خانه | گوی‌سياست

ضربه‌های تحریم نفتی بر اقتصاد ایران

چهارشنبه, 1390-11-19 06:14
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
حمید مافی
هنگامی که اتحادیه اروپا اعلام کرد  تحریم‌های نفتی علیه ایران را به اجرا می‌گذارد، مقام‌های دولتی ایران هشدار دادند که بازنده این بازی کشورهای اروپایی هستند که به نفت ایران نیاز دارند.
 
علیرضا نیکزاد راهبر، مدیرکل دفتر وزارتی وزیر نفت، این تحریم‌ها را هیاهو برای هیچ خواند و اعلام کرد: تنها ۱۸ درصد از نفت صادراتی ایران به کشورهای اروپایی می‌رود. این مقام دولتی اعمال تحریم‌ها را به سود ایران دانست و مدعی شد که با تحریم نفت ایران، قیمت نفت در بازارهای جهانی افزایش خواهد یافت و این به معنای افزایش درآمدهای نفتی ایران است.
 
او گفت: نفت ایران مشتریان خاص خود را دارد و با قدرت اعلام می‌کنیم که ایران در هر شرایطی که باشد نفت خود را خواهد فروخت. این تحریم‌ها بیشتر به ضرر اتحادیه اروپا است که برای تامین سوخت پالایشگاه‌های خود دچار مشکل خواهد شد.
 
نمایندگان مجلس هم به سرعت تصمیم گرفتند تا طرحی برای ممنوعیت صادرات نفت ایران به اتحادیه اروپا به مجلس بیاورند. اما رئیس کمیسیون انرژی مجلس این طرح را شتاب‌زده خواند و خبرگزاری فارس در یادداشتی چنین اقدامی را غیر منطقی ارزیابی کرد و مسوولان توصیه کرد؛ تا هنگامی که اروپا واردات نفت از ایران را متوقف نکرده، ایران به صادرات نفت ادامه دهد.
 
این تنها دولتی‌ها نیستند که مواضعی چندگانه در برابر تحریم‌ها دارند. بلکه در میان کنشگران سیاسی و مدنی ایران هم نگاهی متفاوت بر تحریم‌ها وجود دارد. گروهی از فعالان ایرانی معتقدند که تحریم‌های اقتصادی و نفتی منابع درآمدی حکومت را کاهش خواهد داد و از توان سرکوب دولتی کاسته خواهد شد. به باور موافقان تحریم اقتصادی و نفتی ایران، این تحریم‌ها در ‌‌نهایت به فروپاشی حاکمیت و گذار به دموکراسی در ایران خواهد رسید.
 
در مقابل گروهی نیز مخالف تحریم‌های اقتصادی هستند و معتقدند که این تحریم‌ها بیش از آنکه حکومت را دچار مشکل کند، بر اقتصاد خانوار و بخش خصوصی ایران اثرگذار خواهد بود و زمینه تضعیف و حذف تدریجی طبقه متوسط ایران را فراهم خواهد کرد. این گروه از مخالفان تحریم نگران این هستند که در چنین شرایطی فرایند گذار به دموکراسی در ایران با موانع سخت تری روبرو شود.
 
کدام یک از این دو گروه راست می‌گویند؟ کدام یک از دولت‌ها از تحریم‌ها زیان می‌بینند؟ ایران یا خریداران اروپایی؟ این سو در میان مردم و دولت ایران تحریم‌ها کدام یک را ضعیف‌تر خواهد کرد؟ آیا این تحریم‌ها می‌تواند پروژه تغییر در ایران را سرعت ببخشد یا بازهم گذار به دموکراسی را به تاخیر خواهد انداخت؟
آنچه که در ادامه خواهید خواند پاسخ‌های دکتر احمد علوی، اقتصاد‌دان و استاد دانشگاه‌های سوئد به این پرسش‌ها و ارزیابی او از پیامدهای تحریم نفتی بر اقتصاد ایران است.
 
