خانه | انديشه زمانه

قضاوت شخصی

چهارشنبه, 1390-08-04 21:48
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
لارن استارکی
برگردان: 
حمید پرنیان

لارن استارکی – گاهی اوقات به مشکلات و مسایلی برمی‌خوریم که با نظر به داده‌های موجود نه جواب درستی دارند و نه جواب غلطی.

در این موقعیت چه باید کرد؟
 
ما در این بخش یاد خواهیم گرفت که وقتی با این دست از مسایل روبه‌رو شدیم، چگونه قضاوت کنیم یا تصمیمی شخصی بگیریم.
 
 
موقعیت ویژه
 
اغلب مهارت‌هایی را که تا اینجا در زمینه تفکر انتقادی‌ موضوع بحث بوده‌اند، در مورد گردآوری اطلاعات و تصمیم‌گیری بر اساس آنها هستند. گرچه همین کار هم همیشه کار ساده‌ای نیست، اما روند حل مسئله‌ از زاویه‌ آنها روشن است: موقعیت را شناسایی می‌کنیم و می‌فهمیم؛ سعی می‌کنیم درباره‌ی آن همه‌چیز را بدانیم و تمام راه‌حل‌های ممکن را بررسی کنیم، و بعد بهترین راه‌حل را انتخاب می‌کنیم.
 
اما با این حال، گاهی نمی‌توانیم اطلاعات کافی برای تصمیم‌گیری پیدا کنیم، چون این اطلاعات اصلاً وجود ندارند، پس یعنی هیچ پاسخ درستی هم وجود ندارد. در این مواقع، ما باید دست به قضاوت شخصی بزنیم.
 
قضاوت شخصی چیست؟
 
قضاوت شخصی، تصمیم‌های مهمی هستند که همیشه اتخاد می‌شوند: وقتی به فروشگاهی می‌رویم که اجناس‌اش تخفیف خورده‌اند، وقتی پزشکی می‌خواهد عمل جراحی انجام دهد، و حتی وقتی که بسکتبالیستی در ثانیه‌ی پایانی توپ را پرتاب می‌کند و نتیجه‌ی بازی را به نفع تیم خودش عوض می‌کند...
 
این تصمیم‌گیری‌ها وجوه تشابهی با هم دارند، وجوه تشابهی مانند:
− مسئله‌ها از اهمیت بالایی برخوردارند.
− اطلاعات مورد نیاز، یا ناقص هستند یا مبهم.
− کارشناس‌ها بر سر این اطلاعات توافق ندارند.
− اغلب‌شان معمایی اخلاقی هستند یا اینکه ارزش‌های متضادی درگیر مسئله است.
 
ما چگونه می‌توانیم قضاوتی شخصی کنیم در مورد موضوعی که با عدم قطعیت مشخص می‌شود؟
 
به یاد داشته باشید که ما همیشه به مواردی فاقد قطعیت برخورد کرده و در رابطه با آنها تصمیم‌هایی گرفته‌ایم، و چه بسا  برون‌داد و نتیجه کار بحث‌برانگیز بوده است. در این گونه موارد قضاوت‌های شخصی بر اساس حقایق صورت نگرفته، چون واقعیت‌ به‌طور کامل در دسترس ما نبوده است. نتایج کار بحث‌برانگیزند، چون فرد دیگری که به ‌اندازه‌ی ما با تصمیم و موقعیت آشناست، می‌آید و دلیل قاطع می‌آورد که تصمیم‌مان اشتباه بوده است (یا گزینه‌ی دیگری درست بوده است).
 
بر این قرار مهم است که بدانیم ماهیتِ این‌گونه قضاوت‌ها چیست، تا از استرسی که در طول روند تصمیم‌گیری بر ما وارد می‌شود خلاص شویم.
 
آمادگی برای قضاوت‌ شخصی
 
اگر نمی‌توانید اطلاعات کافی برای تصمیم‌گیری فراهم کنید، آیا هیچ راهی هست که خود را برای قضاوت شخصی بهینه‌ای آماده کنیم؟
پاسخ مثبت است.
 
