خانه | انديشه زمانه

تضعیف موانع معرفتی بسط تجدد

چهارشنبه, 1390-04-22 01:25
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
امین ریاحی

امین ریاحی − تجدد جدای از عقل ابزاری و نمود تکنولوژیک، ساختار فرهنگی معرفتی خاص خود را داراست که ممکن است ارکان فرهنگی معرفتی میزبان را از هم بپاشد یا آن‌ها  را استحاله کند و یا در یک رابطه دیالکتیکی برهمنهاد متعالی‌تری را فراهم آورد. این واقعیت زنگ خطری است برای هر قومی که سودای آمیزش با تجدد را در سر می‌پروراند.

 
درون تجدد انبانی است از بنیان‌ها ی معرفتی انسان محور، خردباور و فردگرا که با اصول عموم سنت‌های میزبان سر ناسازگاری دارد. در این میان شاکله فرهنگ ایرانی را دین، ایران باستان و عرف ساخته است. اما برای شناخت فرهنگ ایرانی جست و جوی دین یا تمدن کهن ناب، چنان که بودند کافی نیست بلکه دین یا ایران باستان را چنان باید شناخت که امروز توده‌‌های مردم می‌شناسند، هر چند برای مهندسی اجتماعی – به معنای پوپری آن – می‌توان برخی آموزه‌‌های دینی را هوشمندانه تقویت یا تضعیف کرد. در واقع می‌بایست هدف اولیه پژوهش، شناخت سنت زنده ایرانی باشد، سنتی که در پی ریزی ساختار واقعیت سهم دارد.
 
تقویت یا تضعیف بخش‌هایی از سنت نه تنها فریب کاری نیست که پدیده‌ای است که همواره رخ می‌دهد و اگر عقل بشر بر آن مسلط نباشد و این دگرگونی را کنترل نکند، ناآگاهانه روی خواهد داد.
 
 سنت یک «کل» است، اما نه یک کل خودبنیاد. «کل» است به این معنا که دارای نظام فکری و روح خاص خود است و در چارچوب همین نظام فکری به تامل و عمل در هستی می‌پردازد و نمی‌توان به شناخت صحیحی از اجزای آن به صورت منفک رسید. اما خودبنیاد نیست، به این معنا که تاریخی است و در طول تاریخ ساخته می‌شود و ممکن است نه تنها در عوارض که در ذات نیز دچار تحول شود و تغییر ماهیت یابد. در واقع تاریخی بودن بر نظام مند بودن آن مقدم است و می‌تواند نظام آن را از هم بپاشد. لحظه نزول وحی، آغاز نزول معنایی آن از وجود نامتناهی (خداوند) به وجود متناهی (پیامبر) است و لحظه ابلاغ آغاز قرار گرفتن معنای وحی در ظرف زمان و مکان و در نتیجه آغاز فرایند تاریخی دین است. بنابراین تاریخی بودن دین بر کل بودن آن مقدم است و فرد حق دست زدن به انتخاب دارد.
 
به همین دلیل است که تقویت یا تضعیف بخش‌هایی از سنت نه تنها فریب کاری نیست که پدیده‌ای است که همواره رخ می‌دهد و اگر عقل بشر بر آن مسلط نباشد و این دگرگونی را کنترل نکند، ناآگاهانه روی خواهد داد. تغییرات آگاهانه سنت می‌تواند از شدت توجیه وضع موجود و مشروعیت بخشی به قدرت که تمایل عمومی سنت است در راستای مطلوب زندگی بشر بکاهد.
 
به تکرار عنوان می‌گردد که تاریخی بودن دین، تغییر را جزء جدایی ناپذیر آن می‌کند و این تغییر بنا بر تمایل ذاتی سنت به تأمین مشروعیت قدرت می‌پردازد. در واقع بخش اعظم تحول سنت با گسست، دفعی و در استقلال از قدرت شکل نمی‌گیرد، بلکه تغییر سنت در کلیت آن ناشی از تحول در ساخت قدرت است. از آنجایی که تغییر جزء جدایی ناپذیر امر تاریخی است و دین نیز امر تاریخی است، رگه‌ای از روشنفکری دینی می‌تواند به جرح و تعدیل آگاهانه دین به نفع مطلوب‌تر کردن زندگی بشر دست بزند و این امر را نمی‌توان فریب کاری دانست.
 
از آنجایی که تغییر جزء جدایی ناپذیر امر تاریخی است و دین نیز امر تاریخی است، رگه‌ای از روشنفکری دینی می‌تواند به جرح و تعدیل آگاهانه دین به نفع مطلوب‌تر کردن زندگی بشر دست بزند و این امر را نمی‌توان فریب کاری دانست.
 