مسوولان ایران معتقدند که تحریم نفتی اعمال شده از سوی اتحادیه اروپا به زیان کشورهای عضو این اتحادیه است. آیا واقعا چنین است و تحریم نفتی ایران، اقتصاد اروپا را دچار مشکل خواهد کرد؟
 
سبد اقتصادی اتحادیه اروپا، یک سبد اقتصادی بسیار متنوع است و ایران یکی از کوچک‌ترین کشور‌ها به لحاظ صادرات به اتحادیه اروپا به شمار می‌آید. برای همین این تحریم‌ها اگر زیانی هم برای اتحادیه اروپا داشته باشد بسیار کوتاه مدت خواهد بود.
 
چرا که در بلند مدت فراموش نکنید که اتحادیه اروپا دارای ذخایر نفتی است و از نظر منابع تامین انرژی بسیار متنوع است و امکان جایگزینی منبع تامین انرژی را دارد.
 
ایران یکی از کوچک‌ترین کشور‌ها به لحاظ صادرات به اتحادیه اروپا به شمار می‌آید. برای همین این تحریم‌ها اگر زیانی هم برای اتحادیه اروپا داشته باشد بسیار کوتاه مدت خواهد بود
 
همچنین اروپا این امکان را دارد که از کشورهای دیگر و رقبای ایران نفت خود را تامین کند. تنها سه کشور اروپایی اسپانیا، ایتالیا و یونان سهم زیادی از نفت ایران دارند که آن‌ها هم با آزاد شدن صادرات نفت لیبی و آمادگی رقبای ایران برای تامین نفت جایگزین مشکل نخواهند داشت.
 
در همین حال مقام‌های دولتی اثرگذاری تحریم‌ها بر اقتصاد ایران را انکار می‌کنند. این تحریم‌ها چه پیامدهایی برای اقتصاد ایران در سطح کلان و خرد دارد؟
 
اولین تاثیر این تحریم‌ها کاهش صادرات نفت ایران است. همچنین واردات ایران دچار مشکل و محدودیت خواهد شد. این دو بر روی تراز پرداخت‌های ایران تاثیر می‌گذارند. هنگامی که تراز پرداخت‌ها دچار مشکل شود، متغییرهایی مثل رشد اقتصادی و ارزش برابری ریال و ارزهای خارجی کاهش پیدا خواهد کرد.
 
کاهش این دو بر نرخ اشتغال، رشد اقتصادی و بودجه دولتی تاثیر می‌گذارند. کسری بودجه دولت که هم اکنون نیز وجود دارد، بیشتر خواهد شد. نرخ اشتغال کاهش می‌یابد و طبیعی است که این‌ها بر شاخص‌های دیگر اقتصادی اثرگذاری دارند.
 
در سطح خرد نیز، کاهش ارزش برابری ریال و نرخ اشتغال در بودجه خانوار خود را نشان خواهند داد. از یک سو کاهش نرخ اشتغال، به معنای افزایش بیکاران است و از سوی دیگر کاهش ارزش برابری ریال به معنای افزایش تورم خواهد بود. بنا بر اطلاعات ارائه شده از سوی بانک مرکزی، بودجه خانوارهای ایرانی در همه سال‌های گذشته نامتعادل بوده است. به گونه‌ای که با توجه به دهک‌های اقتصادی خانوار‌ها ۲۵ تا ۴۰ درصد کسری بودجه داشته‌اند.
 
