خانه | گوی‌سياست

فراخوان تعقیب قضایی سید علی خامنه‌ای به عنوان جنایت علیه بشریت

جمعه, 1390-09-25 18:35
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
ایرج ادیب زاده
رضا پهلوی در بیانیه‌ای فراخوان تعقیب قضایی بین‌المللی سید علی خامنه‌ای رهبر روحانی جمهوری اسلامی را اعلام کرد. 
 
 
در این برنامه به دعوت کریستین ملار  CHRISTIAN MALARسردبیر خبر شبکه‌ی سوم دولتی فرانسه و نماینده‌ی شبکه‌ی سی ان ان در اروپا، و جین پیترمان معاون اروپایی باشگاه روزنامه‌نگاران بین‌المللی در پاریس برگزار شد، محمد مصطفایی، وکیل مدافع زندانیان سیاسی که به نروژ پناهنده شده، ناصر غریبی از اعضای دانشجویان تحکیم وحدت و محمدرضا یزدان‌پناه روزنامه‌نگار نیز مشاهدات خود را درباره‌ نقض حقوق بشر در ایران که به گفته‌ آن‌ها بیشتر به دستور شخص آیت الله خامنه‌ای صورت گرفته است و می‌گیرد، بیان داشتند.
 
رضا پهلوی در گفت‌وگو با زمانه درباره‌ هدفش از اعلام این بیانیه و تعقیب قضایی سیدعلی خامنه‌ای توضیح داد.
 
رضا پهلوی: همانطور که شاهد بودید، جلسه‌ مطبوعاتی امروز را در ارتباط با اقدامی آغاز کردم، به‌عنوان یک شکایت‌نامه علیه علی خامنه‌ای در جهت مسئول قراردادن وی در ارتباط با نقض حقوق بشر در ایران و براساس یک گزارش تهیه‌شده و متن شکایت‌نامه‌ای که به سازمان ملل متحد فرستاده خواهد شد. این انتظار هست که از طریق قواعد قانون بین‌المللی بتوانیم ایشان را مسئول اصلی نقض حقوق بشر در ایران  بر اساس مدارک موجود بشناسانیم و  به جنایت علیه بشریت محکوم‌شان کنیم.
 
این اقدام در جهت اهمیت دادن بیشتر به مسئله‌ نقض حقوق بشر در ایران است که برای ایران مسئله‌ اصلی است. همچنین جلب توجه جهان به این که این نکته می‌تواند یک عامل فشار بیشتر روی جمهوری اسلامی باشد از یکسو، و از سوی دیگر مسلماً بسیار قوت قلب خواهد داد به هم‌میهنان‌مان؛ به‌ویژه آنها که هم‌اکنون در بند هستند، زندانی سیاسی‌اند و یا خانواده‌های داغ‌‌دیده‌ تمام کسانی که به دست رژیم در سال‌های گذشته و به‌خصوص در ماه‌های اخیر کشته شده‌اند.
 
 آیا این بیانیه‌ای که شما داده‌اید، به اوضاع و احوال کنونی جهان هم ارتباط دارد؟ می‌بینیم که جمهوری اسلامی از چند سو محکوم به نقض حقوق بشر ونیز تحریمهای سختتر شده است.
 
البته، مسلماً. شما می‌دانید که برای ما ایرانیان این مسئله تازگی ندارد، اما با توجه به این که امروز جو جهانی بیشتر پذیرای صدای خفه‌شده‌ میلیون‌ها شهروندان کشورهای مختلف است، در مقایسه با آن‌چه در سال‌های پیشین شاهد آن بودیم. برای  نمونه ترورهای شاپور بختیار و قاسملو را مثال می‌آورم و بسیار کسانی که توسط این رژیم ترور شدند. ترورها در زمانی بود  که بیشتر این دولت‌ها مشغول تجارت با ایران بودند و اصلاً اهمیتی به این قضیه نمی‌دادند. پس تفاوت فاحشی است با شرایطی که امروز در مصر، در لیبی یا در سوریه می‌بینیم؛ و همچنین عکس‌العمل بین‌المللی نسبت به این مسائل.
 
