خانه | گوی‌سياست

اقتصاد ایران ورشکسته‌تر و گرانی و بیکاری گسترده‌تر می‌شود

جمعه, 1391-04-09 02:48
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
گفت‌وگوی ایرج ادیب‌زاده با دکتر جمشید اسدی استاد اقتصاد در فرانسه

ایرج ادیب‌زاده − با نزدیک شدن روز اول ژوئیه (یکشنبه‌ی آینده) و اجرای تحریم واردات نفت ایران و قراردادهای بیمه‌ی مربوط به حمل و نقل نفت این کشور توسط اتحادیه‌ی اروپا، جمهوری اسلامی خواهان تجدیدنظر و بازنگری تحریم‌های نفتی این اتحادیه شده است. 

 
علی‌اکبر صالحی، وزیر خارجه‌ی جمهوری اسلامی، در قبرس آغاز تحریم‌ها را مسیری اشتباه دانسته و خواستار «عقلانیت» و تجدیدنظر اروپا به عنوان شریک قابل اتکا برای ایران شده است.
 
رستم قاسمی، وزیر نفت هم روز پنجشنبه بیست و هشتم ژوئن، در مصاحبه با روزنامه‌ی «شرق» ابراز امیدواری کرده که «اروپایی‌ها عاقلی کنند و این اتفاق نیافتد».
 
گفت‌وگو با جمشید اسدی
 
در تماس با دکتر جمشید اسدی، استاد استراتژی اقتصاد در دانشگاه‌های فرانسه، از ایشان می‌پرسم:
اروپایی‌ها با بی‌نتیجه ماندن مذاکرات استانبول، بغداد و مسکو، قصد ندارند «عاقلی کنند» و به گزارش خبرگزاری فرانسه از بروکسل، واردات نفت اتحادیه‌ی اروپا از ایران و قراردادهای بیمه‌ی آن، از یکشنبه‌ی آینده به طور کامل متوقف خواهد شد. به نظر شما این تحریم‌ها که از یکشنبه آغاز می‌شود و هم‌زمان با اروپا و امریکا، کره‌ی جنوبی هم خرید نفت خود از ایران را متوقف می‌کند، چقدر با تحریم‌های قبلی تفاوت دارد؟
 
جمشید اسدی: اجازه بدهید قبل از هرچیز به بخش اول پرسش‌تان پاسخ بدهم و بعد به طور مستقیم به این پرسش؛ و آن این‌که چگونه بود که اتحادیه‌ی اروپا علی‌رغم تهدیدهایش در اوایل سال میلادی بر علیه جمهوری اسلامی، باز سه شانس جدید به جمهوری اسلامی برای حل پرونده‌ی اتمی در استانبول، در بغداد و در مسکو داد.
 
من فکر می‌کنم با نگاهی به گذشته (می‌دانید که این مذاکرات از سال ۲۰۰۳ میلادی شروع شده است و تقریباً ۱۰ سال ادامه داشته و بی‌نتیجه بوده است) کم‌تر کسی در مورد روی باز جمهوری اسلامی برای حل این مشکلات توهمی داشت. پس چرا باز جامعه‌ی جهانی، با ابتکار به‌ویژه اروپا، دور دیگری از مذاکرات را با جمهوری اسلامی آغاز کردند؟ به نظر من، دلیل اصلی این بوده است که از یک سو به علت این تحریم‌های زیاد‌تر، مخالفتی در درون کشورهای خودشان در زمان رأی‌گیری‌ها نشود و به‌ویژه به جامعه‌ی جهانی نشان بدهند که تمام آزمایش‌ها را برای حل این مشکل با جمهوری اسلامی انجام داده‌اند و باز این مذاکرات بی‌نتیجه بوده است.
 
جمشید اسدی:
«این‌که می‌بینید امروز بسیاری از کشورها، چون کره‌ی جنوبی، تقریباً داوطلبانه به این تحریم‌ها می‌پیوندند، به این علت است که همگان متوجه شده‌اند که بر خلاف تبلیغاتی که جمهوری اسلامی می‌کند، این فشاری نیست که مثلاً استعمار، استثمار و استکبار بر سر یک کشوری می‌‌آورد، بلکه آن این کشور است که به دلیل استراتژی دقیقش برای دست‌یابی به توانش سلاح اتمی، هیچ‌یک از این مذاکرات را نمی‌پذیرد.»
 
این‌که می‌بینید امروز بسیاری از کشورها، چون کره‌ی جنوبی، تقریباً داوطلبانه به این تحریم‌ها می‌پیوندند، به این علت است که همگان متوجه شده‌اند که بر خلاف تبلیغاتی که جمهوری اسلامی می‌کند، این فشاری نیست که مثلاً استعمار، استثمار و استکبار بر سر یک کشوری می‌‌آورد، بلکه آن این کشور است که به دلیل استراتژی دقیقش برای دست‌یابی به توانش سلاح اتمی، هیچ‌یک از این مذاکرات را نمی‌پذیرد.
 
