خانه | جامعه | حقوق انساني ما

پدر ۸۰ ساله یک زندانی سیاسی در آستانه تبعید

یکشنبه, 1391-11-22 12:54
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
در گفت‌وگو با رفیق حسین‌پناهی برادر انور حسین‌پناهی، زندانی سیاسی کرد
محسن کاکارش

محسن کاکارش - با صدور حکم اعدام در سال ۱۳۸۶ برای انور حسین پناهی، زندانی سیاسی کرد به اتهام همکاری با یکی از احزاب کرد، فشار بر خانواده‌ این زندانی نیز آغاز شد.

 

حکم انور حسین پناهی اگرچه در دادگاه تجدید نظر به ۱۶ سال زندان کاهش یافت، اما فشارها بر خانواده وی کماکان ادامه داشت تا جایی که اشرف حسین‌پناهی در حین پیگیری پرونده برادرش در سال ۱۳۸۷ خورشیدی به طرز مشکوکی کشته شد. از آن زمان تاکنون حدود پنجاه تن از بستگان و اعضای این خانواده بازداشت و تبعید شده‌اند. در آخرین مورد از این بازداشت‌ها دو عضو دیگر خانواده حسین‌پناهی، بیش از ده روز است توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده‌اند و هیچ اطلاعی از سرنوشت آنان در دست نیست.

 

خانواده حسین‌پناهی در روستایی به نام "قروچای" از توابع شهرستان دهگلان در استان کردستان زندگی می‌کنند. رفیق حسینپناهی، برادر انور حسین پناهی به زمانه می‌گوید، عضوی از خانواده برای پیگیری وضعیت زندانیان باقی نمانده است، حتی پدر ۸۰ ساله‌اش را می‌خواهند به خارج از استان کردستان تبعید کنند. اداره اطلاعات به خانواده حسین‌پناهی ابلاغ کرده است، اگر خودشان جایی خارج از استان کردستان را انتخاب نکنند، وی را به همدان منتقل خواهند کرد.

 

خانواده حسین‌پناهی تاکنون چندین بار با نوشتن نامه‌هایی به نهادها و شخصیت‌های مدافع حقوق بشر ازجمله احمد شهید (گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد)، سازمان دیده‌بان حقوق‌بشر و سازمان گزارشگران بدون مرز خواستار آزادی انور حسین‌پناهی شده‌اند. در نامه‌ای که اخیراً این خانواده به احمد شهید نوشته‌اند، به فشارهای نیروهای امنیتی اشاره کرده‌اند و از مسدود شدن حساب‌های بانکی و مصادره اموال‌شان خبر داده‌اند.

 

در پیوند با فشارهای اخیر بر این خانواده، با رفیق حسین‌پناهی، برادر انور حسین‌پناهی که خود ساکن کردستان عراق و فعال سیاسی است، گفت‌وگویی کرده‌ایم.

 

چند نفر از اعضای خانواده شما اخیراً بازداشت شده‌اند. چه اطلاعی از وضعیت آنان دارید؟

 

رفیق حسین‌پناهی - هفته گذشته نیروهای اطلاعات شهرستان قروه در استان کردستان به منزل سه نفر دیگر از اعضای خانواده ما رفتند و با رفتاری فجیع آنها را بازداشت کردند. این سه نفر از بستگان انور حسین‌پناهی زندانی سیاسی کرد (برادر بزرگ خانواده ما) هستند. پس از چند روز یکی از آنان به نام فایق حسین‌پناهی را آزاد کردند، ولی هنوز از سرنوشت و مکان دو نفر دیگرهیچ اطلاعی در دست نیست.

 

 یکی از این دو نفر خواهرزاده انور حسین‌پناهی و دانشجوی اخراجی است. متاسفانه تاکنون هیچ خبری از او نداریم، فقط به طور غیر مستقیم مطلع شدیم که از زندان اطلاعات شهرستان قروه به سنندج منتقل شده است. عضو دیگر خانواده ما سیروان حسین‌پناهی نیز مورد شکنجه نیروهای امنیتی واقع شده است.  