دست زدن به این عمل نه برای خود روشنفکر دینی و نه برای مخاطبان وی به منزله ارائه آگاهی کاذب یا ایدئولوژی پردازی نیست. در واقع روشنفکر دینی با تاکید بر تاریخی بودن، به جای نمایش وارونه سنت برای خود یا مخاطبان خود، ضمن پذیرش و عنوان کردن ناسازگاری‌های سنت با زندگی متجدد به انتخاب در سنت دست می‌زند. بنابراین روشنفکر دینی همچون ایدئولوگ، مانع معرفتی در شناخت سنت یا تکوین اندیشه تاریخی ایجاد نمی‌کند و پرده آگاهی کاذب را بر واقعیت تاریخی نمی‌کشد.
 
روشنفکر دینی سنت را مؤید تجدد نمی‌داند و آن را به عنوان مؤید تجدد معرفی نمی‌کند و از این طریق به تحمیل تجدد به سنت نمی‌پردازد، بلکه به بررسی موانع و لوازم تجدد در سنت و توضیح نسبت سنت و تجدد پرداخته و با دعوت مخاطب به شناسایی دین به عنوان امر تاریخی، از او می‌خواهد با خرد انتقادی به غور در سنت پرداخته و این موانع و لوازم را تشخیص دهد.
 
هر چند بنا بر تقدم تاریخیِ بودن بر کل بودن سنت، دست زدن به انتخاب در سنت فی نفسه ممکن است اما این انتخاب اگر منجر به گسست شود می‌تواند این کل را خالی از معنا نماید یا چون آوار بر مسیر تجدد ویران کند.
 
سنت هم به عنوان جزئی از واقعیت و هم به عنوان ابزار شناخت واقعیت در درون خود موانع و لوازم تجدد را داراست. بر عهده انسان متجدد است که این موانع را تضعیف و لوازم را تقویت کند.
 
اشاره به این نکته ضروری است که امکان انتخاب در سنت اسلامی بیش از سنت‌هایی چون هندوئیسم یا مسیحیت است، چرا که کار و اندیشه ترقی در استقلال نسبی در اسلام به رسمیت شناخته می‌شود، چیزی که در سنت‌های دیگر و به خصوص هندوئیسم کم رنگ یا بی‌رنگ است. برخلاف مسیحیت، دوران خردگراییِ تمدن اسلامی بر دوره میانه مقدم است و این نشان از استعداد نهفته اسلام در عقل‌گرایی دارد. این عبارات به معنای نادیده گرفتن استعداد خردستیزی و استعداد نص‌محوری در اسلام نیست، بلکه تنها از تفوق شرایط امکان تجدد در اسلام نسبت به سایر ادیان می‌گوید، شرایطی که به باور نگارنده مجالی برای باروری در الگوی قبیله و الگوی استبداد شرقی نیافت.
 
بدیهی است در این راستا شناخت سنت مقدم بر تقویت یا تضعیف بخش‌ها یی از آن است. سنت هم به عنوان جزئی از واقعیت و هم به عنوان ابزار شناخت واقعیت در درون خود موانع و لوازم تجدد را داراست. بر عهده انسان متجدد است که این موانع را تضعیف و لوازم را تقویت کند. برای تحقق این امر شناخت دین به عنوان مهم ترین بخش سنت در اولویت قرار دارد.

 

Share this
Share/Save/Bookmark

با سلام
آقای رياحی به عنوان یک سوال آیا شما دین را نمايانگر واقعیت میدانید یا خیر؟(يعنی ایا دين چه در گذشته و چه در حال خبر از یک واقعیت میدهد؟)

در صورتی که مد نظر حضرتعالی نمایان نمودن واقعیت دنیاست خیر، اما اگر مقصودتان خبر از متافیزیک و آخرت باشد بله.
در هر حال «از آنجایی که تغییر جزء جدایی ناپذیر امر تاریخی است و دین نیز امر تاریخی است» خود دین و بالطبع هر خبر و پیامی از دین محکوم به تغییر است. تغییری که بیش از همه ناشی از تحول در مناسبات قدرت است.

با سلام. اقای ریاحی دین سنت نیست !! حداقل در مملکت ما بنیاد است . بنیادی خانمان برانداز ! سنت سیزده بدر رفتن نیست ! نیایش و طلب رحمت کردن نیست ! وسیله ای برای پناه بردن به درگاه خداوندی نیست ! دین وسیله ای برای حکومت جباران است. برای رضای خدا ادم کشتن وشب هم به امید رستگاری به بالین رفتن است ! اقای ریاحی دین محلی است برای پرورش جانوران خون اشام که بهر جنایتی دست میزنند برای رضای خدا !! حالا که دست بقلم شده اید تا این را ....بعنوان سنت تلطیف کرده بخورد خلق الله بدهید ! از سنت انبیا هم ذکری بفرمائید ! از ابراهیم ...و داستان ...سارا و هاجر و سر بریدن اسماعیل و بنیاد کعبه و ...! از موسی وعصای جادو گریش و .. وعیسی  با مریم مجد علیه و محمد و انچه که تو میدانی ومن..! خداوند خالق کائنات که دامنه کشفیات جدید تا سیزده میلیارد سال نوری را رصد کرده اند چکار دارد به اطاقخواب زلیخا ؟؟! وحالا بیا جلو تا صحرای کربلاو توی سر زدن خودمان و ولایت مطلقه فقیه و اه ناله مادران جوان از دست داده و زندانهای مخوف غیر انسانی و اسلامی !! دوست عزیز این کجایش سنت است ؟؟! سنت عادت یا رویه ایست که بدلیل تکرار مورد پذیرش طایفه یا قومی قرار میگیرد وبه جهت کاربرد خوبش مقبول میشود !! جهالت وجنایت که سنت نمیشود !.

