خانه | گوی‌سياست

بی ثباتی اقتصادی عامل افزایش نرخ ارز

چهارشنبه, 1391-06-22 12:04
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
گفت‌وگوی سراج‌الدین میردامادی با جمشید اسدی، اقتصاد دان

سراج الدین میردامادی − در روزهای اخیر شاهد افزایش ناگهانی نرخ ارز در بازار ایران بودیم. به‌طوری‌ که نرخ دلار از ۲۶۰۰ تومان و یورو واحد پول رایج در اروپا نیز از مرز ۳۳۰۰ تومان گذشت.

 

جلسات متعدد میان مجلس و دولت برای بررسی بحران ارز تشکیل شد، اما این سیر صعودی افزایش نرخ ارز همچنان ادامه دارد.

 

 

 

گفت‌وگو با جمشید اسدی

 

در مورد برآمد بحران ارزی با دکتر جمشید اسدی، استاد اقتصاد در پاریس، گفت‌وگو کرده‌ام:

 

 

 

عامل افزایش شدید نرخ ارز در ایران چیست و چقدر دولت و سیاست‌های اقتصادی دولت ایران در این افزایش شدید نرخ ارز دخیل بوده‌اند؟

 

جمشید اسدی: بیش از هرچیز اجازه بدهید توضیح بدهم که شما فرمودید "افزایش ناگهانی" نرخ ارز، در صورتی که حدود یک سال است که این افزایش تدریجی ارزش ارزهای خارجی به نسبت ریال ما، تداوم دارد و در نتیجه ناگهانی نبوده است. گاهی با شدت بیشتر و یا کم‌تری بوده است، اما متأسفانه دست‌کم یک سال است که ارزش ریال در برابر ارزهای بین‌المللی و به ویژه دلار و یورو از بین می‌رود.

 

جمشید اسدی:
«این‌که چرا ارزش ارزهای خارجی بالا می‌رود، به یک اعتبار حالتی دارد مثل مهاجرت؛ چرا باید تقاضای مردم مقیم ایران برای ارزهای خارجی‌ای مثل دلار و یورو آن‌ چنان بالا باشد که قیمت آن‌ها بالا برود. به خاطر این‌که از اقتصاد ملی اطمینان خاطر ندارند و در نتیجه برای این‌که دارایی‌شان از بین نرود، ارزشی می‌خواهند بخرند که مطمئن هستند مثل مایملک در کشور، مثل امکانات کسب و کار در کشور، مثل ریال در کشور، ارزشش از بین نمی‌رود. این ارزش خارجی چیست؟ دلار است و یورو است. چون تقاضای برای این دو مرتب بالا می‌رود و چون درآمد نفتی ما هم کم شده و پولی در صندوق توسعه‌ی ملی، یعنی همان صندوق ذخیره‌ی ارزی گذشته نمانده که دولت بتواند ارز وارد بازار کند، پس یک حساب ساده‌ی اقتصادی صورت می‌گیرد. تقاضا برای ارزهای خارجی به شدت بالا می‌رود و عرضه‌ای برای پاسخ‌گویی به چنین تقاضای فزاینده‌ای وجود ندارد، در نتیجه قیمت‌های‌شان بالا می‌رود.»

این که علت اصلی چیست؟ بدون شک، هم‌چنان که در سئوال خودتان هم نهفته بود، دلیل اصلی ندانم‌کاری و تنش‌افروزی‌های دولتی و بلکه حکومتی است که باعث چنین شرایطی شده است. به طور مشخص‌تر این‌که چرا ارزش ارزهای خارجی بالا می‌رود، به یک اعتبار حالتی دارد مثل مهاجرت؛ چرا باید تقاضای مردم مقیم ایران برای ارزهای خارجی‌ای مثل دلار و یورو آن‌ چنان بالا باشد که قیمت آن‌ها بالا برود. به خاطر این‌که از اقتصاد ملی اطمینان خاطر ندارند و در نتیجه برای این‌که دارایی‌شان از بین نرود، ارزشی می‌خواهند بخرند که مطمئن هستند مثل مایملک در کشور، مثل امکانات کسب و کار در کشور، مثل ریال در کشور، ارزشش از بین نمی‌رود.

 

این ارزش خارجی چیست؟ دلار است و یورو است. چون تقاضای برای این دو مرتب بالا می‌رود و چون درآمد نفتی ما هم کم شده و پولی در صندوق توسعه‌ی ملی، یعنی همان صندوق ذخیره‌ی ارزی گذشته نمانده که دولت بتواند ارز وارد بازار کند، پس یک حساب ساده‌ی اقتصادی صورت می‌گیرد. تقاضا برای ارزهای خارجی به شدت بالا می‌رود و عرضه‌ای برای پاسخ‌گویی به چنین تقاضای فزاینده‌ای وجود ندارد، در نتیجه قیمت‌های‌شان بالا می‌رود.

