خانه | گوی‌سياست

من عاشق صف‌ام؛ صف رأی!

سه شنبه, 1390-12-16 11:55
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
اکبر فلاح‌زاده

 ما همه چیزمان بعض آدمیزاد است؛ در دمکراسی‌های غربی انتخابات برای انتخاب بعضی افراد برای انجام بعضی کارها صورت می‌گیرد. مردمی که دلشان می‌خواهد در انتخابات شرکت کنند، مثل بچه آدم پا می‌شوند می‌روند رأی می‌دهند. اما ما انتخابات برگزار می‌کنیم تا حماسه بیافرینیم و توی دهن غربی‌ها بکوبیم.

 
روزنامه کیهان (سه شنبه 9 اسفند) یکی دو روز قبل از انتخابات شعر یک حزب اللهی به اسم حسین قدیانی را چاپ کرد که گذشته از مقوله شعر و شاعری، از هر نظر دیگری جالب است. این شعر به خوبی نشان می‌دهد که وقتی تبلیغات "نهادینه" می‌شود چه وضع مضحک و در عین حال دردناکی پیش می‌آید:
 
 این شاعر "عاشق صف" است، "صف رأی...حتی عاشق طولانی بودنش! هر چه طولانی تر، بهتر! گاهی بیشتر از چند ساعت انتظار! عاشقشم! عاشق ندیدن اول و آخر صف! ".
 
مسئولان برگزاری انتخابات در همه جای دنیا تلاش می‌کنند با زیاد کردن حوزه‌های رأی گیری و ایجاد تمام تسهیلات رفت و آمد، حتی الامکان مردم به سرعت رأی بدهند تا وقتشان تلف نشود. اما آنطور که این شاعر - ظاهراً بدون اینکه بخواهد - لو می‌دهد، نزد ما جور دیگری است و استراتژی ایجاد صف با معطل کردن مردم در خدمت خلق "حماسه حضور" است، که حکومت برای مشروعیت خود به نمایش آن نیاز دارد.
 
شاعر که خواسته ظاهراً مراتب عشق خود به حکومت را نشان بدهد، ناخواسته نیاز مردم به مهر خوردن شناسنامه هایش را هم لو داده است
 
شاعر که خواسته ظاهراً مراتب عشق خود به حکومت را نشان بدهد، ناخواسته نیاز مردم به مهر خوردن شناسنامه هایش را هم لو داده است.
 
می‌دانیم که مهر نخوردن شناسنامه‌ها دردسرهای زیادی برای صاحبان شناسنامه به همراه خواهد داشت و به‌ویژه وقتی دارندگان شناسنامه‌های بدون مهر انتخابات سر و کارشان با ادارات دولتی و محاضر اسناد رسمی می‌افتد، می‌فهمند یک من ماست چقدر کره دارد.
 
شاعر می‌فرماید: "عاشق عروس و دامادی هستم که قبل از عقد، می‌آیند و رأی می‌دهند! عاشق مردمی که نوبت شان را به ایشان می‌دهند! ! " (علامتهای تعجب همه کما فی الاصل).
 
این بنده خدا نفهمیده، یا اگر فهمیده خوب هضم نکرده، که این عروس و داماد بینوا نه به عشق انتخابات، که برای مهر خوردن شناسنامه در صف ایستاده‌اند تا موقع ثبت ازدواج و امور دیگر مشکلی پیش نیاید.
 
این مشکلات یکی دو تا نیست: گرفتن حواله دولتی برای خرید وسایل خانه، گرفتن وام قرض الحسنه و غیره که همگی به ارائه شناسنامه و دم این و آن را دیدن، تأییدیه گرفتن و گردن پیش این و آن کج کردن نیاز دارد .
 
شاعر آنقدر به صف علاقه دارد که دوست دارد "زود برود رأی بدهد، اما دیر برگردد! ". او می‌خواهد "حالا حالاها نوبتش نرسد! " گاهی تقلب می‌کند و "یواشکی، یکی دو نفر می‌آید عقب تر! ! "
 
شاعر چیزهایی می‌گوید که به عقل سالم جور در نمی‌آید. می‌گوید: "عشق می‌کنم وقتی تمدید می‌شود زمان رأی گیری! عشق می‌کنم وقتی زیاد می‌شود حجم کار اصحاب انتخابات! عشق می‌کنم که با همه پیش‌بینی‌ها، همیشه کم می‌آید تعرفه در حوزه رأی گیری و زود باید بروند و از جای دیگر بیاورند! ".
 
