خانه | انديشه زمانه

آیات "ولایت"

دوشنبه, 1391-06-27 16:54
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
ولایت در قرآن (۱)
صالح نظری

صالح نظری − نظر به اینکه حکومت جمهوری اسلامی مدعی است یک حکومت دینی مبتنی بر ولایت است و این ولایت الله از ناحیه خدا به رسول گرامی انتقال یافته و ولایت رسول اکرم به ائمه شیعه رسیده و در زمان غیبت امام غایب این ولایت به فقیه می‌رسد ونام آن را ولایت فقیه به نیابت از امام غایب می‌نامد و بر اساس این نظریه، باورمندان به تشیع را به اطاعت محض از آن ولی فقیه فرا می‌خواند و منکران این ولایت را منکر ائمه و رسول و در نهایت خدا می‌داند، لذا لازم است پیشینه این باور را در قرآن کریم جستجو کرد ه تا صحت مورد ادعا مورد کنکاش قرار گرفته و انطباق یا عدم انطباق این ادعا مورد سنجش قرار گیرد.

 

یکی از دوستان روزی از من پرسید: این ولایت که آقایان می‌گویند چیست؟ این مقاله در پاسخ به آن دوست نگاشته شده، امید است پاسخی شایسته برای او و سایر علاقه‌مندان به موضوع باشد.

 

این مقاله دارای سه بخش است. بخش سوم مکملی دارد در مورد بحث ولایت در نهج البلاغه.

 

دسته‌بندی آیات

 

ریشه "ولی" و مشتقات آن در قرآن ۲۳۱ بار تکرار شده و در ۲۰۱ آیه از ولی و مشتقات آن استفاده شده است.

 

در حالت کلی با دو دسته از آیات روبرو هستیم:

 

● الف: آیاتی که از مشتقات "ولی" استفاده شده و مراد آن رویگردانی، سرپیچی کردن، اعراض کردن، گریختن، بازگشتن، سرباز زدن و نیز روی کردن است. این دسته آیات تقریبأ نیمی از آیات کلی "ولی" و مشتقات آن را در بر می‌گیرد.

 

با توجه به اینکه مراد مقاله این دسته آیات نیست، فقط در حد مثال، برای هر یک از این معانی شاهدی از آیات آورده می‌شود:

 

۱. وَ إِذا تُتْلى‏ عَلَيْهِ آياتُنا وَلَّى مُسْتَكْبِراً كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها كَأَنَّ في‏ أُذُنَيْهِ وَقْراً فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَليمٍ (لقمان ۷)

و چون آيات ما بر آنها خوانده شود، با خودپسندى روى برگردانند، چنان كه گويى نشنيده‏اند. يا همانند كسى كه گوشهايش سنگين شده باشد. او را به عذابى دردآور بشارت ده.

۲. تَدْعُوا مَنْ أَدْبَرَ وَ تَوَلَّى (معارج ۱۷)

هر كه را كه به حق پشت كرد و از فرمان سرپيچيد به خود مى‏خواند.

 

۳. وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّما عَلى‏ رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبينُ (تغابن ۱۲)

خدا را اطاعت كنيد، و پيامبر را اطاعت كنيد. پس اگر شما اعراض كنيد، بر فرستاده ما وظيفه‏اى جز رسانيدن پيام آشكار نيست.

 

۴. وَ لَوْ قاتَلَكُمُ الَّذينَ كَفَرُوا لَوَلَّوُا الْأَدْبارَ ثُمَّ لا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَ لا نَصيراً (فتح ۲۲)

و اگر كافران با شما به جنگ برخيزند، پشت كرده بگريزند و ديگر هيچ دوست و ياريگرى نمى‏يابند.

 

۵. وَ يَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالرَّسُولِ وَ أَطَعْنا ثُمَّ يَتَوَلَّى فَريقٌ مِنْهُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَ ما أُولئِكَ بِالْمُؤْمِنينَ (نور ۴۷)

و مى‏گويند: به خدا و پيامبرش ايمان آورده‏ايم و اطاعت مى‏كنيم. پس از آن گروهى از آنان باز مى‏گردند. و اينان ايمان نياورده‏اند.

 

۶. ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَلَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَكُنْتُمْ مِنَ الْخاسِرينَ (بقره ۶۴)

ولى زان پس از فرمانسرباز زديد و اگر فضل و رحمت خدا نبود از زيانكاران مى‏بوديد.

 

۷. ...فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ... (بقره ۱۴۴)

... پس روى به جانب مسجد الحرام كن. و هر جا كه باشيد روى بدان جانب كنيد....

 

● ب: آیاتی که از بعض دیگر مشتقات "ولی" استفاده شده و مراد آن، دوستی ورزیدن، کمک و یاری کردن، حمایت کردن است.

 

این دسته از آیات که مقصود مقاله است نیاز به گروه بندی دارد.

 

I. آیاتی که فقط خدا را ولی معرفی می‌کند و ولایت غیر او را نفی می‌کند:

 

۱. أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصيرٍ (بقره ۱۰۷)

آيا نمى‏دانى كه خدا فرمانرواى آسمانها و زمين است و شما را جز او يارى و ياورى نيست؟

 

۲. وَ لَنْ تَرْضى‏ عَنْكَ الْيَهُودُ وَ لاَ النَّصارى‏ حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى‏ وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ الَّذي جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصيرٍ (بقره۱۲۰)

يهودان و ترسايان از تو خشنود نمى‏شوند، تا به آيينشان گردن نهى. بگو: هدايت، هدايتى است كه از جانب خدا باشد. اگراز آن پس كه خدا تو را آگاه كرده است از خواسته آنها پيروى كنى، هيچ ياور و مددكارى از جانب او نخواهى داشت.

 

۳. إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهيمَ لَلَّذينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِيُّ وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنينَ (آل عمران ۶۸)

نزديك‏ترين كسان به ابراهيم همانا پيروان او و اين پيامبر و مؤمنان هستند. و خدا ياور مؤمنان است.

 

۴. إِذْ هَمَّتْ طائِفَتانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلا وَ اللَّهُ وَلِيُّهُما وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ (آل عمران۱۲۲)

دو گروه از شما آهنگ آن كردند كه در جنگ سستى ورزند و خدا ياورشان بود، پس مؤمنان بايد كه بر خداى توكل كنند. (۱۲۲)

 

۵. بَلِ اللَّهُ مَوْلاكُمْ وَ هُوَ خَيْرُ النَّاصِرينَ (آل عمران ۱۵۰)

نه، يارى‏كننده شما خداوند است كه بهترين يارى‏كنندگان است.

 

۶. لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسينا أَوْ أَخْطَأْنا رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً كَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِنا رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرينَ (بقره ۲۸۶)

خدا هيچ كس را جز به اندازه طاقتش مكلّف نمى‏كند. نيكيهاى هر كس از آن خود اوست و بديهايش از آن خود اوست. اى پروردگار ما، اگر فراموش كرده‏ايم يا خطايى كرده‏ايم، ما را بازخواست مكن. اى پروردگار ما، آن گونه كه بر امّتهاى پيش از ما تكليف گران نهادى، تكليف گران بر ما منه و آنچه را كه طاقت آن نداريم، بر ما تكليف مكن. گناه ما ببخش و ما را بيامرز و بر ما رحمت آور. تو مولاى ما هستى. پس ما را بر گروه كافران پيروز گردان.

 

۷. وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدائِكُمْ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ وَلِيًّا وَ كَفى‏ بِاللَّهِ نَصيراً (نساء ۴۵)

خدا دشمنان شما را بهتر مى‏شناسد و دوستى او شما را كفايت خواهد كرد و يارى او شما را بسنده است.

 

۸. لَيْسَ بِأَمانِيِّكُمْ وَ لا أَمانِيِّ أَهْلِ الْكِتابِ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِهِ وَ لا يَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَ لا نَصيراً (نساء ۱۲۳)

نه بر وفق مراد شماست و نه بر وفق مراد اهل كتاب، كه هر كس كه مرتكب كار بدى شود جزايش را ببيند، و جز خدا براى خويش دوست و ياورى نيابد.

