیدن صورت که " مال خودمه هر کاری دلم می خواد می کنم " البته نگاه درستیه و کسی نمی تونه این حق مالکیت را از کسی بگیرد اما قطعا اخلاقی نیست ، یعنی درست هست اما خوب اخلاقی نیست ، در مورد مسایل اخلاقی گاه شما حق انتخاب دارید ، هر چند انتخابتون به مساوات نباشد ، با مثال توضیح می دم ، فرض بگیرید من دوست داشته باشم همسری اختیار کنم که فلان عمل اخلاقی را انجام دهد ، کسی نمی تواند در این انتخاب بر من خرده بگیرد ، یا همچین کسی را می یابم یا تنها می مانم ، حال بذارید به شکل عضوی به قضیه نگاه کنیم ، انگشت کوچک پای من مال من است ، می خواهم انرا قطع کنم ، ایا به کسی مربوط است ؟؟ خیر ؟؟ پس از ان کسی حاضر به ازدواج با من نمی شود ، ایا انها مقصرند ؟؟ باز هم خیر

به نظر من مطلب خوبی بود و اصلن موضع فمنیستی نداشت. چون ضرر تابوها دامنگیر هم زن و هم مرد است. و هر دو جنس به یک میزان بها پرداخت می کنند. فرقش در عیان و پنهان بودن بهایی است که می پردازیم و مشخصه فرهنگی ما این است که ما زن ها از ترس پرداختن بها سعی در همدیگر فروشی و متفاوت با باقی هم نوعانمان بودن و تأیید گرفتن از دیگران برای ایجاد احساس خوشایند با ارزش به نظر رسیدن و کتمان حقوق اولیه مان کردیم. این بحث زن بر علیه زن است. پس بهایی که ما زن ها می پردازیم پیداست ولی آنچه مردها در قبال تابوها می پردازند نهان و گاهی عمیق تر است. فقط چون پیدا نیست دلیل بر نبودنش نیست.
اما مسأله بکارت تنها و فقط مسأله" انتخاب" است. شاید پس از چندی لذت از احساس لطیف جنسی بخواهید که خود را از هر حس و وابستگی به کسی که حاضر نیستید باقی عمرتان را با او در شراکت بگذرانید تصمیم به یک دوره گاه طولانی به دور از عمل جنسی باشید تا به تمامی با جفت خود در لحظه ی یکی شدن درآمیزید که این هم یک نوع بکارت است و در هر حال فقط " انتخاب" است و بس.
مررسی از متن و شهامت و تحقیق در این موارد. خسته نباشید :)