بعضی از اطلاعات ممکن است مبهم و ناروشن باشند، پس این‌که کدام‌شان را بگذارید کنار و کدام‌شان را مورد استفاده قرار دهید بحث‌برانگیز خواهد بود. اما تا آن‌جا که ممکن است خود را به اطلاعات مجهز کنید؛ این قدم مهمی در آماده‌شدن برای قضاوت‌ بهینه‌ی  شخصی است.
 
• مثال
 
در یک شهرک، مرکزی برای دادن غذای رایگان و وسایل خانه به نیازمندان راه‌اندازی می‌شود. بعد از چند ماه که از انتشار خبر آن بین مردم می‌گذرد، تعداد مراجعان دوبرابر می‌شود. اغلب مراجعان جدید از شهری می‌آیند که ده کیلومتر با شهرک فاصله دارد. به مسئولان خبر می‌رسد که مراجعان جدید بعد از گرفتن کمک‌ها به شهر خود می‌روند و آنها را می‌فروشند. آیا مسئولان باید این مسئله را نادیده بگیرند و به همه کمک رایگان بدهند؟ آیا مرکز باید خدمات خود را فقط به کسانی که در شهرک زندگی می‌کنند ارائه کند؟ آیا مسئولان باید مرکز را تعطیل کنند؟
 
این موضوع، نیاز به قضاوت شخصی دارد. فرض کنید شما از مسئولان آن مرکز هستید. چه می‌کنید؟
 
قدم اول: گردآوری اطلاعات و شناسایی گزینه‌های ممکن است.
بعد باید مشخص کنیم که با توجه به تصمیم‌مان به چه چیزهایی نیاز داریم.
آیا افرادی که به این مرکز می‌آیند نیازی واقعی دارند؟
اگر مرکز بسته شود، نیازمندان باید به کجا مراجعه کنند؟
چند نفر از مراجعان غذای‌شان را می‌فروشند؟
از کدام شهر می‌آیند؟
این سؤال‌ها معیاری به دست‌تان می‌دهد تا بدانید به دنبال چه اطلاعاتی باید بگردید.
 
قدم دوم: افرادی را جستجو کنید که هم منبع اطلاعات باشند و هم از روند تصمیم‌گیری شما بازخوردی ارائه کنند. افرادی را انتخاب کنید که نه‌تنها کارشناس باشند بلکه قادر باشند که نظرات عینی بدهند و نقد کنند.
با دیگران بحث کنید، خواه به صورت تک‌تک خواه به صورت گروهی. این ارزشمندترین قدم در روند تصمیم‌گیری است.
ممکن است در طول این بحث‌ها پی به منابع بیش‌تر و بهتری ببرید و گزینه‌های دیگری را شناسایی کنید، یا اینکه بفهمید چه جنبه‌ای از تصمیم را نادیده گرفته بودید.
 
قدم سوم: پرسیدن این سؤال است: اگر این‌گونه شود چه خواهد شد؟
راه‌حل‌ها را تک‌تک مطرح کنید و بعد از خودتان (و از دیگران) بپرسید:
اگر این راه‌حل اِعمال شود، نتیجه چه خواهد شد؟
چه کسی نفع خواهد برد؟
چه کسی آسیب خواهد دید، ناراضی خواهد بود، یا به چه کسی بی‌عدالتی خواهد شد؟
کدام گزینه بهترین است و کدام‌شان بدترین؟
همه‌ی امکان‌ها را امتحان کنید و سود و زیان‌شان را برآورد کنید.
هر کدام از گزینه‌ها بر اساس معیارهایی که در قدم اول معین می‌شوند، چه نمره‌ای می‌گیرند؟
 