 او همچنین دوست دارد نوبت خودش را بدهد "به پیرمردی که صفحه شلوغ پلوغ انتخابات شناسنامه درب و داغانش، «سمفونی مُهر» است". یک از همین پیر مردهای بینوا که تا خرخره در قرض‌اند و زندگیشان به کوپن و یارانه و انواع قرض الحسنه بند است و صبح تا شب برای چیزهای مختلف باید صف بایستند، به گفته خبرگزاری ها، روزجمعه، بعد از رأی دادن فوت کرد. او به گفته خبرگزاریهای دولتی گفته "خدایا! این رأی را از من بپذیر" و همان پای صندوق جان داده.
 
داستان او خوراک تبلیغاتی رسانه‌های دولتی شده، با این حال چون تبلیغاتچی‌های حکومتی به نهادهای مختلف بند اند، خبرشان یک دست نیست: یکی او را دماوندی و یکی همدانی، یکی او را هشتاد ساله، یکی دیگر ۹۵ ساله و یکی هم صد ساله معرفی کرده.
 
به نوشته خبرگزاری فارس "دعای پیرمرد ۹۵ ساله دماوندی که پس از انداختن رأی خود به صندوق، دار فانی را وداع گفت، تیتر گزارش روزنامه کریستین ساینس مانیتور از انتخابات ایران شد: خدایا! این رأی را از من بپذیر.". اما این خبرگزاری در هیر و ویر خبر سازی تبلیغی عمداً فراموش کرده که بگوید منبع خبر کریستین ساینس مانیتور نه خبرنگار خودش، که همین خبر گزاری فارس بوده است.
 
شاعر آنقدر به صف علاقه دارد که دوست دارد "زود برود رأی بدهد، اما دیر برگردد! او می‌خواهد "حالا حالاها نوبتش نرسد! " گاهی تقلب می‌کند و "یواشکی، یکی دو نفر می‌آید عقب تر
 
مشکل اینجاست که برخلاف همه عشقی که شاعر به صف‌های طولانی رأی دارد، روز انتخابات خیلی از صندوقها خالی بود و به نوشته رسانه‌های خارجی صفها طولانی نبود. در عوض، آمارها متناقض و حاکی از تقلبهای گسترده بود.
 
شاعر با همین زبان به اصطلاح شاعرانه به تقلبهای گسترده انتخابات گذشته اشاره می‌کند و چیز‌های درهم و برهمی می‌گوید که پیش از آنکه شاعرانه باشد، اعتراف‌نامه است به این که انتخابات در چه محیط شیر تو شیری انجام می‌گیرد.
 
می‌گوید:"عاشق خاطرات تلخ و شیرین انتخاباتم . عاشق آن جوان که دوم خرداد ۷۶، خودش به یکی دیگر رأی داد، اما برای آن پیرمرد که سواد خواندن و نوشتن نداشت و از جوان خواست، نام آن دیگری را روی برگه اش بنویسد، تقلب نکرد و رعایت کرد در امانت و همان را نوشت که پیرمرد می‌خواست. به به! دم این مردم، گرم! بوسیدنی است دست‌شان! بوسیدنی است رای‌شان! بوسیدنی است انگشت اشاره‌شان! ..."
 
 شاعر در توصیفی عجیب، آرای به صندوق ریخته شده را "بذر"هایی توصیف می‌کند که "پر از میوه خواهد کرد بهارستان را."
 
 چه بسا بشود انواع تقلب درشمارش آرا را به نوعی "آبیاری" همین "بذر"ها دانست. با این حال، صرف نظر از بی‌ربطی و تا حدی مضحک بودن این توصیف، او توجه ندارد که بعضی از همین "میوه"‌های انتخابات قبلی، این بار گندیده تلقی و رد صلاحیت و دور انداخته شدند.
 
 بنا به اخبار رسانه‌های خودشان ظاهراً این بار هم "بذر"‌ها را بیش از حد "آبیاری" کرده اند: از جمله به نوشته خبرگزاری مهر "۳۷۳ هزار نفر در ایلام واجد شرایط رأی بودند"، که به گفته همین خبرگزاری "۳۸۰ هزار تعرفه به صندوقها ریخته شد". چون بیش از حد "آبیاری" کرده بودند، خبر را بعداً تکذیب و حذف کردند.
 