بنابراین از نظر زمانی، نه از نظر اصولی، من فکر می‌کنم جو بین‌المللی بسیار بیش از پیش پذیرای این است که صدای این جنبش‌ها و صدای این شهروندان را بشنود و در مقابلش اقدام کند. به‌خصوص که فکر می‌کنم جهانیان در مورد بعضی کشورها (اساساً نظام جمهوری اسلامی حاکم بر ایران را می‌گویم)، متوجه شده‌اند که از طریق دیپلماسی به هیچ جا نخواهند رسید.
 
از طرف دیگر نگرانی بزرگ من این است که اگر بخواهند راهحل‌های نظامی را دنبال کنند، این مسئله بسیار بهای سنگینی را دربرخواهد شد و به نظر من کوچک‌ترین کمکی به حل مشکل اساسی نخواهد کرد. بهترین راه که هم به نفع ملت ایران و هم به نفع جهان باشد، و تنها به ضرر رژیم است، حمایت مستقیم از نیروهای دموکراتیک ایران است. نه فقط اکتفا به سیاست تحریم. حال چه اقتصادی چه دیپلماتیک.
 
بنابراین در این جوی که هست و با توجه به نمونه‌های فرض کنید بهار عرب (اصطلاحی که اکنون مرسوم شده و هرچه هست من فکر می‌کنم به مقدار زیادی از جنبش سبز ایران سرچشمه گرفته)، امروز ایران بار دیگر می‌تواند روی یک حمایت مهم‌تر از سوی جامعه بین‌المللی حساب کند. من فکر می‌کنم نگاه ایران به‌خصوص الان روی سوریه است و این که چه عاقبتی برای بشار اسد در پیش خواهد بود. چون فکر می‌کنم شباهت مسئله آن به ایران خیلی بیشتر است تا فرض کنید با تونس یا کشورهای دیگر منطقه.
 
 
حال می‌ماند این مسئله که چگونه می‌توان به این نیروها کمک کرد و فراتر از این شکایت‌نامه یا فراتر از مسئله نقض حقوق بشر رفت. مسلماً ما وارد مرحله‌ای می‌شویم که لزوم تشکیل یک شورای ملی برای هماهنگی نیروهای مبارز با ایران دارد روز به روز بیشتر محسوس می‌شود و در این رابطه از شخص خودم امروز از داخل و خارج بسیار بیشتر خواسته می‌شود که قدم مستقیم بردارم در کمک کردن به تشکیل چنین شورایی.
 
البته باید بگویم که این موضوعی نیست که اکنون به فکرش افتاده‌ام. سال‌هاست که به آن فکر می‌کردم، ولی با توجه شرایط کنونی، وخیم شدن اوضاع، بحرانی شدن وضعیت، یتیم شدن جنبش سبز، به خاطر این که در عملاً هیچکس در داخل ایران نمی‌تواند کاری انجام دهد، یا به هزار و یک دلیل دیگر، اهمیت تشکیل این شورا و شاید اهمیت نقش من در تشکیل این شورا برای بسیاری از هم‌میهنانم محرزتر شده است.
 
به همین دلیل از این فرصت استفاده می‌کنم و به اطلاع رسانه‌های ایرانی و هم‌‌میهنانم می رسانم که در این مورد من اقدامات بیشتری انجام داده‌ام، در ارتباط با نمایندگان مختلف ساختارها، سازمان‌ها و تشکل‌ها؛ چه در داخل و چه اینجا؛ در مذاکره‌ مستقیم با شخصیت‌ها و مسئولان‌شان در جهت تشکیل چنین شورایی، و آن‌هم بر مبنای اصول مشترکی که می‌تواند زمینه‌ یک همکاری سیاسی را  فراهم آورد تا زمان ایجاد شرایط برگزاری انتخابات آزاد در ایران. قطعاً این نکته تا زمانی که این نظام سر کار هست فراهم نخواهد شد و الزاما باید در ورای این رژیم آن راجست‌وجو کنیم.
 