فرض کنید تصمیم گرفته‌اید که مهم‌ترین پرسش معیارگذار در تصمیم‌گیری شما این باشد: اگر مرکز غذای رایگان تعطیل شود، نیازمندان از کجا دریافت کنند؟
بر این پایه در قدم سوم، شما این سؤال‌ها را از خودتان می‌پرسید:
آیا مراکز غذای رایگان دیگری در شهر ما وجود دارد؟
آیا این مراکز صرفا به نیازمندانی ارائه‌ی خدمات می‌کنند که در محدوده‌ی محله‌ی خودشان باشند؟
آیا ما می‌توانیم به نیازمندان کمک کنیم تا خودشان خرید کنند؟ مثلا کوپن بدهیم تا از مغازه‌ها غذا بخرند؟
 
• تمرین
 
شما از عمویتان ۲۰ میلیون تومان به ارث برده‌اید. شما می‌خواهید با این پول سهام بخرید، اما نامزدتان می‌گوید آن را در بانک بگذارید تا با آن وام بگیرید. می‌خواهید تصمیم بگیرید که با این پول چه کنید.
شما برای آماده‌شدن جهت قضاوت‌کردن شخصی به چه اطلاعاتی نیاز دارید؟
فکر می‌کنید کدام از اطلاعات زیر مورد نیاز است؟ (به یک گزینه اکتفا نکنید)
الف)‌ نرخ سالانه‌ی بازگشت پول از سهام چه‌قدر است؟
ب) نرخ سود وام بانکی چه‌قدر است؟
ج) کدام نوع از سرمایه‌گذاری برای زنده‌یاد عمویتان مطلوب بوده است؟
د) آیا می‌توانید وامی بگیرید که نیاز به پشتوانه‌ی ۲۰ میلیون تومانی نداشته باشد؟
 
پاسخ
 
گزینه‌‌های الف و ب و د اطلاعات ارزشمندی جهت آماده‌شدن برای قضاوت‌کردن شخصی در اختیار شما قرار می‌دهد.
گزینه‌ی ج بی‌ربط است.
 
تعصبات و شهود
 
قضاوت شخصی، قضاوتی ذهنی است، و نه بر مبنای واقعیت‌ها و حقایق. حتی پس از اینکه اطلاعات و شرح وقایع  را به دست آوردیم و "اگر این‌گونه شود چه خواهد شد"ها را بررسی کردیم، دست آخر تصمیم نهایی را شما بر اساس عقیده‌ی شخصی‌تان می‌گیرید. پس ما برای این‌که قضاوت شخصی خوبی انجام دهیم، باید از تعصبات و سوگیری‌های‌مان مطلع شویم. برای مثال، اگر کسی باشیم که در طول زندگی‌اش اصلا در سهام شانس نیاورده یا کسی باشیم که هرگز طعم قسط‌دادن به بانک را نچشیده، پیش‌داوری ما می‌تواند توانایی‌مان جهت قضاوت درست شخصی در قضیه‌ای مثل قضیه ۲۰ میلیونی بالا را مخدوش سازد.
 
پیش‌داوری و سوگیری‌، چه بسا توانایی ما برای ارزیابی عینی اطلاعات را کاهش می‌دهد. بر  پیش‌داوری‌ها و سوگیری‌ها آگاه باشید. نمی‌توانید آن‌ها را حذف کنید، بلکه فقط می‌توانید بکوشید تا در قضاوت‌ شخصی شما دخیل نشوند.
 
درباره‌ی حس شهودی یا غرایز چه می‌توان گفت؟
همین‌که به قضاوت‌ شخصی بپردازید، دچار این گرایش می‌شوید که یک گزینه را درست بدانید، هرچند که منطق خلاف آن را به شما می‌گوید. بعضی وقت‌ها قضاوت‌کردن بر اساس غرایز منجر به تصمیم‌های بزرگی می‌شود، اما این کار منجر به بدبختی و مصیبت هم شده است.
 
همان‌طور که درباره‌ی پیش‌داوری و سوگیری گفتیم، حس شهودی خودتان را بشناسید و آن را یکی از بسیار عوامل در تصمیم‌گیری قلمداد کنید. این حس نباید اطلاعات و حقایقی را کم‌ارزش سازد که در مرحله‌های ۱ تا ۳ گرد آورده‌اید.
 
