خانه | جامعه | دگرباش

معنی همجنسگرایی مردانه چیست؟

شنبه, 1390-07-23 22:02
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
بهروز روستا
بهروز روستا - ما مردان همجنسگرا از نظر جسمی، عاطفی، احساسی و روحی جذب همجنس‌مان می‌شویم و البته حتی امکان دارد عاشق همجنس‌مان هم بشویم. احتمال زیادی دارد که ما مردان همجنسگرا در رابطه صمیمی با یک مرد به شادی پایدارتری دست پیدا کنیم تا در رابطه با یک زن. مردان همجنسگرا نه ضعیف‌تر از دیگران هستند و نه توانایی‌ها‌شان کمتر است.
 
 
همجنسگرایی بیماری نیست، نقص نیست، انحراف هم نیست. همجنسگرایی یک واقعیت طبیعی و عادی است که پنج تا ده درصد آدم‌ها را شامل می‌شود. گرایش جنسی ما فقط به این مربوط می‌شود که عاشق چه کسی می‌شویم و اصلاً ربطی به این ندارد که آیا ما خودمان را مرد می‌دانیم یا نه.
 
اصطلاح "همجنسگرا" علاقه و کشش جنسی بین دو مرد یا دو زن را توصیف می‌کند. گرایش جنسی کسانی که به جنس مخالف خود علاقه و کشش دارند "دگرجنسگرا" نام دارد. اگرچه در حال حاضر جوامعی مثل جامعه ما، ایران، همجنسگرایی را پدیده‌ای منفی و غیر اخلاقی می‌داند و در قانون مجازات اسلامی مجازات‌های ناعادلانه‌ای برایش قائل شده‌اند، اما در طول چند دهه گذشته و در نتیجه تلاش فعالان حقوق بشر و پژوهشگران و خود همجنسگرایان، همجنسگرایی در سازمان‌های بین‌المللی و کشورهای پیشرفته بار منفی‌اش را اندک‌اندک از دست داده و در حال حاضر هیچ سازمان بین‌المللی و حقوق بشری‌ای همجنسگرایی را انحراف یا بیماری نمی‌داند.
 
یک مرد همجنسگرا چه احساساتی دارد؟
 
لحظه دشواری است وقتی پی می‌بریم که با دیگران متفاوت هستیم، اما ما نمی‌دانم چرا متفاوت هستیم. امکان دارد که نگران شویم، بترسیم، گیج شویم و ندانیم که سئوال‌ها‌مان را از چه کسانی بپرسیم، اما وقتی می‌فهمیم که در چه زمینه‌هایی از دیگران متفاوت هستیم، آسوده می‌شویم و ذهن‌مان آرام می‌گیرد. همجنسگرابودن کاملاً طبیعی است.
 
هرکسی به شیوه و سبک خودش، پی به هویت و درون‌اش می‌برد. همه همجنسگرایان وقتی متوجه تفاوت‌های خودشان با دیگران شدند سئوال‌های زیادی در ذهن‌شان شکل گرفت و به دنبال جواب گشتند تا بفهمند که گرایش جنسی‌شان چیست و هویت جنسی‌شان کدام است.
 
هر مردی که با مردان دیگر رابطه جنسی داشته باشد همجنسگرا نیست. "تجربه‌کردن" نمی‌تواند گرایش جنسی شما را مشخص کند؛ چراکه همجنسگرابودن همان چیزی است که هستید، نه چیزی که انجام می‌دهید. یعنی ما نمی‌توانیم صرفاً از روی رفتار و کارهایی که یک فرد انجام می‌دهد پی به گرایش جنسی‌اش ببریم. شما حتی اگر هم بدانید که همجنسگرا هستید، شاید آنقدر آماده نباشید که این مسئله را با دیگران در میان بگذارید. امکان دارد دیگران واکنش منفی و آزاردهنده‌ای نشان دهند که شما آمادگی روبه‌روشدن با آن واکنش‌ها را نداشته باشید.
 
