خانه | گوی‌سياست

چشم‌انداز ناروشن سوریه

دوشنبه, 1391-08-15 10:14
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
علی افشاری

علی افشاری - سوریه وضعیت بغرنجی پیدا کرده است. اگرچه قدرت حکومت در مقایسه با گذشته رو به نقصان می‌رود اما چشم‌انداز آینده این کشور روشن نیست و نقاط خاکستری و نامعلوم متعددی دارد. گروه نظارت بر حقوق بشر سوریه که در لندن مستقر است، تعداد جان باختگان جنبش اعتراضی این کشور در ۲۰ ماه گدشته را ۳۶ هزار نفر اعلام می‌کند.

۲۵۶۶۷ نفر از قربانیان از مخالفان مسلح و شهروندان غیر نظامی سوریه بوده‌اند. تعداد تلفات انسانی ارتش و نظامیان هوادار حکومت بشار اسد ۹۰۴۴ نفر و تعداد پرسنل جدا شده از ارتش و پیوسته به صفوف شورشیان مسلح نیز ۱۲۹۶ نفر است. (منبع)

 

دولت سوریه پس از ناامید شدن از شکست مخالفان و تصرف مواضع آنان توسط نیروی زمینی، به بمباران هوایی گسترده روی آورده و این باعث افزایش شمار قربانیان شده است. بنا به آمار‌های مختلف از ماه سپتامبر به این‌سو ، روزانه بین ۱۱۰ تا ۱۶۵ نفر جان باخته‌اند.

 

علی‌رغم حملات سنگین و بی‌رحمانه حکومت و تشتت بین نیرو‌های معترض، مخالفان مسلح موفق به پیشروی و تثبیت مواضع خود شده‌اند. در حال حاضر حکومت بشار اسد در چهار جبهه حومه دمشق، حلب، حماء و ادلب در غلبه بر اپوزیسیون مسلح ناکام مانده و موقعیتش هر دم ضعیف‌تر می‌شود.

 

پس از شکست طرح آتش‌بس اخضر ابراهیمی، نماینده ویژه سازمان ملل و اتحادیه عرب در ایام عید قربان، حکومت سوریه بر شدت حملات خود افزوده است. هدف از این حملات گسترش جو ارعاب و خسته کردن مردم عادی است که نوعی خشم و عصبیت از ایستادگی بخشی از مخالفان در نبرد مسلحانه را نیز به نمایش می‌گذارد. در عین حال تشدید حملات هوایی در جنگی نابرابر، ضعف حکومت اسد را آشکار می‌سازد.

 

بستر اصلی ناکامی طرح آتش‌بس موقت به ماهیت و فرایند درگیری ۲۰ ماهه سوریه بر می‌گردد. رویارویی به جایی رسیده که دیگر جایی برای راه‌حل‌های بینابینی وجود ندارد. مقصر اصلی حکومت بشار اسد است که با خودداری از ترک قدرت و انتقال آن به بخش میانه رو و رفرمیست حکومت و کشتار گسترده و بی‌رحمانه، فضا را ناگزیر به سمت تقابل نظامی برد. از طرف دیگر سازمان ملل در خصوص سوریه به بن‌بست رسیده و فاقد امکانات و اهرم‌های عملی برای خروج از چنین وضعیتی است. در اصل اقتداری پشت سر نمایندگان سازمان ملل وجود ندارد. راهکار‌های سیاسی کارایی خود را به‌طور کلی در بحران سوریه از دست داده‌اند و تنها می‌توانند بستر‌هایی برای روشن شدن فضا پس از تعیین تکلیف حوادث کنونی باشند.