تا که این قوم در بند حجابند---گرفتار همین شی عجابند .ایرج میرزا

با سلام
ممنون پريساي عزيز بابت مقاله اي كه نوشته ايد گرچه من معتقد هستم كه موضوع مالكيت بر بدن و موضوع بكارت از تا حدي از هم مجزا هستند و نياز به بررسي جداگانه دارند اما آنچه من را متعجب كرده كامنتهايي است كه دوستان گذاشته اند
اين نشان مي دهد اكثر افراد اصلاً متوجه بيان اين مطلب نشده اند و صرقاً چون مي خواستند مخالفت كنند چيزي نوشته اند
در هيچ كجاي مقاله مطلبي دال بر بدون پوشش بودن يا عريان كردن عضو تناسلي زنانه نيست كه بگوييم خب مردان هم آن را مي پوشانند. بحث بر سر از خود دانستن يك عضو است وقتي به عضو مردانه مي رسيم در اكثر جوامع حتي در ايران از كوچك تا بزرگ اكثراً در صحبت از اشاره مستقيم يا نام بردن از عضو مردانه ابايي ندارند اما در مورد عضو زنانه هميشه پرده ها بسيارند. مردها هميشه مالك مطلق عضو خود هستند اما عضو تناسلي زنان متعلق به خودشان نسيت. مردها، جامعه، سنت، فرهنگ و مذهب به خود اجازه مي دهند براي اين بخش از بدن زنان، نحوه استفاده و زمان استفاده از آن تصميم گيرند و حكم صادر كنند. عضو مردانه براي مردها از منظر اجتماع و سنت هميشه مايه افتخار بوده و براي زنان مايه شرمساري نمونه آن را هم همه خصوصاً زنان تجربه كرده اند كدام مردي را ديده ايد كه اگر موقع نشستن پاهايش را باز بگذارد پدري، مادري ، بزرگتري به او خورده بگيرد؟ در صورتي كه چند بار اين را شنيده ايد كه به دختر مي گويند پاهايت را ببند و جمع بشين؟ در نوع نشستن عضو كداميك پيداست؟ زنان يا مردان؟ چند بار اين اصطلاح را شنيده ايد كه ماشاالله پسرم چوچور طلاست؟ تا بحال شنيده ايد كسي بگويد دخترم كس طلاست؟ نه چون اين افتخار به يكي و شرم از ديگري وجود داشته.
شما آقايان مخالف چند درصدتان وقتي جلوي آينده برهنه مي ايستيد به عضو خود افتخار نمي كنيد و اندازه و ضخامت آن مايه مباهاتتان نيست؟ و چند درصد از زنان تا به حال به خود جرات داده اند و به اين عضو خود نگاه كرده اند؟ من به جرات مي گويم كه اكثر زنان ما به دليل همين ديدگاه و تابويي كه از كودكي در ذهنشان پرورانده اند تا به حال كاملاً برهنه خود را نديده اند و بسيار هستند زناني كه نمي توانند حتي جلوي شريك جنسيشان كاملاً برهنه بايستند و اين موضوع هيچ ربطي به شرم و حيا ندارد چون اگر شرم و حيا بود دو جانبه بود نه صرفاً مختص زنها و اينكه زن بايد با حيا باشد دليلش همين است كه زن مالك بر اين قسمت از بدن خود نيست.
باز هم ممنون بابت باز كردن اين بحث و اميدوارم روزي برسد كه هيچ زني شرم از تن خود نداشته باشد و خودش بتواند براي بدنش تصميم بگيرد.

با این دیدگاه که طرح کردید موافقم و اینو هم می دونم که با فقر و مشکلات فرهنگی که وجود دارد راه رسیدن کوتاه نیست اما میسر است و در این راستا به بررسی های گسترده جامعه شناسی و روانشناسی ، پزشکی ، تاریخ شناسی و ادبیات نیاز حتمی داریم .

نکته مثبت این که هدف به شکلی درست و انکار ناپذیر روشن شده است . اینکه زن مانند مرد موجودی است که بر تمامیت بدن خود و با جزئیاتش تملک مطلق دارد و هیچ نیرویی ، حتی تاریخی و اجتماعی(عرفی) یا خدایی (دینی) کوچکترین حقی در تصرف آن ندارد و نخواهد داشت و این اصل حتی اگر ادعا شود که به نابودی نوع بشر در گیتی منجر خواهد شد استثنا بردار نیست ، چرا که در جهت تخریب سیستمی طبیعی خواهد بود که با اصل تداوم حیات مغایرتی مرگبار خواهد داشت.

این در جواب بسیاری که هنوز می ترسند به طبیعت اعتماد کنند و این مسئله را با فاعل و مفعول بررسی کردن کل داستان رد می کنند ، باید گفت که اگر تا نوک دماغ خود را دیدم پس همخوابی را در حضور فاعل و مفعول می بینیم . مسئله پیچیده تر از آنیست که ساده انگاری کنیم ، در همخوابگی آنچه حقیقت دارد و در طبیعت نوع بشر بوده و هست در کل هر دو فاعل هستند هم از نظر جسمی و هم روانی . یکی از بزرگ ترین مشکلات همین مفعول قلمداد شدن و در نتیجه فتح شدن توسط یک فاعل بی خبر از همه جا و ناخواسته است که نه تنها مشکلات غیر فعال بودن و ترس و ... برای یک طرف ایجاد می کند بلکه با اضافه شدن کار های آن طرف بر فرد به اصطلاح فاتح و ناتوانی و عجز او ، موجب خود نابودی و هزاران بیماری های روان تنی آن فرد فاتح ولی عاجز میشود.

راه حل چیست ؟ برای جامعه ما روش فرق دارد قطعا اما هدف یکسان است و همان که ابتدا گفتم و ایران و آفریقا ندارد.
روش به نظر من یک قانون کلی نیست و پر از ورژن های مختلف خواهد بود که به سرعت آپدیت میشود . اما باید در اجرا به اصول اساسی اولیه پایبند بود. شرح این اصول امروزه به طور کامل روشن است و در دنیای علم بحث بر سر روش اجراست.