زمان دقیق آشکارسازی را خود شما خواهید فهمید. شما خودتان خواهید فهمید که چه زمانی باید تغییرات بزرگ در زندگی‌تان ایجاد کنید تا به شادی و آرامش برسید. خیلی از ماها وقتی در مرحله رشد بودیم، احساس می‌کردیم که تنها و جدا از دیگران هستیم. بچه‌ها و نوجوان‌های همجنسگرا نگاه متفاوتی به موقعیت‌های زندگی دارند و عمیق‌تر از بچه‌ها و نوجوان‌های دگرجنسگرا به دنیا نگاه می‌کنند. ممکن است دیگران به روابط شخصی‌ای که نوجوان‌های همجنسگرا با دوستان و اطرفیان خود ایجاد می‌کنند حسادت کنند و یا آن رابطه‌ها را عجیب و غریب بنامند.
 
مثلاً زیاد دیده می‌شود که پسرهای همجنسگرا دوستی عمیق و محکمی با دوستان دخترشان ایجاد می‌کنند چون معمولاً پسرهای دگرجنسگرا وقتی برای اولین‌بار می‌خواهند با دخترها رابطه ایجاد کنند دچار اضطراب و استرس می‌شوند. نمی‌دانم باور می‌کنید یا نه، اما همجنسگرابودن یک هدیه است؛ به شما کمک می‌کند تا چیزهایی را بفهمید و قدرشان را بدانید که دیگران قادر به فهمیدن و قدردانی از آن‌ها نیستند. ما همیشه در برخورد با آدم‌هایی که اهل قضاوت‌کردن هستند و زود داوری می‌کنند مشکل داریم، مگر این‌که همجنسگرابودن‌مان را بپذیریم تا آن‌ها هم در پذیرفتن ما مشکلی نداشته باشند.
 
بعضی از نوجوان‌های همجنسگرا برای فرار از سردرگمی و افکار پریشان‌ خود به مواد مخدر و الکل و اینترنت و بازی‌های کامپیوتری و تلویزیون و راه‌های دیگر پناه می‌برند. با خودتان روراست باشید و ترس‌های خود را ببینید.
 
وقتی بفهمیم و باور کنیم که همجنسگرا هستیم، نیرو می‌گیریم تا کنترل زندگی‌مان را خودمان در دست بگیریم، حتی اگر در آغاز راه با نگرانی‌ها و ترس‌های زیادی روبه‌رو شویم. فرارکردن فقط مشکلات ذهنی و عاطفی را به تعویق می‌اندازد و حتی سئوال‌های درون‌تان را بزرگ‌تر و آزاردهنده‌تر می‌کند. بعضی از پسرهای همجنسگرا فکر می‌کنند کار سختی است که بفهمیم چه هدفی در زندگی داریم. به نظر آن‌ها داشتن رابطه بلندمدت و شاد و حتی داشتنِ شغل، خارج از اراده آن‌هاست، چون آن‌ها از فرصت‌هایی که برای همجنسگرایان وجود دارد آگاه نیستند.
 
می‌خواهید گرایش جنسی‌تان را بگذارید کنار و تظاهر کنید دگرجنسگرا هستید؟ این کار زندگی را آسان‌تر نمی‌کند. بعضی از پسرهای همجنسگرا اقدام به رابطه دگرجنسگرایانه می‌کنند تا خودشان و دیگران را قانع کنند که دگرجنسگرا هستید. این اقدام خطرناک و غیر سالم است. همجنسگرایان در هر سنی که بخواهند می‌توانند آشکارسازی کنند. خیلی از ماها در نوجوانی و بیست‌سالگی گرایش جنسی‌مان را آشکار کردیم. خیلی‌ها تا سن چهل و پنجاه سالگی هم آشکارسازی نکردند.
 
برای همجنسگرایانی که ازدواج دگرجنسگرایانه کردند خیلی سخت‌تر است که آشکارسازی کنند یا هم‌چنان تظاهر کنند که دگرجنسگرا هستند. البته چنین افرادی هم مانند نوجوان‌های همجنسگرا نیاز دارند که مورد حمایت قرار بگیرند. این بسیار مهم است که بپذیریم چه‌کسی هستیم تا کیفیت زندگی‌مان را بالا ببریم.
 
هیچ‌وقت دیر نیست. هرچه زودتر پی به گرایش جنسی خودتان ببرید و قبولش کنید بهتر می‌توانید خودتان را در مقابل آسیب‌هایی ایمن کنید که مخفی‌کردن گرایش جنسی و نپذیرفتن آن به زندگی‌تان می‌زند.
 
