خانه | انديشه زمانه

خطاهای ممکن در استدلال استقرایی

چهارشنبه, 1390-06-30 01:26
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
لارن استارکی
برگردان: 
حمید پرنیان

لارن استارکی – همان گونه که درباره‌ی استدلال قیاسی گفتیم، در استدلال استقرایی نیز وقتی نتیجه‌ی استدلال را با دلایلی ضعیف توجیه کنیم استدلالمان دچار خطا می‌شود و تبدیل به مغالطه می‌شود. مغالطه‌ی استقرایی نیز دو قضیه دارد که از نتیجه پشتیبانی نمی‌کنند و یا نتیجه‌ای دارد که با قضایا همخوان نیست.

 
ما در این بخش یاد خواهیم گرفت که مغالطه‌های استقرایی را چگونه تشخیص دهیم تا اسیر منطق نادرستشان نشویم.
 
مغالطات استقرایی
 
نتیجه‌ی استدلال استقرایی باید به همان‌اندازه از نظر کمی و کیفی درست و مناسب باشد که قضایای آن. راه‌های زیادی وجود دارد که بتوان استدلال استقرایی قوی‌ای ارائه داد، و البته راه‌های زیادی هم وجود دارد که بتوان استدلالی ضعیف ارائه داد. مهم این است که انواع مختلف مغالطه‌های منطقی‌ای را که موجب ضعیف‌شدن استدلالمان می‌شوند بشناسیم تا وقتی با یکی از این مغالطات روبه‌رو می‌شویم آنها را بشناسیم‌ و از آنها دوری کنیم.
 
مغالطه‌ی مرغ و تخم‌مرغ
 
«اول مرغ بود یا تخم‌مرغ؟ » این معمای قدیمی از آن دست معماهایی است که نمی‌توان پاسخ ساده و آسانی به آن داد. اما این مغالطه چه ربطی به استدلال استقرایی دارد؟ هنگامی که ما استدلالی استقرایی عرضه می‌کنیم، در واقع داریم از دو رخداد استفاده می‌کنیم. ما نمی‌توانیم این دو رخداد را مسلم فرض بگیریم، و همواره نمی‌توانیم بگوییم  چون با هم بوده‌اند یعنی یکی به دنبال دیگری ظاهر شده، پس آن اولی موجب و علت آن دومی بوده است. مغالطه‌ی مرغ و تخم‌مرغ هم از این دسته است. این مغالطه، شکل کلی‌اش این‌گونه است:
۱. الف و ب مرتبا با هم اتفاق می‌افتند.
۲. بنابراین، الف علت ب است.
 
این مغالطه فرض می‌گیرد که یک رخداد باید علت رخداد دیگر باشد، فقط و فقط به این خاطر که این دو رخداد با هم اتفاق افتاده‌اند. این فرض، توجیه ناموجهی دارد چون هیچ دلیل کافی‌ای وجود ندارد تا بر اساس آن بتوان وجود یک رابطه‌ی علّی را نتیجه گرفت.
 
شکل دیگر مغالطه‌ی مرغ و تخم‌مرغ می‌تواند رابطه‌ی بین خشونت رسانه‌ای و رفتار خشن روزمره باشد. خیلی‌ها معتقدند که رفتار خشن افراد جامعه ثمره و نتیجه‌ی تماشاکردن فیلم‌ها و سریال‌های خشن است. آن‌ها می‌گویند اگر کسی خشن است، پس حتما یا برنامه‌های خشن می‌سازد یا از تماشای این برنامه‌های خشن لذت خواهد برد. اما آیا خشونت رسانه‌ای موجب خشونت اجتماعی می‌شود یا قضیه برعکس است؟ آیا اصلا رابطه‌ای علّی بین این دو برقرار است؟ واقعیت این است که بعضی از مردم خشن هستند و بعضی از برنامه‌های تلویزیون و بعضی از فیلم‌های سینمایی دارای صحنه‌های خشن هستند. اما ما مدرک کافی نداریم تا بتوانیم بین این دو ارتباط برقرار کنیم و حتی بگوییم تماشای این‌گونه برنامه‌ها ربطی به خشن‌شدن رفتار افراد جامعه ندارد.
 