اما این‌که این تحریم‌ها چه تأثیراتی بر اقتصاد ایران خواهد داشت، متأسفانه تحریم‌هایی هم که تاکنون اعمال شده است، بسیار کمرشکن بوده برای اقتصاد ایران. می‌دانید که اقتصاد ایران در بدترین شرایط به سر می‌برد و بیکاری و تورم بالا رفته است که مورد اشاره‌ی خود آقایان و محافل رسمی در ایران هم هست. البته ستون فقرات اقتصاد ایران که نفت و گاز است، به علت این‌که خرید و فروش آن باید از طریق مؤسسات مالی صورت بگیرد و مؤسسات مالی نمی‌توانند با ایران دادوستد مالی داشته باشند، عملاً صدمه خورده بود، اما این‌بار دیگر حتی قرارداد جدیدی هم نمی‌تواند در مورد نفت و گاز منعقد بشود و این ضربه بسیار سهمگین‌تر و دهشت‌انگیزتر از تحریم‌های گذشته خواهد بود.
 
متأسفانه شرایط اقتصاد ایران به مراتب بدتر از گذشته می‌شود، گرانی‌ها و بیکاری‌ها بیشتر می‌شوند. مردم باید آگاهی داشته باشند به این دورنمای سیاهی که در جمهوری اسلامی بر آنها متصور است.
 
در همین حال، جمهوری اسلامی بارها گفته که تحریم‌ها اثری در اقتصاد این کشور ندارند و می‌توانند تحریم‌ها را دور بزنند. جمهوری اسلامی گفته که این غرب است که دچار مشکل می‌شود. این گفته چقدر واقعیت دارد؟
 
نه؛ اولاً اقتصاد ایران عملاً نشان داده است که از این تحریم‌ها سخت ضربه پذیرفته است و درست به همین دلیل هم هست که امروز فرستاده‌های جمهوری اسلامی به تمام کشورهای اروپایی می‌روند که بتوانند موافقتی جلب کنند.
 
این‌که این تحریم‌ها کمر اقتصاد ایران را شکسته، دیگر احتیاجی به حجت و دلیل ندارد، مورد اشاره‌ی خود جمهوری اسلامی است. یک نمونه آن را مثال می‌زنم: در میدان مشترک گاز با قطر، قطر تقریباً دو برابر ایران برداشت دارد. در حالی‌که اگر سابقه‌ی تاریخی قطر را در ارتباط با برداشت نفت و گاز بررسی کنیم، روشن می‌شود کشور ما در چه شرایطی به سر می‌برد.
 
«اقتصاد ایران عملاً نشان داده است که از تحریم‌ها سخت ضربه پذیرفته است و درست به همین دلیل هم هست که امروز فرستاده‌های جمهوری اسلامی به تمام کشورهای اروپایی می‌روند که بتوانند موافقتی جلب کنند. این‌که این تحریم‌ها کمر اقتصاد ایران را شکسته، دیگر احتیاجی به حجت و دلیل ندارد، مورد اشاره‌ی خود جمهوری اسلامی است. یک نمونه آن را مثال می‌زنم: در میدان مشترک گاز با قطر، قطر تقریباً دو برابر ایران برداشت دارد. در حالی‌که اگر سابقه‌ی تاریخی قطر را در ارتباط با برداشت نفت و گاز بررسی کنیم، روشن می‌شود کشور ما در چه شرایطی به سر می‌برد.»
 
در ثانی، تمام نگرانی آقایان این است که «امیدواریم غرب عاقلی کند» و با همین فارسی شکسته بسته‌ای که آقایان صحبت می‌کنند، همه مؤید آن است که بسیار نگرانند که پیامدها بسیار دشوارتر از آن چیزی بشود که تاکنون بوده است.
 
در این میان، سقوط جهانی قیمت نفت هم به نگرانی‌های دیگر جمهوری اسلامی دامن زده است. شما نیز اشاره کردید که درآمد نفتی ایران بسیار کاهش خواهد یافت، فکر می‌کنید این کاهش چقدر خواهد بود؟
 
بدیهی است که قیمت نفت بستگی دارد به عرضه و تقاضای نفت. از آنجایی که جهان در سال ۲۰۱۲ با یک رکود اقتصادی در بعضی کشورها و با یک آهستگی رشد اقتصادی در دیگر کشورها روبرو است (مثل هند) بدیهی است که تقاضا برای سوخت پایین می‌‌آید. در سال ۲۰۱۳ هم پیش‌بینی‌هایی که کرده‌اند، نشان‌گر یا رشد بسیار ضعیف است یا تقریباً عدم رشد در برخی از کشورها. پس تقاضا برای سوخت در سال ۲۰۱۳ هم کم‌تر خواهد بود. وقتی تقاضا پایین باشد، بهای نفت هم سقوط می‌کند.
 
جمهوری اسلامی در شرایطی قرار گرفته که به علت این‌که میدان‌های نفتی بازسازی نشده‌اند و میدان‌های جدید به راه نیافته‌اند، تولیدش کم‌تر از تولید قبل از انقلاب است. علاوه بر این، شانسی که آقای احمدی‌نژاد در سال‌های اول زمامداری خود داشت، آن را هم از دست داده است. آن شانس افزایش بهای نفت بود که حالا این بهای نفت هم کاهش پیدا کرده است.
 