کاهش نرخ اشتغال، به معنای افزایش بیکاران است و از سوی دیگر کاهش ارزش برابری ریال به معنای افزایش تورم خواهد بود. گروه‌هایی مثل بازنشستگان و نیروی کار که منبع درآمدشان از محل دستمزد‌ها و بیمه است در این وضعیت آسیب‌پذیر‌تر خواهند شد
 
طبیعتا گروه‌هایی مثل بازنشستگان و نیروی کار که منبع درآمدشان از محل دستمزد‌ها و بیمه است در این وضعیت آسیب‌پذیر‌تر خواهند شد. چرا که با افزایش تورم ارزش حقیقی درآمد‌ها و توان خرید آن‌ها کاهش پیدا خواهد کرد و درآمدشان تکافوی جبران افزایش هزینه‌ها را نمی‌دهد. همه این موارد در کنار هم سبب افزایش شکاف طبقاتی، افزایش فقر و حاشیه‌نشینی اقتصادی که پیش از این هم شاهد بوده‌ایم، خواهد شد.
 
این تحریم‌ها چه پیامدهایی بر اقتصاد بخش خصوصی ایران دارد؟
 
ما در ایران شاهد بخش خصوصی بالنده‌ای نیستیم. بخش خصوصی ما بیشتر از منابع نفتی و رانتی تغذیه می‌شود. هیچ‌گاه به بازار رقابت جهانی وارد نشده و تلاش کرده؛ نیازهای داخلی را تامین کند که در این راه هم موفق نبوده است. هیچگاه یک بخش خصوصی پایا، پویا و زایا نداشته‌ایم. در چنین شرایطی طبیعی است که این بحران‌ها به این بخش هم ضربه بزند.
 
همچنین این بخش نه در عرصه رشد اقتصادی اشتغال زایی و نه در عرصه نوآوری و فناوری موفق بوده و طبیعی است وقتی که عرصه به این صنعت نفتی و رانتی تنگ شود، امکان بقاء کمتری داشته باشد. بنا برآمارهای رسمی، سه تا پنج میلیون نفر و بر اساس برخی آمار‌ها هفت میلیون نفر در این بخش مشغول به کار هستند و با این وضعیت ۵. ۲ تا سه میلیون نفر در خطر از دست رفتن شغل خود قرار دارند.
 
در چنین وضعیتی این نگرانی وجود دارد که این تحریم‌ها از یک سو موجب تولد طبقه جدیدی از مدیران دولتی در ایران شود که با استفاده از امکانات دولتی و در بازارهای تحریم شده به ثروت حاصل از دلالی دست یابد. از سوی دیگر طبقه متوسط ایرانی در معرض تهدید و حذف قرار گیرد. این دو در کنار هم فرایند گذار به دموکراسی در ایران را با مانع روبرو نخواهد کرد؟
 
گروه کوچکی که منابع اقتصادی و منزلتی و سیاسی را در اختیار دارد با استفاده از شرایط بحران می‌تواند موانع موجود در سر راه خود را بردارد تا تمرکز قدرت، ثروت و منزلت بیشتر شود
 
در علم اقتصاد، ما یک ادبیات اقتصاد تحریم داریم. در آنجا در باره پیامدهای تحریم در سطح کلان و خرد و هینطور پیامدهای تحریم در سطح اقتصادی و اجتماعی، بحث می‌شود که از سوی اقتصاد دان‌های ایرانی مغفول مانده و روی آن چندان کار نشده است. تحریم‌ها به صورت طبیعی روند توسعه اقتصادی و به طبع آن روند توسعه سیاسی و اجتماعی را زیر ضرب می‌گیرد.
 
در ایران هم اکنون یک طبقه رانتی حاکم است. یک طبقه‌ای که بعد از انقلاب به وجود آمده است. طبقه‌ای که از لایه‌های ضعیف‌تر به بالا آمد و قدرت سیاسی و منابع اقتصادی را در اختیار گرفتند و گفتمان جدیدی خلق کردند و این مساله تازه‌ای نیست.
 
اما نقطه عطفی که هم اکنون شاهد آن هستیم، این است که گروه کوچکی که منابع اقتصادی و منزلتی و سیاسی را در اختیار دارد با استفاده از شرایط بحران می‌تواند موانع موجود در سر راه خود را بردارد تا تمرکز قدرت، ثروت و منزلت بیشتر شود.
 