اگر به تاریخی بودن و تاریخ معتقدید پس تاریخ به ما می گوید دین و مذهب و هر آنچه که رنگ ایدئولوژیک با خود دارد چون دارای چهارچوب از پیش تعیین شده است در مقابل دموکراسی و جامعه ی مدنی ایستادگی می کند و از همینروست که نحبگان تاریخی به ما می گویند دین و سیاست باید از هم جدا باشند . دین با چهارچوب تعیین شده ی الهی به ما نشان داده است که قادر به اداره ی جامعه نیست و با رنگ و لعاب هم نمی توان آنرا به خورد مردم داد . مثلا شما روشنفکر دینی چگونه شلاق خوردن شراب خوار و یا قطع اعضای بدن و یا قصاص را روشنفکرانه بیان خواهید کرد ؟ یا باید آنرا نقد کنید که نقد آن به معنی نقد دین است و یا باید آنرا بپذیرید که ضرورتا قادر به تحول نیستید . بهتر است از خیرش بگذرید بیش از سی سال این بازی ادامه داشته و دیگر ایم حنا رنگی ندارد بیش از این زور نزنید .

متن کوتاه و موجز شما را آقای ریاحی خواندم و از آن در یک جمله ی تضعیف موانع و تقویت لوازم که در نوع خود رجوع به استراتژی قدمهای کوچک عقلگرایی انتقادی هانس آلبرت در الاهیات و علوم انسانی و سیاست دارد البته در ساحتهای سیاسی و فرهنگی ایران معاصر کمی خشنود. اما از پاسخ شما به نظر یکی از دوستان که آخرتشناسی علوم الهی ادیان و متافیزیک ارسطویی را در یک نفس بکار برده اید ناخشنود.
متافیزیک و مابعداطبیعه مفاهیمی هستیشناسانه هستند و اگر چه باواسطه با آخرتشناسی ادیان ابراهیمی نیز مربوط می شوند اما دو امر به کلی متفاوت بوده اند و هنوز هم در فلسفه مانده اند.
متن شما در نوع خود دچار این ایراد اساسی ست که در مطرح کردن رهنمود راستایی که شما آنرا مشخص کرده اید اولا از فلسفه ی متجدد بدون نقد و خرد فردی عاریت گرفته و دوما از خود سنت تمدن اسلامی و نقش فلسفه ی یونانی و بالخص ارسطو محروم مانده. به زعم شما هم که نوشته اید بدیهی ست که شناخت سنت متقدم بر تجدد ست نیز با اجازه شما مناسب تر ست کمی شک کنیم. سعی شما در تلفیق تاویلگرایی و عقلگرایی اتنقادی در نوع خود البته تلاشی ست ناموفق زیرا نه امر قدسی و نه تاریخی بودن امر قدسی را توانسته به ضرورتهای عقل انتقادی و عقل ابزاری به مثابه دو نیروی هنجارشکن و ساختارشکن تجدد و دنیای معاصر ربط دهد.
موفق باشید.
ل.راجی

متن شما آقای امین ریاحی عزیز در تضعیف لوازم بسط تجدد بسیار موفق بود و البته تکنولوژی عقل ابزاری نیز در این صفحه در خدمت شماست

با سلام.دوست محترم کاربر چهارشنبه مورخ 04/29/1390 - 12:01. هجری شمسی قمری و میلادی...! لطفا موجز بفرمائید چه فرمودید؟! بالاخره من بیسواد هم حق دارم گاهی اوقات گیوه هایم را قاطی کفشهای شما جفت کنم !! فقط از حالا شرط کنم !! استناد فقط به عقل است و نه به نامها ! محمد گفت ! ارسطو گفت ! هانس البرت ؟؟! و.... چرا ساده تر حرف دلتان را نمی زنید؟! من جوان بالای شصت سال هم حق دارم از حرفهای شما چیزی بفهمم !! (در تضعیف لوازم بسط تجدد بسیار موفق بود!!) . سلامت باشید.

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.

لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.

کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و
منتشر نخواهد شد.

 

لینک به ادیتور زمانه:         

برای عبور از سد فیلترینگ

پرونده ۱۳۹۱ / چشم‌انداز ۱۳۹۲

مشخصات تازه دریافت برنامه های رادیو زمانه  از ماهواره:

ماهواره  :Eutelsat

هفت درجه شرقی

پولاریزاسیون افقی 

سیمبول ریت ۲۲

فرکانس ۱۰۷۲۱مگاهرتز

همیاران ما