خانه | انديشه زمانه

غیر واقع‌گرایی در اخلاق

جمعه, 1391-06-10 17:37
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
علی صبوحی

علی صبوحی – واقع‌گرایی در اخلاق بر این باور است که هر حکم اخلاقی مستلزم دو چیز است:

 
(الف) ویژگی های اخلاقی وجود دارند،
(ب) وجود ویژگی های اخلاقی مستقل از ذهن ما است.
 
نپذیرفتن هر یک از این دو شما را در دسته غیر واقع‌گرایان قرار می‌دهد.
 
در این نوشته به معرفی یکی از مهمترین استدلال های غیر واقع‌گرایی در اخلاق می پردازیم.
 
۱- مقدمه
 
گزاره "توهین به اعتقادات دیگران نا پسند است" بیانگر یک حکم اخلاقی است. می‌توان دلایلی له یا علیه این حکم اخلاقی بر شمرد. اما از منظر دیگر نیز می‌توان به این گزاره اخلاقی نگاه کرد. می‌توان پرسید که این گزاره چه چیزی را بیان می‌کند؟ آیا این گزاره مستلزم وجود ویژگی "نا پسند بودن" در جهان خارج است؟ پاسخ واقع‌گرا به این پرسش مثبت است. از منظر یک واقع‌گرا ویژگی نا پسند بودن در جهان خارج وجود دارد و گزاره "توهین به اعتقادات دیگران نا پسند است" گزاره ای صادق است زیرا که توهین از مصادیق آن ویژگی است. اما به نظر غیر واقع‌گرا چنین ویژگی ای در جهان خارج وجود ندارد. به عبارت دقیق‌تر، از نظر غیر واقع‌گرا هیچ گونه ویژگی اخلاقی در جهان وجود ندارد. بر این اساس، واژه هایی چون "نا پسند" ، "خوب" ، "بد"، "نا درست" و ..واژه های تهی هستند و به هیچ ویژگی‌ای ارجاع نمی‌کنند. نتیجه منطقی چنین چیزی این خواهد بود که گزاره های اخلاقی از جمله "توهین به اعتقادات دیگران نا پسند است" همگی دارای ارزش صدق کاذب خواهند بود.  این نظریه که گزاره‌های اخلاقی را کاذب می‌داند به "نظریه خطا" (error theory) مشهور است. در ادامه به توضیح بیشتر آن خواهیم پرداخت.
 
اما نظریه خطا تنها صورت غیر واقعگرایی نیست. همانطور که گفته شد واقع‌گرایی در بر گیرنده دو ادعا است: (الف) وجود چیزی در جهان خارج و (ب) استقلال آن  چیزدر وجود. همچنین دیدیم که نظریه خطا ادعای (الف) را رد می‌کند. با این حال، دسته ای دیگر از غیر واقع‌گرایان ادعای الف را می‌پذیرند اما ادعای (ب) را رد می‌کنند. از نظر این دسته از غیر واقع‌گرایان، گزاره های اخلاقی بیانگر وجود ویژگی‌های اخلاقی هستند، اما ویژگی های اخلاقی وجود مستقل ندارند. در این نوشته تنها به بررسی نظریه خطا می‌پردازیم و بررسی استدلال‌هایی را که ادعای (ب) را رد می‌کنند به فرصتی دیگر موکول می‌کنیم.
 
اما پیش از پرداختن به این دو صورت از غیر واقع‌گرایی ابتدا می بایست به موضع بیان‌گرایی (expressivism)   اشاره داشته باشیم. از نظر بیان‌گرا اساسا نزاع میان واقع‌گرا و غیر واقع‌گرا در اخلاق نزاعی بی حاصل و بی بنیاد است. علت این ادعا از این است که جمله های اخلاقی در اساس قابل اطلاق صدق-کذب نیستند. شخص با اظهار جملۀ "توهین به عقاید دیگران نا درست است" هیچ باوری[1] را بیان نمی‌کند. بلکه گوینده چنین جمله ای تنها احساس خود نسبت  به توهین کردن به عقاید دیگران را بیان می‌کند. به عیارت دیگر، جمله"توهین به عقاید دیگران نا درست است" معادل این است که "توهین، اه".  این جمله قابل صدق و کذب نیست[2].
 
اگر آن طور که بیان‌گرا می‌گوید جملات اخلاقی قابل اطلاق صدق و کذب نباشند آن گاه نزاع میان واقع‌گرایی و غیر واقع‌گرایی بیهوده خواهد بود: زیرا که نزاع آن دو در اصل نزاعی بر سر این است که (الف) آیا جمله های اخلاقی صادق هستند و یا کاذب و (ب) اگر صادق هستند چه چیز ی آنها را صادق می‌گرداند؟ ویژگی ‌های مستقل و یا ویژگی هایی که به نوعی به واکنش ما آدمیان وابسته هستند؟
اگر جمله های  اخلاق قابل صدق و کذب نباشند به دو پرسش الف و ب نمی‌توان پاسخ داد.
 
