خانه | گوی‌سياست

نامه اوباما به خامنه‌ای؛ تهدید یا دعوت به سازش؟

جمعه, 1390-10-30 20:54
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
در گفت‌وگو با علیرضا نوری‌زاده
ایرج ادیب‌زاده

در حالی که هنوز دولت آمریکا، به شکل رسمی، محتوای نامه‌ای را که باراک اوباما برای آیت‌الله سید علی خامنه‌ای فرستاده اعلام نکرده، دیدگاه‌‏های مختلفی در این‏ زمینه در ایران مطرح شده است.

ازجمله علی مطهری، نماینده مجلس گفته است که قسمت اول نامه از موضع تهدید نوشته شده و قسمت دوم از موضع دوستی و مذاکره‏ مستقیم.

 
در گفت‌وگو با علیرضا نوری‌زاده، روزنامه‌نگار، نویسنده و کارشناس سیاسی در لندن، از او ‏پرسیده‌ایم: با وجود این‏که باراک اوباما هفته‏ گذشته تحریم صنعت نفت و بانک مرکزی ایران را امضا کرده، این نامه چرا در چنین زمانی ارسال شده است؟
 
 
 
 
علیرضا نوری‏زاده: این اولین ‏باری نیست که آقای بارک اوباما نامه‌ای برای آقای خامنه‌ای می‌نویسند. تقریباً دیگر برای آقای اوباما و دولت آمریکا آشکار شده است که تعامل با رؤسای جمهوری و مسئولان بلند‏پایه‏ جمهوری اسلامی ثمری ندارد. آن‏ کس که شعار "مرگ بر امریکا" و بستن در به روی آمریکایی‌ها اعمال می‌کند، سید علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی است.
 
آقای اوباما در آغاز روی کار آمدن، زمانی که دست دوستی به سوی جمهوری اسلامی دراز کرد، یا به عبارتی، از سیاست چماق و هویج، هویج را در برابر جمهوری اسلامی نهاد، نامه‌ای برای آقای خامنه‌ای نوشت. پاسخ آقای خامنه‌ای هیچ‏گاه آشکار نشد.
 
گو این‏که در پیوند با نامه‏ آقای اوباما، حرف‏هایی این‏جا و آن‏جا زده شده است که مبنای نامه تحبیب بود و آمادگی آمریکا برای گفت‌وگو. منتها شروطی داشت که مسئله‏ همکاری دو کشور در عراق، افغانستان، مسائل خاورمیانه، دست برداشتن ایران از معارضه با صلح خاورمیانه و پرونده‏ اتمی را در بر می‌گرفت.
 
نامه‏ دوم آقای اوباما که زمان آن بسیار نامناسب بود، در اوج جنبش سبز ارسال شد. این نامه که باز هیچ‏گاه محتوای کامل آن آشکار نشد، بسیار بر جنبش سبز گران آمد.
 
یادم هست شعاری در آن وقت مطرح شد که اگر این‏بار مردم مرگ بر آمریکا بگویند، این مردم ایران و توده‏ مردم هستند که این شعار را خواهند داد. آقای اوباما سعی کرد انعکاس غیر مطلوب و منفی نامه‏اش را در بین ایرانیان کمی تعدیل کند. البته بعد خانم کلینتون به میدان آمد و با مواضع روشن و آشکار علیه جمهوری اسلامی، از بار منفی این نامه کاست.
 
نامه‏ سوم، در شرایطی نوشته شده است که از یک طرف، مجازات‏ها در بالاترین شدت‏ آن اعمال می‏شود، جمهوری اسلامی در موقعیتی بسیار ضعیف قرار گرفته است و درست شبیه کسی که در کنجی قرارش داده‏اند، با فریاد و نعره و شعار، می‏خواهد بگوید که قدرتمند است.
 
غسان شربل، سردبیر "الحیات" در مقاله‏ای جمهوری اسلامی را به بوکسوری تشبیه کرد که در گوشه‏ رینگ می‏داند که بازی را باخته است و وضع بسیار بدی دارد و فقط عربده می‏کشد تا شاید حریف مقداری از عربده‏ کشی‏هایش بترسد. همین حالت را جمهوری اسلامی دارد.
 