از ابتدا معلوم بود که طرح آتش‌بس موقت ابراهیمی با موفقیت مواجه نمی‌شود. هر دو طرف منازعه یکدیگر را متهم به نقض تعهدات کرده‌اند، اما در واقع در هر دو سوی میدان اصول آتش‌بس مراعات نشد. حکومت بشار اسد مانند دفعات گذشته در اندیشه بهره‌گیری از فرصت صلح برای محکم کردن موقعیت خود و خاموش کردن اعتراضات بود. این رژیم اعتقادی به پذیرش صلح ندارد برای همین نیروهای اسد به محض آن که مخالفان مسالمت‌جو بعد از نماز جمعه دست به راهپیمایی زدند، به سوی آنها شلیک کردند. در بین مخالفان نیز گروه‌هایی افراطی چون گروه الانصار وجود دارند که حیات خود را در تداوم مبارزه مسلحانه می‌بینند. این گروه سلفی از همان ابتدا گفت که آتش‌بس را قبول نمی‌کند. از سوی دیگر برخی نیز هستند که دیگر نه امیدی به نهادهای بین‌المللی دارند و نه اعتمادی به حکومت اسد.

 

بستر اصلی ناکامی طرح آتش‌بس موقت به ماهیت و فرایند درگیری ۲۰ ماهه سوریه بر می‌گردد. رویارویی به جایی رسیده که دیگر جایی برای راه‌حل‌های بینابینی وجود ندارد. مقصر اصلی حکومت بشار اسد است که با خودداری از ترک قدرت و انتقال آن به بخش میانه رو و رفرمیست حکومت و کشتار گسترده و بی‌رحمانه، فضا را ناگزیر به سمت تقابل نظامی برد. از طرف دیگر سازمان ملل در خصوص سوریه به بن‌بست رسیده و فاقد امکانات و اهرم‌های عملی برای خروج از چنین وضعیتی است. در اصل اقتداری پشت سر نمایندگان سازمان ملل وجود ندارد. راهکار‌های سیاسی کارایی خود را به‌طور کلی در بحران سوریه از دست داده‌اند و تنها می‌توانند بستر‌هایی برای روشن شدن فضا پس از تعیین تکلیف حوادث کنونی باشند.

 

چالش‌های رو در روی سوریه را می‌توان به طور عمده در چهار محور دسته بندی کرد که در ذیل به آنها می‌پردازیم.

 

افزایش واگرایی بین گروه‌های مسلح مخالف

 

بیش از شش ماه است که برخورد نظامی به رویکرد غالب مدافعان و مخالفان حکومت بشار اسد بدل شده است. مقاومت نظامی در ابتدا از طرف ارتش آزاد سوریه به عنوان چتری برای فعالیت گروه‌های مسلح شروع شد که عمدتا از نیرو‌های ریزشی ارتش سوریه بودند. اما به تدریج گروه‌های دیگر نیز به این رویکرد پیوستند. جهادگرایان اسلامی، القاعده و سلفی‌ها نیز به این کارزار پیوستند تا بر اساس انگیزه‌های مذهبی، جبهه مبارزه با "کفر جهانی" را گسترش دهند. تعداد این گروه‌ها و افرادشان کم بود و همین نگرانی چندانی بین مخالفان سوری برنیانگیخت. اما به تدریج، هم بر تعداد گروه‌های شبه‌نظامی افزوده شد و هم به جای همگرایی، روند انشعاب و فعالیت جداگانه شدت گرفت.

 

در حال حاضر کار به جایی رسیده است که ارتش آزاد سوریه هم دچار انشعاب شده و تعداد زیادی از گروه‌های کوچک نظامی به وجود آمده‌اند که هر کدام با کمتر از دویست یا صد عضو، بریگاردی تشکیل داده ‌و به مبارزه با ارتش سوریه مشغول شده‌اند. در ماه‌های اخیر فعالیت و نفوذ گروه‌های جهادی و بنیادگرای اسلامی هم افزایش پیدا کرده است. آنها عمدتا ابایی از ارتکاب روش‌های تروریستی و ناقض حقوق بشری در مواجهه با نیرو‌های حکومت سوریه ندارند. سازمان ملل به صراحت برخی از این افراد را به انجام جنایت جنگی متهم کرده و شورای ملی سوریه نیز به صراحت اقدام‌های ناقض حقوق بشر برخی از مخالفان مسلح را محکوم ساخته است.