پس ایران در شرایطی قرار گرفته است که تولید پایین می‌آید، از سوی دیگر بهای نفت پایین می‌آید و برای کامل کردن نکبتی که اقتصاد ایران را فرا گرفته است، تحریم هم شده است. یعنی حتی آن تولید پایین را هم ایران نمی‌تواند به راحتی در بازار جهانی بفروشد که اصلاً نمی‌تواند بفروشد؛ مگر در بعضی جاها به شکل قاچاق. اما در این شکل قاچاق، دلیلی وجود ندارد که خریدار در شرایطی که بازار، بازار رکود است، نفت ایران را به قیمت بالاتر از بازار بخواهد بخرد، برعکس بسیار پایین‌تر از بازار نفت خواهد خرید.
 
«ایران در شرایطی قرار گرفته است که تولید پایین می‌آید، از سوی دیگر بهای نفت پایین می‌آید و برای کامل کردن نکبتی که اقتصاد ایران را فرا گرفته است، تحریم هم شده است. یعنی حتی آن تولید پایین را هم ایران نمی‌تواند به راحتی در بازار جهانی بفروشد که اصلاً نمی‌تواند بفروشد؛ مگر در بعضی جاها به شکل قاچاق. اما در این شکل قاچاق، دلیلی وجود ندارد که خریدار در شرایطی که بازار، بازار رکود است، نفت ایران را به قیمت بالاتر از بازار بخواهد بخرد، برعکس بسیار پایین‌تر از بازار نفت خواهد خرید.»
 
پس جمع‌بندی کنم: ایران در شرایطی قرار گرفته است که تولید نفتش کم‌تر از گذشته است، بهای نفت هم کم‌تر از گذشته است و ایران نمی‌تواند به علت تحریم‌ها نفت خود را بفروشد. وقتی ستون فقرات اقتصاد کشور به چنین روزی بیافتد، حال و روز بقیه‌ی اقتصاد چگونه می‌شود؟ ! اگر هم جمهوری اسلامی بخواهد از طریق مجاری غیرقانونی نفت خود را بفروشد، خریدار هیچ دلیلی ندارد که بخواهد بالاتر از قیمتی که بازار دارد بخرد، بلکه پایین‌تر می‌خرد. در نتیجه، درآمد جمهوری اسلامی بسیار بسیار کم‌تر از گذشته خواهد شد.
 
تمام دلایلی که امروز در ارتباط با یارانه‌ها مطرح می‌کنند که مثلاً یارانه را باید به مستضعف بدهیم، به همه ندهیم و... همه به این علت است که خزانه‌ی دولت خالی است. این که سهم نفت را نمی‌دهند، به این علت است که خزانه‌ی دولت خالی است. این‌که بسیاری از پروژه‌ها خوابیده است، به این علت است که خزانه‌ی دولت خالی است. یعنی یکی از سه اهرمی را که جمهوری اسلامی برای برخورد با ناخرسندی مردم داشت و آن این بود که مردم را با پول دادن و خریدنشان، تبدیل به مرید بکنند، آن امکان هم به شدت دارد از دست می‌دهد.
 
پرسش پایانی‌ام در این مورد است که چین و هند گفته‌اند که پول خرید نفت ایران را نه به دلار، بلکه به پول داخلی خودشان - یوان و روپیه- می‌پردازند. حتی ترکیه هم گفته است که بدهی خود را به پول داخلیش به ایران خواهد داد. این مسئله بهای دلار در ایران را باز هم بالا نخواهد برد؟
 
اولاً این راه‌حلی بود برای گریز از تحریم جامعه‌ی جهانی بر علیه جمهوری اسلامی در مورد دادوستد‌های مالی. چون این دادوستدها باید از طریق مؤسسات مالی صورت بگیرد و چون این دادوستدها مورد تحریم قرار گرفته بود، پس ایران نمی‌توانست در ازای فروش نفت، پول آن را به دلار دریافت کند که با این دلار بتواند هرچه می‌خواهد از هرجای دنیا بخرد. راه‌حلی که پیدا کرده بودند این بود که پول خرید نفت ایران را به ارز ملی بعضی کشورها، مثلاً چین و هند بپردازند.
 
اما این راه‌حل هم به قبل از ماه ژوییه و تحریم‌های جدید برمی‌گردد، یعنی تا زمانی که خرید و فروش نفت با ایران، به استثنای این‌که پول آن چگونه پرداخت بشود، ممنوع نبود. اما فروش نفت ایران از اول ژوییه مورد تحریم قرار خواهد گرفت، یعنی این امکان هم از جمهوری اسلامی گرفته خواهد شد و جامعه‌ی جهانی، کشورها و شرکت‌هایی را که در مورد نفت با جمهوری اسلامی به دادوستد ادامه بدهند، حال به هر طریقی که بخواهند پول آن را بدهند، زیر فشار قرار خواهد گذاشت.
 