در این نامه، آقای اوباما سیاست چماق و هویج را اعمال کرده است. به این معنا که به جمهوری اسلامی اخطار کرده است که هرنوع اقدامی برای اخلال در کشتیرانی بین‌المللی در تنگه‏ هرمز، جمهوری اسلامی را با عواقب بسیار خطرناکی روبه‌رو خواهد کرد. به معنای دیگر، در آن پاره‏ اول، به نوعی اعلان جنگ به جمهوری اسلامی داده است اگر، دست از پا خطا کند و بخواهد در خلیج فارس دست به ماجراجویی بزند، اما همان‏طوری که شیوه‏ ایشان است و در همان پیام نوروزی ایشان در دو سال پیش دیدیم، بلافاصله صحبت از آن می‏کند که اگر جمهوری اسلامی در سیاست‏هایش تعدیل ایجاد کند و دست از این نوع سیاست‏های رادیکال بردارد، درها به روی او باز خواهد شد و آمریکا این آمادگی را دارد که با گفت‌وگو‌های مستقیم، درباره‏ همه‏ مشکلاتی که بین دو کشور وجود دارد، گفت‌وگو‌ کند.
 
این‏که در جمهوری اسلامی سردرگمی می‌بینید و هرکس به‏ نوعی این نامه را تعبیر و تفسیر می‌کند، علتش آن است که اولاً اصل نامه به جایی اعلام نشده است و شاید فقط چند تن از مشاوران آقای خامنه‌ای، مانند آقای ولایتی، از محتوای کامل نامه باخبر باشند. حتی این‏ بار کسانی مانند آقای رفسنجانی دیگر طرف مشورت نیستند. احتمالاً آقایان حداد عادل، ولایتی، اصغر حجازی و تا حدی آقای لاریجانی مورد مشورت قرار گرفته باشند.
 
باز اما به نظر من، جمهوری اسلامی قادر به دادن پاسخ به این نامه نیست. برای این‏که برای آقای خامنه‌ای "مرگ بر آمریکا" یعنی زندگی، یعنی ادامه یافتن، یعنی بقا و او یکی دو نوبت به تلویح و تصریح گفته است: روزی که سفارت آمریکا در ایران باز شود، ما باید بارها را ببندیم و برویم. آقای خامنه‌ای می‌داند که باز شدن سفارت آمریکا در ایران، تا زمانی که او زندگی می‏کند، امکان ‏پذیر نیست.
 
در این نامه، آقای اوباما سیاست چماق و هویج را اعمال کرده است. به این معنا که به جمهوری اسلامی اخطار کرده است که هرنوع اقدامی برای اخلال در کشتیرانی بین‌المللی در تنگه‏ هرمز، جمهوری اسلامی را با عواقب بسیار خطرناکی روبه‌رو خواهد کرد.
 
در عین حال، آمریکایی‌ها هم حاضر به گفت‌وگو‌ها یبیهوده‏ گذشته نیستند. الان خیلی صریح و روشن از جمهوری اسلامی تعهد می‏خواهند و طبیعی است آقای خامنه‏ای چنین تعهدی نمی‏تواند بدهد. تلاش‌های احمدی‌نژاد هم برای گشودن باب گفت‌وگو‌ با آمریکا، مانند تلاش‏های خاتمی، به بن‏بست خورده است. بنابراین بخش اول این نامه که کشورهای دوست و متحد آمریکا در منطقه‏ خلیج فارس را راضی کرده، با بخش دوم‏ آن، در عمل نوعی ایجاد شک و تردید کرده است که مبادا آمریکا بخواهد باز در پس پرده دست به سازشی با جمهوری اسلامی بزند. گمان می‌کنم، اسرائلیلی ها و کشورهایی مانند عربستان سعودی و امارات، از این نوع نامه‌بازی‌های آقای اوباما خوشحال نیستند.
 
در این میان، دولت آمریکا محتوای نامه را به‏ طور رسمی فاش نکرده است، اما چرا با این‏که بسیاری از نمایندگان و افرادی که در اطراف آقای خامنه‏ای هستند، گفته‏اند که آمریکا به‏ نوعی درخواست مذاکره مستقیم کرده است، در ایران این نامه را منتشر نمی‌کند؟
 
اگر بخواهند آن نامه را منتشر کنند، بخش‏هایی از آن بسیار توهین‏ آمیز است و بخش‏هایی از آن نشان می‏دهد که بلوف جمهوری اسلامی توخالی است. این است که چنین نامه‌ای منتشر نخواهد شد. احتمالاً در آستانه‏ انتخابات، چند سطری از نامه را، طوری که بتوانند روی آن به ره‏بر داری سیاسی کنند، اعلام می‌کنند، ولی نه محتوای کامل نامه را.
 