یکی از مهم ترین چرخه ها (می گویم چرخه برای این که خود روش ها از حاصل پیشرفت، فیدبک و بازخورد خواهد گرفت)
ایجاد کانالی برای گفتگو و آگاهی است و آگاهی محض اطلاع آنان که نوشته اند "عفت... ، واژن را در دست بگیریم و راحت بگردیم ... ، پس مدرسه و دکتر برای چیست ....) فقط کتاب های ممنوعه خواندن و دیدن یواشکی فیلم پورن و برو این سوال ها رو از مامانت بپرس نیست . پیشرفت و آگاهی جز از راه به اشتراک گذاشتن تجربه ها . شکست ها و پیروزی ها بدست نمی آید ، برای این هم باید کلمه داشته باشیم . در انگلیسی برای واژن 4 کلمه دیگر معادل هست که کاملا مفهوم همخوابگی بیشتر از واژن القا میکند ، اما واژن و پینس (آلت مرد ها) اصلا موجب تحریک جنسی نیست .
در هیچ کدام از فحاشی های انگلیسی هم پیدا نمی شود و یک پسر می تواند در آنرا برای ابراز سوال و مشکل خود با دکتر و پزشک و پدر و مادر و افراد مورد اعتماد و آگاه مطرح کند . همین طور دختر می تواند بدون سرخ شدن از پدرش و مادرش در باره واژن خود سوال بپرسد و پدرش در جواب از کلمه "پوسی" استفاده نمی کند چون بار جنسی دارد .

فکر می کنم باید کلماتی بدون القای تحریک جنسی " مثل آنچه در انگلیسی هست" داشته باشیم تا بتوانیم آزادانه حتی در روزنامه و تی وی صحبت کنیم . با پنهان کاری فقط آسیب فردی و اجتماعی در انتظار ماست .

از روز نخست خداوند انسان را عريان آفريد
حال پوشش داشتن و نيمه لخت يا كاملا لخت آن تنها به صاحب آن بستگي دارد و هيچ كس حق ندارد به حريم ديگري توهين كند

همه مشکلاتی از این دست در یک واژه خلاصه می شود، حیا.
آیا انسان برای زندگی خوب باید پایبند چیزی به نام حیا باشد؟
انسان بی حیا سعادتمند تر نیست؟
یک نفر بگوید ضرورت حیا و فایده ی پایبندی به آن چیست؟

مرسي مرسي مرسي ....
بسيار عالي بود ...
متاسفانه مشكل از ناداني و نفهميه ... مشكل از ترس طرد شدنه .... مشكل از وحشت متفاوت بودنه ... مشكل از تعبير غلطه ... مشكل از نشناختن حريم شخصي و خصوصي خود و ديگرانه ...
اينها قابل حله ... با گفتن و گفتن ... با آگاهي دادن ... با در موردش حرف زدن .... با آگاه كردن دختر بچه ها و پسر بچه ها از حريم خودشون ، حريم ديگران ... همين بچه ها وقتي بزرگ بشن ميفهمن كه واژن يه دختر ، بكارت يه دختر، اصلا زندگي جنسي آدمهاي ديگه ، حريم شخصي و خصوصي اونهاست و كسي "حق نداره" "حق نداره" "حق نداره" "حق نداره" "حق نداره" راجع بهش كنجكاوي ، دخالت يا اظهار نظر يا بدتر از همه "قضاوت" بكنه ، هيچكس ، هيچكس ، هيچكس نه مادر نه پدر نه دوست نه نامزد نه همسر نه ....
اميدوارم يه روز همه ماها مفهوم حريم شخصي و خصوصي رو با تموم وجود بفهميم و درك كنيم ...

از روز نخست خدا انسان را عريان آفريد و گفت تو اشرف مخلوقاتي
نام گذاري با خود انسان بود و حساسيت آن نيز با خود ما!!!
چشم - ابرو - دهان - دست - پا - سينه - کُس و كير همه اعضاي بدن هستند ديد شما به آنها با آموخته هاي غلط از پدران و مادرانمان ذهنيتي متفاوت به وجود آورده است

ظاهرا" شما قصد دارید که کس
را مانند سایر اعضا معرفی کنید ولی باید به این نکته توجه فرمائید که کس عضوی برای سکس و لذت جنسی می باشد مانند کیر در مردان خوب در اینصورت اگر سخن گفتن از مسائل جنسی به راحتی سخن گفتن از سایر مسائل باشد سخن گفتن از کس نیز راحت است شما باید به ساختار فرهنگی هر جامعه توجه نمائید همیشه شکستن تابوها چاره کار نیست.