ما چگونه می‌توانیم مغالطه‌ی مرغ و تخم‌مرغ را برطرف کنیم؟ وقتی این مغالطه دارد نتیجه‌ای ارائه می‌دهد که شواهد و مدارک کافی برای اثبات رابطه‌ی علت و معلولی ندارد، ما باید به نوبتِ ظهور این رخدادها توجه کنیم تا مغالطه برطرف شود. اگر الف پس از ب رخ داده است، الف نمی‌تواند علت ب باشد. از خودتان بپرسید آیا چیز دیگری هست که بتواند علت این دو رخداد باشد؟ به شواهدی که در استدلال ارائه شده توجه کنید. آیا این شواهد آن‌قدر کافی هستند که بتوان بر اساس آن‌ها نتیجه‌ای ارائه داد؟
 
مثال:
 
− بسیاری از سیگاری‌ها سرطان ریه دارند. سرطان ریه عاملی است برای این‌که مردم سیگار بکشند.
− نمی‌توانید کار پیدا کنید مگر این‌که تجربه داشته باشید. نمی‌توانید تجربه کسب کنید مگر این‌که کسی به شما کار بدهد.
− دیشب تب داشتم. امروز صبح، هم سرماخوردگی داشتم و هم تب. تب علت سرماخوردگی بود.
 
• تمرین
 
کدام از استدلال‌های زیر، مغالطه‌ی مرغ و تخم‌مرغ نیست؟
 
الف) گوگوش هنرمند مشهوری است. تلویزیون او را زیاد نشان می‌دهد. گوگوش مشهور است چون تلویزیون او را زیاد نشان می‌دهد.
ب) هفته‌ی گذشته، هیچ ظرفی نشسته‌ام. ظرف‌های شسته‌نشده، کپک گرفته‌اند. اگر بخواهم ظرف‌هایم کپک نگیرند، باید آن‌ها را بشویم.
ج) رئیسم، پروژه‌ی قبلی من را واقعا دوست داشت. من روی آن پروژه آن‌قدرها هم سخت کار نکردم. من برای این‌که رئیسم را خوشحال کنم، باید زیاد سخت کار نکنم.
د) نمره‌های شما در طول این ترم پایین آمده است. شما در طول این ترم به یک گروه مطالعاتی پیوسته‌اید. نمره‌های شما پایین آمده چون به این گروه پیوسته‌اید.
 
پاسخ
 
گزینه‌ی ب از جنس مغالطه‌ی مرغ و تخم‌مرغ نیست؛ بلکه یک استدلال استقرایی منطقی است.
گزینه‌های الف و ج و د همگی نمونه‌هایی از مغالطه‌ی مرغ و تخم‌مرغ هستند. در این گزینه‌ها، هیچ اطلاعاتی از قضایا در دسترس ما نیست تا بتوانیم نتیجه را استخراج کنیم.
 
عمومیت‌دهی شتاب‌زده
 
در این نوع مغالطه، اطلاعات کافی نداریم تا حکم به عمومی‌بودن یک چیز بدهیم. برای مثال، یکی از خدمتکارهای هتل شکایت می‌کند که «جنوبی‌ها همیشه انعام کمی می‌دهند؛همه‌ی آنها آدم‌های خسیسی هستند! » او عمومیت‌ داده و بر اساس تجربه‌ای که با چند تن از جنوبی‌ها داشته است ده‌ها میلیون آدم جنوبی را با یک حکم رانده است.
 
عمومیت‌دهی شتاب‌زده غالبا به این شکل است:
۱. نمونه‌ی کوچکی (الف) از جامعه‌ی ب انتخاب می‌شود.
۲. بعد، درباره‌ی جامعه‌ی ب، بر اساس نمونه‌ی کوچک (الف) حکمی عمومی (ج) داده می‌شود.
 