 

۹. فَأَمَّا الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَ يَزيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ أَمَّا الَّذينَ اسْتَنْكَفُوا وَ اسْتَكْبَرُوا فَيُعَذِّبُهُمْ عَذاباً أَليماً وَ لا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَ لا نَصيراً (نساء ۱۷۳)

اما آنان كه ايمان آورده‏اند و كارهاى نيك كرده‏اند اجرشان را به تمامى خواهد داد، و از فضل خويش بر آن خواهد افزود. اما كسانى را كه ابا و سركشى كرده‏اند به عذابى دردآور معذب خواهد داشت و براى خود جز خدا هيچ دوست و ياورى نخواهند يافت.

 

۱۰. قُلْ أَ غَيْرَ اللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّافاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ يُطْعِمُ وَ لا يُطْعَمُ قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكينَ (انعام۱۴)

بگو: آيا ديگرى جز خدا را به دوستى گيرم كه آفريننده آسمانها و زمين است و مى‏خوراند و به طعامش نياز نيست؟ بگو: هر آينه من مأمور شده‏ام كه نخستين كسى باشم كه تسليم امر خدا شده باشد. پس، از مشركان مباش.

 

۱۱. وَ أَنْذِرْ بِهِ الَّذينَ يَخافُونَ أَنْ يُحْشَرُوا إِلى‏ رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ وَ لا شَفيعٌ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ (انعام۵۱)

آگاه ساز به اين كتاب، كسانى را كه از گردآمدن بر آستان پروردگارشان هراسناكند، كه ايشان را جز او هيچ ياورى و شفيعى نيست. باشد كه پرهيزگارى پيشه كنند.

 

۱۲. ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ أَلا لَهُ الْحُكْمُ وَ هُوَ أَسْرَعُ الْحاسِبينَ (انعام۶۲)

سپس به نزد خدا، مولاى حقيقى خويش بازگردانيده شوند. بدان كه حكم حكم اوست و او سريع‏ترين حسابگران است.

 

۱۳. وَ ذَرِ الَّذينَ اتَّخَذُوا دينَهُمْ لَعِباً وَ لَهْواً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا وَ ذَكِّرْ بِهِ أَنْ تُبْسَلَ نَفْسٌ بِما كَسَبَتْ لَيْسَ لَها مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيٌّ وَ لا شَفيعٌ وَ إِنْ تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لا يُؤْخَذْ مِنْها أُولئِكَ الَّذينَ أُبْسِلُوا بِما كَسَبُوا لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَميمٍ وَ عَذابٌ أَليمٌ بِما كانُوا يَكْفُرُونَ (انعام۷۰)

و واگذار آن كسانى را كه دين خويش بازيچه و لهو گرفته‏اند و زندگانى دنيا فريبشان داد. و به قرآن پندشان ده مبادا بر كيفر اعمال خويش گرفتار آيند. جز خدا دادرس و شفيعى ندارند. و اگر براى رهايى خويش هر گونه فديه دهند پذيرفته نخواهد شد. اينان به عقوبت اعمال خود مأخوذند و به كيفر آنكه كافر شده‏اند برايشان شرابى از آب جوشان و عذابى دردآور مهيا شده است.

 

۱۴. لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (انعام۱۲۷)

براى آنها در نزد پروردگارشان، خانه آرامش است. و به پاداش كارهايى كه مى‏كنند، خدا دوستدار آنهاست.

 

۱۵. وَ اخْتارَ مُوسى‏ قَوْمَهُ سَبْعينَ رَجُلاً لِميقاتِنا فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُمْ مِنْ قَبْلُ وَ إِيَّايَ أَ تُهْلِكُنا بِما فَعَلَ السُّفَهاءُ مِنَّا إِنْ هِيَ إِلاَّ فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِها مَنْ تَشاءُ وَ تَهْدي مَنْ تَشاءُ أَنْتَ وَلِيُّنا فَاغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ الْغافِرينَ (اعراف۱۵۵)

موسى براى وعده گاه ما از ميان قومش هفتاد مرد را برگزيد. چون زلزله آنها را فرو گرفت، گفت: اى پروردگار من، اگر مى‏خواستى ايشان را و مرا پيش از اين هلاك مى‏كردى. آيا به خاطر اعمالى كه بيخردان ما انجام داده‏اند ما را به هلاكت مى‏رسانى؟ و اين جز امتحان تو نيست. هر كس را بخواهى بدان گمراه مى‏كنى و هر كس را بخواهى هدايت. تو ياور ما هستى، ما را بيامرز و بر ما ببخشاى كه تو بهترين آمرزندگانى.

 

۱۶. إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذي نَزَّلَ الْكِتابَ وَ هُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحينَ (اعراف۱۹۶)

ياور من اللَّه است كه اين كتاب را نازل كرده و او دوست شايستگان است.

 

۱۷. يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَ كَفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِمْ وَ هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا وَ ما نَقَمُوا إِلاَّ أَنْ أَغْناهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ فَإِنْ يَتُوبُوا يَكُ خَيْراً لَهُمْ وَ إِنْ يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ عَذاباً أَليماً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ ما لَهُمْ فِي الْأَرْضِ مِنْوَلِيٍّ وَ لا نَصيرٍ (توبه۷۴)

به خدا سوگند مى‏خورند كه نگفته‏اند، ولى كلمه كفر را بر زبان رانده‏اند. و پس از آنكه اسلام آورده بودند كافر شده‏اند. و قصد كارى كردند، اما بدان نايل نشدند. عيبجوييشان از آن روست كه خدا و پيامبرش از غنايم بى‏نيازشان كردند. پس اگر توبه كنند خيرشان در آن است، و اگر رويگردان شوند خدا به عذاب دردناكى در دنيا و آخرت معذبشان خواهد كرد و آنها را در روى زمين نه دوستدارى خواهد بود و نه مددكارى.

 

۱۸. إِنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يُحْيي‏ وَ يُميتُ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْوَلِيٍّ وَ لا نَصيرٍ (توبه۱۱۶)

فرمانروايى آسمانها و زمين از آن خداست. زنده مى‏كند و مى‏ميراند و شما را جز خدا دوستدار و ياورى نيست.

 

۱۹. قُلْ لَنْ يُصيبَنا إِلاَّ ما كَتَبَ اللَّهُ لَنا هُوَ مَوْلانا وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ (توبه۵۱)

بگو: مصيبتى جز آنچه خدا براى ما مقرر كرده است به ما نخواهد رسيد. او مولاى ماست و مؤمنان بر خدا توكل كنند.

 

۲۰. هُنالِكَ تَبْلُوا كُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ وَ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ (یونس۳۰)

در آنجا هر كس هر چه كرده است پاداشش را خواهد ديد و همه را به سوى خدا مولاى حقيقيشان بازمى‏گردانند و همه آن بتان كه به باطل مى‏پرستيدند نابود مى‏شوند.

 

۲۱. أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ (یونس۶۲)

آگاه باشيد كه بر دوستان خدا بيمى نيست و غمگين نمى‏شوند.

 

۲۲. أُولئِكَ لَمْ يَكُونُوا مُعْجِزينَ فِي الْأَرْضِ وَ ما كانَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِياءَ يُضاعَفُ لَهُمُ الْعَذابُ ما كانُوا يَسْتَطيعُونَ السَّمْعَ وَ ما كانُوا يُبْصِرُونَ (هود۲۰)

اينان نمى‏توانند در روى زمين از خداى بگريزند و جز او هيچ ياورى ندارند، عذابشان مضاعف مى‏شود. نه توان شنيدن داشته‏اند و نه توان ديدن.

 

۲۳. وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِياءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ (هود۱۱۳)

به ستمكاران ميل مكنيد، كه آتش بسوزاندتان. شما را جز خدا هيچ دوستى نيست و كس ياريتان نكند.

 

۲۴. رَبِّ قَدْ آتَيْتَني‏ مِنَ الْمُلْكِ وَ عَلَّمْتَني‏ مِنْ تَأْويلِ الْأَحاديثِ فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ تَوَفَّني‏ مُسْلِماً وَ أَلْحِقْني‏ بِالصَّالِحينَ (یوسف۱۰۱)

اى پروردگار من، مرا فرمانروايى دادى و مرا علم تعبير خواب آموختى. اى آفريننده آسمانها و زمين، تو در دنيا و آخرت كارساز منى. مرا مسلمان بميران و قرين شايستگان ساز.