ممکن است سخت باشد، اما به مرور زمان یاد خواهید گرفت که چگونه به اطرافیان خود بگویید که همجنسگرا هستید. آشکارسازی، اتفاقی نیست که فقط یک بار رخ دهد. هربار که شما وارد رابطه جدیدی می‌شوید، یا با دیگران رابطه اجتماعی برقرار می‌کنید، مسئله آشکارسازی مطرح می‌شود. اگر شما نگاه سالم و دقیقی در این زمینه داشته باشید به خودتان کمک می‌کنید تا نتیجه آشکارسازی شما خوب و آرامش‌بخش باشد.
 
هفته بعد درباره این خواهیم گفت که چطور می‌توانیم ذهن آشفته و پر از سئوال‌مان را به‌وسیله دانستن و فهمیدن آرام کنیم.
 
تصاویر: اثر هنرمند اسرائیلی رآفــی پِـــرِز. منبع: اینجا.
  
Share this
Share/Save/Bookmark

بسم الله، سلام بر شما. مثل اینکه تا همین دیروز دگرجنسگرا‌ها بودند که باید‌ها و نباید‌های امور جنسیتی و هویت جنسی مردم را زور چپان می‌کردند و حالا نوبت شماست؟ والا من نمی‌دانم این همه ادبیات نظری در این حوزه موجود است چرا ما بشینیم در زبان فارسی برای همجنسگرا‌های مرد یا زن یا هرچه هستند و باشند و بخواهند باشند تکلیف مشخص کنیم که شما این هستید، اما اگر به جنس مخالف بوسی زدید بدانید و آگاه باشید که شما دیگر همجنسگرا نیستند بله الان دیگر ناسالم هستید، چون اگر از اول همجنسگرا بودید بوس به زن نمی‌زدید و حالا که بوس زدید دیگه دنیا به آخر رسیده و هویت شما در خطر است و وای و داد و بیداد و این انحراف اگر نباشد حتما سالم نیست.

والا اون دگرجنسگرا‌ها که کل تاریخ را پشت سرشان دارند، شمای همجنسگرا دیگه چرا برای من (دگرجنسگرا؟ ای وای گاهی هم همجنسگرا؟؟ ولم کن من حوصله برچسب ندارم به من نگو بای سکشوال!) فاشیست بازی در می‌آورید؟ یعنی من اگر اول عاشق خانم همسایه‌مان شدم بعد با پسرش هم بازی بازی جنسی کردم و آخر سر عاشق پسرش هم شدم می‌شم چی؟ ناسالم؟ اینقدر که شما در این صفحه دگرباش برای جنسیت مردم تحکمی حکم صادر می‌کنید و برای هویت جنسی ملت قانون می‌تراشید والله خالق عالمین در کتب آسمانی قانون نتراشیده است.

معنای مرد همجنسگرا بودن یعنی اینکه از وقتی خودت رو شناختی جهانی متفاوت با دوستانت رو پیش رو داری. جهانی که زیستن به سادگی روزمره گی نیست و دل دادن و دل سپردن با چشمک و عشوه میسر نیست. من تو سن سی سالگی بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم و بعد ازاینکه چند دختر بیچاره رو تو رابطه با خودم سرخورده کردم خودم رو پذیرفتم با اینکه پیش از پذیرفتن خودم این مساله رو با اندکی از دوستانم در میون گذاشته بودم و مختصری آشکارسازی کرده بودم. حد اقل تحت این عنوان که بای سکشوال هستم. که نیستم و نبود. حداقل 15سال طول کشید تا پذیرفتم فرقی میان من و دوستانم هست و این فرق رو تا نپذیرم نمی تونم سالم زندگی کنم. همجنسگرا بودن آسون نیست و این سختی با نپذیرفتن بیشتر می شه که کمتر نمی شه در گیرهای هر روز و هر ساعته. تقریبن می تونم بگم دو تا زونکن مطلب و 2 گیگ کتاب در مورد همجنسگرایی دانلود کردم و خوندم. تا بالاخره قبول کردم خودم رو. زمانی فکر می کردم با آشکار سازی بین دوستام چه وضعی پیش میاد. تقریبن اکثر دوستانم الان می دونن که من همجنسگرا هستم. وضع خاصی هم پیش نیومد. هیچ کس من رو پس نزد البته شاید این به این دلیل بود که همگی تحصیلکرده بودن. یه سری چیزا تغییر کرد یه سری چیزا همونجور موند. بعضیاهشون تازه اعتمادشون بهم بیشتر هم شد. ولی آشکارسازی باید به موقع و پیش ادمهایی باشه که کاملن مطئن هستند وگرنه معلوم نیست چی پیش بیاد.( بهترین راه برای اینکه اطرافیانت رو آماده آشکار سازی کنی اینه که هر از گاهی بحثی رو تو این زمینه مطرح کنی. سعی کنی مغز اطرافیانت رو یه نمه باز کنی.)وقتی یه همجنسگرا خودش رو قبول نکنه هم به خودش ضربه می زنه هم به اطرافیانش ناخواسته و نا آگاهانه. حرف زیاده در این باره خیلی هم زیاد که به پراکنده گویی می کشونه آدم رو. ممنون از رادیو زمانه به خاطر این صفحه دگرباش.