در چنین شرایطی که حالت بحرانی است، نیرو‌ها و گروه‌های اجتماعی در هراس هستند، نهادهای مدنی تخریب می‌شوند و امکان سرکوب وجود دارد، این گروه امکان گسترده تری برای تمرکز قدرت، ثروت و منزلت خواهد داشت. 

Share this
Share/Save/Bookmark

این روزها از تحریم نفت بیشتر صحبت شده است در حالی که تاثیر آن به مراتب کمتر از قطع ارتباطات مالی و تحریم بانک مرکزی ست . توقف مبادلات ارزی بطور کلی حتی در صورت فروش نفت اختلالات بسیاری در اقتصاد ایران ایجاد خواهد کرد هم اکنون هم ما شاهد هستیم که کشتی های غلات بر می گردند و یا پرداختهای برنج به هندیها و همچنین روغن به تجار مالزی سبب قطع واردات این کالاها شده است . و اگر شرکت سوئیفت هم ایران را تحریم کند کلیه ی مبادلات ایران با جهان تنها بصورت تهاتری درخواهد آمد و اینجاست که تحریم نفت اثر کوبنده ای خواهد داشت . از اینرو ما همین الان شاهد تاثیر تحریمها بر اقتصاد ایران هستیم و در صورتی " طبقه ی تکنوکرات دولتی " می تواند بوجود آید که مبادلات تهاتری شکل بگیرد با توجه به تحریم همه جانبه این امر منتفی ست . از اینرو علی رغم مشکلات عدیده ای که تحریمها بر اقشار کم درآمد خواهد گذاشت این محتکرین هستند که سود بی پایانی در این وادی خواهند برد . نفت و پتروشیمی بطور کلی متوقف شده و دولت را به زانو می آورد . اما قشر ثروتمند هم مجبور است کالای خود را در حبس نقدینگی اش و یا تبدیل آن به کالاهایی که می توانند ارزش خودشان را حفظ کنند تبدیل نمایند . این خود تبدیل بحرانی برای حکومت ایجاد خواهد کرد و ... چشم بسته می توان غیب گفت وقتی شما تحریم هستید ظزورتا نه تنها توسعه ندارید ضرورتا رکود بحرانزا دارید نفت روی دستتان مانده نمی توانید آنرا تبدیل به روغن و برنج کنید ضرورتا و الزاما تولید آن متوقف می شود این نه تنها رکود است بلکه جمع شدگی و یا بقول انگلیسی ها شرینک هم خواهید داشت . از اینرو رکود بیکاری عقب ماندگی فقر جنایت و .... در عرصه ی اجتماعی و اقتصادی جمهوری اسلامی را دچار بحران خواهد نمود و بدین سبب بحران سیاسی نیز حادتر می گردد . با توجه به شرایط حاضر که جناحهای حکومتی به جان هم افتاده اند پس از انتخابات جمهوری اسلامی مجبور است هسته ی متلاشی شده اش را مجددا بازسازی نماید که این در سازمان یابی جمهوری اسلامی ایجاد بحران درونی را لاجرم افزایش خواهد داد بحران هسته ی دیکتاتوری برای بازسازی خودش بحران اقتصادی و سیاسی اش با مردم و همچنین بحران تحزیمها با خارج و ... هر کدام برای هر حکومت کاملا متعارف هم خرد کننده خواهد بود چه رسد به جمهوری اسلامی . جمهوری اسلامی که همیشه از بحرانها برای سرکوب استقبال می کرده است اینبار خود در دام آن کرفتار آمده و همه ی بحرانهای سیو سه سال گذشته را باید یکجا پاسخگو باشد . اما تحریمها و رچز خوانی های غرب و جمهوری اسلامی را با چند گزینه روبرو کرده است یا جمهوری اسلامی عاقلانه به خواست جامعه ی جهانی پاسخ می دهد که باید نه تنها در غنی سازی اورانیوم که حتی در رابطه با باز نمودن فضای سیاسی و اعمال حقوق بشر و ... هم سر تعظیم فرود آورد و یا همچنان که " رهبر غالیقدر " فرمودند تا آخر ایستادگی می نماید که در این صورت بحرانهای داخلی و خارجی او را باز محبور به تعظیم و یا جنگ فرامیخواند . هر راهی که " رهبر فرزانه " انتخاب کند همه ی راهها به رم ختم می شود . راهی که خامنه ای انتخاب کرده راهی پر هزینه هم برای خودش هم برای مردم و هم برای جامعه ی جهانی خواهد بود اما تفاوت راه عاقلانه و راه ایشان تنها در پر هزینه کردن آن است . او ضرورتا به همراه افراد چاپلوسش سرنوشتی به مراتب فجیع تر از قذافی خواهند داشت . دیر نیست . و همانگونه که مردم کوچه و خیابانهای ایران همین حالا می گویند ما حاضریم چندین شبانه روز گرسنگی بکشیم اما این جرثومه ی فساد شرش کنده شود از اینرو مردم نیز تا پای جان ایستاده اند تا حد اقل فرزندانشان و نسلهای آینده بتواند در یک کشور دموکرات و آزاد زندگی کنند . و خارجه نشینها هم لطف کرده و با لابی های خودشان دل به حال این مردم نسوزانند . مردم حاضرند همه ی این فشارها را برای رهائی تحمل کنند . دل نسوزانید شما راحت باشید . تا همینجا کافی ست .