بنابراین من تصور می‌کنم که بازی با این نامه، شاید چند وقت دیگر هم ادامه پیدا کند، اما آمریکایی‏ها پاسخ‏شان را گرفته‏اند و گمان من این است که آمریکا تلاشی برای احیای آن‏چه در این نامه عنوان شده، نکند. سیاست‏ها روشن است. مجازات‏ها تشدید شده است و آمریکایی‌ها نتیجه مجازات‌ها را دارند می‌بینند.
 
بالا رفتن دلار و طلا با این وضع جنون‏ آمیز، رسیدن سکه به قیمت ۸۰۰هزار تومان، نشان‏ دهنده‏ یک اقتصاد بیمار و در حال ورشکستگی است. بنابراین آمریکا به نتیجه‏ کارش رسیده است و شاید در کاخ سفید، کسانی امیدوار باشند که جمهوری اسلامی وقتی به زانو بیافتد، گریزی جز گفت‌وگو پیدا نکند. من تصور نمی‌کنم چنین اتفاقی، تا زمانی که آقای خامنه‌ای سر کار است بیافتد.
 
 
در این میان، نقش جمهوری اسلامی در سوریه هم غربی‌ها را نگران کرده است و انگشت گذاشته‌اند روی نقش ایران در مسائلی که نزدیک به ۱۰ ماه است که در سوریه ادامه دارد. حتی اخوان‏ المسلمین سوریه پیشنهاد جمهوری اسلامی برای میانجی‏گری را رد کرده است. نظر شما درباره‏ نقش جمهوری اسلامی در سوریه چیست؟
 
اصولاً یکی از انتقادها و ایرادهای بزرگی که آمریکایی‏ها و متحدان اروپایی‏شان به جمهوری اسلامی می‌گیرنند، نقش مخرب‏اش در سوریه و عراق است.
 
به این معنا که در عراق، طبیعتاً با این ماجراجویی و بازی آقای مالکی برای بیرون راندن شرکای سیاسی‏‏اش از قدرت، نقش بسیار ویرانگرانه‏ای است و می‏بینیم که امنیت را در عراق به‏هم ریخته است و اصولاً نظام سیاسی عراق در معرض خطر سرنگونی است. از سوی دیگر، در سوریه، جمهوری اسلامی تمام تخم‏ مرغ‏هایش را در سبد بشار اسد گذاشت و دست هم نمی‌کشد. هنوز شش‏ هزار کشته را نمی‌بینند و صحبت از توطئه‏ استکبار و صهیونیست‌ها می‌کنند.
 
در حالی‏که پایدارترین متحد رژیم بشار اسد اسراییل است. اسراییلی‏ها به‏هیچ‏روی نمی‏خواهند بشار سقوط کند. برای این‏که از سال ۱۹۷۳ تا امروز، پدر بشار اسد و بعد از او، بشار، با وجودی که بخشی از سوریه (جولان) در اشغال اسراییل است، اجازه نداده‏اند در مرزهای اسراییل با سوریه، یک گلوله در برود. بنابراین اسراییل می‏خواهد نظامی مانند سوریه باشد، شعار بدهد، ولی کاری نکند.
 
با این همه، به نظر من، عمر بشار به‏ سر آمده است. یعنی فضایی که در سوریه وجود دارد، آن‏چنان فضای پر‌کینه‌ای است که اگر بشار این وضع را ادامه بدهد، بدون تردید در سوریه جنگ داخلی صورت خواهد گرفت. الان هم نمادهایی از این جنگ را در "زبدانی"، "درعا" و در بعضی جاهای دیگر می‌بینیم.
 
ارتش جدا شده‏ سوریه، در بعضی جاها کنترل کامل را به‏ دست به دست گرفته‌اند. بنابراین جمهوری اسلامی یک واسطه‏ بی‏طرف نیست که بتوان بر او تکیه کرد. اخوان‏ المسلمین جمهوری اسلامی را قبول ندارد و باور ندارد که جمهوری اسلامی می‏تواند میانجی خوبی باشد. چون جمهوری اسلامی است که سوریه را ترغیب و تشویق به کشتار می‏کند.
 