 

۲۵. لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ إِذا أَرادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ والٍ (رعد ۱۱)

آدمى را فرشتگانى است كه پياپى به امر خدا از رو به رو و پشت سرش مى‏آيند و نگهبانيش مى‏كنند. خدا چيزى را كه از آن مردمى است دگرگون نكند تا آن مردم خود دگرگون شوند. چون خدا براى مردمى بدى خواهد، هيچ چيز مانع او نتواند شد و ايشان را جز خدا هيچ كارسازى نيست.

 

۲۶. قُلْ مَنْ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ قُلْ أَ فَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ لا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ نَفْعاً وَ لا ضَرًّا قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمى‏ وَ الْبَصيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُماتُ وَ النُّورُ أَمْ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ خَلَقُوا كَخَلْقِهِ فَتَشابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ قُلِ اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهَّارُ (رعد ۱۶)

بگو: كيست پروردگار آسمانها و زمين؟ بگو: اللَّه. بگو: آيا سواى او خدايانى برگزيده‏ايد كه قادر به سود و زيان خويش نيستند؟ بگو: آيا نابينا و بينا برابرند؟ يا تاريكى و روشنى يكسانند؟ يا شريكانى كه براى خدا قائل شده‏اند چيزهايى آفريده‏اند، همانند آنچه خدا آفريده است و آنان درباره آفرينش به اشتباه افتاده‏اند؟ بگو: اللَّه آفريننده هر چيزى است و او يگانه و قهار است.

 

۲۷. وَ كَذلِكَ أَنْزَلْناهُ حُكْماً عَرَبِيًّا وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا واقٍ (رعد ۳۷)

همچنين قرآن را به زبان عربى نازل كرديم. اگر پس از دانشى كه به تو رسيده، از پى خواهشهاى آنان بروى، در برابر خدا كارساز و نگهدارنده‏اى نخواهى داشت.

 

۲۸. وَ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِهِ وَ نَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَلى‏ وُجُوهِهِمْ عُمْياً وَ بُكْماً وَ صُمًّا مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ كُلَّما خَبَتْ زِدْناهُمْ سَعيراً (اسراء۹۷)

و هر كه را خدا هدايت كند، هدايت شده است. و هر كه را گمراه سازد جز خداى براى او سرپرستى نيابى و در روز قيامت در حالى كه چهره‏هايشان رو به زمين است، كور و لال و كر محشورشان مى‏كنيم و جهنم جايگاه آنهاست كه هر چه شعله آن فرو نشيند بيشترش مى‏افروزيم.

 

۲۹. وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبيراً (اسراء۱۱۱)

بگو: سپاس خدايى را كه فرزندى ندارد و او را شريكى در مُلك نيست و به مذلت نيفتد كه به يارى محتاج شود. پس او را تكبير گوى، تكبيرى شايسته.

 

۳۰. وَ تَرَى الشَّمْسَ إِذا طَلَعَتْ تَتَزاوَرُ عَنْ كَهْفِهِمْ ذاتَ الْيَمينِ وَ إِذا غَرَبَتْ تَقْرِضُهُمْ ذاتَ الشِّمالِ وَ هُمْ في‏ فَجْوَةٍ مِنْهُ ذلِكَ مِنْ آياتِ اللَّهِ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ وَلِيًّا مُرْشِداً (کهف۱۷)

و خورشيد را مى‏بينى كه چون برمى‏آيد، از غارشان به جانب راست ميل مى‏كند و چون غروب كند ايشان را واگذارد و به چپ گردد. و آنان در صحنه غارند. و اين از آيات خداست. هر كه را خدا هدايت كند هدايت يافته است و هر كه را گمراه سازد هرگز كارسازى راهنما براى او نخواهى يافت.

 

۳۱. قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما لَبِثُوا لَهُ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَبْصِرْ بِهِ وَ أَسْمِعْ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا يُشْرِكُ في‏ حُكْمِهِ أَحَداً (۲۶)

بگو: خداوند داناتر است كه چند سال آرميدند. غيب آسمانها و زمين از آنِ اوست. چه بيناست و چه شنواست. جز او دوستى ندارند و كس را در فرمان خود شريك نسازد. (کهف۲۶)

 

۳۲. هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً (کهف۴۴)

آنجا يارى كردن خداى حق را سزد. پاداش او بهتر و سرانجامش نيكوتر است. (۴۴)

 

۳۳. وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْلُ وَ في‏ هذا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهيداً عَلَيْكُمْ وَ تَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ فَأَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ اعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصيرُ (حج۷۸)

در راه خداوند چنان كه بايد جهاد كنيد. او شما را برگزيد. و برايتان در دين هيچ تنگنايى پديد نياورد. كيش پدرتان ابراهيم است. او پيش از اين و در اين شما را مسلمان ناميد. تا پيامبر بر شما گواه باشد و شما بر ديگر مردم گواه باشيد. پس نماز بگزاريد و زكات بدهيد و به خدا توسل جوييد. اوست مولاى شما. چه مولايى نيكو و چه ياورى نيكو.

 

۳۴. قالُوا سُبْحانَكَ ما كانَ يَنْبَغي‏ لَنا أَنْ نَتَّخِذَ مِنْ دُونِكَ مِنْ أَوْلِياءَ وَ لكِنْ مَتَّعْتَهُمْ وَ آباءَهُمْ حَتَّى نَسُوا الذِّكْرَ وَ كانُوا قَوْماً بُوراً (فرقان۱۸)

 

گويند: منزهى تو. ما را سزاوار نبوده است كه جز تو كسى را به يارى گيريم. تو خود آنها و پدرانشان را برخوردار ساختى، چنان كه ياد تو را فراموش كردند و مردمى شدند به هلاكت افتاده.

 

۳۵. وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزينَ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصيرٍ (عنکبوت۲۲)

شما نمى‏توانيد از خدا بگريزيد، نه در زمين و نه در آسمان و شما را جز او هيچ كارساز و ياورى نيست.

 

۳۶. مَثَلُ الَّذينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِياءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ (عنکبوت۴۱)

مثَل آنان كه سواى خدا را اوليا گرفتند، مثَل عنكبوت است كه خانه‏اى بساخت. و كاش مى‏دانستند، هر آينه سست‏ترين خانه‏ها خانه عنكبوت است.

 

۳۷. قُلْ مَنْ ذَا الَّذي يَعْصِمُكُمْ مِنَ اللَّهِ إِنْ أَرادَ بِكُمْ سُوءاً أَوْ أَرادَ بِكُمْ رَحْمَةً وَ لا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَ لا نَصيراً (احزاب۱۷)

بگو: اگر خدا برايتان قصد بدى داشته باشد يا بخواهد به شما رحمتى ارزانى دارد، كيست كه شما را از اراده او نگه دارد. ايشان جز خدا براى خود دوست و مددكارى نخواهند يافت.

 

۳۸. خالِدينَ فيها أَبَداً لا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَ لا نَصيراً (احزاب۶۵)

كه در آن جاودانه‏اند و هيچ دوست و ياورى نخواهند يافت.

 

۳۹. اللَّهُ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما في‏ سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ ما لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا شَفيعٍ أَ فَلا تَتَذَكَّرُونَ (سجده۴)

خداست كه آسمانها و زمين را و آنچه ميان آنهاست در شش روز بيافريد و آن گاه به عرش پرداخت. شما را جز او كارساز و شفيعى نيست. آيا پند نمى‏گيريد؟

 

۴۰. قالُوا سُبْحانَكَ أَنْتَ وَلِيُّنا مِنْ دُونِهِمْ بَلْ كانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ أَكْثَرُهُمْ بِهِمْ مُؤْمِنُونَ (سبا۴۱)

مى‏گويند: تو منزهى. تويى ولىّ ما، نه آنها. اينان جنها را مى‏پرستيدند و بيشترين به آنها ايمان داشتند.

 

۴۱. وَ الَّذينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ اللَّهُ حَفيظٌ عَلَيْهِمْ وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكيلٍ (شورا ۶)

خدا مراقب اعمال كسانى است كه جز او را به دوستى گرفتند، و تو وكيل آنها نيستى.

 

۴۲. وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ يُدْخِلُ مَنْ يَشاءُ في‏ رَحْمَتِهِ وَ الظَّالِمُونَ ما لَهُمْ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصيرٍ (شورا ۸)

اگر خدا مى‏خواست همه را يك امت كرده بود. ولى او هر كه را كه بخواهد به رحمت خويش درآورد، و ستمكاران را هيچ دوست و ياورى نيست.