برای این‌که به‌طور مستقیم‌تر به پرسش‌تان برگردم، مهم‌ترین مشکلی که ایران داشت، زمانی که در ازای فروش نفت، پول خودش را به ارز ملی چین و هند می‌گرفت، این بود که شما وقتی فروش می‌کنید، صاحب پول خودتان هستید، ولی ایران دیگر صاحب پول خودش نبود. چون باید با ارزی خرید می‌کرد که فقط در آن کشورها به او جنس می‌فروختند. یعنی ایران دیگر در حقیقت، صاحب اختیار درآمد نفت خودش نبود و باید کالایی را می‌خرید که در چین یافت می‌شد و کالایی را می‌خرید که در هند یافت می‌شد.
 

یعنی اگر مثلاً ایران به کالایی احتیاج داشت که باید در بازار جهانی به یورو و دلار بخرد، چون یورو و دلار نداشت و چون اعتبار نداشت که به او یورو و دلار بدهند، باید از آن کالای ضروری مورد احتیاجش صرف‌نظر می‌کرد و آن چیزی را می‌خرید که در چین و هند بتوانند به او بدهند. ولی من فکر می‌کنم که با آغاز تحریم‌ها علیه اصل دادوستد نفت و گاز، منفک از این‌که به چه پولی پرداخت بشود، این امکان هم از دست جمهوری اسلامی گرفته خواهد شد.

Share this
Share/Save/Bookmark

الف_در مذاکرات استانبول و بغداد و مسکو غرب پیشنهادی بایران نداد زیرا 5+1 خواستار تعلیق غنی سازی 20 درصدی بود ودر اذای ان مگر قطعات یدکی بوئینگ مسافرتی که عمر انها 35 تا 40 سال است چیز دیگری پیشنهاد نکرد ومیانجیگری روسیه هم راهی را نگشود.
سازمان انرزی اتمی هم حاضر نشد در مقابل اجازه بازدید ار سایت پارچین مشاهدات خود را رسما اعلام دارد زیرا بقیه اسناد را از امریکا و متحدان دریافت نکرده بود وچون ایران پروتکل الحاقی را امضا نکرده است ومجبور به قبول بازرسی نظامی نیست.و از ان گذشته در این بازرسی ها سوال وجواب از متخصصین مطرح است و شناسائی انها مخاطره امیز است بطوریکه چند متخصص اتمی در دو سال اخیر ترور شده اند بنابرین تاکنون این اجازه داده نشده است.
اینکه در اینمورد حق با ایران است یانه در توان این کامنت نیست ولی مشخصا اگر تمام خواسته های 5+1 براورده شود تحریمها منتفی نخواهد شد ومسائل انرا باید در حوزه های دیگری بررسی کرد.
اقای اسدی عنوان کرده اند که غرب اول سال مسیحی تحریمهارا اغاز نکرد بدلیل انکه سال انتخابات بود و نمیخواست
تحریمها بر انتخابات اثر بگذارد . میدانیم که سیاست خارجی حتی 5 در صد هم بر انتخابات کشور های غربی اثر گذار نیست بخصوص اگر مساله ای مثل ایران مطرح باشد که نقش اندکی در سیاستهای جهانی دارد وبازتابش فقط از نظر غرب با اسرائیل میتواند مورد توجه قرار گیرد.
کره جنوبی خریدش را متوقف میکند زیرا بیشتر شرکتهای تولید کننده و بانکهای این کشور شریک امریکائی دارند و یا با جوینت ونجر با این کشور رابطه دارند بنابرین مشمول تحریمهای امریکا خواهند بود.
مسلما تحریمها تاثیر چشمگیری بر افتصاد ایران دارد ولی بیکاری و گرانی نتیجه تحریمها نیست زیرا با چند برابر شدن بهای حاملهای انرژی کالاهای داخلی گران شده اند و چون سیستم توزیع در دست دولت و واسطه هاست قیمتها در هر دست بدست که تا 14 بار شمارش شده گرانتر و کرانتر میشودو با محاسبه ساده افزایش قیمت برق و گاز به نسبت سهم انرژِ ی در قیمت تمام شده کالا با تصاعد هندسی 14 مرتبه افزایش میابد و فعلا بازار در این را ه قدم برمیدارد.
قطر بهره برداری گاز و نفت را در حوزه مشترک پارس جنوبی دهسال زودتر شروع کرده ودر استخراج گاز دو برابر و در نفت 13 برابر بیشتر بهره برداری میکند وشرکتها خارجی که 8 فاز اول گاز جنوبی سهم ایران را به بهره برداری رسانده اند هم اکنون در قطر مشغول کارند.
در دهه 80 قیمت نفت به بشکه ای 8 دلار رسید و حالا هم اگر به 50 و 60 دلار برسد منطقا باید اقتصاد خیلی لطمه نبیند
حتما قرار نیست که ماهی ازاد دودی وارد شود و در همه خانه ها کیوی و انبه باشد با کمتر هم میشود زندگی کرد . ولی یک مساله مهم باقی میماند و ان اینکه غرب مردم ایرا نرا تنبیه میکند و یاجمهوری اسلامی را چون این تحریمها بر دولت ایران اثر ندارد فقط مردم هستند که مایحتاجشان به گرو گان گرفته شده است.
فروش نفت ایران غیر قانونی نیست و حتما قاچاق نیز نیست واگر جمهوری اسلامی بتواند انرا بفروشد قابل تحسین است تا اینجا قانونی از مجلس گذشته است که بخش خصوصی داخلی میتواند نفت بخرد و بفروشد واگر این موضوع عملی شود بسیاری از دلالهای بین المللی نفت ایران را میخرند و ببخش خصوصی پولش را میپردازند بنابرین قسمتی ارتحریمها دور زده خواهد شد و چون طرف معامله بانک مرکزی نیست مشمول تحریم امریکا نخواهد شد .
در همین رایطه مشخصا با هند و چین قرارداد تهاتر بسته شد واین سیستمی است که در زمان اتحاد جماهیر شوروی سابق با ارو پای شزقی معامله میشد. چین خرید نفتش را افزایش داده است.
مشکل پرداخت یارانه ها بمردم در اثر بی پولی دولت نیست بلکه نتیجه تخلف دولت از قانون مصوبه هدفمند کردن یارانه هاست زیرا در این قانون دولت میتواند از محل افزایش درامدههای حاملهای انرژی بطبقات کم درامد کمک کند و حال انکه دولت بیشتر از درامدش یارانه داده و سهم صنعت را نیز نپرداخته است.