تا آن زمان که بتونیم ماننداروپائی ها راحت در باره سکس لوژی حرف بزنم فاصله نجومی داریم، با اینکه خودم مانند شما فکر می کنم، اما از اینکه مقاله تونو رو در صفحه فیس بوک به اشتراک بگذارم شرم کردم. واقعا باعث تأسف است.

سلام.مطلب جالب و قابل بحثی رو بیان کردین.کشی خانوما بیشتر در این بحث شرکت میکردن و نشون میدادن که این تابو چه اثرات منفی بر روحیه اونا گذاشته.شکستن این تابو بدون همت شما ممکن نیس. همونطوری که مرد با افتخار از کیرش یاد میکنه.زن هم باید کس خود رو بازیابی کنه و نذاره بیش از این به این عضو ی که همه ادما از زن و مرد دوسش دارن و شاید هم میپرستنش ظلم شه.در منزلت کس همین بس که اگه کیر داشته باشی باید دربه در دنبال کس بگردی.اما با داشتن کس همه کیرا واسه کس ادم خبردار می ایستند

هم مقاله رو خوندم و هم نظریاتی که تا این لحظه نوشته شده بود. مجموعه این نظرات مشت نمونه خرواری از ((گفتمان بدن)) در فرهنگ ایرانیه که هیچ وقت در طول تاریخ ایران موضع اصولی اظهار شده ای نداشته. من فکر می کنم خانم نویسنده از گفتمان بدن صرف نظر از جنسیت که در اروپا از اوایل قرن بیستم و با ظهور مدرنیسم آغاز شد و با جولیا کریستوا در سالهای اخیر به اوج خودش رسیده بیشتر تاثیر گرفتن - یا حداقل نظرشون به اون خط فکری نزدیک تره - تا فمینیسم صرف که اونم خودش داستانی طولانی داره. گرچه بعضی جاها از حالت تحلیلی خارج شده و موضعگیری معلمی اخلاق - نه اون اخلاق متعارف - و اکتیویستی پیدا کرده، مقاله اش رو در مجموع دوست داشتم، چون منو به یاد بدن دوستی و مهربونی با بدن انداخت که ما در فرهنگ ایرانی معمولا به اون معنی ازش نهی می شیم، و این نهی و نفی در گذار تاریخ تبدیل به اصلی اخلاقی شده که حالا عامل عکس العمل شدید بسیاری از ما به این حقیقت زندگیه. فکر می کنم نوشتن راجع بهش خوب باشه، با اذعان به این حقیقت که هرکسی مختاره در قبال خودش نسبت به این موضع اونجور که خودش می پسنده رفتار کنه.

در مورد کامنت سوم.منظور شما از جمله "غرب سه بیامبر داشت.عیسی و مارکس و فروید "چیست ؟حس خوبی به آدم دست نمیده.

من با هر که بخواهم، هر زمان که بخواهم درمیآمیزم. اعضای بدنم متعلق به خودم است. پریسا جون شجاعتتو ستایش می کنم.

مقاله عالی بود. در همین کامنتها هم میشه دید چه مقاومتی در مقابل تابو ها وجود داره. محل اخلاقیات در فکر و ذهن و دل انسانهاست نه زیر شکم. چیزی که انتها نداره حماقت انسانهاست.

همه مشکلات را حل کردیم فقط مانده که آلت تناسلی خود را در ملا عام بگذاریم تا گروهی تصور بفرمایند که ما هم پیشرفته ایم. آن گروه که به لغت "آلت تناسلی" قانع نیستند و فکر میکنند که اگر به جای کلمه آلت تناسلی زن که در حقیقت یک کلمه علمی‌ است کلمه "ک" را بکار ببریم آزادی به دست آوردیم و دیگر عقب مانده نیستیم. در ممالک غربی هم که "پیشرفته" هستند از لغت علمی برای این منظور استفاده میکنند مگر آن دست که در هر جمله چند بار کلمه فاک را به کار میبرند که کلمه فاک هم در نوشته‌ها و رادیو‌ و تلوزیون نوشته و گفته نمیشود. جالب اینجاست که همین گروه فقط به این که کلمه آلت تناسلی‌ زن و یا مرد را به "ک" تغییر دادند هم قانع نخواهند بود. چند سال دیگر میل میفرمایند که چرا ما نباید "آزاد" باشیم و راحت و آسوده کنار خیابان، داخل رستوران، تو اتوبوس و هواپیما سکس داشته باشیم.