 

۴۳. أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ وَ هُوَ يُحْيِ الْمَوْتى‏ وَ هُوَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ (شورا ۹)

آيا جز خدا را به دوستى گرفتند؟ دوست حقيقى خداست. و اوست كه مردگان را زنده مى‏كند، و اوست كه بر هر كارى تواناست.

 

۴۴. وَ هُوَ الَّذي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِنْ بَعْدِ ما قَنَطُوا وَ يَنْشُرُ رَحْمَتَهُ وَ هُوَ الْوَلِيُّ الْحَميدُ (شورا ۲۸)

و اوست آن خدايى كه بعد از نوميديشان باران مى‏فرستد و رحمت خود را به همه جا منتشر مى‏كند و اوست كارساز و ستودنى.

 

۴۵. وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزينَ فِي الْأَرْضِ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصيرٍ (شورا ۳۱)

شما نتوانيد در روى زمين از او بگريزيد و شما را جز او كارساز و ياورى نيست.

 

۴۶. وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ وَلِيٍّ مِنْ بَعْدِهِ وَ تَرَى الظَّالِمينَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ يَقُولُونَ هَلْ إِلى‏ مَرَدٍّ مِنْ سَبيلٍ (شورا ۴۴)

هر كس را كه خدا گمراه كند از آن پس هيچ دوستى نخواهد داشت. و ظالمان را مى‏بينى كه چون عذاب را بنگرند، مى‏گويند: آيا ما را راه بازگشتى هست؟

 

۴۷. وَ ما كانَ لَهُمْ مِنْ أَوْلِياءَ يَنْصُرُونَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ سَبيلٍ (شورا ۴۶)

جز خدا يار و مددكارى ندارند و هر كس را كه خدا گمراه كند هيچ راهى برايش نيست.

 

۴۸. وَ مَنْ لا يُجِبْ داعِيَ اللَّهِ فَلَيْسَ بِمُعْجِزٍ فِي الْأَرْضِ وَ لَيْسَ لَهُ مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءُ أُولئِكَ في‏ ضَلالٍ مُبينٍ (احقاف۳۲)

و هر كس كه به اين دعوت‏كننده جواب نگويد نمى‏تواند در روى زمين از خداى بگريزد و او را جز خدا هيچ ياورى نيست و در گمراهى آشكارى است.

 

۴۹. ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذينَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْكافِرينَ لا مَوْلى‏ لَهُمْ (محمد۱۱)

اين بدان سبب است كه خدا ياور كسانى است كه ايمان آورده‏اند. و كافران را هيچ ياورى نيست.

 

۵۰. قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمانِكُمْ وَ اللَّهُ مَوْلاكُمْ وَ هُوَ الْعَليمُ الْحَكيمُ (تحریم۲)

خدا براى شما گشودن سوگندهايتان را مقرر داشته است. خداست ياور شما، و اوست دانا و حكيم.

 

۵۱. إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْريلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهيرٌ (تحریم۴)

اگر شما دو زن توبه كنيد بهتر است، زيرا دلهايتان از حق باز گشته است. و اگر براى آزارش همدست شويد، خدا ياور اوست و نيز جبرئيل و مؤمنان شايسته و فرشتگان از آن پس ياور او خواهند بود.

 

چنانچه ملاحظه می‌شود در این گروه از آیات، تنها خداوند "ولی" معرفی شده و ولایت غیر خدا نفی شده است. ولایت خداوند هم چیزی جز دوستی به معنای تحت حمایت خداوند بودن نیست، برای همین این دوستی مترادف با یاری و یاوری است و اهمیت موضوع آنچنان است که ۵۱ آیه به آن اختصاص می‌یابد.

 

در ادامه با آیاتی روبرو می‌شویم که اشاره به "ولی" بودن رسول دارد، در کل قرآن فقط با دو آیه برخود می‌کنیم که به ولایت رسول اکرم اشاره دارد و جالب است هیچ یک از آیات مربوط به ولایت نبی گرامی، مستقلأ و جدا از "ولی"بودن و ولایت سایر مومنین نیست.

 

II. آیاتی که رسول را ولی خطاب می‌کند:

 

۱. إِنَّماوَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ (مائده ۵۵)

جز اين نيست كه ولىّ شما خداست و رسول او و مؤمنانى كه نماز مى‏خوانند و هم چنان كه در ركوعند انفاق مى‏كنند.

 

۲. وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ (مائده ۵۶)

و هر كه خدا و پيامبر او و مؤمنان را ولىّ خود گزيند، بداند كه پيروزمندان گروه خداوندند.

 

بنابراین همسنگی ولایت رسول با سایر مومنین خود گواه است که ویژگی ممتازی میان ولایت رسول با ولایت سایر مومنین نیست، هر چند رهبری مومنین با اوست.

 

 این دو آیه و خصوصأ آیه اول یکی از دستاویزهای مهم اثبات ولایت ویژه برای ائمه شیعه می‌باشد و بالطبع مستند باورمندان به ولایت فقیه نیز هست و از این آیه برای دوران غیبت امام غائب، ولایت فقیه را نتیجه می‌گیرند و به جهت اهمیت آن در ادامه مقاله مفصلأ به آن خواهیم پرداخت.

 

گروه سوم آیاتی است که ولایت مومنین را برهم و در کنار ولایت خدا معرفی می‌کند.

 

.III آیاتی که مومنین را ولی همدیگر معرفی می‌کند

 

۱. لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ في‏ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصيرُ (آل عمران ۲۸)

نبايد مؤمنان، كافران را به جاى مؤمنان به دوستى برگزينند. پس هر كه چنين كند او را با خدا رابطه‏اى نيست. مگر اينكه از آنها بيمناك باشيد. و خدا شما را از خودش مى‏ترساند كه بازگشت به سوى اوست.

 

۲. وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصيراً (نساء ۷۵)

چرا در راه خدا و به خاطر مردان و زنان و كودكان ناتوانى كه مى‏گويند: اى پروردگار ما، ما را از اين قريه ستمكاران بيرون آر و از جانب خود ياوری قرار ده، و از جانب خودما را یاری کن، نمى‏جنگيد؟

 

۳. الَّذينَ يَتَّخِذُونَ الْكافِرينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنينَ أَ يَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَميعاً (نساء ۱۳۹)

كسانى كه به جاى مؤمنان كافران را به دوستى برمى‏گزينند، آيا عزت و توانايى را نزد آنان مى‏جويند، در حالى كه عزت به تمامى از آن خداست؟

 

۴. يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْكافِرينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنينَ أَ تُريدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطاناً مُبيناً (نساء ۱۴۴)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، به جاى مؤمنان كافران را به دوستى مگيريد. آيا كارى مى‏كنيد كه براى خدا به زيان خود حجتى آشكار پديد آريد؟

 

۵. إِنَّماوَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ (مائده ۵۵)

جز اين نيست كه ولىّ شما خداست و رسول او و مؤمنانى كه نماز مى‏خوانند و هم چنان كه در ركوعند انفاق مى‏كنند.

 

۶. وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ (مائده ۵۶)

و هر كه خدا و پيامبر او و مؤمنان را ولىّ خود گزيند، بداند كه پيروزمندان گروه خداوندند.

 

۷. وَ مَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاَّ مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلى‏ فِئَةٍ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصيرُ (انفال۱۶)

جز آنها كه براى ساز و برگ نبرد باز مى‏گردند يا آنها كه به يارى گروهى ديگر مى‏روند، هر كس كه پشت به دشمن كند مورد خشم خدا قرار مى‏گيرد و جايگاه او جهنم است، و جهنم بد جايگاهى است.

 

۸. وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ يُطيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَكيمٌ (توبه۷۱)

مردان مؤمن و زنان مؤمن دوستان يكديگرند. به نيكى فرمان مى‏دهند و از ناشايست باز مى‏دارند، و نماز مى‏گزارند و زكات مى‏دهند و از خدا و پيامبرش فرمانبردارى مى‏كنند. خدا اينان را رحمت خواهد كرد، خدا پيروزمند و حكيم است.

 

۹. وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَميمٌ (فصلت۳۴)

خوبى و بدى برابر نيستند. همواره به نيكوترين وجهى پاسخ ده، تا كسى كه ميان تو و او دشمنى است چون دوست مهربان تو گردد.