تحریم نفتی تحریم بانک مرکزی خطر حمله نظامی ازجانب غرب و
توسعه اجتماعی و بحران ارزی نپرداختن بهای برنج و روغن به هند و مالزی و
دموکراسی و حاشیه نشینی واعتیاد و فقرو وتورم
مقوله های متفاوتی هستند که در بیشتر مراتب همگرا که نیستند سهل است مقابل یکدیگر هم قرار میگیرند معلوم نیست اقتصاد دان محترم چگونه انها را باهم جمع نمود ه و یادر کامنت ارائه شده در کنار ودنبال هم قرار میگیرند
تحریم نفتی اروپا در صورتیکه ایران نتواند مشتری جانشین را بدست اورد 18 ملیارد از درامد نفتی ایران کم میکند ایا جمهوری اسلامی بیشتر از 80 ملیارد دلار واردات دارد طبق امار منتشر شده از سوی بانک حهانی و صندوق بین المللی پول واردات سال گذشته ایران 60 ملیارد دلار بوده است
برای انکه به یک جمع بندی تقریبی بدون مناقشه برسیم با استفاده از امار همین منابع و سازمان انرژِی بین المللی بهای متوسط نفت خلیج فارس در سال گذشته93 دلار بوده است وبا مداقه به سهم ایران در او پک شرکت نفت روزانه 2 ملیون و 300 هزار بشکه نفت صادر کرده است و همین روند هم اکنون ادامه دارد
صادر کنندگان نفت برای مشتریان دائم همیشه تخفیفی از 3 تا 15 در صد در نظرمیگیرند که ایران هم از ان مستثنی نیست حاصل ضرب بهای نفت در صادرات روزانه با عنایت به ارقام تخفیفی نشان میدهد که درامد ایران از صادرات نفت برای سال 2011 نزدیک 100 ملیارد دلار بوده است که باید صادرات میعانات گازی و مواد پترو شیمی را هم بدان افزود که بدون درنظرگرفتن سنگهای معدنی و محصولات کشاورزی رفم 120 ملیارد دلار را نشان میدهد
شیوه معاملات کنونی که بر پایه دلار است و مدتهای مدیدی هم ایران وهم امریکا بدان حساس هستند بدینگونه است که کشور های دریافت کننده نفت بهای انرا در کشور خود نگاه میدارند وبر اساس دستور بانک مرکزی ایران انرا بکشور های صادر کننده کالامنتقل میکنند واکثرا خود خریداران نفت کالاهائی بایران صادر میکنند که وجوه ان تهاتر میگردد
اگر کشور وارد کننده منبع صادراتی نباشد وجوه بصورت پولهای دیگر که مشمول تحریم نیستد حواله بانکها میشود و یا در نهایت باخرید طلا بایران سرازیر میگردد
نمونه مورد بحث شیخ نشین دبی است که با اطلاع دیگران سالیانه معادل 35 ملیارد دلار را به درهم تبدیل میکند و در اختیار شرکتهای واسطه ایرانی میگذارد که چندی پیش هم شاهد از لیست خارج شدن 101 شرکت مشکوک بودیم
که کلکشن ان مورد اعتراض قرار گرفت وبصورتی حل شد
ترکیه و مالزی هم در همین راستا قرار میگیرند
اما اگر بهای برنج وارد شده از هند وروغن از مالزی پرداخت نشده باتوجه بانکه شرکت نفت حداقل 11 ملیارد دلار صادرات نفتی به هند دارد و مسلما همیشه مبالغی در این کشور باقی است باید مشکلات را در سیتم اداری ایران جستجو کرد ونه در ناتوانی ازپرداخت 20 ملیون بهای برنج
در مورد مالزی وضع بهمین شکل است زیرا این کشور هم وارد کننده نفت از ایران است و هم بانک واسطه قابل قبول یاد شده برای انتقال پول
اگر سوال شود که ایران درامد ارزی 138 ملیارد دلار ی درکل شامل نفت ومیعانات گازی و پترو شیمی سنگهای معدنی مس و سرب وروی اهن و پسته و زعفران و سایر صادرات سنتی است ولی فقط 60 ملیارد دلار واردات دارد پس بقیه پولها کجاست ما بسوال گروه اقتصاد دان جبهه ملی میرسیم که میگویند چگونه است که در 5 سال گذشته 57 ملیارد دلار از کشور خارج شده و دلیل و مقصد ان ذکر نشده است ونتیجه این سوال زندانی شدن یک استاد اقتصاد عضو جبهه ملی شده است
بنابرین تا اینجا مشخص میشود که تحریم خرید نفت ایران توسط اروپا در صورت موفقیت میتواند 20 ملیارد دلار از منابع ارزی ایران بکاهد ولی همچنان با روند گذشته ایران تراز مثبت ارزی خواهد داشت
ما درسالهای 73 تا 76 شاهد نزول قیمت نفت تا مرز 8ونیم دلار بودیم که در بعضی مواقع هربشکه نفت تا 6دلار و نیم هم معامله شده است وایران بابت خرید مدت دار تا 30 ملیارد دلار هم بده کار بوده است