 

انور حسین پناهی برادر شما در چه وضعیتی به سر می‌برد؟ آیا پیش از این بازداشت، از اعضای خانواده یا بستگان شما کسی بازداشت شده بود؟

 

در مدت این شش سال بیش از پنجاه نفر از اعضای خانواده ما توسط نیروهای امنیتی بازداشت و هرکدام به شکلی حکم داشتند. چند تن از آنان به علت فشارهای موجود ناچار به ترک وطن شدند و چند نفر دیگر را به دیگر شهرهای دیگر یا خارج از استان کردستان تبعید کرده‌اند.

 

رفیق حسین پناهی: تمام حساب‌های بانکی ما را مسدود کردند. به تازگی برادرم، مبلغ ۱۲ میلیون تومان به حساب بانکی خانواده‌ام ریخته بود که آنهم مسدود شد و اموالشان را تا اطلاع ثانوی مصادره کرده‌اند. در همین زمینه پدر ما که ۸۰ سال سن دارد چندین‌بار به اداره اطلاعات فراخوانده شده است.(عکس: انور حسین پناهی)

انور حسین‌پناهی فعال مدنی اهل روستای قروچای از توابع شهرستان دهگلان پاییز ۲۰۰۷ توسط نیروهای اطلاعات در منزل خودش بازداشت و پس از مدتی به اعدام محکوم شد. این حکم خوشبختانه با تلاش فعالان و نهادهای مدافع حقوق بشر به ۱۶ سال حبس کاهش یافت، ولی از همان سال تا به حال این فشارها مدام بر خانواده ما بوده است و هنوز هم ادامه دارد. در حال حاضر انور حسین‌پناهی در زندان مرکزی سنندج به سر می‌برد و در طول شش سال گذشته تنها یک بار به ایشان مرخصی دادند و به تازگی دوباره تحت فشار مسئولان زندان قرار گرفته است.

 

آیا فهرست اسامی این  پنجاه نفر بازداشت شده را در اختیار دارید؟ چه حکمی برای آنها صادر شده است؟

 

به دلیل اینکه دستگیری‌ها به طور پراکنده در سال‌های گذشته اتفاق افتاده است، متاسفانه فهرست کاملی از بازداشت شدگان در اختیار ندارم، اما با احتساب آن‌هایی که چند ساعت بازداشت و سپس آزاد شده‌اند، به طور قطع بیش از ۵۰ نفر هستند.

 

حتی یکی از مسئولان اداره اطلاعات چند ماه پیش به این مسئله اشاره کرده بود. جدای از آن تمام مردم منطقه به‌خصوص مردم روستای قروچای این مسئله را می‌دانند. اسامی چند تن از آنان که الان در خاطر دارم به شما می‌گویم:

 

انور حسین‌پناهی  به ۱۶ سال زندان محکوم شده است و هم اکنون در زندان سنندج به‌سر می‌برد.

ارسلان اولیایی پسر خاله انور به ۱۶ سال زندان محکوم شده و هم اکنون در زندان سنندج به‌سر می‌برد.

افشین حسین‌پناهی برادر انور یک سال و چند ماه زندان بود و سپس آزاد شد.

بدیع حسین‌پناهی از بستگان انور یک سال زندان بود و به تازگی آزاد شد.

فاروق حسین‌پناهی پسرخاله انور و شورای روستای قروچای پنج ماه زندانی و سپس آزاد شد.

فیض الله حسین پناهی از بستگان انور یک سال زندانی و سپس آزاد شد.

مسعود حسین‌پناهی از بستگان انور شش ماه حبس کشید و سپس آزاد شد.

صباح حسین‌پناهی شش ماه است در زندان به‌سر می‌برد و علی‌رغم اینکه حکمش را کشیده، هنوز آزاد نشده است.