بنابراین با توجه به اهمیت این موضوع لازم است تا اندکی بر روی بیان‌گرایی تامل کنیم. آیا موضع بیان‌گرا در باره جمله اخلاق قابل پذیرش است؟
 
اولین ایرادی که به بیان‌گرایی وارد شده ایرادی موسوم به فرگه-گیچ است. همانطور که اشاره شد از نظر بیان‌گرا جمله اخلاقی  قابل صدق و کذب نیست و تنها اظهار آن بیان گر احساس شخص است. اما کارکرد جمله فوق در شرایطی که اظهار نشده است چیست؟ به عنوان مثال جملات شرطی را در نظر بگیرید: اگرتوهین به عقاید دیگران نادرست است، نباید به عقاید مسلمانان توهین کرد. "توهین به عقاید دیگران نادرست است" در مقدمه این جمله اظهار نشده است. حال پرسش این است که بیان‌گرا در این مورد چه می‌تواند بگوبد؟ مشکل بیشتر نمایان میشود هنگامی که به نقش چنین جملاتی در یک استنتاج معتبر نگاه کنیم:
 
۱- توهین به عقاید دیگران نادرست است.
۲- اگرتوهین به عقاید دیگران نادرست است، نباید به عقاید مسلمانان توهین کرد.
۳- نباید به عقاید مسلمانان توهین کرد.
 
استدلال بالا معتبر است. اما اگر کارکرد معنایی جمله "توهین به عقاید دیگران نادرست است" در مقدمه ۱ با کارکرد معنایی آن در مقدمه ۲ ( که در آن جمله مورد نظر اظهار نشده است) متفاوت باشد استدلال بالا را نمی‌توان معتبر دانست.
 
ایراد دیگری که به بیان‌گرایی وارد شده است بر مبنای آن چه تئوری حداقلی صدق نامیده شود شکل گرفته است. مطابق تئوری حداقلی صدق هر جمله ای دارای ارزش صدق است تنها اگر دو شرط زیر را برآورده سازد:
۱- استاندارد های شناخته شده ای برای کاربرد مناسب و نامناسب آن جملات وجود داشته باشد.
۲- جمله از ویژگی های گرامری (سینتکتیک) مثل قابلیت نفی، قابلیت شرطی شدن، قابلیت قرار گرفتن در گرایش های گزاره ای برخوردار باشد.
 
گزاره اخلاقی کمک به دیگران اخلاقا خوب است را در نظر بگیرید. اظهار این جمله در شرایطی مناسب است. مثلا در شرایطی که قرار است به شخص مظلومی کمک شود. اما در شرایطی که فرد ظالم موضوع بحث است گفتن اینکه  "کمک به دیگران اخلاقا خوب است" اظهار نا مناسبی است. بنابر این شرط اول برای این جمله بر قرار است. همچنین می‌توان این جمله را نفی کرد و گفت چنین نیست که کمک به دیگران اخلاقا خوب است. و یا این جمله را در یک شرطی بکار برد : اگر کمک به دیگران اخلاقا خوب است پس من هم به کیوان کمک می‌کنم.
 
اگر بتوان برای تمام جملات اخلاق شروط بالا را فراهم کرد می‌توان گفت که بر خلاف آن چه بیان‌گرا می‌گوید گزاره های اخلاقی دارای صدق و کذب هستند.  ما در این جا قضاوت در باره دو ایراد وارد شده به بیان‌گرایی را بر عهده خواننده می‌گذاریم[3] و به بررسی استدلال های علیه واقع‌گرایی می‌پردازیم.
 
۲- استدلال نظریه خطا
 
همانطور که اشاره شد نظریه خطا میگوید که گزاره های اخلاقی کاذب هستند زیرا که اساسا ویژگی های اخلاقی در جهان خارج وجود ندارند. در این قسمت به بررسی مهمترین استدلال  نظریه خطا می‌پردازیم.
 
۲-۱) استدلال بر اساس غرابت
 
این استدلال توسط جی.ال. مَکی  ارائه شده است.. مکی ابتدا ادعا می‌کند که  ویژگی های اخلاقی بایدویژگی های عینی (objective) باشند. سپس استدلال می‌کند که ویژگی های عینی اخلاقی نمی‌تواند وجود داشته باشند.
 