اقای استاد اقتصاد میدانند که تورم ناشی از نقدینگی بسیار است که گرانی تولید میکند واگر هم اکنون تجربه تورم بالای 20 درصد را داریم حجم اعتباری 350 هزار ملیارد تومانی است که با اقتصاد کشور همگن نیست وافزایش بهای انرژِی کالاهای انرژِ ی بر و حمل ونقل را نامتوازن ساخته واقتصاد میدان تره باری ایران را بهم ریخته وکار کارشناسی در دست دولت بی لیاقت است
مشخصا دوران گذار اقتصادی ایران در مرحله تاثیر گزاری خوداست وسال جهاد اقتصادی و تلاش مضاعف وحرفهائی نظیر ان مثل شبهای شعر ملتهای اسلامی است وکار این اقایان نیست
اشتغال با واردات کالا حل نمیشود چنانکه با بهره 30 درصدی بانکها هم عملی نیست
حکومت میخواهد اقتصاد بازار را با بکار گیری حدیث نبوی حل کند وهرگاه مورد اعتراض شاخصهای تورمی قرار میگیرد به ضریب جینی انهم دستکاری شده متو سل میشود وعجیب اینکه منقدین محترم هم در این دام میفتند
حکومت ایران مطلقا هدف نزدیکی با ازادی و دموکراسی راندارد و رسما لیبرالها و سکولارها و ازادیخواهان را خارج ازحکومت اسلامی میداند وبا هر وسیله ای از جمله سرکوب خیابانی و زندان با ان مواجه میشود ومسلما از تحریم فضای بسته را
رسم میکند و حاضر نیست چنین مسائلی را بررسی کند و یا بشنود
این صحیح است که اگر امروز غنی سازی اورانیوم متوقف شود غرب خواسته های دیگری را عنوان خواهد کرد که انها ربطه بین دولتهاست نه ازادی برای مردم
دموکراسی برای مردم ازراه تحریم اقتصادی و یا حمله نظامی بدست نمیاید نگاه کنید به لیبی وشهرهای بمباران شده را ببینید از 50 هزار نفری که کشته شده اند وحکومتی که خود از همکاران قذافی بوده اند وهمچنین نیروی مسلحی که تابع دولت نیست که خو دزندان دارد و شکنجه میکند وجوابگوی هیچکس نیست و نفتی که تولید میشود و در هیچ سیاهه ای درج نمیگردد یاد اورید که سر انجام دخالت غرب در ایران رانقاشی میکند
هم اکنون رهبری بر روی گنج بنیاد مستضعفان نشسته است و 80 در صد ثروت ایران را که اموال مصادره شده انقلاب است در اختیار دارد و علاوه بران متولی موقوفه امام رضا است که ثروتمند ترین بنیاد ایران است
این ثروت عظیم که شامل تمام کارخانه ها و زمین وموقوفه هاست هیچ حساب و کتابی ندارد و دیناری مالیات نمیدهد سهل است بنیاد مستضعفان مقاطعه کا درشتی است که هم ازاد راه شمال را نمیسازد و هم سواپ نفتی را در اختیار دارد چه جوابی برای این مساله متصوراست
از طرف دیگر سپاه پاسداران را داریم که از نفت تا سد و راه و کارخانه ولوله نفتی و بانک وهرچه دران متصور است با قدرت تمام در اختیار گرفته است و اخیرا هم وزارت نفت یعنی منابع زیر زمینی را یکجا بلعیده است وبا تشکیل کابینه پاسداری و مجلس پاسداران و مدیریت هسته ای پاسداری وهرجه دران هست بر مملکت مستولی شده است ولی منتقدین فرهیخته ما را ه ازادی مردم را درتحریم نفتی و تحریم مالی و یا بانکی جستجو میکنند
زهی خیال باطل که این حکومت که مردم را امت میداند ازادی بدهد وباطل تر انکه ما بخواهیم غرب بیاید برای ما کار کند
غرب میخواهد سهم خود از رانت نفت را دریافت دارد همانطور که از عربستان امارات و قطر و کویت و نهایتا لیبی میستاند راه ازادی ما از مسیر غرب نیست داریم وقتمان را تلف میکنیم و با ریسمان پوسیده غرب بچاه میرویم
باور کنید همین امروز اگر قرار داد بیع متقابل را همینطور که در عراق عمل میکنند بجای 1لار و 45 سنت که قرار دادهای ما بران استوار است به 5و نیم دلار تغییر دهیم و سهمیه نفت به قیمت یک پنجم قیمتهای بین المللی برای بعضی از مشتریان در نظر بگیریم جمهوری اسلامی چون عربستان وکویت و امارات وقطر نه تنها مشمول تحریم قرار نمیگیرد بلکه ایران هم میتواند هواپیماهای رافائل را ببهای هر فروند 200 دلار بخرد نه چون هند که 87 دلار میدهد همچنین پاسداران ایران میتوانند فانتومهای اف 35 را خلبانی کنند ونه تنها تروریست نباشند بلکه استادیوم ها فوتبال راهم صاحب شوند