سیروان حسین‌پناهی پسرخاله انور ده روز پیش بازداشت شده است و تاکنون هیچ اطلاعی از سرنوشتش در دست نیست.

شیرزاد حسین پناهی ده روز پیش بازداشت شده و از او هم تاکنون هیچ اطلاعی در دست نیست.

 

تبعید اعضای خانواده و بستگان شما بیشتر به چه شهرهایی بوده و چگونه صورت گرفته است؟

 

افرادی که تاکنون تبعید شده‌اند، سه نفر بودند. اسامی دو تن از آنان مسعود حسین‌پناهی و بدیع حسین‌پناهی است. آنان به اتهام همکاری با رسانه‌های خارجی هرکدام به یک سال زندان محکوم شدند و پس از آزادی به انان ابلاغ کردند که شما حق ندارید در منطقه خودتان زندگی کنید و الان در تهران مشغول کار هستد. در این حکم‌ها اعلام شده بود، آنان تا اطلاع ثانوی حق ندارند به روستای خودشان (قروچای) برگردند، اما در این حکم‌ها مشخص نشده بود که در چه شهرهایی باید زندگی کنند.

 

چرا نیروهای امنیتی تاکید دارند که نباید در روستای قروچای زندگی کنند؟ چه دلیل یا دلایلی برای ایجاد فشار بر مردم این روستا وجود دارد؟

 

به نظرم دلیل اصلی این است که در حال حاضر خانواده ما چند نفرشان بیرون از ایران هستند و مشغول فعالیت سیاسی و مدنی هستند.

 

ما کسی را نداشتیم و تنها کسی که می‌توانست پرونده انور را پیگیری کند، برادرم اشرف بود. او هم به ناچار دست از پیگیری پرونده انور برنداشت. سرانجام در روز پنجم بهمن ماه ۲۰۰۸ که درخواست پنج‌هزار نفر از معتمدین و مردم منطقه را می‌خواست به دادگاه ببرد، جنازه‌اش نزدیک روستای خودمان پیدا شد. پس از پیگیری در پزشک قانونی معلوم شد، مرگ وی بر اثر ضربه‌ای شدید بوده که بر سرش وارد شده است.

از سوی دیگر برادر ما انور حسین‌پناهی یک انسان سرشناس و در بین مردم صاحب نفوذ بود. او قبل از دستگیری فعالیت‌های فرهنگی داشت. مثلاً برای پیشگیری و ترک اعتیاد جوانان منطقه فعالیت‌های زیادی می‌کرد. این نوع فعالیت‌های برادرم باعث حساسیت‌های بیشتر مسئولان دولتی شده‌ بود. تا اینکه بازداشت و به اعدام محکوم شد. حکم اعدام برادرم، خانواده را به شدت ناراحت و نگران کرد. از آن روزها به بعد، خانواده ما در مقابل این کار اداره اطلاعات معترض بودند و به نوعی گارد گرفتند. روستای قروچای تقریباً هزار و ۳۰۰ خانوار و جمعیتی بیش از شش هزار نفر دارد. بیشتر آنان فامیل هستند و از بستگان ما محسوب می‌شوند. اقدامات نیروهای امنیتی و نحوه برخورد آنان همیشه موجب اعتراض و عصبانیت بین مردم روستای قروچای شده است. مردم این روستا از هر طریقی که بتوانند از خانواده ما حمایت می‌کنند. شاید این هم یکی از دلایل فشار و حساسیت اطلاعات بر مردم این روستا باشد.