من یک دگرجنسگرا هستم، ولی با تعداد زیادی همجنسگرا روابط دوستانه و یا همکاری داشته‌ام. همگی افرادی مسئول و مهربان بوده‌اند.در مسیر خودشناسی هم مواظب بودند تا به کسی صدمه‌ای نزنند. در واقع این دوره با کنکاش در خود سپری وی‌شد و هیچ نفرتی بر عیله همجنس و دگرجنس نداشتند. نمونه‌ای هم از یک مرد همجنسگرا می‌شناسم که با داشتن همسر و دو فرزند متوجه گرایش خود شد.گذشته‌ی رابطه مسئولانه این شخص با فرزندان و همسر‌اش چنان صادقانه بود - همسر‌اش در حساس‌ترین لحظات رابطه خصوصی‌شان با نگرانی‌هایش آشنا بود و با هم سعی در یافتن راه حل گشته بودند - که وقتی تمایل جنسی خود را به یک دوست مشترک مرد به خانم‌اش اعلام کرد، او نه تعجب کرد و نه احساس خیانت شده‌گی. حتا مطمئن بود که این مرد مسئولیت پدرانه خود را هم فراموش نخواهد کرد و چنین هم شد. با تشریح موضوع برای فرزندان در خانواده کودکان براحتی جدایی پدر و مادر را پذیرفتند. او پدر مسئول و دوست خوبی برای مادر فرزندانش است.

همجنسگراها 1% هستن. UCLA Survey 2011

چطور همجنسگرایی می تواند ژنتیک باشد؟ این ژن آنوقت چطور به نسل بعدی منتقل می شود؟ از رابطه مرد با مرد که بچه تولید نمی شود. بنابراین ژن همجنسگرایی به فرض وجود حداکثر در یکی دو نسل باید محو شود. مگر اینکه شما بگویید در هر نسل ژن همجنسگرایی از راه موتاسیون بازتولید می شود که آن حرف دیگری است!

درصد همنجنسگرایان (فقط گرایش، نه گزینه ی عمل جنسی بین دو جنس یکسان که به مراتب بیشتر از این مقدار است) بین 2 تا 7 درصد و حتی در بعضی از جوامع و یا همراه با بایسکشوال ها تا 14 درصد نیز گزارش شده است.
بعنوان مثال ما اگر در کمترین حد آن یعنی همان 2 درصد را نیز در نظر بگیریم با توجه به جمیعت 75میلیونی کشور، اقلیتی تقریبی 1.5میلیون نفری داریم که در بدترین شرایط حقوق اجتماعی و فرهنگی در چنین جامعه ایی که خانواده ها اکثراً دغدغه های مذهبی هم دارند، زندگی می نمایند.

برای درک بهتر جمیعت یک اقلیت، مثلاً به درصد جمیعت کل چند استان نسبت به جمیعت کل کشو توجه نماییدر:

آذربایجان غربی: % 4.1
اصفهان: % 6.4
اردبیل: % 1.7
بوشهر: % 1.3
تهران: % 18.8
زنجان: %1.4
گیلان: % 3.4
یزد: % 1.4