در عین حال، در جایی مثل "شورای ملی سوریه"، به رهبری آقای برهان غلیون، اصلاً حاضر به مذاکره با جمهوری اسلامی نیستند و معتقدند این‏کار آب در هاون کوبیدن است. آمریکایی‏ها هم بر این نقش جمهوری اسلامی واقف هستند. همین چند روز پیش اعلام کردند که آقای قاسم سلیمانی، فرمانده‏ سپاه قدس، در رفت‌وآمد به سوریه است. گویی این خبر، خبر جدیدی نیست. ما می‌دانستیم، در این‏ زمینه نوشتیم و در جاهای دیگر گفته شد، ولی الان آمریکا اقرار به این مسئله می‌کند و نقش ویرانگر سپاه قدس را دارد عنوان می‌کند.
 
بنابراین تصور می‏کنم یکی از مسائلی که آمریکایی‏ها به عنوان اقدامات جمهوری اسلامی در جهت اخلال، اولاً به روند بهار عربی و بعد سرکوبی مردم، مورد سئوال‏شان است، همین مداخلات رژیم ایران در سوریه است.

 

Share this
Share/Save/Bookmark

واقعیت اینستکه باراک اوباما نامه ای در رابطه با احتمال بستن تنگه هرمز برای خامنه ای نوشته است واین نامه فقط تهدید نظامی نبوده است زیرا در عرف دیپلماسی به ارسال چنین اخطاری فرستادن نامه اطلاق نمیشود
نامه ای بوده که پی امد های ملموسی داشته است زیرا بلافاصله وزیر دفاع ایران اعلام کرد که ما نگفته ایم که تنگه هرمز را میبندیم بنابرین قسمت اول نامه مشخصا نتیجه روشنی داشته است
اما قسمت دوم نامه انجام تعهد توسط امریکا ست زیرا وزیر دفاع امریکا اعلام کرد که ایران بمب هسته ای ندارد زیرا سلاح هسته ای خط قرمز ماست یعنی چون بمب هسته ای ندارد ما هم حمله نظامی نخواهیم کرد
در تعقیب همین بیانات اقای بارک وزیر دفاع اسرائیل اعلام داشت که حمله نظامی بایران در برنامه کنونی اسرائیل نیست
پس نامه دو نتیجه ملموس داشته است که خطر بسته شدن تنگه هرمز که افزایش بهای نفت را میتوانست بدنبال بیاورد و خطر حمله نظامی خواه از طرف اسرائیل و خواه از طرف امریکا و یا متفقا را منتفی کرده است
باز تاب این نامه در جهت شکل گیری سیاسی اروپا با ایران مشخصه دیگری را نمودار میسازد وان نامه نگاری مسئول روابط خارجی اروپا با ایران است که در اشکال متضاد خبری شده است زیرا بعد از سفر جلیلی دبیر شورای امنیت ملی ایران بروسیه سفیر ایران در المان خبر از دیدار و مذاکره دو طرف را داد و خانم اشتون اعلام کرد که با مذاکرات معنی دار موافق و از ان استقبال میکند ونماینده ایران ازارسال نامه بطرف اروپائی سخن بمیان اورد ولی دفتر خانم اشتون بعدا مدعی شد که 4ماه پیش نامه برای ایران فرستاده و جوابی نگرفته است و سخنگوی وزارت خارجه ایرا ن نیزاعلام داشت دو ماه است نامه فرستاده ایم ولی هنوز جوابی دریافت نکرده ایم
مجموعه بیان این ضد و نقیض ها نشاندهنده تغییری در موضع اروپا در مقابل ایران است که در نگاه اول تفاوت دیدگاه امریکا واروپا را نسبت بایران نشان میدهد
امریکا میتواند ازراه نزدیک تری مسائل خود را بایران تفهیم کند وحال انکه منافع کشورهای ارو پائی در ایران تفاوتی اشکار با یکدیگر دارد
انها میتواند مجموعا نفت ایران را تحریم کنند و انچه ایتالیا را از انگلیس و فرانسه را از المان متمایز میکند بازارهای صادراتی انان است
ایتالیا باصادرا ت 2ملیارد دلاری و نیازی که در شرائط کنونی برای سالم سازی اقتصادی خود دارد با انگلیس که فقط منافع 100 ملیون دلاری در ایران دارد متفاوت است گویا اینکه در شرائط پرداخت بهای نفت هم ایران تسهیلات ویژه ای برای ایتالیا در نظر گرفته است