 

در مجموع رشد فعالیت گروه‌های اسلامی جهادگرا که خشن‌ترین آنها گروه الانصار، بریگارد الشمال فاروق و باب‌الاحرار هستند، مشکلات سوریه را بیشتر می‌کند. هم اقدامات مغایر با حقوق بشر و اشکال ناموجه خشونت از سوی آنها و هم دور شدن "سوریه بعد از بشار اسد "از دموکراسی، مشکل‌‌آفرین خواهد بود. همچنین رویارویی مسلحانه با حکومت سوریه، اگر نظم و قاعده‌ای پیدا نکند و نتواند به هرج و مرج کنونی خاتمه بدهد، حمایت مردمی را از دست خواهد داد و شکاف آن با نیرو‌های دموکراسی‌خواه افزایش خواهد یافت. گسترش اختلافات و رشد اقدامات خودسرانه باعث تضعیف کلی جنبش سوریه می‌شود. 

اما فعالیت لجام‌گسیخته گروه‌های مختلف و رو به تزاید نظامی در سوریه، نوعی هرج و مرج به وجود آورده که به وجهه انقلاب سوریه لطمه می‌زند. در این حالت ریسک اقدامات خودسرانه و مبتنی بر انتقام‌گیری‌های شخصی و منازعات فرقه‌ای بسیار بالا رفته است. البته حجم تخلفات و جنایت‌های جنگی برخی از نیرو‌های مخالف مسلح اصلا در ابعاد جنایت‌های حکومت بشار اسد نیست، اما این مشکلی جدی تلقی می‌شود. انفجار دومین بمب در زینبیه دمشق و هدف قرار دادن شیعیان و علویان غیرنظامی، نگرانی از تشدید درگیری‌های فرقه‌ای را دامن زده است.

 

برخی از نیرو‌های مخالف و دموکراسی‌خواه، موضع‌گیری تندی نسبت به گروه‌های جهادی فعال در سوریه دارند. از دید آنها فعالیت این گروه‌ها وضعیت بدی در سوریه ایجاد می‌کند. برخی کشورها چون روسیه از ابتدا نسبت به این مسئله هشدار داده‌اند و اخیرا آمریکا نیز نگرانی مشابهی را ابراز کرده است. اما واقعیت پیچیده تر از این مسئله است.

 

درصد کم نیرو‌های جهادی و همچنین ویژگی‌های خاص مردم سوریه که در آن دیدگاه‌های اسلام‌گرایانه مبتنی بر جباریت سیاسی و بنیادگرایی مذهبی وزن اجتماعی بالایی ندارد، باعث شده تا بخشی از مخالفان به صورت تاکتیکی و ابزاری، نگاه مثبتی به استفاده از آنها داشته باشد. همچنین کسانی که نزدیکان خود را از دست داده‌اند، این گروه‌ها را از منظر انتقام‌گیری، مفیدتر از دیگر نیروهایی می‌دانند که راه‌حل سریعی برای خاموش کردن آتش خشم آنان ارائه نمی‌دهند.

 

برخی از مردم سوریه می‌گویند این افراد برای دفاع از ما می‌جنگند و دارند از ما محافظت می‌کنند. پس وقتی دنیا و آمریکا برای ما کاری انجام نمی‌دهد چرا مانع آنها در جلوگیری از جنایت‌های بشار اسد بشویم. جمعی نیز اخراج و طرد این گروه‌ها را که میهمان مردم سوریه هستند، عملی غیراخلاقی می‌دانند. همچنین هستند کسانی در سوریه که معتقدند ایجاد حساسیت نسبت به تحرکات القاعده و مسلمانان افراطی، اغراق است و به نوعی ریشه در اسلام‌هراسی دارد. (منبع)

 

اما در مجموع رشد فعالیت گروه‌های اسلامی جهادگرا که خشن‌ترین آنها گروه الانصار، بریگارد الشمال فاروق و باب‌الاحرار هستند، مشکلات سوریه را بیشتر می‌کند. هم اقدامات مغایر با حقوق بشر و اشکال ناموجه خشونت از سوی آنها و هم دور شدن "سوریه بعد از بشار اسد " از دموکراسی، مشکل‌‌آفرین خواهد بود. همچنین رویارویی مسلحانه با حکومت سوریه، اگر نظم و قاعده‌ای پیدا نکند و نتواند به هرج و مرج کنونی خاتمه بدهد، حمایت مردمی را از دست خواهد داد و شکاف آن با نیرو‌های دموکراسی خواه افزایش خواهد یافت. گسترش اختلافات و رشد اقدامات خودسرانه باعث تضعیف کلی جنبش سوریه می‌شود.