 

۱۰. نَحْنُ أَوْلِياؤُكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ وَ لَكُمْ فيها ما تَشْتَهي‏ أَنْفُسُكُمْ وَ لَكُمْ فيها ما تَدَّعُونَ (فصلت۳۱)

ما در دنيا دوستدار شما بوديم و نيز در آخرت دوستدار شماييم. در بهشت هر چه دلتان بخواهد و هر چه طلب كنيد برايتان فراهم است.

 

آیات فوق در جهت ایجاد دوستی و مودت و یاری میان مومنین است و نشان می‌دهد قرآن می‌خواهد میان مومنین اتحاد عاطفی به وجود بیاورد که محور اتحاد خداوند باشد و نبی اکرم در راس آن قرار گیرد.

 

IV. آیاتی که ولایت غیر (طاغوت، شیطان، کافران، یهود و نصارا، بت، ظالمین، مغضوبین و...) را بر مومنین نفی می‌کند

 

۱. اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ (بقره ۲۵۷)

خدا ياور مؤمنان است. ايشان را از تاريكيها به روشنى مى‏برد. ولى آنان كه كافر شده‏اند طاغوت ياور آنهاست، كه آنها را از روشنى به تاريكيها مى‏كشد. اينان جهنميانند و همواره در آن خواهند بود.

 

۲. إِنَّما ذلِكُمُ الشَّيْطانُ يُخَوِّفُ أَوْلِياءَهُ فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ (آل عمران ۱۷۵)

آن شيطان است كه در دل دوستان خود بيم مى‏افكند. اگر ايمان آورده‏ايد از آنها مترسيد، از من بترسيد.

 

۳. الَّذينَ آمَنُوا يُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا يُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِ الطَّاغُوتِ فَقاتِلُوا أَوْلِياءَ الشَّيْطانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعيفاً (نساء۷۶)

آنان كه ايمان آورده‏اند، در راه خدا مى‏جنگند، و آنان كه كافر شده‏اند در راه شيطان. پس با هواداران شيطان قتال كنيد كه مكر شيطان ناچيز است.

 

۴. وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَما كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَواءً فَلا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِياءَ حَتَّى يُهاجِرُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ فَإِنْتَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ لا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَ لا نَصيراً (نساء ۸۹)

دوست دارند هم چنان كه خود به راه كفر مى‏روند شما نيز كافر شويد تا برابر گرديد. پس با هيچ يك از آنان دوستى مكنيد تا آن گاه كه در راه خدا مهاجرت كنند. و اگر سرباز زدند در هر جا كه آنها را بيابيد بگيريد و بكشيد و هيچ يك از آنها را به دوستى و يارى برمگزينيد.

 

۵. وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذانَ الْأَنْعامِ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ وَ مَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبيناً (نساء ۱۱۹)

و البته گمراهشان مى‏كنم و آرزوهاى باطل در دلشان مى‏افكنم و به آنان فرمان مى‏دهم تا گوشهاى چارپايان را بشكافند. و به آنان فرمان مى‏دهم تا خلقت خدا را دگرگون سازند. و هر كس كه به جاى خدا شيطان را به دوستى برگزيند زيانى آشكار كرده است.

 

۶. الَّذينَ يَتَّخِذُونَ الْكافِرينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنينَ أَ يَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَميعاً (نساء ۱۳۹)

كسانى كه به جاى مؤمنان كافران را به دوستى برمى‏گزينند، آيا عزت و توانايى را نزد آنان مى‏جويند، در حالى كه عزت به تمامى از آن خداست؟

 

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْكافِرينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنينَ أَ تُريدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطاناً مُبيناً (نساء ۱۴۴)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، به جاى مؤمنان كافران را به دوستى مگيريد. آيا كارى مى‏كنيد كه براى خدا به زيان خود حجتى آشكار پديد آريد؟

 

۷. يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى‏ أَوْلِياءَ بَعْضُهُمْأَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ (مائده ۵۱)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، يهود و نصارا را بهدوستى برمگزينيد. آنان خود دوستان يكديگرند. هر كس از شما كه ايشان را به دوستى گزيند در زمره آنهاست. و خدا ستمكاران را هدايت نمى كند.

 

۸. يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذينَ اتَّخَذُوا دينَكُمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ الْكُفَّارَ أَوْلِياءَوَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ (مائده ۵۷)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، اهل كتاب را كه دين شما را به مسخره و بازى مى‏گيرند، و نيز كافران را به دوستى برمگزينيد. و اگر ايمان آورده‏ايد از خدا بترسيد.

 

۹. تَرى‏ كَثيراً مِنْهُمْيَتَوَلَّوْنَ الَّذينَ كَفَرُوا لَبِئْسَ ما قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ فِي الْعَذابِ هُمْ خالِدُونَ (مائده ۸۰)

بسيارى از ايشان را مى‏بينى كه با كافراندوستى مى‏ورزند. بد است آنچه پيشاپيش براى خود فرستادند. خشم خدا بر آنهاست و در عذاب جاودانه‏اند.

 

۱۰. وَ لَوْ كانُوا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ النَّبِيِّ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِياءَوَ لكِنَّ كَثيراً مِنْهُمْ فاسِقُونَ (مائده ۸۱)

اگر به خدا و پيامبر و آنچه بر او نازل شده ايمان آورده بودند كافران را به دوستى نمى‏گرفتند، ولى بيشترشان فاسقانند.

 

۱۱. وَ لا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَفِسْقٌ وَ إِنَّ الشَّياطينَ لَيُوحُونَ إِلى‏ أَوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلُوكُمْ وَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ (انعام۱۲۱)

از ذبحى كه نام خدا بر آن ياد نشده است مخوريد كه خود نافرمانى است. و شياطين به دوستان خود القا مى‏كنند كه با شما مجادله كنند اگر از ايشان پيروى كنيد از مشركانيد.

 

۱۲. وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَميعاً يا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ مِنَ الْإِنْسِ وَ قالَ أَوْلِياؤُهُمْ مِنَ الْإِنْسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنا بِبَعْضٍ وَ بَلَغْنا أَجَلَنَا الَّذي أَجَّلْتَ لَنا قالَ النَّارُ مَثْواكُمْ خالِدينَ فيها إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكيمٌ عَليمٌ (انعام۱۲۸)

و روزى كه همگان را گرد آورد و گويد: اى گروه جنيان، شما بسيارى از آدميان را پيرو خويش ساختيد. يارانشان از ميان آدميان گويند: اى پروردگار ما، ما از يكديگر بهره‏مند مى‏شديم و به پايان زمانى كه براى زيستن ما قرار داده بودى رسيديم. گويد: جايگاه شما آتش است، جاودانه در آنجا خواهيد بود، مگر آنچه خدا بخواهد. هرآينه پروردگار تو حكيم و داناست.

 

۱۳. اتَّبِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَ لا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ قَليلاً ما تَذَكَّرُونَ (اعراف۳)

از آنچه از جانب پروردگارتان برايتان نازل شده است پيروى كنيد و سواى او، از خدايان ديگر متابعت مكنيد. شما چه اندك پند مى‏پذيريد.

 

۱۴. يا بَني‏ آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِيُرِيَهُما سَوْآتِهِما إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّياطينَ أَوْلِياءَ لِلَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ (اعراف۲۷)

اى فرزندان آدم، شيطان شما را نفريبد، هم چنان كه پدر و مادرتان را از بهشت بيرون راند، لباس از تنشان كند تا شرمگاهشان را به ايشان بنماياند. او و قبيله‏اش از جايى كه آنها را نمى‏بينيد شما را مى‏بينند. ما شيطانها را دوستان كسانى قرار داديم كه ايمان نمى‏آورند.

 

۱۵. فَريقاً هَدى‏ وَ فَريقاً حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلالَةُ إِنَّهُمُ اتَّخَذُوا الشَّياطينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ (اعراف۳۰)

فرقه‏اى را هدايت كرده و فرقه‏اى گمراهى را در خورند. اينان شيطانها را به جاى خدا به دوستى گرفتند و مى‏پندارند كه هدايت‏يافته‏اند.

 

۱۶. وَ الَّذينَ كَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ إِلاَّ تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبيرٌ (انفال۷۳)

كافران نيز خويشاوندان يكديگرند. اگر مراعات آن نكنيد فتنه و فسادى بزرگ در اين سرزمين پديد خواهد آمد.