دو دلیل برای عمومیت‌دهی شتاب‌زده وجود دارد:
− یکی از آنها سوگیری یا تبعیض است. برای مثال، افراد سکسیست نتیجه می‌گیرند که رانندگی همه‌ی زن‌ها  بد است چون از هر یکی از آنها دلیل بخواهیم مثلا می‌گوید که یک‌بار با ماشینی تصادف کرده که راننده‌اش زن بوده است.
− عمومیت‌دهی شتاب‌زده هم‌چنین به‌خاطر غفلت یا تنبلی هم به وجود می‌آید. همیشه آسان نیست که بتوان نمونه‌های کافی از یک جامعه فراهم آورد و نتیجه‌ی معقولی گرفت. اما اگر شما نتوانستید نمونه‌های درست را فراهم آورید، عمومیت‌دهی نکنید. بهتر آن است که بکوشیم تا اندازه‌ی نمونه‌های‌مان را افزایش دهیم. بهتر است که استدلال‌مان را بر شواهد و مدارک زیادی بنا کنیم.
 
چگونه می‌شود فهمید که انداره‌ی نمونه‌ی ما کافی است؟ هیچ قانونی برای همه‌ی انواع نمونه‌ها وجود ندارد، بنابراین نیاز داریم که از آزمون «عملی‌بودن و معقول‌بودن» استفاده کنیم. بزرگ‌ترین نمونه‌ای که بتوان فراهم کرد و فراهم کردنش عملی هم باشد کدام است؟ آیا این نمونه آن‌قدر بزرگ است که بتواند مبنای عمومیتی معقول قرار گیرد؟
 
بخش ۱۰ را که درباره‌ی آمار بود دوباره بخوانید، و از حافظه‌تان کمک بگیرید تا به یاد آورید که وقتی می‌خواستیم نمونه بگیریم چه مشکلاتی بر سر راهمان سبز می‌شد و چگونه می‌توانستیم این مشکلات را بشناسیم و برطرف کنیم.
 
تلاش کنید تا از نتیجه‌گیری شتاب‌زده پرهیز کنید، و یاد بگیرید که دیگران چه زمانی دست به این نتیجه‌گیری‌های شتاب‌زده می‌زنند. اگر این عمومیت‌دهی بر اثر یک عقیده‌ی قبلی شکل گرفته، سوگیری را باید برطرف کرد و درباره‌ی این عمومیت‌بخشی دوباره اندیشید و آن عمومیت‌بخشی را بر اساس اطلاعات واقعی بنا کرد.
 
ما هم‌چنین نیاز به زمان داریم تا نمونه‌های کافی‌ای برای عمومیت‌دهی فراهم کنیم. اگر می‌خواهید درباره‌ی گروه بزرگی از مردم عمومیت‌دهی کنید، باید بدانید که چه‌تعداد از آن‌ها می‌توانند نماینده‌ی این گروه باشند.
 
مثال:
 
− از هشت‌تا از همکاران‌ام پرسیدم که درباره‌ی آیین‌نامه‌ی جدید نظرشان چیست و همگی آن‌ها گفتند که راضی نیستند. این آیین‌نامه‌های جدید به‌طور کلی پذیرفته نیست.
− این سریال پلیسی واقعا خیلی خوب ساخته شده است. همه‌ی سریال‌های پلیسی سریال‌های خوبی هستند.
− علی کریمی توپ را از جناح چپ زمین شوت کرد و گل خوبی هم زد. علی کریمی هربار توپ دست‌اش می‌آید شوت می‌کند به دروازه.
 