این شورا می‌تواند دری باشد برای ملحق شدن بسیاری از نیروها، حتی نیروهایی که زمانی به‌عنوان نیروهای اصلاح‌طلب شناخته می‌شدند، و شاید دیگر به این نتیجه رسیده‌اند که اصلاحات فایده‌ای ندارند و می‌توانند راهی پیدا کنند با کسانی کهاعتقاد به یک آلترناتیو سکولار دارند؛ یعنی جدایی کامل دین از دولت. براین مبنا شاید بتوانیم یک توافق اساسی به دست آوریم. توافقی بر مبنای حقوق بشر، بر مبنای تمامیت ارضی ایران، بر مبنای حق برگزاری انتخابات آزاد و البته با هدف یک نظام مبتنی بر جدایی دین از دولت.
 
همچنین این شورا می‌تواند مبنای آغازین باشد برای ایجاد یک همکاری میان اکثر نیروهای دموکراتیک در طیف‌های مختلف ایدئولوژیک که حداقل روی این چهار اصل اصلی همسویی فکری دارند و می‌توانند آغازی مشترک برای همکارهای سیاسی میان سازمان‌های مختلف باشند؛ آن‌هم در جهت یک حرکت واحد ملی و فرامسلکی و ایدئولوژیک به منظور نجات کشور از دست این حکومت و فراهم کردن شرایط انتخابات آزاد.
 
 
شما درجلسه مطبوعاتی امروز حضور داشتید و در جریان بیانیه‌ای که آقای رضا پهلوی آن را اعلام کردند قرار گرفتید. اگر ممکن است بگویید چرا امروز به اینجا آمده‌اید تا شهادت دهید؟
 
ناصح فریدیاز فعالان سابق جنبش دانشجویی که به دلیل فشار و حذف از دانشگاه مجبور شدم از کشور خارج شوم. من امروز راجع به دو موضوع صحبت کردم. یکی نقض حقوق بشر در مورد دانشجوها، نقض حقوق مدنی و صنفی‌شان، و دیگر در مورد کردها و روالی که باعث می‌شود کردها نتوانند به حق و حقوق قانونی و مدنی خودشان برسند.
 
خودتان کرد هستید؟
 
بله، من کرد هستم.
 
نظرتان درباره بیانیه‌ای که آقای  رضا پهلوی اعلام کردند، چه بود؟
 
بیانیه‌ خیلی جامعی بود، ولی به‌هرحال ایشان به صورت کلی راجع به این بیانیه صحبت کردند و به جزییات پرداخته نشد. البته ایشان به‌طور مشخص در مورد دانشجوها و کردها و در مورد اقلیت‌های ایران صحبت کردند، ولی در مورد جزئیات این که از چه طریقی، با چه شیوه‌ای ایشان می‌خواهند این حق و حقوق احقاق شود، باید بیشتر توضیح دهند و جزئیات را روشن‌تر کنند.
 
در مورد تعقیب قضایی آیت‌الله علی خامنه‌ای که او در بیانیه‌‌شان اعلام کرده‌اند، خود شما چه فکر می‌کنید؟ چون خود شما هم گفتید که بسیاری از مشکلات و رویدادهایی که در ایران اتفاق افتاده، با نظر خود آقای خامنه‌ای بوده است.
 
مطمئناً آقای خامنه‌ای یک هسته‌ سختی را دارند مدیریت می‌کنند. این هسته‌ سخت در نظام شکل گرفته و زیر نظر خودشان است. تمام این نهادهایی که به عنوان "نهادهای خودسر" شناخته می‌شوند و مثلاً کارهای غیرقانونی و حتی فراقانونی و فراتر از آن هم می‌کنند، ریشه‌‌‌شان برمی‌گردد به دفتر آقای خامنه‌ای. مطمئناً محاکمه‌ ایشان یا مثلاً خواستار پیگیری قضایی بین‌المللی در مورد ایشان، حداقل اگر بخواهیم به آینده نگاه کنیم، یک ضمانت برای عدم تکرار این حوادث در ایران، این اتفاقات و این روند در ایران است.