پیش از آنکه بر بررسی استدلال مکی بپردازیم، ایتدا باید منظور او از عینی بودن ویژگی های اخلاقی را روشن کنیم. منظور مکی از عینی بودن ویژگی های اخلاق این نیست که همگان می‌توانند قضاوت واحدی در باره ویژگی های اخلاقی داشته باشند. به عبارت دیگر، عینی بودن ویژگی های اخلاقی با بین الاذهانیت قضاوت افراد در باره آن ها  متفاوت است. در نظر مکی عینی بودن ویژگی های اخلاقی به معنای "هنجاری بودن" و یا "جهت دهندگی به عمل" است. هنجاری بودن یک ویژگی به این معنا است که دانستن آن ویژگی توسط شخص متضمن عمل کردن او به آن ویژگی است. به عوان مثال، کسی که مفهوم "خوب" به عنوان یک ویژگی اخلاقی را می‌داند و گزاره "کمک به دیگران خوب است" را نیز می‌داند خواهان کمک به دیگران است. مکی پس از روشن کردن مفهوم عینیت ویژگی های اخلاقی استدلال میکند چنین ویژگی هایی وجود ندارند. دلیل مکی برای این ادعا این است که وجود چنین ویژگی‌هایی غریب خواهد بود. غرابت ویژگی های عینی اخلاقی از نظر مکی هم به شکل متافیزیکی است و هم به شکل معرفت شناختی (اپیستمولوژیک). در ادامه به بررسی این دو شکل از غرابت می‌پردازیم.
 
الف) غرابت متافیزیکی
 
همانطور که گفته شد ویژگی های عینی اخلاقی ویژگی های هنجاری و جهت دهنده عمل هستند. به عبارت دیگر ویژگی‌های اخلاقی چنان هستند که ضرورتا در بر دارنده تمایل به انجام عمل مرتبط هستند. به طور مثال ویژگی خوب چنان است که درک آن ضرورتا همراه با تمایل و جهت گیری به سمت  انجام دادن عمل خوب است. اما به عقیده مکی وجود چنین ویژگی هایی در جهان فیزیکی غریب خواهد بود. ویژگی های جهان خارج چنان نیستند که ذاتا در بردارنده تمایل و جهت به سمت انجام عملی داشته باشند.
 
اما ممکن است کسی در پاسخ به این استدلال بگوید که ویژگی های اخلاقی شاید در جهان فیزیکی وجود نداشته باشند اما می‌توان گفت که آنها در یک ساختار غیر فیزیکی وجود دارند. برای دیدن پاسخ مکی به این ایراد باید استدلال غرابت معرفتی را مرور کنیم.
 
ب) غرابت معرفتی
 
پاسخ مکی به این ادعا که ویژگی های عینی اخلاقی به نحوی از انحا (در یک ساختار غیر فیزیکی) وجود دارند این است که چنین چیزی از لحاظ معرفتی غریب است: چطور می‌توان به چنین ویژگی هایی معرفت داشت؟ اگر ویژگی های اخلاقی در ساختار غیر فیزیکی وجود داشته باشند ما نمی‌توانیم با آن ویژگی ها رابطه علّی (causal) داشته باشیم. و اگر نتوانیم با ویژگی ای رابطه علی داشته باشیم نمی‌توانیم تبین قابل فهمی از چگونگی معرفت به آن ویژگی بدست دهیم.
 
برخی از طرفداران واقع‌گرایی تلاش کرده اند تا به استدلال غرابت معرفتی پاسخ گویند. جان مک داوول تلاش می‌کند تا با استفاده از مفهوم طبیعت ثانویه ارسطو نشان دهد که ما می‌توانیم به ویژگی های هنجاری و عینی اخلاق دسترسی معرفتی داشته باشیم. از نظر مک داوول ما دارای ویژگی های ثانویه هستیم که به ما این امکان را میدهند که " یک پروسه طبیعی تربیتی، افکار و اعمال ما را چنان شکل دهد که هنجاریت و جهت دهندگی ویژگی های اخلاقی در مقابل دیدگان ما قرار گیرند" (مک داوول، ۱۹۹۴، ص.۸۳). اما این استدلال مک داوول مجاب کننده نیست. عبارت "در برابر دیدگان قرار گرفتن" در استدلال  مک داوول نمی‌تواند معنای محصلی داشته باشد زیرا تنها آن چیزی که در جهان فیزیکی و نظم طبیعی قرار دارد می‌تواند در برابر دیگان قرار گیرد. می‌توان این انتقاد را به شکل یک دو گانه مشکل ساز ((dilemma بسط داد. منظور مک داوول ازعبارت در"برابر دیدگان قرار گرفتن" و یا دیدن ویژگی‌های هنجاری، یا دارای مفهوم محصل نیست که در این صورت مک داوول نتوانسته است  مسِأله غرابت معرفتی را حل کند و یا اینکه او دچار مغالطۀ "اشتباه کاربرد مقوله" (category mistake) شده است و مفهوم "دیدن" را برای مقوله ای نا مناسب بکار برده است.
 