• تمرین
 
استدلال زیر را چگونه می‌توان تغییر داد تا از عمومیت‌دهی‌ای شتاب‌زده به یک استدلال استقرای قوی تبدیل شود؟
 
رها تعطیلات را در امریکا سپری می‌کند. او به بانک رفته است تا پول‌اش را تبدیل به دلار کند، و وقتی فهمید که توی صف هیچ‌کس نیست شگفت‌زده شد. آن شب به خانواده‌اش ایمیل زد و نوشت «در امریکا بانک‌ها خیلی سریع کار می‌کنند. هر بانکی که بروی، احتیاج نداری که توی صف بیاستی.»
 
پاسخ
 
رها نتیجه‌اش («بانک‌ها در امریکا خیلی سریع کار می‌کنند.») را بر اساس تجربه‌ی شخصی خودش از یکی از بانک‌های امریکا و آن‌هم فقط یک‌بار حضور در آن بانک ارائه کرده است. رها برای این‌که برداشتش را از عمومیت‌دهی شتاب‌زده نجات دهد باید بانک‌های بیش‌تری را تجربه کند تا مشخص کند که آیا در آنها همه‌ی صف‌ها کوتاه هستند و مردم کم معطل می‌شوند یا نه.
 
فرمول‌سازی
 
این مغالطه زمانی رخ می‌دهد که کیفیتِ اجزای یک کل را مانند کیفیت خودِ کل پنداشت. مغالطه است چون هیچ توجیهی برای این پنداشت وجود ندارد. برای مثال، کسی ممکن است بگوید چون اجزای یک ماشین، وزن کمی دارند، پس خود ماشین هم وزن کمی دارد.
 
این‌گونه استدلال‌ها، مغالطه‌آمیز است؛ ما نمی‌توانیم از این‌که اجزای یک کل فلان کیفیت را دارند، پس کل – که متشکل از آن اجزا است – همان کیفیت اجزا را دارد.
 
بیایید یک مثال دیگر را نگاه کنیم. مادری به دخترش می‌گوید «تو گوشت و فلفل سبز و عدس دوست داری. پس من امشب خوراک گوشت و فلفل سبز و عدس درست می‌کنم برای شام.» این مثالی از مغالطه‌ی فرمول‌سازی است؛ درست است که دختر همه‌ی این مواد را به‌طور جداگانه دوست دارد، اما نمی‌توان نتیجه گرفت که او از آن خوراک هم لذت خواهد برد.
 
البته گاهی اگر استدلال کنیم که مشخصات اجزا همان مشخصات کل است، استدلال قوی‌ای ارائه داده‌ایم. برای مثال، اگر هر تکه از یک میز، از چوب ساخته شده باشد، مغالطه نیست اگر نتیجه بگیریم که کل میز هم از چوب ساخته شده است.
 
برای این‌که مشخص کنیم یک گزاره، مغالطه‌آمیز است یا نه، باید مشخص کنیم که آیا توجیهی برای ارجاع‌دادن و مرتبط‌کردن اجزا به کل وجود دارد یا نه.
 
• تمرین
 
کدام از این استدلال‌ها، مغالطه‌ی فرمول‌سازی نیست؟
الف) جلوه‌های ویژه‌ی این فیلم فوق‌العاده بود، پس کل فیلم هم باید فوق‌العاده باشد.
ب) پیکر عنکبوت‌ها از اتم ساخته شده است که با چشم غیرمسلح قابل مشاهده نیست. بنابراین، عنکبوت‌ها را با چشم غیرمسلح نمی‌توان دید.
ج) این سس، ترکیبی از شش نوع پنیر است. بنابراین، این سس، سس پنیر است.
د) چیتاها در مقایسه با انسان غذای بیشتری می‌خورد. پس، کل چیتاها از کل انسان‌های روی زمین غذای بیشتری می‌خورند.
 
پاسخ
 
گزینه‌ی ج مغالطه نیست. اگر اجزای اصلی (مواد اولیه‌ی این سس) پنیر باشد، پس کل این سس را می‌توان سس پنیر نامید.
 