چقدر خنده دار است ؟ دلم نمیخواهد بنویسم چون میبینم همه در بلاهت سیاسی دست رژیم ج ا را از پشت بسته اند . تحلیل گران ، جامعه شناسان ، سیاسییون ، روشنفکران ، روزنامه نگاران ، همه و همه حرفهای بیربط جدیدی را بلغور میکنند بدون اینکه بدانند یا بگویند چرا همین ها قبلا سخنان دیگری میگفتند و حالا که کف گیر خامنه ای به کف دیگ خورده آنهایی که او را تا به امروز عملا به همین سو راندند با مبارزات ضد امپریالیستی و حمایت و یا سکوت در مورد کلاهبرداری روس ها و نقش روسیه ، حالا میگویند چاره ای نمانده و حتا جام زهر هم فایده ای ندارد !!!! به به !! آیا خامنه ای نباید امروز به این افراد مذبذب بگوید چرا همین ۴ سال پیش که اوباما دست دوستی دراز کرد همین شما چپ ها گفتید دست او فریبکارانه است !! کی گفت مشت مخملین ؟به جای ان نقش مدویدف و پوتین را بزرگ کردید و لولا برزیلی و کاسترو و چاوز را ؟ مگر شما همین خامنه ای را به این چاه نیانداختید و او مثل خمینی فریب شما را نخورد ؟ با این تفاوت که خمینی انقدر زیرک بود که زود فهمید و جام را به موقع سر کشید اما خامنه ای هنوز دل به این پوتین خوش دارد . در تمام این مدت آرام آرام دست های ج ا قطع شد از لبنان و سوریه گرفته تا عراق و افغانستان . امروز وزیر خارجه اش را یک کشور فسقلی در فرودگاه دستگیر میکند و پوتین که هنوز احمدی نژاد را به آغوش میکشد و میگوید ایران باید در سوریه باشد (تا آنها بتوانند بیشتر با کارت ج ا و سرنوشت مردم ایران بازی کنند) هیچ غلطی نمیتواند بکند . امروز ثابت شد هر کس با امریکا است ولو یک جزیره کوچک از امنیت سیاسی و پیشرفت اقتصادی بالایی برخوردار است اما هر کس با روسیه بماند آخرش کلنگی میشود . الا پرسید چه کسی مسول است ؟ آیا خامنه ای به تنهایی مسوول این سرنوشت است یا روسیه هم سهمی در این جنایت دارد ؟ این سهم از کشتن ۴۰۰۰ نفر در سال ۶۰ آیا بالاتر نیست اگر به یک جنگ نفرینی منتهی شود ؟ شما که دنبال لولا و سکینه آشتیانی و حالا شاهین نجفی میدوید و مسائل اصلی کشور ( نقش روسیه و چین و لابی آنها در رژیم و در اپوزیسیون ) را ندیده میگیرید آیا به همان اندازه مسول نیستید ؟ میگویید حال دیر شده . ولی نمی گویید که وقتی که وقتش بود ( زمان بازرگان ، بنی صدر ، خاتمی ) آیا شما ها گذاشتید ؟ چپ روسی تا ایران را به جنگ و تجزیه نکشد ول کن نیست .  از آنطرف مجید محمدی به نام لیبرال دموکراسی !!! با افتخار از لزوم حمله نظامی برای سیدن به دموکراسی !!! . گنجی از جامعه شناسی مسوولانه !! آیا هرگز از خود پرسیده اید که چرا نگذاشتید ایران راه ترکیه و کره جنوبی را برود ؟ این خط امام و ان ضد امپریلایست بازی  چه فایده ای برای همه ما دا شت ؟ هنوز هم شما ها حاضر به نوشیدن جام زهر نیستید . خامنه ای هد اقل سعی کرد اما دیر بود چون انتخابات امریکا اجازه نمیدهد به همین دلیل او با میت را منی خواهد ساخت شبیه ریگان و رفسنجانی و البته با باج کلان اما شما چپ ها که دائم به سروش و گنجی و ... میتازید کی میخواهید  از ملت ایران عذر خواهی کنید ؟ .