نویسنده محترم! این مقاله معلوم نیست در زندگی خودشان چه وقایع تلخی داشته اند و یا چه سو استفاده های فیزیکی ازشون شده که هم اکنون برای توجیه گرفتاری های گذشته شان و برای اینکه بتوانند وجدان خودشان را ( اگر خودشان عمدن مرتکب عملی غیر اخلاقی شده اند) آرام کنند ، دست به نوشتن این مقاله زده اند. خانم عزیز و محترم! لطفن گفتگویی که با وجدان خود و یا نا خودآگاه خود دارید را به روی صفحه عمومی و وب نیاورید. این از من به شما نصیحت. من نمی دانم شما چقدر مطالعات فرهنگی داشته اید. چون اگر می داشتید می فهمیدید privacy و حفط حریم شخصی و قواعد شهر نشینی و رفتار اجتماعی در انسان امروزی مانند انسانهای بدوی نیست!

شرم و حیا در مورد پنهان کرد اعضای خصوصی بدن، مرز نمی شناسد خانم! آن کلمات را هم که شما ناراحتید چرا مردم بیانش را توهین و بی آبرویی می دانند به واقع زشت هستند. این را از یک دختر بچه ٧ ساله هم می داند. نمی دانم چطور برایتان توضیح دهم که بفهمید. به همان دلیل که شما در دستشویی خود را باز نمی گذارید!

اما این را مطمین هستم که از یک موضوع خاصی در رابطه با زنان ناراحت و نگران هستید و آن را با مسایل دیگر حسابی قاطی پاتی کرده اید! یک خشم فروخورده دارید! و آن را نمی توان بدون اینکه با شما ملاقات حضوری داشته باشم تشخیص دهم! اما از من به شما نصیحت بروید روی شخصیت روحیه و افکارتان کار کنید. اگر از شما سو استفاده ای شده آن را حل کنید! با این حرف ها اعتراضات و غر و لند ها هرگز نمی توانید رفتاری زشت فرد متجاوز را توجیه یا ماس مالی کنید! و اگر خودتان مرتکب به کاری شدید به این گونه هم نمی توانید از شر افکارش راحت شوید.

My answer to her :

ادب و شرم تو را خسرو مه رویان کرد
آفرین بر تو که شایسته صد چندینی !!!!
so sorry for her!!

به سوال کشیدن نگاه یک جامعه به زنان از منظر الفاظی که برای اندام جنسی اونها به کار می بره بسیار دیدگاه جالبیه.
به نویسندهٔ مقاله پیشنهاد می‌کنم در همین مسیر و از نقطه نظر‌های دیگه هم این مشکل رو نگاه کنن. برای مثال، می‌شه روند جامعه پذیری ای که در طی اون، زنها رفتار مطرح شده در مقاله رو پیدا می‌کنن، عمیق تر بررسی کرد.
در ضمن، به نظرم حفظ این قالب ساختار شکنانه میتونه بر عمق تاثیر گذاری مطالب اضافه کنه.

پریسا خانم . من کمی خجالتیم ! من نرینه حساب میشوم چند مدتی است این سئوال را یواشکی پییش خودم تکرار میکنم!(پس پنیس من کو؟؟!)این نرینه های مرد نما قرنهاست این عضو برامده واویزان را برخ میکشند و فریادمیکنند به این دلیل ما مردیم! و جنس برتر !! این را صدبار توی جدول پرکردم!(جنس برتر = نر) !!و....ولی در عمل دریغ از یک عمل!! تاریخ را تورق کنید.همین یکصدساله اخیر ! پراست از القاببیست که خودشان بخودشان میدهند. مثل قوام الدوله و قوام السلطنه و و قوام المله و... و اخیرا شده اند قوامی!!!! قوام بمعنی کاتالیزوراست ! یعنی اگر بعنوان چاشنی به غذا اضافه شود غذا مطبوعترمیشود . البته فارسی ان ( گوادیست ) و گواد کسی است که سفره رختخواب توی خانه خودش پهن میکند و ازهن هن وهون هون انها چندر غازی کاسب میشود ! اینها برایشان فرق نمیکند رختخواب برای کی پهن میکنند ؟! پریسا حالا اجازه میدهید ؟ از نرینگی خودم شرمنده باشم ؟؟؟؟!!!