محمد مصطفایی درسخنان‌ خود همیشه به طور تلویحی هردو نظام را به گونه‌ای مورد انتقاد قرار داده است. از او پرسیده‌ام: چه شد که تصمیم گرفتید از این جلسه و از بیانیه‌ رضا پهلوی حمایت کنید؟
 
محمد مصطفاییمن فکر می‌کنم به‌عنوان شخصیتی که فعالیت‌های غیرسیاسی می‌کند و بیشتر فعالیت‌هایش فعالیت‌های حقوق بشری است و این فعالیت‌ها هم با دنیای سیاست لازم و ملزوم همدیگر هستند، باید اولین کسی باشم که از ایشان حمایت می‌کند و علت اصلی این حمایت هم به دلیل آن زمینه‌ای است که از ایشان دارم. به دلیل این که ایشان در مصاحبه‌ها و کنفرانس‌های مطبوعاتی که داشتند، در نوشته‌های خودشان، اعلام کرده‌اند که یک فرد دموکراسی‌‌طلب هستند. اعلام کرده‌اند که نمی‌خواهند نظام پادشاهی را ترویج کنند و خواست‌شان خواست ملت ایران است.
 
ایشان یکی از کسانی است که دنبال این است که احترام به حقوق بشر را ترویج دهد و مهم‌تر این که ایشان کسی است که می‌تواند در سازمان ملل، در شورای حقوق بشر، بحث مسائل حقوق بشری در ایران را مطرح کنند و من فکر می‌کنم مؤثر خواهد بود. این حمایت هم به این دلیل است که ما در جامعه‌‌ ایران یک تابو داریم. یعنی اگر یک فرد که مستقل است، به نام محمد مصطفایی وکیل دادگستری، پیش فرد دیگری بنشیند، گمان می‌کنند افکار این شخص با افکار ایشان هماهنگ است و به‌عنوان مثال در این موضوع خاص می‌خواهد یک نظام سلطنتی را ترویج کند.
 
در صورتی که به‌هیچ وجه به این صورت نیست. من خواسته‌ام این است که آن تابو از بین برود. همه باهم متحد شویم. همه‌باهم در کنار همدیگر قرار گیریم. در یک نظام دموکراسی تمام احزاب باید آزاد باشند. تمام احزاب باید بتوانند حرف خودشان را بزنند. از امکانات مساوی برخوردار باشند و هیچکس نباید منع کند کسی را که در گروه دیگری است یا منع کند کسی را که با این اتحاد است. هدف من هم این است که اتحادی برقرار کنم و فکر می‌کنم آقای پهلوی با توجه به عکس‌العمل‌هایی که از خودشان نشان داده‌اند و صحبت‌هایی که اخیراً کرده‌اند، خواهان این هستند که این اتحاد برقرار شود.
 
ما می‌‌توانیم از آقای رضا پهلوی به‌عنوان یک پل برای رسیدن به دموکراسی استفاده کنیم. ما ضعف‌مان این است که پلی برای رسیدن به دموکراسی نداریم. همه پل‌ها در دو نظام گذشته خراب شده است. هیچ پلی وجود ندارد. اعتمادها از بین رفته و الان شرایطی است که باید اعتمادها را به‌وجود آورد.
 
نظرتان راجع به بیانیه‌ای که خود شاهزاده رضا پهلوی به فارسی اعلام کردند چیست؟
 

به نظر من این بیانیه‌ای که اعلام کردند هیچ نقصی ندارد. یعنی دقیقاً مطابق است با اعلامیه‌ جهانی حقوق بشر. مطابق است با موازین بین‌المللی و مطابق است با حقوق انسانی. من امیدوارم که در کشور ما صرفنظر از این که چه کسی بخواهد حکومت کند و چه نظامی بخواهد حاکم شود، آنچه در این بیانیه گفته شد و آنچه در مقررات بین‌المللی وجود دارد، این‌ها پیاده شوند. آنچه ایشان گفتند این بود که نوبت آن رسیده است که این شکافها پر شود و مردم اتحاد داشته باشند.