 

شوربختانه باید بگویم که این قصه سر دراز دارد و در ماه‌ها و هفته‌های آینده، اگر در بر همین پاشنه بچرخد، باز هم قیمت ارزهای خارجی و به ویژه دلار و یورو بالا می‌رود.

 

تأثیر این افزایش نرخ ارز در سایر شئون اقتصادی، تولید و تجارت داخلی و خارجی ایران چیست؟

 

باید دو مسئله را در این‌جا در نظر داشت: یکی این‌که به ویژه زمانی که آقای احمدی‌نژاد به قدرت رسیدند، یک سیاست واردات گسترده را در نظر گرفته بودند. چرا که در باور ایشان این‌طور بود که پول نفت خداداد را ما داریم و هم‌چنان‌که در صدر اسلام غنیمتی را که اسلام داشت، همان موقع بین همه پخش می‌کرد، ما هم این درآمد نفت را باید بین مردم پخش کنیم، فارغ از این‌که وضع تولید ملی چگونه می‌شود. از همین رو بود که هم ریخت و پاش فراوانی وجود داشت که باعث بالا رفتن تورم شد؛ و از سوی دیگر واردات گسترده وجود داشت. از جمله به خیال این‌که اگر ما از جایی ارزان واردات کنیم، جلوی قیمت‌ها را می‌گیریم. خُب این باعث شد که تولید از بین برود.

 

حالا ما به شرایطی رسیده‌ایم که اگر بخواهیم پاسخ‌گوی همان نیازهای اولیه‌ی مردم باشیم، باید واردات را با ارزی بخریم که بسیار گران‌تر از یک سال پیش شده، چه برسد به اول زمامداری آقای احمدی‌نژاد. در نتیجه، این پیامد منفی اول که حتی واردات ضروری را اگر بتوانیم علیرغم تحریم‌ها تهیه کنیم، به مراتب گران‌تر از گذشته است.

 

دوم، اگر وارداتی را برای یک سری تولیدات انجام بدهیم و یک سری محصولات نیمه ساخته وارد کنیم که واحدهای تولیدی بتوانند راه بیفتند، قیمت این هم به مراتب خیلی بیشتر از گذشته شده است. تازه اگر بتوانیم از تحریم‌ها به شکلی رد بشویم و این کالاها را وارد کنیم.

 

اما آن‌چه که بیش از هر چیز مرا نگران می‌کند و این شوربختانه ادامه خواهد داشت، عدم اعتماد دست‌اندرکاران اقتصاد و حتی مردم عادی به اقتصاد کشور است و این باعث می‌شود که ثروت‌های کشور به‌طور مستقیم و غیرمستقیم به خارج مهاجرت کند، صادر شود.

 

چگونه؟ وقتی قیمت‌ها به شدت در کشور بالا می‌روند (بر اساس آخرین آمار، قیمت مواد خوراکی حدود ۴۰درصد بالا رفته است) از هرکسی که پول دستش هست، از بیکاران که هیچ، از آن‌هایی که حقوق‌شان را به موقع دریافت نمی‌کنند که هیچ، آن‌ کسی که کار دارد و حقوقش را به وقت دریافت می‌کند، پیش خودش حساب می‌کند که این پول را چه‌کار کند که با افزایش ۴۰درصدی مواد خوراکی باز بتواند بر سر سفره‌‌اش نان ببرد. حساب می‌کند که هر چیزی در کشور دارد ارزش خود را از دست می‌دهد، پس باید سراغ ارزش‌هایی برود که خارج از اقتصاد کشور است؛ یعنی ارز، ارز خارجی مثل همین یورو و مثل همین دلار.

 

در حقیقت، حتی وقتی شما این ارزها را در چهار راه استانبول تهران هم می‌خرید، از یک دیدگاه دارید پول‌تان را از اقتصاد ایران خارج می‌کنید. یعنی دارید به غیر ارز پول ملی می‌گیرید، دارید می‌روید سراغ ارز خارجی. این یکی از پیامدهای بسیار ناگوار برای اقتصاد ماست، چون هم باعث می‌شود که به طور کلی اقتصاد بیشتر فلج و زمین‌گیر بشود، دیگر سرمایه‌گذاری تولیدی صورت نگیرد و از طرف دیگر چون تقاضا برای ارز خارجی بالاتر می‌رود، باز نرخ برابری ریال با دلار و یورو به ضرر ریال و به سود یورو و دلار بالا برود، یعنی باز محصولات وارداتی، اگر از تحریم بتوانیم بگذریم و وارد کنیم، گران‌تر از گذشته خواهد بود. می‌بینید که چه دور باطل شومی در اثر ندانم‌کاری و سیاست‌های آقای احمدی‌نژاد نصیب اقتصاد ما شده است.