;کامنت گذار یکسویه فقط از درآمدها می گوید اما ما موضوع را براساس مبادله تبیین می کنیم که مبنای مبادلات نه فقط صادرات کالا بلکه مبادلات ارزی را در راس خود دارد موضوع آنست که بسیاری از مبادلات بعلت تحریم های مالی دچار توقف شده و مبادلات تهاتری جای آنرا می گیرد . از سوی دیگر خریداران بدنبال اطمینان بازار خود هستند در شرایط جنگی یک کشور روی به بازارهای امن می برند هم اکنون مثلا چین که با تحریمها هم مخالف است برای اطمینان از جریان نفتش مقدار خرید از ایران را کاهش داده و باز هم کم خواهد کرد از اینرو بحران سیاستهای خارجی تاثیر متقابل بر روی هم گذاشته شرایط را حادتر خواهند کرد . ما بحران سیاست خارجی ایران را و تحریمها را باز هم یکسویه نمی دانیم ورود تکنولوژی ورود سرمایه و ..... تاثیر در رشد و توسعه ی داخلی نیز خواهند داشت . اما بحران داخلی چه از نظر تولید که هم در بخش کشاورزی و هم در بخش صنعت توسط دولت نابود شده است بیکاری فزاینده ای را ایجاد نموده است بیکاری دو رقمی و تورم دو رقمی خود نشانگر بحران اقتصادی سیاسی و اجتماعی ست و تاثیر تحریمها و اختلاف درون حکومتی و استبداد داخلی کشور را دچار بن بست نموده است نارضایتی عمومی شدت یافته است و روز به روز هم بر شدت آن افزوده خواهد شد . از اینرو تولید مبادله و توزیع همگی دچار بحران هستند بحران سیاسی افزایش یافته و همگی دست به دست هم داده ضرورتا راه برون رفت از این بحران آنگونه که شما می فرمائید فساد بیشتر صاحب منصبان نخواهد بود بلکه جایگزینی این صاحب منصبان فاسد با نمایندگان واقعی مردم راه حل آن است ممکن است زمان ظهور و سقوط کوتاه یا بلند مدت باشد اما از آن گریزی نیست .