 

به طور مشخص فشارهای چند هفته گذشته نیروهای امنیتی بر خانواده شما به چه شکلی بوده است؟

 

خانواده ما شش سال است زیر فشار نیروهای اطللاعات هستند. تا به امروز ما دچار مشکلات زیادی شده‌ایم. در تازه‌ترین این فشارها غیر از بازداشت و تهدیدهای تلفنی، تمام حساب‌های بانکی ما را مسدود کردند. به تازگی برادرم، مبلغ ۱۲ میلیون تومان به حساب بانکی خانواده‌ام ریخته بود که آنهم مسدود شد و اموالشان را تا اطلاع ثانوی مصادره کرده‌اند. در همین زمینه پدر ما که ۸۰ سال سن دارد چندین‌بار به اداره اطلاعات فراخوانده شده است. به پدرم گفته‌اند ما ناچاریم شما را به خارج از کردستان تبعید کنیم. اداره اطلاعات مدام و حتی به طور روزانه خانواده ما را مورد تهدید تلفنی قرار می‌دهند.

 

اداره اطلاعات چه دلیلی برای تبعید خانواده شما دارد. آیا در این زمینه چیزی به شما گفته‌اند؟

 

چند روز پیش که پدرم به اداره اطلاعات فراخوانده شده بود، به وی گفته بودند: به نفع‌تان هست که این منطقه را ترک کنید، وگرنه ما مکانی را برای شما تعیین می‌کنیم.

 

این حکم اگرچه به شیوه کتبی اعلام نشده است، ولی از آن روز به بعد چندین‌بار به خانه ما زنگ زده‌اند و گفته‌اند که باید آماده باشید و زیاد فرصت ندارید. باوجود این فشارها پدرم رسماً به آنان گفته است که حاضر به ترک زادگاه خود و منطقه نیست، اما مسئولان حکومتی کماکان اصرار دارند که این حکم باید اجرا شود و خانواده ما این منطقه را ترک کنند.

 

این حکم باعث عصبانیت و اعتراض مردم شده است. به نظرم اعتراض مردم باعث شده مسئولان قدری این فشارها را کاهش دهند. البته تقریباً هر روز اداره اطلاعات به شیوه‌های گوناگون به پدرم یادآوری می‌کنند که باید آماده باشد و منطقه را ترک کنند. مسئولان اداره اطلاعات گفته‌اند، شهر همدان را در نظر گرفته‌اند. اگر خانواده ما خودشان اقدام نکنند به اجبار آنان را به همدان منتقل می‌کنند. آنان به پدرم گفته‌اند، خانواده شما در منطقه حساسیت ایجاد می‌کند و در بین مردم مشکل‌ساز است. 

 

در نامه‌های شما به نهادهای مدافع حقوق بشر آمده است که یکی از اعضای خانواده حسین‌پناهی به طور مشکوکی کشته شده است. می‌توانید در این زمینه هم توضیحی بدهید؟

 

بله، بعد از دستگیری انور، برادر دیگرمان به نام اشرف حسین‌پناهی دنبال پرونده انور را گرفت و در همین زمینه چندین‌بار توسط اداره اطلاعات شهرستان قروه احضار شد. او را تهدید کردند که نباید دنبال این پرونده را بگیرد و خبررسانی کند.

تقریباً هر روز اداره اطلاعات به شیوه‌های گوناگون به پدرم یادآوری می‌کنند که باید آماده باشد و منطقه را ترک کنند. مسئولان اداره اطلاعات گفته‌اند، شهر همدان را در نظر گرفته‌اند. اگر خانواده ما خودشان اقدام نکنند به اجبار آنان را به همدان منتقل می‌کنند. آنان به پدرم گفته‌اند، خانواده شما در منطقه حساسیت ایجاد می‌کند و در بین مردم مشکل‌ساز است.