 

برخورد یک‌سویه دولت‌های خارجی و جنگ قدرت

 

جنبش اعتراضی سوریه از ابتدا بعدی منطقه‌ای و بین المللی پیدا کرد. اما نقش کشور‌های خارجی در آن یکسان نبوده و نیست. برخی از اقدامات آنها مفید بوده و برخی دیگر از عملکردها، بخصوص جنگ قدرت بین طرفین متخاصم به موقعیت مخالفان در سوریه ضربه زده است. مخرب‌ترین نقش را تا کنون روسیه و جمهوری اسلامی ایران ایفا کرده‌اند که به طور علنی از حکومت بشار اسد حمایت کرده و چشم بر جنایات این حکومت بسته‌اند. در سیاست روسیه و ایران در برابر سوریه هیچ ملاحظه انسانی مشاهده نمی‌شود.

 

چین نیز در ابتدا موضعی مشابه روسیه داشت ولی به نظر می‌رسد سیاست‌اش در حال تغییر است و دیگر اصراری بر حفظ بشار اسد در حکومت ندارد و آماده پذیرش انتقال مرحله‌ای و تدریجی قدرت به مخالفان شده باشد.

 

عربستان، قطر و دیگر کشور‌های عربی همسو نیز حمایت موثری از مخالفان اسد داشتند. اما آنها بیشتر به مسائل سیاسی مورد علاقه خود از جمله برتری بخشیدن به موقعیت سنی‌ها و رقابت با ایران بها می‌دهند. این گروه، حساسیت خاصی نسبت به گسترش فعالیت سلفی‌های افراطی ندارند. برخی از مخالفان شکایت دارند که کشور‌های حامی آنها در منطقه از جمله ترکیه یا عربستان خواهان دنباله‌روی نیرو‌های سوری از خود هستند. در واقع آنها می‌کوشند از طریق حمایت‌ها جای پایی برای خود در سوریه فردا درست کنند و جریان‌های خاصی را تقویت نمایند.

عربستان، قطر و دیگر کشور‌های عربی همسو نیز حمایت موثری از مخالفان اسد داشتند. اما آنها بیشتر به مسائل سیاسی مورد علاقه خود از جمله برتری بخشیدن به موقعیت سنی‌ها و رقابت با ایران بها می‌دهند. این گروه، حساسیت خاصی نسبت به گسترش فعالیت سلفی‌های افراطی ندارند.

 

برخی از مخالفان شکایت دارند که کشور‌های حامی آنها در منطقه از جمله ترکیه یا عربستان خواهان دنباله‌روی نیرو‌های سوری از خود هستند. در واقع آنها می‌کوشند از طریق حمایت‌ها جای پایی برای خود در سوریه فردا درست کنند و جریان‌های خاصی را تقویت نمایند.

 

ترکیه آشکارا موضعش را نسبت به آغاز فاجعه انسانی در سوریه تعدیل کرده و در حال حاضر ضمن پشتیبانی سیاسی و تدارکاتی از مخالفان، بر کناره‌گیری بشار اسد از قدرت تاکید دارد. ترکیه دیگر به دنبال ایجاد منطقه پرواز ممنوع و یا محدوده حفاظت‌شده در سوریه نیست و این کار را بر عهده شورای امنیت می‌داند.

 

اما فرانسه به عنوان مهم‌ترین حامی مخالفان سوری چه در دوره ریاست جمهوری سارکوزی و چه اولاند، موضع تقریبا یکسانی داشته و سعی کرده است بین اپوزیسیون سوریه وحدت ایجاد کند. آمریکا نیز موضع مشابهی داشته و همچنین در زمینه تهیه سلاح‌های سبک و کمک‌های غیرمستقیم به این اپوزیسیون فعال بوده است. اگرچه اصل حمایت غرب از جنبش ضد استبدادی در سوریه امر مثبتی بوده، اما شیوه آنها و بخصوص رویکرد اخیر دولت اوباما در تعیین تکلیف برای مخالفان سوری و تعیین شروط در اینکه کدام اپوزیسیون مشروع است، دخالت در امور داخلی سوریه است.