فرانسه هم از صادرات موتورهای اتومبیل رنوو پژو برخودار است که حجم صادرات را در حدود 500 ملیون دلار تعیین میکند و حال انکه المان بازاری 4ونیم ملیارد دلاری در ایران دارد
اتخاد غرب چندان هم اتحاد نیست چنانکه در مورد ژاپن دیدیم که نخست وزیر بسرعت نظریات وزیر دارائی را دائر بر نخریدن نفت ایران زیر سوال برد
البته سیاستهای اقای اوبا ما در سطح خاور میانه هیچگاه مورد استقبال اقای نوریزاده نبوده است وایشان بیشتر مبشر سیاستهای جورج بوش و یا سناتور مک کین از قبل بوده اند ودر وضع فعلی هم نگران کدورت عربستان سعودی و یا امارات هستند بایشان نمیشود خرده گرفت زیرا برموضع قبلی پا برجا هستند
جمهوری اسلامی در عراق همان سیاستهائی را دنبال میکند که مورد توافق نوری مالکی و اقای اوباما بوده است و جابجائی قدرت درغراق وپر نقش شدن گروه مالکی که اجمالا طرفدار ایران هم نیستند و کم رنگ شدن گروه دیگر حاصل نفوذ ایران نیست وضمنا جمهوری اسلامی را هم نفی نمیکند
سوریه در تداوم ساست عراق است بهمین خاطر عراق نقش پر رنگ تری از جمهوری اسلامی در این کشور بازی میکند که با سیاستهای ایران هم همراه است
اقتصاد ایران مشکل دارد وگران شدن سکه و یا دلار دلیل بارز اشکال نیست وقعیت اینستکه باحذف یارانه های انرژِی
بهای کلیه کالاهای انرژی بر افزایش یافته و در اینده باز هم بالا میرود و یک روند دوساله تورم دوبرابری را تجربه خواهد کرد چون قیمتها مثل ظروف مرتبطه با یکدیگر متصلند وبعضی سریعا و و دیگران بتدزیج از یکدیگر تاثیر میپذیرند وصد البته ناکارامدی دولت این اشفتگی اقتصادی کشور را تشدید میکند ودولتی تکنوکرات را میطلبد که از پس نا همواریها
راه را بسوی تولید با بهره وری بیشترو صادرات هموار سازد
مسلما افتراق در هیات حاکمه کنونی را ه را به باز گشائی سفارت امریکا در ایران نمیگشاید واگر هم رابطه بر قرار گردد
سفارت امریکا در تهران باسفارت این کشور در بغداد و کابل و اسلام اباد متفاوت خواهد بود وهر روز شاهد حرف حدیث بسیاری خواهیم بود
اگر قرار باشد مذاکره ای با جمهوری اسلامی صورت گیرد طرف مذاکره کننده دولت یا رئیس جمهور نخواهد بود ونشانه انهم سفر احمدی نژاد به کشورهای امریکای جنوبی و حضور پر رنگ ولایتی بود که نماینده رهبر است
خامنه ای در شرائط کنونی که احمدی نژاد را در جنگ با مجلس و سپاه تنها گذاشته وموضع اورا حتی از زمان خاتمی هم ضعیفتر کرده است میتواند در سیاست خارجی کشور تجدید نظر کند گو اینکه با انتخابات در پیش روی مجلس تمام قوای خود را صرف بیرون کشیدن خطرات احتمالی و مشکل افرین این رای گیری کرده است که مسلما با حوادثی همراه خواهد بود

سازش يعني خلع سلاح اينها از شعارهاي توخالي "مرگ بر مرگ ب ر.. "و بمب اتمي و...که معادل نابودي اينها خواهد بود چون چيزي براي ارايه ندارند غير از يک کارنامه سياه يعني سرکوب و فساد داخلي و ايجاد تنش بين المللي....

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.

لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.

کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و
منتشر نخواهد شد.

 

لینک به ادیتور زمانه:         

برای عبور از سد فیلترینگ

پرونده ۱۳۹۱ / چشم‌انداز ۱۳۹۲

مشخصات تازه دریافت برنامه های رادیو زمانه  از ماهواره:

ماهواره  :Eutelsat

هفت درجه شرقی

پولاریزاسیون افقی 

سیمبول ریت ۲۲

فرکانس ۱۰۷۲۱مگاهرتز

همیاران ما