 

این که ایشان از دموکراسی صحبت کردند، این که ایشان از نظام پادشاهی صحبت نکردند و این که ایشان آمدند و بحث حقوق بشر را در اولویت قرار دادند، به نظر من  با ارزش است. 

Share this
Share/Save/Bookmark

زنده باد رضا شاه دوم

آفرین بر مصطفایی که در فراخوان رضا پهلوی شرکت کرد و از انگ زدن های مخالفان ایشان نترسید. باشد که بقیه جوانان آزادیخواه ایران نیز همبستگی بین مخالفان ج ا را بواقعیتی ملموس تبدیل کرده و به پند های تکراری و کلیشه وار و ایدئولوژیکزده فسیلهای بیخاصیت سیاسی ایرانی بخصوص چپی های رادیکال، سلطنت طلبهای دایی جان ناپلئونی و مذهبگرا های نو نما توجه ای نکنند.

رضاپهلوی نیز که کار درستی را پیش گرفته هرچقدر خود را از شاهزادگی دور ترکند موفق ترخواهد بودو هواداران بیشتری خواهد داشت.

زنده باد شاهزاده رضا پهلوی، این حرکت بسیار حساب شده و زیبایی است اما باید هوشیار باشیم، همانطور که سالها دیده ایم هرگاه حرکتی از سوی شاهزاده رضا پهلوی یا سایر آزادی خواهان واقعی انجام شده است، عده ای در پوشش مخالف سرسخت نظام اما به دروغ وارد این حرکت ها شده و شروع به اختلال کرده اند و به طور یقین این بار نیز آنها تلاش خواهند کرد. ولی به نظر من یک منطق ساده وجود دارد که نباید به افراد ضد آزادی به صورت ازادیخواهانه اجازه نفوذ و فعالیت داد. دادن آزادی به مخالفان آزادی نقیض آزادی است.

آقای مصطقایی گرامی، نزدیکترین ارتباط‌‌ام با شما در رابطه با تهیه پول برای نجات کودکان محکوم به اعدام بود. در پیوند تعهد شغلی‌تان با انسانیت حرفی نیست. امیدوارم با احاطه و آگاهی همه جانبه به همراهی با و از ظن من، همراهی باضافه‌ی اندازه‌ای حفاظت از آقای پهلوی برخاسته باشید. شخصا نمی‌توانم هیچ اتهامی به ایشان وارد کنم. فرزند شاه و ملکه بودن انتخاب ایشان نبود، ولی « پل» شدن و خرج میزانی از ثروت کشور برای مردم‌مان انتخابی است ظاهرا آگاهانه.شاید روزی خانم ستوده در دادگاه لاهه حفظ حقوق آقای خامنه‌ای را عهده دار شوند. بدلیل تشابه ذاتی نوع شغل‌ام (درکادر پزشکی) با حرفه شما، درک حساسیت چنین مسئولیتی برایم آسان و به نوعی هم‌ذات یابی است. نکته بغایت مهمی اما هست که نه شما، بلکه این «پل» را دایم به چالش خواهد کشید. آنچه که در دادگاه آینده فرضی آقای خامنه‌ای با آن چالش رو برو نخواهد بود و آن این‌که: شوربختانه ایشان در خانواده‌ای اشرافی و از پدری که مدرنیته را اعوجاج پنداشت، از طرفی با صرف بودجه هنگفت روحانیت را هار کرد و از سوی دیگر دیکتاتوری تمام عیار، فناتیک و اسیر توهم خود کورش پنداری بود هستی یافته و در عین تحمل تبعید و هراس ازترور همان روحانیت، هم پدر و هم دو عزیز دیگر را از دست داده‌اند. چالش آقای پهلوی قبل از اجتماعی بودن، بشدت درونی (روانی) بوده و هست. مکرر باید گفت که ایشان در مقابل «پدر» ایستاده. شخصا با فاصله گرفتن از گذشته، که چندین سال از جوانی‌ام توسط همان دیکتاتوری را تباه کرد و با مهیب بودن شرایط کنونی در میهن، آرزوی موفقیت ایشان و همراهی شما را دارم. اما هرگز نمی‌توانم بجای مادر و پدر، خواهر و برادر دوست نزدیکم که در زمان آن دیکتاتور در بند بود و در این دیکتاتوری اعدام شد؛ به چالش روانی ایشان بیاندیشم. ******در هر حال آینده نشان خواهد داد زخم‌های کهنه و نو این مردم چگونه التیام می‌یابند و خانواده پهلوی با چالش جانگداز درونی خود و همگامی با چالش احتماعی چقدر موفق خواهند بود. با سپاس از توجه شما