 

۱۷. يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آباءَكُمْ وَ إِخْوانَكُمْ أَوْلِياءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإيمانِ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (توبه۲۳)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، اگر پدران و برادرانتان دوست دارند كه كفر را به جاى ايمان برگزينند، آنها را به دوستى مگيريد و هر كس از شما دوستشان بدارد از ستمكاران خواهد بود.

 

۱۸. تَاللَّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى‏ أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ فَهُوَ وَلِيُّهُمُ الْيَوْمَ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ (نمل۶۳)

به خدا سوگند كه براى مردمى هم كه پيش از تو بوده‏اند پيامبرانى فرستاده‏ايم. ولى شيطان اعمالشان را در چشمشان بياراست. و در آن روز شيطان دوستشان خواهد بود و آنها راست عذابى دردآور.

 

۱۹. إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ (نمل۱۰۰)

تسلط او تنها بر كسانى است كه دوستش مى‏دارند و به خدا شرك مى‏آورند.

 

۲۰. وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَوْلِياءَ مِنْ دُوني‏ وَ هُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمينَ بَدَلاً (کهف۵۰)

و آن گاه كه به فرشتگان گفتيم كه آدم را سجده كنيد، همه جز ابليس كه از جن بود و از فرمان پروردگارش سر بتافت سجده كردند. آيا شيطان و فرزندانش را به جاى من به دوستى مى‏گيريد، حال آنكه دشمن شمايند؟ ظالمان بد چيزى را به جاى خدا برگزيدند. (۵۰)

 

۲۱. أَ فَحَسِبَ الَّذينَ كَفَرُوا أَنْ يَتَّخِذُوا عِبادي مِنْ دُوني‏ أَوْلِياءَ إِنَّا أَعْتَدْنا جَهَنَّمَ لِلْكافِرينَ نُزُلاً (کهف۱۰۲)

آيا كافران پندارند كه به جاى من، بندگان مرا به خدايى گيرند؟ ما جهنم را آماده ساخته‏ايم تا منزلگاه كافران باشد. (۱۰۲)

 

۲۲. يا أَبَتِ إِنِّي أَخافُ أَنْ يَمَسَّكَ عَذابٌ مِنَ الرَّحْمنِ فَتَكُونَ لِلشَّيْطانِ وَلِيًّا (مریم۴۵)

اى پدر، مى‏ترسم عذابى از جانب خداى رحمان به تو رسد و تو دوستدار شيطان باشى.

 

۲۳. كُتِبَ عَلَيْهِ أَنَّهُ مَنْ تَوَلاَّهُ فَأَنَّهُ يُضِلُّهُ وَ يَهْديهِ إِلى‏ عَذابِ السَّعيرِ (حج۴)

بر شيطان چنين مقرر شده كه هر كس را كه دوستش بدارد گمراه كند و به عذاب آتش سوزانش كشاند.

 

۲۴. يَدْعُوا لَمَنْ ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِنْ نَفْعِهِ لَبِئْسَ الْمَوْلى‏ وَ لَبِئْسَ الْعَشيرُ (حج۱۳)

كسى را مى‏خواند كه زيانش نزديك‏تر از سود اوست. چه بد دوستدارى است و چه بد مصاحبى است.

 

۲۵. أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ وَ الَّذينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى‏ إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ في‏ ما هُمْ فيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدي مَنْ هُوَ كاذِبٌ كَفَّارٌ (زمر۳)

آگاه باش كه دين خالص از آن خداست و آنان كه سواى او ديگرى را به خدايى گرفتند، گفتند: اينان را از آن رو مى‏پرستيم تا وسيله نزديكى ما به خداى يكتا شوند. و خدا در آنچه اختلاف مى‏كنند ميانشان حكم خواهد كرد. خدا آن را كه دروغگو و ناسپاس باشد هدايت نمى‏كند.

 

۲۶. يَوْمَ لا يُغْني‏ مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَيْئاً وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ (دخان۴۱)

روزى كه هيچ دوستى براى دوست خود سودمند نباشد و از سوى كسى يارى نشوند.

 

۲۷. مِنْ وَرائِهِمْ جَهَنَّمُ وَ لا يُغْني‏ عَنْهُمْ ما كَسَبُوا شَيْئاً وَ لا مَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِياءَ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظيمٌ (جاثیه۱۰)

پيش رويشان جهنم است. و مالى كه به دست آورده‏اند و كسانى كه سواى خداى يكتا به خدايى گرفته‏اند به حالشان سود نكند. ايشان راست عذابى بزرگ. (۱۰)

 

۲۸. إِنَّهُمْ لَنْ يُغْنُوا عَنْكَ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَ إِنَّ الظَّالِمينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُتَّقينَ (جاثیه۱۹)

اينان تو را هيچ از خدا بى‏نياز نمى‏كنند و ظالمان دوستداران يكديگرند، و خدا دوستدار پرهيزگاران است.

 

۲۹. أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ تَوَلَّوْاقَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ وَ يَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ (مجادله۱۴)

آيا نديده‏اى آن كسان را كه با مردمى كه خدا بر آنها خشم گرفته بود، دوستى ورزيدند؟ اينان نه از شمايند و نه از ايشان. و خود مى‏دانند كه بر دروغ سوگند مى‏خوردند.

 

۳۰. يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ كَفَرُوا بِما جاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِيَّاكُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهاداً في‏ سَبيلي‏ وَ ابْتِغاءَ مَرْضاتي‏ تُسِرُّونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِما أَخْفَيْتُمْ وَ ما أَعْلَنْتُمْ وَ مَنْ يَفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبيلِ (ممتحنه۱)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، دشمن من و دشمن خود را به دوستى اختيار مكنيد. شما با آنان طرح دوستى مى‏افكنيد و حال آنكه ايشان به سخن حقى كه بر شما آمده است ايمان ندارند. و بدان سبب كه به خدا، پروردگار خويش ايمان آورده بوديد، پيامبر و شما را بيرون راندند. اگر براى جهاد در راه من و طلب رضاى من بيرون آمده‏ايد، در نهان با آنها دوستى مكنيد و من به هر چه پنهان مى‏داريد يا آشكار مى‏سازيد آگاهترم. و هر كه چنين كند، از راه راست منحرف گشته است.

 

۳۱. إِنَّما يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ قاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ أَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ وَ ظاهَرُوا عَلى‏ إِخْراجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْوَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (ممتحنه۹)

جز اين نيست كه خدا از دوستى‏ورزيدن با كسانى كه با شما در دين جنگيده‏اند و از سرزمين خود بيرونتان رانده‏اند يا دربيرون‏راندنتان همدستى كرده‏اند شما را باز دارد. و هر كه با آنها دوستى ورزد از ستمكاران خواهد بود.

 

۳۲. يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ قَدْ يَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ كَما يَئِسَ الْكُفَّارُ مِنْ أَصْحابِ الْقُبُورِ (ممتحنه۱۳)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، با مردمى كه خدا بر آنها خشم گرفته است دوستى مكنيد. اينان از آخرت نوميدند، هم چنان كه آن كافرانى كه اينك در گورند از آخرت نوميدند.

 

۳۳. قُلْ يا أَيُّهَا الَّذينَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِياءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ (جمعه۶)

بگو: اى قوم يهود، هر گاه مى‏پنداريد كه شما دوستان خدا هستيد، نه مردم ديگر، پس تمناى مرگ كنيد اگر راست مى‏گوييد.

 

با توجه به آیات فوق در قسمت "ب" کاملأ آشکار است که هدف این آیات این است که فقط خداوند را به عنوان دوست و یار و یاور وحامی خود بدانند و از او طلب کمک و یاری بکنند و از طرف دیگر مراد این آیات ایجاد الفت و محبت و دوستی و یاری و مساعدت میان مومنین بوده که در راس آن پدر معنوی مومنین حضرت رسول گرامی است و دوری از دوستی و یاری با غیر مومنین می‌باشد و این که خداوند به عنوان محور اصلی این دوستی است. خلاصه این که دوستی با دوستان خدا و عدم دوستی (نه لزومأ دشمنی) با خدا ناباوران مانند کافران و مشرکان و معتقدان به سایر ادیان در صورتی که باورهای آنان را به تمسخر بگیرند (مورد ۷ و ۸ یعنی آیات ۵۱ و ۵۷ مائده ) و البته دشمنی با دشمنان خدا مانند دشمنی با شیطان و ظالمان و..