 

آقای اسدی، تحولات سیاسی بین‌المللی چطور؟ آیا آن‌ها هم می‌توانند تأثیر مستقیمی بر این افزایش نرخ ارز داشته باشند؟ به ویژه احتمال حمله‌ی نظامی اسرائیل به ایران و یا قطع رابطه‌ی مثلاً کانادا با جمهوری اسلامی؟

 

حتماً می‌تواند تأثیر داشته باشد. یکی از مهم‌ترین عوامل رونق اقتصادی و کسب و کار، احساس اعتماد به محیط کسب و کار و آینده‌ی محیط کسب و کار در آن کشور است. وقتی تنش‌ها با جامعه‌ی جهانی به‌طور فزاینده‌ای افزایش پیدا کرده، وقتی کشور معتبری مثل کانادا، روابط خود را با ایران معلق می‌کند، باعث می‌شود که هرکسی هم بخواهد در کشور سرمایه‌گذاری کند و پول خود را در کشور نگه دارد، حتی خود ایرانی‌ها، فکر کنند که کشور آینده ندارد و تنش‌ها همین‌طور ادامه دارد، من اگر سرمایه‌گذاری‌ کنم، تکلیف سرمایه‌گذاری‌ام چه خواهد شد؟ اگر خانه بخرم، تکلیف خانه‌ام چه خواهد شد؟ بر این‌ها مسئله‌ی احتمال جنگ را هم اضافه کنید. می‌گویند اگر من حالا خانه بخرم، ویلا بخرم، ماشین و... بخرم، در صورتی که جنگ شد، تکلیف این‌ها چه می‌شود؟ اگر نتوانم مایملک خودم را حفظ کنم، اگر بعد از جنگ یک حکومت نظامی سرسخت ایجاد شد و حکومت نظامی که پول در بساط ندارد، بخواهد پول شهروندان را بگیرد، من چه کار کنم.

 

در نتیجه، باز هم به همان دور باطل برمی‌گردیم. مردم فکر می‌کنند پس حداقل طوری سرمایه‌ی خودشان را تبدیل کنند که کسی نتواند جلوی آن را بگیرد، یعنی ارز بخرند، یعنی دلار و یا یورو بگیرند. می‌بینیم که باز هم این سیر باطل ادامه دارد و باز هم قیمت‌ها بالاتر می‌رود. متأسفانه آینده‌ی بسیار بسیار تیره و تاری می‌بینم.

 

اجازه بدهید به این نکته هم اشاره کنم: چون پرسش شما مسائل بین‌المللی را در برمی‌گرفت، حتی نشست غیرمتعدها هم در کشور، بسیار پیامدهای منفی داشت. از نقل قول وارونه‌ی صحبت‌های دبیرکل سازمان ملل متحد گرفته تا تمام ترجمه‌هایی که کرده بودند. تمام خبرگزاری‌های دنیا و مهمان‌ها با چنین دیدی از ایران رفتند که این نشست هیچ دست‌آوردی نداشته و مقدار زیادی هم دروغ گفته‌اند. ببینید که باز انفراد کشور در سطح جهانی چطور می‌شود.

 

با چنین انفرادی، حتی از سوی کشورهای غیرمتعهد، چه کسی ممکن است اطمینان داشته باشد که پول و زندگی خود را در این کشور سرمایه‌گذاری کند. پس باز هم همان دور باطل و سیر باطل ادامه خواهد داشت و متأسفانه این مسائل سیاسی هم مزید بر علت است که اقتصاد ما زمین‌گیرتر شده و دیگر کم‌کم آماده‌ی به گور سپاری بشود.

Share this
Share/Save/Bookmark

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.

لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.

کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و
منتشر نخواهد شد.

 

لینک به ادیتور زمانه:         

برای عبور از سد فیلترینگ

پرونده ۱۳۹۱ / چشم‌انداز ۱۳۹۲

مشخصات تازه دریافت برنامه های رادیو زمانه  از ماهواره:

ماهواره  :Eutelsat

هفت درجه شرقی

پولاریزاسیون افقی 

سیمبول ریت ۲۲

فرکانس ۱۰۷۲۱مگاهرتز

همیاران ما