• تمرین
 
در کدام از این مثال‌ها، در قضاوت شخصی از شهود استفاده نمی‌شود؟
 
الف) سامان می‌خواهد انتخاب کند که به دانشگاه شهر خودشان برود یا به دانشگاهی که هزار کیلومتر دورتر از شهرشان است و دوستش هم ‌آن‌جا درس می‌خواند. پدر سامان به تازگی سکته‌ی قلبی داشته است. پس، سامان تصمیم می‌گیرد که به دانشگاه شهر خودشان برود.
ب) آقای وحیدی قصد سفر با هواپیما داشته است. او، در دقیقه‌ی نود تصمیم می‌گیرد که به سفر نرود. هواپیما پرواز می‌کند و سقوط می‌کند و همه‌ی سرنشین‌ها می‌میرند. خبرنگارها به سراغ آقای وحیدی می‌آیند و می‌پرسند که چرا با این هواپیما سفر نکرده است. آقای وحیدی جواب می‌دهد: به من الهام شد که نروم.
ج) پدرام، شب قبل از مصاحبه‌ی کاری، خواب دید که فرصت شغلی را به او داده‌اند اما کسی در محیط کار هوش و ذکاوت پدرام را دست‌کم می‌گیرد. وقتی به پدرام گفتند که در مصاحبه‌ی کاری قبول شده، پدرام پیشنهاد کار را رد کرد و گفت که نمی‌خواهد در محیطی کار کند که او را احمق فرض می‌کنند.
د) فرزانه می‌خواست رایانه بخرد. درباره‌ی همه‌ی انواع رایانه تحقیق کرد و بهترین‌اش را خرید.
 
پاسخ
 
در گزینه‌های "الف" و "د" پای شهود در میان نیست.
 
تصمیم بهینه
 
تا آنجا که ممکن است قبل از قضاوت‌کردن شخصی، خود را آماده کنید؛ درون‌دادها و اطلاعات را از منابع چندگانه فرآهم کنید و همه‌ی گزینه‌ها را تا آن‌جا که ممکن است به‌دقت ارزیابی کنید.
 
چگونه به یک تصمیم بهینه برسیم؟
 
• مخاطرات را ارزیابی کنید
 
به مخاطراتی که ممکن است هر کدام از گزینه‌ها داشته باشند فکر کنید. اگر تصمیم اشتباهی بگیرید متحمل چه خطراتی می‌شوید و آیا مایل هستید که عواقب آن را تحمل کنید؟
 
برای مثال، دارید بررسی می‌کنید که همه‌ی اجناس انبار کسی را بخرید. مسئله، خریدن است، و نه نخریدن. بهترین حالت این است که شما اجناس را بخرید و بعد قیمت‌شان افزایش یابد. بدترین حالت اما این است که شما اجناس را بخرید و قیمت‌شان افت کند. نکته این‌جاست که تنها و تنها در صورت خرید امکان خطر وجود دارد. پس، باید تصمیم بگیرید آیا می‌توانید با خطرات بدترین حالت در پیامد خریدتان کنار بیایید یا نه. اگر نمی‌توانید، پس نخرید. از خودتان بپرسید اگر خطرات را به جان می‌خرید و می‌خواهید خرید کنید، چقدر امکان دارد که ضرر کنید؟
 
مثالی دیگر: مدیری هستید که می‌خواهد دو نفر کارمند استخدام کند. وقتی آگهی دادید، ده‌ها درخواست به شما فرستاده شد. دو درخواست از آنِ دو کارمند کنونی شرکت شماست که می‌خواهند به منصب بالاتری ارتقا یابند. شما آن دو را می‌شناسید و کارشان را تحسین می‌کنید. اما دو درخواست دیگر وجود دارد که از طرف دو دانشجوی ممتاز اما بی‌تجربه است.
کدام‌شان را استخدام می‌کنید؟
 