 

● ج: آیاتی که از بعض دیگر مشتقات "ولی" استفاده شده و مراد آن سزاواری و شایستگی است.

 

یکی از مشتقات "ولی" "أَوْلى‏" است و به مفهوم شایسته تر و سزاوارتر است.

 

آیاتی که مراد از "ولی" سزاواری و شایستگی است:

 

۱. يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامينَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلَّهِ وَ لَوْ عَلى‏ أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقيراً فَاللَّهُ أَوْلى‏ بِهِما فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوى‏ أَنْ تَعْدِلُوا وَ إِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبيراً (نساء ۱۳۵)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، به عدالت فرمانروا باشيد و براى خدا شهادت دهيد، هر چند به زيان خود يا پدر و مادر يا خويشاوندان شما- چه توانگر و چه درويش- بوده باشد. زيرا خدا به آن دو سزاوارتر است. پس، از هوا نفس پيروى مكنيد تا از شهادت حق عدول كنيد. چه زبان‏بازى كنيد يا از آن اعراض كنيد، خدا به هر چه مى‏كنيد آگاه است.

 

۲. وَ الَّذينَ آمَنُوا مِنْ بَعْدُ وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا مَعَكُمْ فَأُولئِكَ مِنْكُمْ وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى‏ بِبَعْضٍ في‏ كِتابِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ (انفال۷۵)

و كسانى كه بعداً ايمان آورده‏اند و مهاجرت كرده‏اند و همراه شما جهاد كرده‏اند، از شما هستند. به حكم كتاب خدا، خويشاوندان به يكديگر سزاوارترند. و خدا بر هر چيزى داناست.

 

۳. ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ بِالَّذينَ هُمْ أَوْلى‏ بِها صِلِيًّا (۷۰)

و ما آنهايى را كه سزاوارتر به داخل شدن در آتش و سوختن در آن باشند، بهتر مى‏شناسيم. (مریم۷۰)

 

۴. النَّبِيُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى‏ بِبَعْضٍ في‏ كِتابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُهاجِرينَ إِلاَّ أَنْ تَفْعَلُوا إِلى‏ أَوْلِيائِكُمْ مَعْرُوفاً كانَ ذلِكَ فِي الْكِتابِ مَسْطُوراً (احزاب۶)

پيامبر به مؤمنان از خودشان سزاتر است و زنانش مادران مؤمنان هستند و در كتاب خدا خويشاوندان نسبى از مؤمنان و مهاجران به يكديگر سزاوارترند، مگر آنكه بخواهيد به يكى از دوستان خود نيكى كنيد. و اين حكم در كتاب خدا مكتوب است.

 

۵. وَ يَقُولُ الَّذينَ آمَنُوا لَوْ لا نُزِّلَتْ سُورَةٌ فَإِذا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ مُحْكَمَةٌ وَ ذُكِرَ فيهَا الْقِتالُ رَأَيْتَ الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ نَظَرَ الْمَغْشِيِّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَأَوْلى‏ لَهُمْ (محمد۲۰)

كسانى كه ايمان آورده‏اند مى‏گويند: چرا از جانب خدا سوره‏اى نازل نمى‏شود؟ چون سوره‏اى از محكمات نازل شود كه در آن سخن از جنگ رفته باشد، آنان را كه در دلشان مرضى هست بينى كه چون كسى كه بيهوشى مرگ بر او چيره شده به تو مى‏نگرند. پس برايشان شايسته‏تر

 

۶. فَالْيَوْمَ لا يُؤْخَذُ مِنْكُمْ فِدْيَةٌ وَ لا مِنَ الَّذينَ كَفَرُوا مَأْواكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلاكُمْ وَ بِئْسَ الْمَصيرُ (حدید۱۵)

و امروز نه از شما فديه‏اى پذيرند و نه از كافران. جايگاهتان آتش است. آتش سزاوار شماست. و بد سرانجامى است.

 

این آیات اولویت چیزی بر چیز دیگر را بیان می‌کند مثل اولویت خویش0اوند بر غیر خویشاوند.

 

اما آیه مورد ۴ (احزاب ۶) یکی از موارد دیگری است که درباره اولویت رسول گرامی بر نفوس مومنین می‌باشد و از این آیه هم شیعیان تسلط پیامبر بر جان مومنین را نتیجه گرفته‌اند و به طبع آن تسلط ائمه شیعه بر مال و جان مسلمین و از دیدگاه باورمندان به ولایت فقیه تسلط بی قید و شرط ولی فقیه بر جان و مال و ناموس (!) مسلمین را نتیجه گرفته‌اند، لذا لازم است پیرامون این آیه نیز کنکاش بیشتری صورت گیرد که در ادامه مقاله خواهد آمد.

 

● د: آیاتی که از بعض دیگر مشتقات "ولی" استفاده شده و مراد آن سرپرستی کردن، میراث بردن و خونخواهی است

 

آیاتی که خویشاوندان، سرپرست یتیمان و سفیان، میراث بران و نیز اولیای دم را "ولی" معرفی می‌کند:

 

۱. يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا تَدايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَ لْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَ لا يَأْبَ كاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَما عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَ لْيُمْلِلِ الَّذي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَ لا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئاً فَإِنْ كانَ الَّذي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفيهاً أَوْ ضَعيفاً أَوْ لا يَسْتَطيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَ اسْتَشْهِدُوا شَهيدَيْنِ مِنْ رِجالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَكِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى‏ وَ لا يَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا وَ لا تَسْئَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغيراً أَوْ كَبيراً إِلى‏ أَجَلِهِ ذلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَ أَقْوَمُ لِلشَّهادَةِ وَ أَدْنى‏ أَلاَّ تَرْتابُوا إِلاَّ أَنْ تَكُونَ تِجارَةً حاضِرَةً تُديرُونَها بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَلاَّ تَكْتُبُوها وَ أَشْهِدُوا إِذا تَبايَعْتُمْ وَ لا يُضَارَّ كاتِبٌ وَ لا شَهيدٌ وَ إِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ (بقره ۲۸۲)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، چون وامى تا مدتى معيّن به يكديگر دهيد، آن را بنويسيد. و بايد در بين شما كاتبى باشد كه آن را به درستى بنويسد. و كاتب نبايد كه در نوشتن از آنچه خدا به او آموخته است سرپيچى كند. و مديون بايد كه بر كاتب املاء كند و از اللَّه، پروردگار خود بترسد و از آن هيچ نكاهد. اگر مديون سفيه يا صغير بود يا خود املاء كردن نمى‏توانست، ولىّ او از روى عدالت املاء كند. و دو شاهد مرد به شهادت گيريد. اگر دو مرد نبود، يك مرد و دو زن كه به آنها رضايت دهيد شهادت بدهند، تا اگر يكى فراموش كرد ديگرى به يادش بياورد. و شاهدان چون به شهادت دعوت شوند، نبايد كه از شهادت خوددارى كنند. و از نوشتن مدّت دين خود، چه كوچك و چه بزرگ، ملول مشويد. اين روش در نزد خدا عادلانه‏تر است، و شهادت را استواردارنده‏تر و شك و ترديد را زايل‏كننده‏تر. و هر گاه معامله نقدى باشد اگر براى آن سندى ننويسيد مرتكب گناهى نشده‏ايد. و چون معامله‏اى كنيد، شاهدى گيريد. و نبايد به كاتب و شاهد زيانى برسد، كه اگر چنين كنيد نافرمانى كرده‏ايد. از خداى بترسيد. خدا شما را تعليم مى دهد و او بر هر چيزى آگاه است.

 

۲. وَ لِكُلٍّ جَعَلْنامَوالِيَ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ وَ الَّذينَ عَقَدَتْ أَيْمانُكُمْ فَآتُوهُمْ نَصيبَهُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهيداً (نساء ۳۳)

براى همه، در آنچه پدر و مادر وخويشاوندان نزديك به ميراث مى‏گذارند، ميراث‏برانى قرار داده‏ايم. و بهره هر كس را كه با او قرارى نهاده‏ايد بپردازيد كه خدا بر هر چيزى گواه است.