منابع:
Blackburn, S. 1984, Spreading the Word. Oxford: Oxford University Press
Mackie, J. 1976, Ethics: Inventing Right and Wrong. New York: Penguin
McDowell, J. 1994, Mind and World. Cambridge, MA: Harvard University Press
Smith, M, 1994, “why expressivists about value should love minimalism about truth?” Analysis (54):1
Wright, C, 1992, Truth and Objectivity, Cambridge, MA: Harvard University Press
 
 

پانویس‌ها:

 

[1]باور یک حالت شناختی (cognitive) است. از این رو نام دیگر بیان‌گرایی غیر شناختی‌گرایی (non-cognitivism) است زیرا که مطابق این نظریه اظهار گزاره اخلاقی هیچ باوری را بیان نمی‌کند.
[2]استدلال بیان‌گرایی  بر پایه تزی از هیوم که به "تز انگیزه هیومی" معروف است، بنا شده است. بنا بر این تز، انگیزه شامل باور و میل است. اگر چنین چیزی را بپذیریم و با توجه به اینکه  اظهار گزاره اخلاقی ضروتا مستلزم انگیزه برای عمل به آن است باید بپذیریم که شخصبا اظهار گزاره اخلاقی نه تنها  باوری را بیان میکند بلکه میل خود را هم بیان میکند. اما چنین چیزی نا درست است زیرا که باور و میل دو هویت متمایز هستند. به همین دلیل است که بیان‌گرا  این ادعا را که اظهار گزاره اخلاقی مستلزم اظهار یک باور است و در نتیجه قابلیت اطلاق صدق و کذب دارد را رد می‌کند.
[3] سایمون بلک برن معروفترین مدافع بیان‌گرایی در سالیان اخیر بوده است. برای پاسخ بلک برن به ایراد فرگه-گیچ ن.ک: بلک برن 1984
ایراد بر مبنای تئوری حداقلی صدق از جانب کریسپین رایت (1992)  بیان شده است. اما برخی از فلاسفه ادعا می کنند که بیانگرایی با تئوری حداقلی صدق سازگار است. برای دنبال کردن بحث ن.ک: Michael Smith (1994)

 

Share this
Share/Save/Bookmark

( از منظر یک واقع‌گرا ویژگی نا پسند بودن در جهان خارج وجود دارد و گزاره "توهین به اعتقادات دیگران ناپسند است" گزاره ای صادق است زیرا که توهین از مصادیق آن ویژگی است. اما به نظر غیر واقع‌گرا چنین ویژگی ای در جهان خارج وجود ندارد)

- ویژگی یعنی چی ؟ یعنی انرا مثل سیب و هندوانه ببینیم ؟ بدیهی است که ما از توهین ازرده میشویم و به ان علم داریم . پس ازرگی خاطر یک ویژگی عینی است و قطعا میتوان کارکرد مادی انرا هم توضیح داد . مثلا میشود گفت ناراحتی ناشی از توهین باعث اختلال در کارکرد سروتونین میشود و ایجاد افسردگی میکند ( تحلیل روان-تنی) . لب کلام اینکه خود لفظ " ویژگی" محل مناقشه است .

(... اما در شرایطی که فرد ظالم موضوع بحث است گفتن اینکه "کمک به دیگران اخلاقا خوب است" اظهار نا مناسبی است)
دکتر عبدالکریم سروش جمله بسیار جالبی دارد که دقیقا در رابطه با این موضوع است . وی میگوید ( نقل بمضمون):" تنها امری که در حوزه اخلاق میتواند دارای اطلاق باشد اینست که " باید اخلاقی بود". از انجا که پایین بیاییم افعال اخلاقی نسبی میشوند و بسته به شرایط میتواند خوب یا بد باشد " . برای اکثر انسانها بدیهی است که دروغ همه جا بد نیست و هکذا سایر افعال اخلاقی .

( اما به عقیده مکی وجود چنین ویژگی هایی در جهان فیزیکی غریب خواهد بود. ویژگی های جهان خارج چنان نیستند که ذاتا در بردارنده تمایل و جهت به سمت انجام عملی داشته باشند. )
- جهان خارج یعنی چی ؟ ایا ما انسانها جزو جهان هستیم یا نه ؟ اخلاق امری انسانی است و انسان هم جزو جهان است . شاید هم ما جزو جهان نیستیم!!!!!!

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.

لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.

کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و
منتشر نخواهد شد.

 

لینک به ادیتور زمانه:         

برای عبور از سد فیلترینگ

پرونده ۱۳۹۱ / چشم‌انداز ۱۳۹۲

مشخصات تازه دریافت برنامه های رادیو زمانه  از ماهواره:

ماهواره  :Eutelsat

هفت درجه شرقی

پولاریزاسیون افقی 

سیمبول ریت ۲۲

فرکانس ۱۰۷۲۱مگاهرتز

آرشیو زمانه