مخاطرات تصمیم‌تان را ارزیابی کنید. کارمندان کنونی برای شما شناخته‌شده هستند. اگر آنان را استخدام کنید، خطر کمی وجود دارد که کارشان را خوب انجام ندهند. هر دوی آن‌ها، بر اساس مشاهدات شخصی شما، وظیفه‌شناس هستند و می‌توانند مناصب جدید را خوب اداره کنند. اما آن دو دانشجوی ممتاز، گزینه‌های پرخطرتری هستند. اگرچه تحصیلات خوبی دارند، اما بی‌تجربه هستند. آیا می‌خواهید زمان خودتان را برای کارآموزی آن‌ها هدر دهید؟ آیا آن‌ها قادر خواهند بود که پیش‌نیازهای شغلی را به دست آورند؟ پاسخ این پرسش‌ها را فقط می‌شود حدس زد. اگر بخواهید قضاوت شخصی کنید و مبنای قضاوت‌تان کم‌خطربودن گزینه‌ها باشد، باید کارمندان کنونی را استخدام کنید.
 
• عواقب را بسنجید
 
به یاد داشته باشید که قضاوت شخصی، ذهنی و بحث‌برانگیز است. بیایید همان مثال مرکز تهیه‌ی غذای رایگان را دوباره نگاه کنیم. وقتی بی‌طرفانه به موقعیت و واقعیت‌های مربوط به آن نگاه کنید، قضاوت شخصی درباره‌ی آن این خواهد بود که یا شمار مراجعان را محدود کنیم و مرکز همچنان فعال باشد یا مرکز را تعطیل کنیم. نیمی از مسئولان این مرکز معتقدند که این مرکز دارد خدمت بزرگی به جامعه می‌کند و باید به کارش ادامه دهد، حتی اگر بعضی از مردم سواستفاده کنند. اما نصف دیگر مسئولان معتقدند که نمی‌توانند برخی مراجعان را از فروختن کمک‌ها منصرف کنند، پس باید در مرکز را ببندند. احتمالا خود شما هم برای هر دو طرف این دعوا، استدلال‌های قوی‌ای دارید، اما تصمیم شما چیست؟
 
یک راه‌ این است که روی عواقب تمرکز کنیم. آیا کسی از این تصمیم ضرر می‌کند یا نفعی می‌برد؟ ارزش و میزان ضرر و نفعی را که این تصمیم ایجاد می‌کند ارزیابی کنید:
آیا تصمیم شما موجب آسایش یا سختی می‌شود؟
آیا تصمیم شما تآثیری بلندمدت خواهد داشت؟
اگر همه‌ی گزینه‌ها منجر به نتایج منفی می‌شود، کدام‌شان کم‌تر منفی است؟
پاسخ‌هایتان را روی سازمان‌دهنده‌ی تصویری (مثلا یک جدول) قرار دهید تا بتوانید وزنه‌ی گزینه‌ها را بسنجید.
 
مثال: حسام کارمند یک شرکت بزرگ حسابداری است. این شرکت دارد گزارش‌های مالی یکی از مشتری‌هایش را که شرکتی بین‌المللی است دست‌کاری می‌کند. آیا حسام باید این مسئله را گزارش بدهد و شغل خود را به خطر اندازد؟ یا اینکه چیزی نگوید و بگذارد این رفتار مجرمانه ادامه یابد؟
از دور که ببینیم مسئله واضح است، یعنی مسئله‌ی سیاه و سفید (درست یا غلط) است. اما این مسئله ذاتا معمایی اخلاقی است. حسام نان‌آور خانواده‌اش است؛ که مادربزرگ مریضش هم با خانواده‌ی حسام زندگی می‌کند.
 