ما کسی را نداشتیم و تنها کسی که می‌توانست پرونده انور را پیگیری کند، برادرم اشرف بود. او هم به ناچار دست از پیگیری پرونده انور برنداشت. سرانجام در روز پنجم بهمن ماه ۲۰۰۸ که درخواست پنج‌هزار نفر از معتمدین و مردم منطقه را می‌خواست به دادگاه ببرد، جنازه‌اش نزدیک روستای خودمان پیدا شد. پس از پیگیری در پزشک قانونی معلوم شد، مرگ وی بر اثر ضربه‌ای شدید بوده که بر سرش وارد شده است. این پنج‌هزار نفر گواهی داده بودند که انور هیچ گناهی مرتکب نشده و خواستار لغو حکم اعدامش شده بودند. اشرف می‌خواست نامه را به کمک آقای محمدصالح نیکبخت (وکیل انور حسین‌پناهی) به دادگاه تحویل دهد تا شاید در روند بررسی پرونده تاثیری داشته باشد.

 

پس از آن حادثه برادر دیگرم افشین که ۱۷ سال سن داشت، به اداره اطلاعات احضار شد. به او هم تذکر دادند که نباید در مورد این پرونده اطلاع‌رسانی کند و دنبالش را بگیرد. تا اینکه افشین را دستگیر کردند و یک سال در زندان نگهداشتند. برادر جوان ما، چند ماهی است آزاد شده. به دلیل این فشارها ناچار با نوشتن نامه‌ای به نهادهای بین‌المللی حقوق بشر پناه آورده‌ایم. پدرم در نامه‌ای از دبیر کل سازمان ملل و احمد شهید کمک خواسته است. از همه سازمان‌ و نهادهای حقوق بشر تقاضای کمک داریم. امیدوارم یاری‌مان دهند و به خانواده‌ام کمک کنند.

 

هم اکنون چه کسی از خانواده شما پیگیر وضعیت زندانیان است؟

 

پس از اتفاقاتی که برای برادرانم افتاد دیگر کسی نیست پیگیر وضعیت و پرونده زندانیان باشد. پدرم پیر است و نمی‌تواند دنبال این کارها را بگیرد.

 

دیگر اقوام و بستگان نیز ترس آن را دارند به سرنوشت اشرف و افشین و بقیه دچار شوند. هم اکنون پنج تن از اعضای خانواده و بستگان ما در زندان به‌سر می‌برند. صباح حسین‌پناهی یک سال پیش به دلیل همین پیگیری‌ها به زندان افتاد. او شش ماه حکم دارند اما تاکنون آزاد نشده و در زندان شهرستان قروه است. سیروان (خواهر زاده‌ام) ارسلان اولیایی (پسر خاله‌ام) و شیرزاد حسین پناهی به دلیل پیگیری پرونده‌ها بازداشت شدند. اداره اطلاعات شهرستان قروه تهدید کرده، اگر کسی پیگیر شود یا در انعکاس اخبار مربوط به خانواده نقشی داشته باشد، همان سرنوشت را خواهد داشت، که دیده‌اید. ما مجبور هستیم از هر طریقی شده، صدای خود را به گوش جهانیان برسانیم و از همه بخواهیم تا به یاری ما بشتابند.

Share this
Share/Save/Bookmark

حکایت از یک درد دارد روایت ظلم است به مظلوترینها ی وطن
(اما یک خبرنگار بهتر است هنگام مصاحبه دیدگاه خود را آشکار نکند و از اصطلاح رفیق که مخصوص گروه و تفکر خاصی است استفاده نکند)

دوست عزیز ظاهراً "رفیق" اسم کوچک آقای حسین پناهیه و ربطی به اون اصطلاح معروف نداره.

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.

لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.

کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و
منتشر نخواهد شد.

 

لینک به ادیتور زمانه:         

برای عبور از سد فیلترینگ

پرونده ۱۳۹۱ / چشم‌انداز ۱۳۹۲

مشخصات تازه دریافت برنامه های رادیو زمانه  از ماهواره:

ماهواره  :Eutelsat

هفت درجه شرقی

پولاریزاسیون افقی 

سیمبول ریت ۲۲

فرکانس ۱۰۷۲۱مگاهرتز

آرشیو زمانه