در پاسخ به کامنت اقای فرهاد فریاد محترم
متاسفانه عمر این مبحث در سایت زمانه رو به پایان است ونمیتوان برون رفت از بحران را که هم جنبه اقتصادی دارد و هم در بعد اجتماعی و سیاسی وروابط بین المللی قابل تامل است درچراغ اخر حلاجی و بیان کرد چون مطلب باید بگونه ای باشد که خوانندگان بیشتری را در بر بگیرد
بحث این بود که در یک پاسخ و پرسش همه معضلات کشور در چار چوب تحریم بررسی شده بود که غلط داشت و میبایست انرا روشن کرد
به امید مقاله ای دیگر که زمانه اگاهانه طرح کند و شما و منهم مشکلات و راههای برون رفت از بحران را به اگاهی خود ودیگران برسانیم

گمان می کنم که کمنت گزاران حرفه ای وجود دارند که کمنت هایشان بیشتر از اصل است. اگر ما اینقدر محقق و دانشمند داریم بفرمایند و بنویسند و اصلش را بنویسند چرا کمنت میگذارند؟ بیچاره مصاحبه شونده ای که به محاصره اینهمه دانشمند قرار گرفته

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.

لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.

کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و
منتشر نخواهد شد.

 

لینک به ادیتور زمانه:         

برای عبور از سد فیلترینگ

پرونده ۱۳۹۱ / چشم‌انداز ۱۳۹۲

مشخصات تازه دریافت برنامه های رادیو زمانه  از ماهواره:

ماهواره  :Eutelsat

هفت درجه شرقی

پولاریزاسیون افقی 

سیمبول ریت ۲۲

فرکانس ۱۰۷۲۱مگاهرتز

همیاران ما