بیایید جدولی رسم کنید و گزینه‌های حسام را بررسی کنیم.
حسام، بعد از بررسی گزینه‌هایش، می‌فهمد که افشاکردن جرم می‌تواند منجر به تأثیرات کوتاه‌مدت منفی شود (بیکاری). البته، نتیجه‌ی دیگرش این است که این جرم از بین می‌رود و مجرم مجازات می‌شود. اما نتیجه‌ی مثبت‌ آن این است که سهام‌داران شرکت بین‌المللی بعد از افشای این جرم دیگر میلیون‌ها دلار خسارت نمی‌بینند.
اما اگر چیزی نگوید کارش را از دست نخواهد داد، و این خطر هست که کسی از بیرون شرکت پی به این فعالیت غیرقانونی ببرد. اگر چنین اتفاقی بیافتد، نه‌تنها فرد خاطی که همه‌ی کارکنان شرکت باید منتظر عواقب شدیدتری باشند. حسام قبل از این‌که قضاوت شخصی کند باید گزینه‌ها را برحسب عواقبی که دارند به‌دقت بررسی کند.
 
 

• تمرین

 
برای مورد زیر، جدولی رسم کنید و عواقب احتمالی را بسنجید:
 
صاحب یک فروشگاه کوچک فهمیده است که بهترین کارگر (یک دانشجو) پنجشنبه‌ی این هفته فروشگاه را زودتر تعطیل کرده است تا بتواند به مهمانی‌اش برسد. این کارگر هم خوب کار می‌کند و هم آدم معتمدی است؛ برای همین هم تنها کسی است که صاحب فروشگاه می‌تواند در کار به او تکیه کند. در واقع، پیداکردن کارگر معتمد خیلی سخت است. هرچند، وقتی آن روز فروشگاه یک‌ساعت زودتر بسته شد، یک میلیون تومان به صاحب فروشگاه ضرر وارد شد.
 
آیا صاحب فروشگاه باید با این کار کارگر برخورد کند؟ اخراج‌اش کند؟ یا وانمود کند که اتفاقی نیافتاده است؟
 

 

پاسخ
 
به یاد داشته باشید که در قضاوت شخصی همیشه یک پاسخ درست نداریم. با این همه، پاسخ مناسب باید همه‌ی گزینه‌ها و همه‌ی عواقب ممکن را در نظر داشته باشد.
 

 

خلاصه‌ی بحث
 
قضاوت شخصی ممکن است کار سختی باشد. در موقعیتی که میزان خطر بالاست، و حتی کارشناس‌ها توافق ندارند، ممکن است دلتان نخواهد تصمیمی بگیرید که در بهترین حالتش، هم ذهنی است و هم بحث‌برانگیز.
اما پیش خواهد آمد که مجبور به تصمیم‌گیری شوید.
باید همه‌ی واقعیت‌هایی که می‌توانید گردآوری کنید را بررسی کنید و توصیه‌های دیگران و حس شهودی خود و حتی ارزش‌های خودتان را مورد بازبینی قرار دهید
 وقت بگذارید و در بررسی همه‌جانبه مهارت یابید تا ترستان بریزد و با دل‌گرمی قضاوت کنید.
 
ادامه دارد
 
توضیح مترجم: آنچه خواندید بخش ۱۷ از مجموعهی"ورزیدگی در تفکر انتقادی" است. این مجموعه بر پایهی ترجمه‌‌ای آزاد از کتاب زیر عرضه میشود:
Lauren Starkey, Critical thinking skills success in 20 minutes a day, New York 2010
 
بخشهای پیشین:
 

۱۶. روش‌های منحرف ‌کردن افکار

Share this
Share/Save/Bookmark

با سلام و تشكر بابت مطالب ارزنده شما
متاسفانه در برخي از بخش ها عكس ها قابل رويت نيستند در صورت امكان فايل مطالب را براي اينجانب ايميل فرمائيد

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.

لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.

کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و
منتشر نخواهد شد.

 

لینک به ادیتور زمانه:         

برای عبور از سد فیلترینگ

پرونده ۱۳۹۱ / چشم‌انداز ۱۳۹۲

مشخصات تازه دریافت برنامه های رادیو زمانه  از ماهواره:

ماهواره  :Eutelsat

هفت درجه شرقی

پولاریزاسیون افقی 

سیمبول ریت ۲۲

فرکانس ۱۰۷۲۱مگاهرتز

همیاران ما