مغالطه‌ی علت‌شمردن مقدم
 
وقتی داشتیم درباره‌‌ی مغالطه‌ی مرغ و تخم‌مرغ حرف می‌زدیم، گفتیم که اگر یک رخدادی پیش از رخداد دیگری اتفاق افتاده باشد به این معنی نیست که رخداد اولی علت رخداد دومی بوده است. با در نظر گرفتن این اصل، می‌خواهیم به مغالطه‌ی دیگری به نام «علت‌شمردن مقدم» حرف بزنیم. صورت این مغالطه این‌گونه است:
۱. رخداد الف مقدم بر رخداد ب است.
۲. رخداد الف علت رخداد ب است.
 
ما برای این‌که استدلال سببی یا عِلّی قوی‌ای ارائه کنیم، باید همه‌ی جزئیات را بررسی کنیم. برای مثال، هربار که احمد می‌کوشد تا یک فایل تصویری را روی رایانه‌اش اجرا کند، رایانه‌اش خاموش می‌شود. او نتیجه می‌گیرد این فایل تصویری موجب می‌شود که رایانه خاموش شود. رایانه‌ها دستگاه‌هایی پیچیده هستند، و علت‌های زیادی می‌توان برای خاموش‌شدن رایانه پیدا کرد. واقعیت این است که اجرای یک فایل تصویری چون مقدم بر خاموش‌شدن رایانه بوده، احتمال این که علت سقوط سیستم باشد بالا است؛ اما اجرای فایل تصویری را نباید تنها علت دانست، مگر این‌که شواهد قوی‌ای برای آن پیدا کرد. احمد برای این‌که گرفتار مغالطه‌ی علت‌شمردن مقدم نشود باید همه‌ی احتمال‌های دیگر را هم در نظر بگیرد، آنها را بررسی‌شان کند و ارتباط‌شان را پیدا کند.
 
خرافه‌ها، نمونه‌ی دیگر مغالطه‌ی علت‌شمردن پدیده‌ی مقدم هستند. برخی از خرافه‌ها همه‌گیر شده‌اند مثلا «اگر آینه‌ای را بشکنی، هفت سال بدشانسی می‌آوری.» برخی دیگر از خرافه‌ها اما شخصی‌تر هستند، مثلا باور به خوش‌یمن بودن لباسی خاص. با این همه، همه‌ی خرافه‌ها مغالطه‌ هستند و مقدم را علت می‌دانند. چون احتمال‌های دیگر را به حساب نمی‌آورند. احتمال دارد آدمی که آینه را می‌شکند بدشانسی هم بیاورد، اما آدم‌هایی که آینه نشکسته‌اند هم ممکن است بدشانسی بیاورند. در همه‌ی خرافه‌ها، علت واقعی معمولا یک پیشامد و تصادف است.
 
چگونه می‌توانیم استدلالمان را قوی کنیم و نگذاریم که بدل به مغالطه شود؟
− اول از همه، ثابت کنید که اگر علت رخ ندهد آیا معلول رخ خواهد داد یا نه.
برای مثال، اگر من کبریت نکشم کبریت آتش نخواهد گرفت.
− دوم، باید مطمئن بود که هیچ علت دیگری وجود ندارد و بر معلول تاثیر نگذاشته است.
در مثال قبل می‌توان گفت که باید بگردیم ببینیم آیا منبع آتش دیگری نزدیک کبریت بوده است یا نه؟ آیا چیزی دیگری هست که علتی برای آتش‌گرفتن کبریت بود باشد؟ اگر جواب منفی باشد، پس هیچ مغالطه‌ای در کار نیست.
 
مثال
 
− من هربار که سرما می‌خورم، هر روز سه‌تا شلغم آب‌پز می‌کنم و می‌خورم. در طول یک هفته سرماخوردگی من برطرف شد. این را مدیون شلغم‌ها هستم.
− می‌خواستم که در این امتحان نمره‌ی خوبی بگیرم، پس از خودکار خوش‌یمن‌ام استفاده کردم. خودکار دوباره خوش‌یمن بود؛ من نمره‌ی بیست گرفتم.
− دیشب خواب دیدم که توی شهر تصادف شده بود. وقتی امروز صبح روزنامه را خواندم، دیدم که تصادفی دیشب اتفاق افتاده است. خواب‌های من از آینده خبر می‌دهند.
 