در مورد تحریم ها که با گران شدن همه چیز و نبود مواد لازم برای مردم ، کمر قشر کم درآمد را میشکند چه اقداماتی کرده اید؟ برای برداشتن این بار از روی دوش مردم بیچاره که نه سر پیازند و نه ته پیاز

من نمیدونم این ***که پدرش انواع جنایاتو در حق این ملت کرد چجوری روش میشه دم از حقوق بشر بزنه!!؟ بعدم تو به خودت حق میدی با پرچم منسوخ شده بیای از حق مردم ایران دفاع کنی؟ یکی *** بگه، هرچقد این رژیم بد و فاسد باشه دلیل نمیشه آدم معلوم الحالی چون تو به ایران برگرده! پدر تو ام یه دیکتاتوری بود مث بقیه دیکتاتورا پس اشک تمساح واسه مردم ما نریز! برو این دام در جای دگر نه!

یک اقدام حقوقی و دنیا پسند، اگر این اقدام به نتیجه برسد، بهتر است از بمباران ایران، باید با تمام قوا و با هر مرام و مسلک از این اقدام حقوقی دفاع کنیم.

اگر این جمع جدید واقعا بخواهد جهت برقراری دمکراسی گام بردارد و شعار مردمسالاری بهانه ای برای ریاست و وکالت و حاکم شدن بر مردم نباشد،ابتدا باید این جمع جدید عملأ حسن نیت خود را نشان داده و دست یکدگر را صمیمانه و مردانه بفشارند و سپس با مبارزه خود علیه تحریم های غرب ،اولین اقدام خود را در همدردی با مردم ستم کشیده ایران بنماید و امریکا را مجبور کنند که تحریمهای ضد ایرانی خود را لغو کند تا مردم و حکام بدانند که انان مردمسالاری را جدا خواهانند و برای رسیدن به آن هم، نه اعمال نادرست غرب و نه اعمال نادرست مسئولین ج.ا.ا. را تحمل می کنند.مطمئنا وقتی مردم متوجه شوند که ایرانیان خارج از کشور اهداف انساندوستی و میهن دوستی را دنبال می کنند،رفتاری حمایتی از جنبش جدید داشته و ج.ا.ا. را مجبور به ایجاد فضائی دمکرات و نیز ازاد کردن همه احزاب و مطبوعات کرده و جهت برگزاری انتخابات آزاد اقدام خواهند نمود.

درود بر هرشخص حقوقي و گروه اجتماعي که برعليه ستم و ظلم و جنايت و نابخردي رژيم ارتجاعي و طرفداران اينها تا قراردادن کشور در مرحله جنگ و تباهي و فقط بخاطر قدرت طلبي و دزدي بيشتر اموال متعلق به مردم ايران مبارزه ميکند...

اميداست مبارزات همه جانبه عليه دکترخليفه که قيام آزاديخواهي مردم ايران را ميکروب و بيماري نا علاج تشخيص داده و فرموده تنها راه سرکوب و ادامه خفقان ميباشد بزودي بثمر برسد و مردم ايران به چيزي که سزاوارش هستند دست بيابند......