در جواب دوستی که در مورد ژنتیکی بودن همجنسگرایی پرسید: اگر یک بچه بخواد چشمش سبز بشه, لزومی نداره که حتما پدر یا مادرش چشم رنگی باشن, ژن رنگ چشم می تونه از چند نسل قبل بهش به ارث رسیده باشه. همچنین خوبه مبحث ژن های غالب و مغلوبو هم یه بار دوره کنی. جدای از این باید بگم همجنسگرایی پدیده ای مطلقا ژنتیکی نیست بلکه از چهار جهت کلی بهش نگاه می شه: ژنتیکی, بیولوژیکی(زیستی), آناتومیکی و روانی- محیطی. هر چهار عامل نامبرده شده می تونن در شکلگیری یک فرد همجنسگرا موثر باشند. مثال های هر عامل را در زیر به اختصار شرح می دهم: 1) ژنتیکی: مشاهده شده در میان دوقلوها, اگر یکی همجنسگرا شود دیگری نیز همجنسگرا می شود. همچنین امکان دیگری نیز وجود دارد که یک جنین ویژگی های زنانه یا مردانه ی بیش تری را بگیرد و جنین دیگر همجنسگرا شود. (می توانید در مستند من و تو مصداق این احتمال را ببینید). 2) بیولوژیکی :اگر مغز فرد در دوران جنینی در معرض آندروژن ها و هورمون های مختلف قرار بگیرد و این مقدار زیاد تر از حد معمول باشد, ممکن است فرد همجنسگرا شود: برای مثال اگر مغز جنین دختری در معرض مقدار زیادی تستسترون قرار گیرد, امکان دارد مدارهای الکتریکی مغزش تحت تاثیر قرار گرفته و گرایش جنسی اش در آینده مثل مردان, یعنی نسبت به زنان باشد. 3) آناتومیکی: شکل و سایز مغز و نواحی مختلف غدد هیپوتالاموس: تفاوت در سایز دو نیمکره ی افراد همجنسگرای مرد و مشابهت پالس های الکتریکی مشابه با زنان دگرجنسگرا خصوصا در منطقه ی آمیگدالای مغز(منطقه ی احساسات). همچنین به طور مشابه تشابه سایز و مدارات همجنسگرایان زن با مردان ناهمجنسگرا.(http://www.guardian.co.uk/science/2008/jun/16/neuroscience.psychology) 4) روانی -محیطی: محیطی که کودک در آن بزرگ می شود و مورد تربیت قرار می گیرد نیز می تواند موثر باشد. البته باید توجه کرد این عامل به هیچ وجه به تنهایی نمی تواند گرایش فرد را تغییر دهد و یا تعیین کند, بلکه همیشه در کنار سه عامل بالا بررسی می شود. در مورد همه ی موارد بالا می تونی در اینترنت تحقیق کنی, اگر واقعا کنجکاوی.******

سلام می خواستم بدونم تمام افرادی که خودشان رو یک دگرباش می دونند لزوما transsexual هستند یا این دو موضوع بهم ربطی ندارد
مرسی

توضیح دوستمان در مورد ژنتیک بودن همجنسبازی کاملاً بی ربط است. رنگ چشم یک صفت تعیین کننده در تناسل نیست. اما همجنسبازی یک صفت کاملاً تعیین کننده در تناسل است. می دانید که در نظریه فرگشت ما با یک نسل و دو نسل مواجه نیستیم. صحبت از چند میلیون سال است. چطور یک صفت موروثی که امکان انتقال ندارد در طی این چند میلیون سال همچنان باقی مانده؟ این کلاً و منطقاً مخالف نظریه تکامل داورین است.
ضمن اینکه حتی موروثی بودن یک صفت هم نمی تواند توجیه اخلاقی برای آن باشد. ممکن است لذت بردن از شکنجه دیگران هم یک صفت ارثی و ژنتیکی باشد. کما اینکه در قاتلان بالفطره هست. اما این توجیهی برای این عمل نیست.
در مورد چند همسری چطور؟ آیا با این توجیه که درصد قابل توجهی از مردان طبیعتاً و به طور ژنتیکی متمایل به چند همسری هستند قبول می کنید که چند همسری قانونی باشد؟

