خانه | گوی‌سياست

"ما دل توی دلمان نیست"

جمعه, 1391-03-12 02:57
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ

اکبر فلاح‌زاده – تازه‌ترین جنایت رژیم بشار اسد موجی از واکنش‌ها را برانگیخته است. قتل‌عام دست‌کم ۹۲ تن از مردم از جمله ده‌ها کودک و زن در منطقه "حوله" همه را متأثر کرده است. سازمان ملل روز شنبه خواستار اقدام فوری شد. بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل و کوفی عنان گفتند: «عاملان این جنایت باید بازخواست شوند.»

 
رابرت مود، رئیس کمیته ناظران در سوریه این کشتار را "مصیبت وحشیانه" خواند. هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا نیز گفته است که بشار اسد باید حکمرانی با کشتار را پایان دهد.
 
 
کار محکومیت این کشتار خیلی بالا گرفته و ویلیام هیگ، وزیر امور خارجه بریتانیا، خواهان برگزاری نشست اضطراری شورای امنیت سازمان ملل متحد برای بررسی وضعیت در سوریه شده است.
دولت سوریه به شیوه معمول تبلیغاتی‌ خود گروه‌هایی را که "تروریست‌های مسلح" می‌خواند، مسئول این کشتارها معرفی کرده است. ارتش آزاد سوریه هم اعلام کرده که دیگر خود را به رعایت طرح صلح پیشنهادی کوفی عنان ملزم نمی‌داند و مداخله فوری سازمان ملل در اوضاع این کشور را می‌طلبد.
 
در همین زمینه سایت اینترنتی شبکه سراسری تلویزین آلمان (ARD) با یکی از مبارزان سوری در داخل شهر دمشق گفت‌وگو کرده تا به تصویر روشنی از شیوه زندگی مردم در شرایط  ترور از زبان خود مردمی که هم‌اینک در این شرایط زندگی می‌کنند، به دست بدهد.
 
 
زندگی در دمشق چگونه می‌گذرد؟
 
هر چند وسط شهر عجالتا نسبتا امن است، ولی دل توی دلمان نیست. ما دیگر رنگ زندگی عادی را نمی‌بینیم، چون هر لحظه ممکن است باز اوضاع به هم بریزد.
 
 
این بحران چه اثراتی بر زندگی مردم گذاشته؟
 
توی هر سوراخ سنبه‌ای مامور امنیتی گذاشته‌اند. لباس شخصی تنشان است و مسلسل دستشان. مثل مور و ملخ همه جا ریخته‌اند، به‌ویژه دور و بر مساجد. در شهر مدام صدای تیراندازی می‌آید، بیشتر اما از دور و حول و حوش شهر. اخبار آدم‌ربایی و شکنجه نقل همه مجالس است. بازار شایعه هم داغ است و آدم از ترس مجبور است دست به عصا راه برود.
 
توی هر سوراخ سنبه‌ای مامور امنیتی گذاشته‌اند. لباس شخصی تنشان است و مسلسل دستشان. مثل مور و ملخ همه جا ریخته‌اند، به‌ویژه دور و بر مساجد
 
گله به گله موانع خیابانی و ایست بازرسی کار گذاشته‌اند. زندگی را به کاممان تلخ کرده‌اند. ترافیک سنگین قبلا پدرمان را در می‌آورد، اما حالا دو برابر سنگین شده، چون حالا خانه‌های ژنرال‌ها و اداره‌های دولتی را سفت و سخت محافظت می‌کنند و خیابان‌های آن حوالی را مسدود کرده‌اند.
 
گرانی هم که بی‌داد می‌کند. قیمت‌ها از سال گذشته دو برابر و برای بعضی کالاها سه برابر شده و بعضی چیزها به‌ویژه بعضی مواد غذایی هم اصلا گیر نمی‌آید. به‌خصوص گازوئیل برای ماشین و برای گرم کردن خانه‌ها هم کمیاب است.  اما در بازار سیاه از شیر مرغ تا جان آدمیزاد با قیمتهای کلان همه چیز هست.
 
 
پس کسانی که کار سیاسی نمی‌کنند در این شرایط چه می‌کنند؟
 
هر کس که دستش به دهانش می‌رسد سعی می‌کند کشور را ترک کند. اما همه قادر به این کار نیستند. افراد بین هجده و چهل سالگی برای ترک کشور باید از وزارت دفاع مجوز بگیرند. قبلا خیلی از خانواده‌های ثروتمند به حومه‌های آرام شهر نقل مکان می‌کردند، اما حالا همان جاها هم محل درگیری شده و این خانواده‌ها باز ویلان شده و به مراکز شهر برگشته‌اند و چند تا چندتا توی یک خانه چپیده‌اند.
 
من خودم قبلا مدام با دوستانم از این پاتوق به آن پاتوق می‌رفتیم و جمعمان جمع بود، اما حالا دیگر کسی دل و دماغ ندارد. از هر خانواده یا کسی در زندان افتاده یا کشته شده و در قبرستان افتاده. همه گرفتار و مصیبت زده‌اند.
 
 
نیروهای حکومتی در مقابل تظاهرات مردم چه واکنشی نشان می‌دهند؟
 
نیروهای حکومتی شاید ترکیب درستی نباشد، چون اگر منظور از دولت و حکومت، وزیران و دم و دستگاه‌شان باشد، باید بگویم که آنها کاره‌ای نیستند. رشته همه امور دست بشار اسد و خانواده‌اش است. نیروهایی هم که به جان مردم می‌افتند جزو نیروهای عادی نظامی نیستند، اینها نیروهای زیر فرماندهی ماهر الاسد  (Maher al Assad)، برادر بشار اسد هستند و اکثرا از علوی‌ها و نیروهای وفادار به حکومت عضوگیری شده‌اند.
 