مطمینن خود این خانم که این متن رو نوشته از خودشون خجالت نکشیده ند.

من به جای ایشون بسیار خجالت می کشم! ای کاش گروه سنی شون رو هم می

نوشتن! فرزند خردسال من از ایشون بیشتر شعور نشون میدن.

دوست عزیز. نوشته بودید وقتی‌ پیش دکتر میرفتید اسمی‌ برای "آن" نداشتم. وقت آن رسیده که اسم "آن" را یاد بگیرید. اسم "آن" هست "آلت تناسلی" آلت تناسلی آلتی است که انسانها و حیوانات از طریق آن تولید مثل میکنند. سوال میکنید چرا این عضو نباید عمومی باشد. چرا فقط این عضو از بدن باید پوشیده شود؟ حیوانات در این امر از ما حتی از اروپا و آمریکا هم پیشرفته تر هستند!! نسبت به هیچ عضوی از بدنشون تبعیض قائل نمیشوند و از این بابت راحت و آسوده هستند. ولی‌ دوست عزیز یادمان باشد که فرقی‌ هست بین انسان و حیوان. یک گوسفند مذکر وقتی‌ به سنّ بلوغ رسید با مادرش هم جفتگیری می‌کند، آیا میفرمایید انسان‌ها هم باید این کار را بکنند

مرقوم فرموده بودید "واژن" من را پس بده. چند مورد میتونه اتفاق افتاده باشه. قصدم توهین نیست فقط برای روشن کردن موضوع مطلب زیر را مینیویسم.

۱. آیا کسی‌ از طریق تجاوز واژن شما را از شما گرفت؟ اگر موضوع این بوده که بحثی‌ است جدا.

۲. اگر شما با میل و رغبت با شوهرتون و یأ دوست پسرتون سکس داشتید، دیگه چی‌ را میخواهید پس بگیرید؟

اشاره فرموده بودید به شرم موروثی. این شرم و حیا فقط مختص ایران نیست. در همه ممالک دنیا این "شرم و حیا" به گونه‌های مختلف رعایت میشود.

اشاره کرده بودید "چرا این عضو باید خصزصی باشد؟ پس سوال بفرمایید چرا همگی دور هم می‌‌نشینیم و غذا می‌‌خوریم ولی‌ وقتی‌ به دستشویی میرویم در را میبندیم و حتی قفل هم می‌کنیم که احیانا کسی‌ اشتباها وارد نشود.

دوست عزیز این‌ها یک سری نزاکت‌های پذیرفته شده در جامعه بشری هستند و فقط جامعه ما نیست که این ادب را رعایت میکند.

اگر بخواهم در این مورد خاص ابراز عقیده کنم. نظرم این است که رابطه آزادی که در کشورهای غربی رواج دارد و مردها اهمیتی به بکارت نمی دهند. یک کار بسیار زیرکانه و مردسالارانه است که تحت عنوان آزادی، زنها را استثمار می کنند. به همین کتاب اخیری که در انگلستان مشهور شده است ، اشاره می کنم با عنوان «مردها به جز سکس چه می خواهند؟» کتابی دویست صفحه ای که سفید است زیرا نویسنده به این نتیجه رسیده است که مردها در زندگی به جز سکس چیزی نمی خواهند. پس مساله بکارت را بی اهمیت جلوه می دهند که دست خودشان بازتر باشد. خوب اینم یه نظره دیگه.

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.

لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.

کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و
منتشر نخواهد شد.

 

لینک به ادیتور زمانه:         

برای عبور از سد فیلترینگ

پرونده ۱۳۹۱ / چشم‌انداز ۱۳۹۲

مشخصات تازه دریافت برنامه های رادیو زمانه  از ماهواره:

ماهواره  :Eutelsat

هفت درجه شرقی

پولاریزاسیون افقی 

سیمبول ریت ۲۲

فرکانس ۱۰۷۲۱مگاهرتز

همیاران ما