متاسفانه دوستان در رادیو زمانه دارن تبلیغ همجنسگرایی میکنن در واقع خوشحال میشن که عده بیشتری از جمعیت جوان فارسی زبان دنیا گرایش پیدا کنن به همجنسگرایی این در واقع یک فریب سیاسی هست تا دلسوزی برای یک اقلیت جنسی واقعیت اینه که گرایشات جنسی در انسان مثل تمام غرایز دیگه از قبیل خوردن و خوابیدن و غیره تحت تاثیر تلقین و تبلیغ میتونه رشد کنه حتی میتونه بوجود بیاد تا اونجایی که خوندن چنتا از همین مقاله ها یه جون بین سن 14 تا 24 ساله رو به راحتی به طرف همجنسگرایی سوق بده درست مثل تبلیغ واسه خوردن غذاهای فسد فود / البته من در خصوص ماهیت گرایش به جنس مخالف نظری ندارم و نمیگم یه نوع بیماریه یا طبیعیه چون تخصصشو ندارم اما میدونم در سنین بلوغ گرایش به هر دوجنس وجود داره یعنی اون زمانی که هورمون ها هنوز بطور کامل وظیفشونو کامل نکردن فرد یه گرایش ناکامل و ناشناخته به هر دو جنس داره هم در زنان و هم در مردان این احساس وجود داره بعد از یه مدت شخص خیلی طبیعی گرایش به جنس مخالف رو به طور واضح درک میکنه و جذبش میشه حالا این وسط یه مرحله ای هست که شما میتونی جوان رو با تبلیغ و شانتاژ به راحتی به طرف همجنسش سوقش بدی این گونه تبلیغ منجر به رشد همجنسگرایی در جوانها میشه اما اینکه تفکری که پشت این رشد دادن خوابیده چه منظوری داره نمیدونم شایدم فقط یه مد باشه یاحتی یه جور فیگور روشنفکری که رایو زمانه میخواد خودشو اینجوری نشون بده

هر جوری فکرش رو میکنم برقراری رابطه همجنسگرایی (مردانه) در ایران کار عاقلانه و سالمی نیست.
چیزی هم که کمتر بهش پرداخته میشه افرادی هستند که اشتباها فکر میکنن همجنسگرا هستن! یا بهتره بگم بیش از اون چیزی که واقعیت داره خودشون رو همجنسگرا تصور میکنن.
در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی در رابطه جنسی، افراد در شناخت هویت جنسی خودشون دچار اشتباه بیشتری میشن چون شناختشون رو به آزمایش کمتری میذارن و بیشتر تصور میکنن.
فکر میکنم همه دوس داشته باشن که گاهی رابطه همجنس گرایانه رو تجربه کنن. (بشرطیکه با باورهاشون در تضاد نباشه مثلا احساس تحقیر یا گناه نکنن) این دلیل خوبی برای انتخاب شریک جنسی همجنس نیست.

هر جوری فکرش رو میکنم برقراری رابطه همجنسگرایی (مردانه) در ایران کار عاقلانه و سالمی نیست.
چیزی هم که کمتر بهش پرداخته میشه افرادی هستند که اشتباها فکر میکنن همجنسگرا هستن! یا بهتره بگم بیش از اون چیزی که واقعیت داره خودشون رو همجنسگرا تصور میکنن.
در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی در رابطه جنسی، افراد در شناخت هویت جنسی خودشون دچار اشتباه بیشتری میشن چون شناختشون رو به آزمایش کمتری میذارن و بیشتر تصور میکنن.
فکر میکنم همه دوس داشته باشن که گاهی رابطه همجنس گرایانه رو تجربه کنن. (بشرطیکه با باورهاشون در تضاد نباشه مثلا احساس تحقیر یا گناه نکنن) این دلیل خوبی برای انتخاب شریک جنسی همجنس نیست.

سلام حدس میزنم پسرم همجنسگرا باشه اما نه خودم میتونم مطمئن بشم و نه میتونم ازش بپرسم از کجا باید بفهمم دوست دارم کمکش کنم اما نمیتونم چه طوری باید خیالش رو تخت کنم تا بفهمه در هر صورت ما حمایتش میکنیم

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.

لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.

کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و
منتشر نخواهد شد.

 

لینک به ادیتور زمانه:         

برای عبور از سد فیلترینگ

پرونده ۱۳۹۱ / چشم‌انداز ۱۳۹۲

مشخصات تازه دریافت برنامه های رادیو زمانه  از ماهواره:

ماهواره  :Eutelsat

هفت درجه شرقی

پولاریزاسیون افقی 

سیمبول ریت ۲۲

فرکانس ۱۰۷۲۱مگاهرتز

همیاران ما