خوشبختانه جامعه جهانی کم کم دارد به این نتیجه منطقی میرسد که فقط با تغییر رژیم میتواند آتش این فتنه را خاموش کند و الی هیچ راه چاره دیگری نیست . ضمنآ خود حکومت خیلی تمایل به این دارد که حملات محدودی از سوی بیشتر دولت اسرائیل به آن بشود تا بدینوسیله از برکات حاصله بهترین سودها را کسب کند . احتمالآ کم کم صدای مردم هم در داخل در می آید اتفاقی که حکومت بسیار نگران آنست و از آن وحشت دارد . به امید آزادی و سربلندی ملت بزرگ ایران .

جناب اقای اسدی شاید سخن در خصوص اینکه جمهوری اسلامی تاکنون قصد اشتی بر سر برنامه اتمی را نداشت درست باشد اما در کنفرانس اخر قصد جمهوری اسلامی توافق کامل بود اما این غرب بود که تمایلی به توافق نداشت چون خیال میکردند تحریمها برای جمهوری اسلامی درداور شده است و بعد از یک سره کردن تکلیف سوریه میتوانند کار رژیم ایران را هم تمام کنند. برای هر کسی واضح است که ایران نمیتواند برنامه اتمی اش را با لوازم یدکی ایرباس و بویینگ عوض کند. ابروریزی حاصل از این کار در درون ایران از شروع یک جنگ جدید به مراتب بدتر است. این موضوع برای طرفها هم روشن بود پس اصلا از ابتدا قرار نبود توافقی صورت گیرد و به قولی غرب میخواست با تظاهر به ادامه مذاکره امکان فشار بیشتر بر ایران و شاید در نهایت حمله به ایران را موجه نشان دهد.

سال گذشته مذاکرات بی نتیجه متوقف شد تا روند تحریمها شدت گیرد و جمهوری اسلامی ماهها نه تنها نتوانست رویاهایش را تحقق یافته ببیند بلکه درگیریهای سفارت انگلیس هم مزید بر علت شده تا جمهوری اسلامی را به سبزه هم آراسته نماید ایزوله شدن جمهوری اسلامی و شدت تحریمها او را مجبور ساخت تا جلیلی با یک ابتکار دیپلماتیک نامه ای به اشتن نوشته و خواهان ادامه ی مذاکرات شد در شب عید حسن روحانی به اروپا رفت و ولایتی به آمریکا و بعد از انتخابات مجلس و تحریم گسترده ی مردم رفسنجانی را مجددا در شورای مصلحت ابقاء کرد و از آن پس خامنه ای قدمی پس کشید و شورای مصلحت را پیش راند جلیلی هم گزارشاتش را به این شورا می برد . به هر حال ایران سالها بسته های کشورهای غربی و امتیازات داده شده توسط 5+1 را رد کرد و از شراکت در مدیریت جهانی آن مذاکرات را به بن بست کشانده بود و همینطور چندین قطعنامه در عوض از شورای امنیت به ارمغان آورد تحریمها را شدت بخشید و .... سیاست نظامی اتمی که در انتخابات سال 84 برنده ی انتخابات ده بود طی هفت سال هم در داخل و هم در سیاست بین المللی برای جمهوری اسلامی نه تنها امتیازی نیاورده که با افتضاح شکست خورده است و در دور جدید حتی قبول کرده که اورانیوم 20 درصد را متوقف نماید تا غرب بخشش نموده تا دست از تحریم ایران بردارند ما در گذشته هم شاهد بودیم که خمینی بدون دریافت امتیاز هم گروگانها را تحویل آمریکا داد و هم جام زهر را برای جنگ ایران و عراق نوش جان نمود و حتی باجهائی که جمهوری اسلامی در رابطه با غنی سازی به البراده ای و یا خرید همین ماشینهای پژو از فرانسه و یا روابطش با انگلیس و آلمان و روسیه و در سالهای اخیر به چین و دیگران و ... از اینرو جمهوری اسلامی که تا دیروز با بازی گرفتن جامعه ی جهانی و افکار داخلی همیشه با باج خواهی غرب در مقابل سرکوب داخلی کوتاه آمده است اینبار نیز سعی کرد تا با باج دهی به غرب شرایط سرکوب داخلی را سازماندهی کند و ما شاهد دستگیریهای گسترده و محکومیت طولانی مدت زندانیان در اسفند و فروردین جاری بودیم و گردنه بگیریها و بگیرو ببندهای چندماه اخیر شاهد آنست اما غرب ضعف جمهوری اسلامی و دست پاچگی اش را که بصورت بی سابقه ای پیشنهاد ادامه ی گفتگوها را میدهد و وضعیت داخلی اش را تحلیل نموده و خواهان قطع کامل انرژی اتمی در همه ی عرصه ها را دارد به همین دلیل گفتگوهای استانبول گفتگوهای ارزیابی جمهوری اسلامی بود و شرایط برای هر دو طرف به ماه عسل تشبیه شد اما مذاکرات بغداد و مسکو زیاده خواهی غرب برای تحمیل خواسته هایش جمهوری اسلامی را با شوک روبرو کرده است . شوک حاصل از آن ادامه ی تحریمها ست و راه حل آن چرخش 180 درجه ای سیاستهای داخلی و خارجی جمهوری اسلامی خواهد بود اما رشد قدرت جناح نظامی اتمی از سال 84 جمهوری اسلامی را دچار چالش نموده زیرا تنها تغییر چهره ها جمهوری اسلامی را قادر می سازد تا نسبت به ادامه ی مذاکرات امیدوار باشد اما مقاومت جناح حاکم این چالش را تشدید نموده تا حدی که سران سه قوا در مشهد اوج بحران در درون حکومت را به نمایش گذاشتند بحران کنونی در جمهوری اسلامی تنها با اسباب کشی تندروها از حکومت و یا سرنگونی اش منجر می شود تغییر تیم مذاکره کننده محدود کردن دولت تا انتخابات سال آینده تا حد خاموش کردن تغییر فرماندهان سپاه بخصوص هشت نفر کودتاچی ای که به خاتمی نامه نوشته بودند کنترل مجلس و انتقال تصمیم گیریها به مجمع تشخیص و شخص رفسنجانی عقب نشینی خامنه ای تا حدی که اعضای شورای نگهبان و حتی امامان جمعه را تغییر دهد و حتی تغییر مدیریت صداو سیما و ... تا بتواند سیاست سازش با غرب را جلو برند از اینرو ترمیم ساختار قدرت و نیاز به شتاب در این ترمیم و مقاومت طرفداران سیاست نظامی اتمی وضعیت ناخوش آیندی را برای حکومت ایجاد کرده که ممکن است شورش داخلی را قوت بخشد و حاکمیت تصور می کند که مدیریت این ترمیم تنها با کمک اصلاح طلبان حکومتی امکان پذیر است و با چراغ سبز به آنها در صدد ایجاد چنین رایطی هستند و ما از ابتدای فروردین هم شاهد تغییرات وسیعی در جبهه ی اصلاح طلبان و تاکید همه ی آنها بر اجرای بی تنازل قانون اساسی در حالی که این جریان در انتخابات مجلس به تحریم کننده ها پیوسته بود و اعتراضات خیابانی را سازماندهی می کرد اما ناگهان چرخش کرده و نوری اطاق فکر را پیشنهاد کرده و سخنگویان خارجی هم به ملایمت کشیده شدند و این روزها هم شاهد هستیم که از فعالیتهایشان به شدت کاسته شده است . خیمه شب بازی حکومت و نشان دادن اقتدار تنها با بگیرو ببند بی حجابی و بدحجابی و .... همه حکایت از شرایط وخیم حکومت دارد برای تغییرات . اما باید این نکته را افزود که قربانیان این شرایط همگی از یاران غار خامنه ای هستند که باید انتظار داشت تا در ترمیم قدرت له شوند که حتی شریعتمداری کیهان هم از شمار قربانیان خواهد بود . اگر حاکمیت به این چنین اقداماتی تن ندهد باید انتظار جنگ محدود از سوی ناتو و اگر خوش شانس باشیم شورش همگانی مردم است که باعث سرنگونی نظام و مانع حملات نظامی ناتو خواهد شد از اینرو صلح طلبان باید از اقدامات مردم برای سرنگونی جمهوری اسلامی حمایت کنند . ........