 
آن وقت این نیروهای ویژه چطور با تظاهرات‌کنندگان تا می‌کنند؟
 
بسته به این است که تظاهرات کجا صورت بگیرد. آنجاهایی که بینند ناظری چیزی وجود ندارد، دمار از روزگار تظاهرات‌کنندگان یا به قول آنها "تروریست‌ها" درمی‌آورند. اما در داخل پایتخت کمی آرام‌تر رفتار می‌کنند تا مبادی آداب جلوه کنند. اینجا برخلاف سایر مناطق که مستقیم به مردم شلیک می‌کنند، "فقط" تیراندازی هوایی می کنند تا مردم را بپراکنند. اما با کمک جاسوسان و خبرچینانشان مخالفان را شناسایی می‌کنند تا بعد حسابشان را برسند.
 
چنان جو تروری حاکم کرده‌اند که آدم به هیچ کس اعتماد نمی‌کند. از ترس کنج دنجی پیدا می‌کنیم تا با کسانی که خوب آنها را می‌شناسیم، پچ پچ کنیم.
 
 
بعد از دستگیری چه جور رفتار می‌کنند؟
 
اگر معلوم بشود که در تظاهرات شرکت کرده‌ایم،  یک هفته تا دو ماه زندانی می‌شویم. بعد باید تعهدنامه امضا کنیم که دیگر از این غلط‌ها نکنیم. چون اگر بکنیم مجازات به مراتب سنگین‌تر خواهد بود. این در مورد مردم عادی است. اما اگر یکی از سازمان‌دهندگان تظاهرات به جای آن که  تیر غیب بخورد، گیر نیروهای غیبی بیفتد، چندین ماه حبسش می‌کنند، و چنان شکنجه‌اش می‌کنند که تا عمر دارد یادش نرود.
 
گرانی بی‌داد می‌کند. قیمت‌ها از سال گذشته دو تا سه برابر شده. بعضی مواد غذایی اصلا گیر نمی‌آید. گازوئیل برای ماشین و برای گرم کردن خانه‌ها کمیاب است 

 

 
 
از جامعه بین‌المللی چه انتظاری دارید؟
 
این رژیم بدون حمایت مستقیم یا غیرمستقیم خارجی مگر می‌توانست این همه سال سر پا بماند؟ معلوم است که نمی‌توانست. با این حال از ماست که بر ماست. چه توقعی از دیگران می‌توان داشت، وقتی خیلی از سوری‌ها هنوز از حکومت اسد دفاع می‌کنند.
  
ما به دخالت نظامی از خارج فراخوان نمی‌دهیم، اما خواهان وارد آوردن فشار واقعی و تحریم‌های درست و حسابی به حکومت هستیم. ما به کمک‌های پزشکی و مواد غذایی نیازمندیم.
 
 
ارتش آزاد سوریه در این میان چه نقشی بازی می کنند؟
 
این ارتش را عده ای از سربازان فراری ایجاد کرده‌اند. قضیه مال وقتی است که فرماندهان به سربازان دستور تیراندازی به تظاهرات‌کنندگان داده بودند. تعداد سربازان فراری که به این ارتش (Freien Syrische Armee=FSA) می‌پیوندند، روزافزون است. از این گونه گروه‌ها یا ارتش‌ها که از جوانان تشکیل شده، در سوریه زیاد داریم. این گروه‌ها کارشان حفاظت مردمی از تظاهرات‌کنندگان است.
 
این گروه‌ها خودکفا هستند، خودشان سلاح  دارند یا این که به طور قاچاق از مرز لبنان تهیه می‌کنند. عده‌ای از آنها فقط کارشان حفاظت از مردم تظاهرات‌کننده است، اما بقیه در گروه‌های چریکی به اتوبوس‌های حامل نظامیان و امنیتی‌ها حمله می‌کنند.
 
 
 
Share this
Share/Save/Bookmark

"توی هر سوراخ سنبه‌ای مامور امنیتی گذاشته‌اند. لباس شخصی تنشان است و مسلسل دستشان. مثل مور و ملخ همه جا ریخته‌اند،"
این توصیف از دمشق یادآور وضع خودمانه در تهران . روشهای ترور سوریه و جمهوری اسلامی شبیه همند

بشار اسد رفتنیه. روسیه و ایران زور بیخودی میزنند که می خوان اسد رو نیگر دارند. اسد بزودی میره توی زباله دان تاریخ .

بشار اسد و خامنه ای دمشان به همدیگه وصله. هر کدوم بیفته اون یکی هم باهاش می افته .

از زمان همان خمینی ملعون به سوریه و لیبی میگفتند : [کشور دوست و برادر] . حالا یکی از این برادرا تو لیبی گورشو گم کرده و نوبتی هم که باشه نوبت برادر دومیه تو سوریه .

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.

لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.

کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و
منتشر نخواهد شد.

 

لینک به ادیتور زمانه:         

برای عبور از سد فیلترینگ

پرونده ۱۳۹۱ / چشم‌انداز ۱۳۹۲

مشخصات تازه دریافت برنامه های رادیو زمانه  از ماهواره:

ماهواره  :Eutelsat

هفت درجه شرقی

پولاریزاسیون افقی 

سیمبول ریت ۲۲

فرکانس ۱۰۷۲۱مگاهرتز

همیاران ما