 

۳. وَ ما لَهُمْ أَلاَّ يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وَ هُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ ما كانُوا أَوْلِياءَهُ إِنْأَوْلِياؤُهُإِلاَّ الْمُتَّقُونَ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ (انفال۳۴)

چرا خدا عذابشان نكند، حال آنكه مردم را از مسجد الحرام باز مى‏دارند و صاحبانآن نيستند؟ صاحبان آن تنها پرهيزگارانند ولى بيشترينشان نمى‏دانند.

 

۴. إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ الَّذينَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ حَتَّى يُهاجِرُوا وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ إِلاَّ عَلى‏ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ ميثاقٌ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصيرٌ (انفال۷۲)

آنان كه ايمان آورده‏اند و مهاجرت كرده‏اند و با مال و جان خويش در راه خدا جهاد كرده‏اند و آنان كه به مهاجران جاى داده و ياريشان كرده‏اند، خويشاوندان يكديگرند. و آنان كه ايمان آورده‏اند و مهاجرت نكرده‏اند خويشاوندان شما نيستند تا آن گاه كه مهاجرت كنند. ولى اگر شما را به يارىطلبيدند بايد به ياريشان برخيزيد مگر آنكه بر ضد آن گروهى باشد كه ميان شما و ايشان پيمانى بسته شده باشد. و خدا به كارهايى كه مى‏كنيد بيناست.

 

۵. وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً رَجُلَيْنِ أَحَدُهُما أَبْكَمُ لا يَقْدِرُ عَلى‏ شَيْ‏ءٍ وَ هُوَ كَلٌّ عَلى‏ مَوْلاهُ أَيْنَما يُوَجِّهْهُ لا يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوي هُوَ وَ مَنْ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ هُوَ عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ (نمل۷۶)

و خدا مثَل دو مرد را بيان مى‏كند كه يكى لال است و توان هيچ چيز ندارد و بار دوش مولاى خود است، هر جا كه او را بفرستد هيچ فايده‏اى حاصل نمى‏كند. آيا اين مرد با آن كس كه مردم را به عدل فرمان مى‏دهد و خود بر راه راست مى‏رود برابر است؟

 

۶. وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتي‏ حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً (اسراء۳۳)

كسى را كه خدا كشتنش را حرام كرده است مكشيد مگر به حق. و هر كس كه به ستم كشته شود، به طلب‏كننده خون او قدرتى داده‏ايم. ولى در انتقام از حد نگذرد، كه او پيروزمند است.

 

۷. وَ إِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائي‏ وَ كانَتِ امْرَأَتي‏ عاقِراً فَهَبْ لي‏ مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا (مریم۵)

من پس از مرگ خويش، از خويشاوندانم بيمناكم و زنم نازاينده است. مرا از جانب خود فرزندى عطا كن،

 

۸. قالُوا تَقاسَمُوا بِاللَّهِ لَنُبَيِّتَنَّهُ وَ أَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّلِوَلِيِّهِ ما شَهِدْنا مَهْلِكَ أَهْلِهِ وَ إِنَّا لَصادِقُونَ (نمل۴۹)

گفتند: به خدا سوگند خوريد كه بر او و كسانش شبيخون زنيم. و چون كسى به طلب خونش برخيزد، بگوييم: ما به هنگام هلاكت كسان او آنجا نبوده‏ايم، و ما راست گفتاريم.

 

۹. ادْعُوهُمْ لِآبائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا آباءَهُمْ فَإِخْوانُكُمْ فِي الدِّينِ وَمَواليكُمْ وَ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ فيما أَخْطَأْتُمْ بِهِ وَ لكِنْ ما تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً (احزاب۵)

پسرخواندگان را به نام پدرشان بخوانيد كه در نزد خدا منصفانه‏تر است. اگر پدرشان را نمى‏شناسيد، برادران دينى و موالى شما باشند. اگر پيش از اين خطايى كرده‏ايد باكى نيست، مگر آنكه به قصد دل كنيد. و خدا آمرزنده و مهربان است.

 

این گروه از آیات دوستی و یاری را منبعث از رابطه خویشاوندی بیان می‌کند، در واقع این خویشاوندی است که سبب مودت و دوستی و حمایت میان افراد یک فامیل می‌شود، خصوصأ در دوران زندگی قبیله‌ای که قدرت آن بر اساس وحدت میان افراد قبیله که خویشاوندان هم هستند شکل گرفته است.

 

نتیجه اینکه:

 

با آوردن کلیه آیات مربوط به "ولی" و مشتقات آن روشن می‌شود که هدف این آیات این است که مومنین فقط خداوند را به عنوان دوست و یار و یاور وحامی خود بدانند و از او طلب کمک و یاری بکنند و از طرف دیگر مراد این آیات ایجاد الفت و محبت و دوستی و یاری و مساعدت میان مومنین بوده که در راس آن پدر معنوی مومنین حضرت رسول گرامی است و دوری از دوستی و طلب یاری از غیر مومنین می‌باشد و این که خداوند به عنوان محور اصلی این دوستی است.

 

خلاصه اینکه دوستی با دوستان خدا و عدم دوستی (نه لزومأ دشمنی) با خدا ناباوران مانند کافران و مشرکان و معتقدان به سایر ادیان در صورتی که باورهای آنان را به تمسخر بگیرند (مورد ۷ و ۸ یعنی آیات ۵۱ و ۵۷ مائده ) و البته دشمنی با دشمنان خدا مانند دشمنی با شیطان و ظالمان و..

 

در واقع آیات فوق می‌خواهد یک رابطه وابستگی حقیقی میان مومنینن با خداوند ایجاد کند که جز به او به کسی تکیه نکنند و از طرف دیگر پیوندی عمیق میان مومنین ایجاد نماید تا در سایه آن هم مومنین در امنیت روانی باشند و هم از امنیت اجتماعی برخوردار باشند، این آیات نمی‌خواهد هیچ کس بر مومنین تسلط یابد حتی رسول گرامی چه برسد به طاغوت و ستمگر به تعبیر دیگر مراد از آیات ولایت ایجاد پیونداجتماعی میان مومنین است در مقابل هر گونه سلطه نه اینکه بند بندگی را از گروهی به گروه دیگر تبدیل کند و این است راز رسالت انبیا، اما متاسفانه متولیان دین قصد انتقال بندگی مومنین به خود را دارند آنهم با تحریف کلام خدا و این انحراف در همه ادیان صورت گرفته و امت اسلام و شیعه نیز از این قاعده مستثنا نیست خصوصأ با این تعریف ظلم گستر و بنده ساز "ولایت فقیه" که انحراف دیگری از انحرافات متولیان دین است.

 

ادامه دارد

Share this
Share/Save/Bookmark

خدا حفظ کند همه بشر را . مطلوبست آشکار کردن حقیقت بر هر عالمی . بیطرفانه بدون بغض عمل نماید. نه اینکه یک مذهب را بر دیگری بهتر یا بدتر معرفی کند. مذاهب اسلامی از نامی که برخوذدار باشند فقط و فقط راههایی برای کشف حقیقت و رسیدن به خدا هستند. اگر چه در ظاهر چنین نمی بینیم علت آن تجارت قدرت و تجارت اقتصادی است ( رضایتمندی خدا فراموش شده یا می شود ) .
ولی باشد یا نباشد هدف متعالی مودت بین مسلمین است . رسیدن به آن بزودی مقرون نیست

حکومت ایران یک حکومت ملی است به همان اندازه که حکومت فرانسه یک حکومت ملی است. اسلام هم یکی از اجزاء مهم ملیت است. خیلی فهمیدنش سخت نیست.

پیوست : دانلود کتاب اسلام و مسلمانی , نوشته ابن وراق

برای به بندگی کشیدن و سو استفاده از بشر چه بازیهایی که . درمیارن و چه اسمون ریسمونی میبافن چطور میشه یکنفر بر جان و مال و ناموس دیگران ولایت داشته باشه

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.

لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.

کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و
منتشر نخواهد شد.

 

لینک به ادیتور زمانه:         

برای عبور از سد فیلترینگ

پرونده ۱۳۹۱ / چشم‌انداز ۱۳۹۲

مشخصات تازه دریافت برنامه های رادیو زمانه  از ماهواره:

ماهواره  :Eutelsat

هفت درجه شرقی

پولاریزاسیون افقی 

سیمبول ریت ۲۲

فرکانس ۱۰۷۲۱مگاهرتز

همیاران ما