دوستان با سلام

به نظر میرسد که یک سناریوی درگیری تمام عیار در منطقه در حال شکل گرفتن است به گونه ای که فشارهای اقتصادی در برابرش ناچیز خواهند بود. همانطوز که به یاد داریم از 5-6 ماه پیش ترکیه رابطه نسبتا منسجمی را که با سوریه و ایران داشت تغییر داد و در قبال کشتارهای مردم سوریه موضع مقابل ایران را گرفت. اخیرن هم که یک هواپیمای جنگی ترکیه در حریم هوایی سوریه به دست نیروهای ترکیه -و شاید هم به کمک ایران- سرنگون شد که خشم و تعجب ترکیه را برانگیخت. در همین حال ترکیه به رجزخوانی افتاد و بعد هم نیروهایش را در چندروز گذشته در مرز سوریه مستقر کرد.

شاید سناریوی در حال شکل گرفتن از این قرار است که درکیری های داخلی سوریه به سمت شمال (ترکیه) و غرب (لبنان) و شرق (ایران) گسترش پیدا کند. چنانچه ترکیه با نیروهای سوری درگیر شود خود را در معرض دو خطر قرر خواهد داد: یکی حزب الله لبنان که با ایران رابطه تنگاتنگ دارد و ممکن است به محض دست اندازی ترکیه به خاک سوریه برای کمک به سوریه دست به عملیاتی بر علیه ترکیه بزند. دوم اینکه این حرکت میتواند گروهی از سپاه یا تمام سیاه پاسداران و یا حتی همه نیروهای نظامی ایران را به سمت و سوی مرزهای ترکیه بکشاند تا هم از حزب الله و هم از سوریه حمایت کند. در این صورت بستر درگیری به خودی خود به بیرون از مرزهای سوریه کشانده شده و فقط یک جرقه در مرز ایران و ترکیه یا ترکیه و سوریه و لبنان میتواند به یک جنگ منطقه ای تمام عیار تبدیل شود. با این پیش زمینه اردن و عربستان و مصر و دیگر کشورهای عربی هم از پای نخواهند نشست و از طریق عراق به کمک نیروهای مخالفان رژیم سوریه خواهند شتافت در عین حال که منظورشان از پا در اوردن رژیم در ایران است و به اصطلاح "دعوا سر لحاف ملا نصرالدین" است و درگیری های سوریه بهانه های خوبی هستند.