• تمرین
 
کدام از استدلال‌های زیر، مغالطه‌ی علت‌شمردن مقدم است؟
 
الف) می‌خواستم در مسابقه شرکت کنم. هر روز تمرین کردم و خوب مسابقه دادم. اگر بخواهم سال بعد هم مسابقه بدهم، باید تمرین کنم.
ب) داوود تصمیم گرفت که یک ژاکت برای پدرش ببافد، پس رفت و کاموایی خرید که رنگ محبوب پدرش است. داوود دقیقا همان‌طور که کتاب بافتنی گفته بود عمل کرد. پدرش، ژاکت را بسیار دوست داشت.
ج) زهرا آن روز که مسابقه را برد لباس ورزشی سبزرنگ به تن داشت. او تصمیم گرفت که امروز هم لباس سبزش را بپوشد تا دوباره ببرد. و همین‌طور هم شد.
د) امواج می‌توانند شیشه را خرد کنند. خواننده‌ی اپرا داشت می‌خواند که شیشه شکست.
 
پاسخ
 
گزینه‌ی ج مغالطه‌ی علت‌شمردن مقدم است، چون می‌گوید که مانتوی زهرا باعث برنده‌شدن او شده است. معلوم است که در هر مسابقه‌ی ورزشی‌ای، تمرین کردن یا نکردن و استقامت داشتن یا نداشتن در نتیجه‌ی مسابقه موثرند.
 
خلاصه‌ی بحث
 
از استدلال استقرایی همواره برای این استفاده می‌کنیم که بر مبنای اجزا و جزئیات حکمی عمومی صادر کنیم. اما خیلی راحت می‌توان از این استدلال سوـاستفاده کرد و مغالطه کرد؛ می‌توان از این استدلال برای تعصبات نژادی و خرافات استفاده کرد.
نتیجه‌گیری شتاب‌زده، مرغ و تخم‌مرغ، و فرمول‌سازی از انواع رایج مغالطه هستند. اگر یاد بگیریم که این مغالطه‌ها چگونه شکل می‌گیرند و صورت‌شان چیست، می‌توانیم از آنها دوری کنیم و در دام‌شان نیافتیم. هم‌چنین با یادگرفتن این مغالطه‌ها، خودمان هم می‌توانیم مرتکب چنین مغالطات و اشتباهاتی نشویم.
 
ادامه دارد
 
توضیح مترجم: آنچه خواندید بخش ۱۵ از مجموعهی"ورزیدگی در تفکر انتقادی" است. این مجموعه بر پایهی ترجمه‌‌ای آزاد از کتاب زیر عرضه میشود:
Lauren Starkey, Critical thinking skills success in 20 minutes a day, New York 2010
 
بخشهای پیشین:
 

 

Share this
Share/Save/Bookmark

از نظر من قابل قبول نیست.مثل این می ماند که وقتی می خواهم از عابر پیاده در خیابان بگذرم با خود بگویم این یک مغالطه است که عابر پیاده محل عبور است چون اطلاعات من برای 10 سال پیش بوده و ممکن هست این افراد اطرافم نیز در حال دوربین مخفی بازی کردن هستند!
به نظر من خود شما دچار مغالطه شده اید!

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.

لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.

کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و
منتشر نخواهد شد.

 

لینک به ادیتور زمانه:         

برای عبور از سد فیلترینگ

پرونده ۱۳۹۱ / چشم‌انداز ۱۳۹۲

مشخصات تازه دریافت برنامه های رادیو زمانه  از ماهواره:

ماهواره  :Eutelsat

هفت درجه شرقی

پولاریزاسیون افقی 

سیمبول ریت ۲۲

فرکانس ۱۰۷۲۱مگاهرتز

همیاران ما