 

این برخورد‌ها تبعات منفی دارند و در چارچوب حمایت نمی‌گنجند. غرب اگر بخواهد در زمینه شکل‌گیری ائتلاف بزرگ مخالفان دخالت کند و نقش یک کنشگر را داشته باشد و به نفع گروهی و به ضرر گروهی دیگر نقش آفرینی نماید، آنگاه مشکلات بزرگ‌تری برای آینده سوریه ایجاد می‌شود و استقلال جنبش اعتراضی سوریه زیر سئوال می‌رود. صرفنظر از اینکه شورای ملی سوریه گروه مناسبی برای رهبری جنبش اعتراضی باشد یا نه، پاسخ آنها به اظهارات منفی هیلاری کلینتون حقیقتی را به نمایش گذاشت که حاکی از نقض استقلال جنبش اعتراضی سوریه طی این موضع‌گیری بود.

 

موفقیت جنبش ضد استبدادی در سوریه نیازمند بازنگری در نوع برخورد دولت‌های خارجی حامی است. رعایت مرز‌ها بین حمایت و عاملیت و دخالت در این راستا ضروری است. البته بخش‌هایی از مخالفان خواهان حمایت‌های جدی‌تر و عملی‌تر دولت‌های خارجی و بخصوص دولت آمریکا هستند

 

پراکندگی مخالفان

 

یکی از معضلاتی که جنبش اعتراضی سوریه از ابتدا با آن دست به گریبان بوده، تشتت میان صفوف مخالفان است که اخیرا تشدید شده و اجماعی بین مخالفان وجود ندارد.

 

تکیه به نیرو‌های داخل سوریه به عنوان بخش اصلی رهبری و مشارکت دادن همه گروه‌هایی که به دمکراسی و سوریه متکثر باور دارند، می‌تواند مسیر رسیدن به ائتلاف فراگیر را کوتاه سازد. البته رهبری جدید باید بتواند سامانی به وضعیت نیرو‌های مسلح مخالف بدهد و در بین آنها اعتبار داشته باشد. جلوگیری از اقدامات ناقض حقوق بشر و همچنین تامین سلاح و غذای مخالفان نیز از امور کلیدی است.

شرایط خاص سوریه و درگیر بودن جمع زیادی در جنگ و مبارزه مسلحانه در داخل سوریه باعث زیر سوال رفتن صلاحیت گروه‌های خارج از کشور برای رهبری جنبش شده است. البته شورای ملی سوریه نیز عملکرد ضعیفی داشت و نتوانست تصمیم‌های درست و تعیین‌کننده بگیرد و اکثر اجلاس‌های این نهاد بدون نتیجه مشخصی پایان یافت.

 

مخالفان ابتدا در امان پایتخت اردن جمع شدند و قرار است در کنفرانس قطر نیز ترکیب جدید رهبری اپوزیسیون را مشخص نمایند. بعید به نظر می‌رسد مشکل پراکندگی و اختلافات گسترده در بین مخالفان به زودی بر طرف بشود.

 

تکیه به نیرو‌های داخل سوریه به عنوان بخش اصلی رهبری و مشارکت دادن همه گروه‌هایی که به دمکراسی و سوریه متکثر باور دارند، می‌تواند مسیر رسیدن به ائتلاف فراگیر را کوتاه سازد. البته رهبری جدید باید بتواند سامانی به وضعیت نیرو‌های مسلح مخالف بدهد و در بین آنها اعتبار داشته باشد. جلوگیری از اقدامات ناقض حقوق بشر و همچنین تامین سلاح و غذای مخالفان نیز از امور کلیدی است.