متاسفانه در شرایط حاظر غربی ها متوجه این نکته شده اند که تنها راه از پادراوردن رژیم ایران از طریق تضعیف و یا حذف رژیم در دمشق است و محال است که غرب از این موقعیت طلایی چشم بپوشد. به این ترتیب باید منتظر ماند و دید که ایا ایران در دور بعدی مذاکرات هسته ای چقدر کوتاه خواهد امد و ایا بی قید و شرط شرایط غرب را مبنی بر تعلیق تمام برنامه های تغنیه ارونیوم را میپذیرد یانه. تازه باز هم اگر ایران این را هم بپذیرد مساله غرب با باقی ماندن این رژیم یاغی در ایران حل نخواهد شد و سرانجام در گیری ها به نقطه شروع و اوج خواهند رسید. بزرگترین دغدغه غرب از حکومت ایران همانا تولید نامحدود بمب های کثیف ( نه چند تا بمب اتمی) است که نه احتیاج به ازمایش دارند و نه محدودیتی در توید انها وجود دارد. شاید ایران تا کنون تعداد نامحدودی از این گونه بمب های کثیف را در دست داشته باشد. حال تصور کنیم روزی را که رزیم ایران یا گروههای خود سر در سپاه و یا بسیج دست به حمله های متعدد با بمب های کثیف بزنند. ایا برای غرب راهی جز کوبیدن و ویران کردن اشیانه رزیم ایران راه دیگری باقی می ماند؟

به این ترتیب گرچه شرایط اقتصادی ایران از اول ماه ژوییه 2012 بدتر و وخیم تر خواهد شد اما صدای طبل جنگی تمام عیار هم از پشت مرزهای شمالی و غربی سوریه به گوش میرسد که خواه نا خواه ایران را به کام خود خواهد کشید.

آقای اسدی. بله ایران امکانات زیادی را از دست داده اما وضعیت به این گ.نه ای که شما میگوئئد نیست. با نبود نفت هم مملکت میچرخد اما با مشکل برای مردم. مسئله سوء مدیریت در این رزیم است که افزایش فشارها آن را کمت که نه بلکه بیشتر میکند. تحریم ها مردم را نشانه گرفته است و نه دولت را. اگر قرار باشد که دولت تحریم شود راههای بهتری هم بود که البته برای غربی ها چندان دلچسب نبیت چون فعلا دارند از همه جهت سود میکنند. متاسفانه غرب به جای حمایت از مردم عملا در راه حمایت از رژیم گام برمیدارد و با افزایش فشارها مردم را از مبارزه خسته کرده و گرفتار زندگی روزمره میکند. باید فشار سیاسی بر رژیم افزایش یابد، عوامل آن را از همه جا اخراج کنند و اجازه تردد به آنها ندهند. فهرست بلندی از وابستگان رژیم فراهم شود و از ورود به کشورها منع شوند، فرزندانشان را که در خارج هستند اخراج کنند و شرکتهایشان را در امارات و جاهای دیگر تعطیل کنند. فشار را به درون خانه های عوامل رژیم ببرند تا به سرعت از هم بپاشند. اینها به مفت خوری عادت کرده اند، اگر محدود شوند زود وا میدهند.

مگردر آمد نفتی هزينه مردم و کارهای عمرانی ميشد که کم شدن آن به مردم صدمه بزند؟
پول نفت يکسره تقسيم ميشود .
مگر نمي بينيد بردران سردار همه ميلياردر ، وزرا و نمايندگان و استانداران وريس بانکها و ريس سيما ..همه ميلياردرو افراد آويزان به شوراي نگهبان و بيت رهبری همه ميلياردر و آقازاده ها همه ميلياردر.؟!......
الان گروههاي وابسته واردکننده ازفرصت سواستفاده ميکند تاسود بيشتر بجيب بزنند.
اينها برايشان مردم اهميت ندارد.
دسته دسته زندان و اعدام ميکنند تا جيبشان پرتر شود......

با ناداني و نابخردي و زياده خواهي مملکت را به افتضاح کشانده اند و همچنان با دستهاي آلوده بخون و پول مردم همچنان مشغول سرکوب مردم هستند تا جاييکه مثل اسد و با پس گردني برکنارشان کنند......

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.

لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.

کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و
منتشر نخواهد شد.

 

لینک به ادیتور زمانه:         

برای عبور از سد فیلترینگ

پرونده ۱۳۹۱ / چشم‌انداز ۱۳۹۲

مشخصات تازه دریافت برنامه های رادیو زمانه  از ماهواره:

ماهواره  :Eutelsat

هفت درجه شرقی

پولاریزاسیون افقی 

سیمبول ریت ۲۲

فرکانس ۱۰۷۲۱مگاهرتز

همیاران ما