این‌ها همان تعرفه‌هایی ست که شاعر دوست دارد "با همه پیش بینی ها، همیشه کم بیاید و ... زود بروند و از جای دیگر بیاورند! "
 
این شاعر از رو نمی‌رود و با وجود این همه تقلب، دوقورت‌ونیمش  هم باقیست:
 
"دوست دارم انگشتم را به خبرنگاران خارجی، با آن موهای بورشان نشان دهم و دعوت کنم سران کشورهای شان را به دموکراسی! "

 

Share this
Share/Save/Bookmark

" می‌دانیم که مهر نخوردن شناسنامه‌ها دردسرهای زیادی برای صاحبان شناسنامه به همراه خواهد داشت و به‌ویژه وقتی دارندگان شناسنامه‌های بدون مهر انتخابات سر و کارشان با ادارات دولتی و محاضر اسناد رسمی می‌افتد، می‌فهمند یک من ماست چقدر کره دارد. این بنده خدا نفهمیده، یا اگر فهمیده خوب هضم نکرده، که این عروس و داماد بینوا نه به عشق انتخابات، که برای مهر خوردن شناسنامه در صف ایستاده‌اند تا موقع ثبت ازدواج و امور دیگر مشکلی پیش نیاید.
این مشکلات یکی دو تا نیست: گرفتن حواله دولتی برای خرید وسایل خانه، گرفتن وام قرض الحسنه و غیره که همگی به ارائه شناسنامه و دم این و آن را دیدن، تأییدیه گرفتن و گردن پیش این و آن کج کردن نیاز دارد ."

آن شاعر بینوا نفهمیده . شما نیز نفهمیدید .
دریغ از اندکی فراست .
مردم را نهراسانید .

طنز عالی. لذت بردم . این جور مطالب جاشون در زمانه خالیه

این جمهوری اسلامی از این آدمهای عجیب و غریب زیاد داره : آدمهایی که عاشق صفند!!!!.

با سلام به و تشکر از اقای فلاح زاده و زمانه

بسیار جالب بود اما در اول نوشتار شما یک اصطلاحی است افواهی که نیاز به اصلاح نوشتاری دارد و انهم عبارت "بعض" است در جمله اول که مرقوم فرموده اید: "ما همه چیزمان بعض ادمیزاد است" که اگر از مصدر تبعیض امده باشد شاید نیمه درست باشد اما فکر میکنم این اصطلاح "به از" ادمیزاد بوده و تدریجا در گویش های محلی به "به ز" ادمریزاد تبدیل شده و بعد هم ب با فتحه (نه کسره) جای انرا گرفته و حالا شما انرا به صورت "بعض" نوشته اید. شاید هم بنده به غلط استنباط کرده باشم.

دلیل نوشتن این مطلب خرده گیری یا انتقاد نبود اما میخواستم موضوعی را پیش بکشم تا شاید بتوانیم با ان نوشتار پارسی را برای همیشه اصلاح کنیم. شاید نیاز مبرم به این باشد که صاحبنظران رشته ادبیات پارسی به همراه صاحبنظران علوم و دیگر رشته ها گرد هم ایند و فکری به حال این مشکل کنند. شاید لازم باشد که از داشتن چندتا حروف تکراری مثل "ز" و "ض" و "ذ" و "ظ" و یا ث و س صرفنظر کنیم و همه را یک شکل بنویسیم و در عوض برای درست خوانی کلمات نا اشنا فتحه و ضمه و کسره را در میان و یا با حروف با بی صدا بنویسیم. جقیقتش را بخواهید بنده که برخی اوقات از غلط خواندن اسامی یا کلمات نا اشنای حارجی که بدون زیرنویس انگلیس در متن گنجانده شده اند خنده ام میگیرد. بنده پیشنهاد می کنم حد اقل فتحه و ضمه و کسره را در داخل گلمات قرار دهیم تا زبان پارسی را بتوان مثل لاتین یا همان عربی از روی نوشته درست خواند. اینکه ماداریم یک الفبای مرخم (دم بریده) است با حذف زیر و زبر و (سومی اش یادم نیست) که در عین حال چندین حروف تکراری هم دارد که شاید بتوان انهارا حذف کرد و مثلا کلماتی همچون حذف را به صورت "حزف" یا "حظف" یا هر شکل دیگر که صلاح باشد نوشت. به یاد داشته باشیم که حروف الفباء قراردادی هستند و در سنگ نوشته نشده اند که نتوان انهارا به خاطر سهولت کار جایگزین کرد.

باز هم متشکرم.

ابراهیمیان

"
این شاعر از رو نمی‌رود و با وجود این همه تقلب، دوقورت‌ونیمش هم باقیست"
دقیقن درست گفته اید . این ها با اینهمه تقلبی که می کنند ادعای دمکراسی هم دارند

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.

لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.

کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و
منتشر نخواهد شد.

 

لینک به ادیتور زمانه:         

برای عبور از سد فیلترینگ

پرونده ۱۳۹۱ / چشم‌انداز ۱۳۹۲

مشخصات تازه دریافت برنامه های رادیو زمانه  از ماهواره:

ماهواره  :Eutelsat

هفت درجه شرقی

پولاریزاسیون افقی 

سیمبول ریت ۲۲

فرکانس ۱۰۷۲۱مگاهرتز

همیاران ما