 

تشدید درگیری‌های مرزی

 

حکومت بشار اسد از گسترش درگیری به مرز‌های لبنان و ترکیه سود می‌برد. برهم خوردن ثبات سیاسی در لبنان، وضعیت منطقه را دستخوش ناآرامی می‌کند و این وضعیت فضا را برای گرفتن امتیاز توسط دولت سوریه و متحدانش مساعد می‌سازد. ترور وسام الحسن را که مخالف نفوذ سوریه در لبنان و در پی شناسایی شبکه نیرو‌هایی بود که امکانات در اختیار حکومت بشار اسد در لبنان می‌گذارند، می‌توان در این راستا تحلیل کرد. اما شرایط در لبنان بعد از ترور او به‌گونه‌ای پیش رفت که وضعیت به‌هم نریخت. اگر چه دولت نجیب میقاتی متزلزل شد، اما بعید است طرفین درگیر در صحنه سیاسی لبنان به سمت رویارویی بروند. گسترش بی‌ثباتی و بحران به لبنان نیازمند اقدامات بیشتری است. در عین حال منافع ملی لبنان چون سدی در برابر این مسئله عمل می‌کند.

 

ایجاد درگیری‌های مرزی و محدود با ترکیه روی حمایت این کشور از مخالفان بشار اسد تاثیر منفی می‌گذارد. از آنجا که ترکیه بنای جنگ با سوریه را ندارد، ناامن کردن مرزهایش باعث می‌شود شورشیان مسلح سوری نتوانند از مسیر‌های ارتباطی ترکیه به نحو موثر استفاده کنند. موفقیت جنبش اعتراضی سوریه نیازمند پاسخ مناسب به این چالش‌ها است؛ امری که بسیار دشوار است. ابقاء رژیم اسد نه به خاطر قدرت آن بلکه به دلیل قوت این چالش‌ها است. 

Share this
Share/Save/Bookmark

برادر افشاري ، هيچ ديکتاتوري نميتواند در مقابل اراده مردم دوام بياورد.
اسد هم مستثني نيست و عليرغم حمايت روسها و حکومت تهران بزودي سقوط ميکند.

با فرا رسیدن زمستان فرصت خوب در اختیار اسد قرار گرفته تا از شر گروههای تروریست تحت حمایت غرب خلاص شود

برادر امير، تروريست اسد است که بشکه تي ان تي اهدايی حکومت آخوندی بروي زن و بچه رها ميکند يا بچه هاي مردم که براي دفاع از مردم اسلحه بدست گرفته اند؟
زمستان ميرود و روسياهي بر ديکتاتور منفور ميماند.

به گزارش العربیه، آقای الهاشمی در گفت و گو با مجله "الشرق" سعودی تاکید کرده که "هواپیماهای ایرانی هنوز بدون هیچ مشکلی از حریم هوایی عراق وارد سوریه می شوند."
وی در این زمینه افزود :" گاهی می شنویم که برخی هواپیماهای ایران جهت بازرسی مجبور به فرود در خاک عراق شده اند ، در حقیقت این گونه اقدامات پس از درخواست آمریکا و تنها برای رد گم کردن صورت می گیرد."
معاون رئیس جمهوری عراق همچنین گفت :" اطلاعاتی در دست است که کامیون های ایرانی با عبور از ایستگاه های بازرسی در عراق از گذرگاه مرزی الولید وارد خاک سوریه می شوند."
الهاشمی درباره حمایت تهران از دمشق گفت :" همه می دانند که ایران در خاک سوریه در حال جنگ است ... تغییر شرایط در دمشق ، تهران را تضعیف خواهد کرد و از نفوذ آن در منطقه خواهد کاست."

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.

لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.

کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و
منتشر نخواهد شد.

 

لینک به ادیتور زمانه:         

برای عبور از سد فیلترینگ

پرونده ۱۳۹۱ / چشم‌انداز ۱۳۹۲

مشخصات تازه دریافت برنامه های رادیو زمانه  از ماهواره:

ماهواره  :Eutelsat

هفت درجه شرقی

پولاریزاسیون افقی 

سیمبول ریت ۲۲

فرکانس ۱۰۷۲۱مگاهرتز

همیاران ما