شاهکاری از شاهزاده
شوکی بزرگ است که جواب میدهد و دنیا را در مورد ایران از خواب خرگوشی بیدار میکند

تاریخ دوبار تکرار می شود... بار دوم به صورت مضحکه...
رضا شاه دوم فقط می تواند عامل خنده و تفریح برای مطالعه کنندگان تاریخ در آینده باشد.
کسی که حتی از رضا شاه اول که منسوب انگلیس ها بود هم مترسک تر است.

جناب میم:
اصلا قرار نیست تاریخی تکرار شود که مضحکه باشد یا نه. رضا نه تکرار پدرش است و نه تجلی بخش فانتزی ذهنی جریاناتی که حرکت مترقی و دموکراسی خواهانه او را مخالف منافع خود میبینند. رضا از سلطنت خواهان فاصله گرفته و این را در عمل نشان میدهد. برای نقد او لطفا با دلایل منطقی تری بیایید نه با گلمات کلیشه ای و کهنه شده کتابها یی که در این زمان هیچ کاربردی ندارد و جوابی و راه حل عملی برای مشکلات این زمان نیست. حداقل میتوانید از کلیشه گویی آنهم در دنیای مجازی دست بردارید و اگر ایده ای دارید که بهتر است عملا وارد کارزار شوید. تا کی حرف وتا کی انتقاد و انتقاد آنهم اینچنین منفعل از دنیای مجازی. کسی باید با ایده ای بشر دوستانه و مترقی پا به میدان بگذارد و رضا کسی است که این فراخوان را به همه گروهها و جریانات سیاسی داد. چرا به او نمی پیوندید تا نظراتتان را به او بگویید. او توانایی و امکانش را دارد که حداقل حداقل صدای شما را به گوش جهان برساند. اینهم خودش چیزی است.از پای اینترنت نشستن و کامنت در نقد او گذاشتن بهتر است.

جواب برادر ميم: خليفه و خليفه گري و ادعاي قيم بودن مردم آنهم با ايجاد زندان بزرگ و بپاکردن چوبه دارو پرکردن زندانها و چماق در قرن بيستم بيشتر ميتواند عامل خنده و تفریح برای مطالعه کنندگان تاریخ در آینده باشد.
هنوز بزگترين ميدان تهران شهياد..بزرکترين ورزشگاه ايران آزادي و بزرگترين پارک تهران ملت و بزرگترين بزرگراه تهران قزوين و...است !!!
.اينها در فکر آپارتمان سازي در بوليوي و عراق و سوريه هستند و بزگترين درآمد تاريخ رابا قراردادههاي ننگين بجيب روسهاو چيني هاريختند..
کسی که حتی از کاشاني و نوري که اين را مردم آزايخواه اعدام کردند هم مترسک تر است !

آرزو می کنم راهی را که آقای مصطفایی و پهلوی در کمک به مردم ایران همپیمان شروع کردند راهی باشه که جوانان فهمیم ایرانی ارج بگذارند و پی گیرش باشند. در این شرایط سخت برای ایرانیان هر کس از هر قوم و حزبی که باشه زمانی که شروع می کنه حرف از اختلافات و گذشته ها بزنه، یک تفرقه افکن و دشمن به حساب می آید چه روی جهلش باشه چه از روی دانشش. باید همه با هم متحد بشیم و از تمام آنچه که از دست هر کدام بر میاد به کار بگیریم تا در مبارزه با این نظام دزد و ویرانگر جمهوری اسلامی پیروز بیرون بیاییم. هر یک روز که زودتر به پیروزی برسیم تعداد جوانان قربانی وطنمون که هر روز تحت شکنجه و اعدام و اعتیاد توسط رژیم قرار می گیرند کمتر خواهد شد. به امید اینکه رهبران حرکت های دموکراسی خواهانه ی ملت ایران این بار زیرکانه تر عمل کنند تا هم از مکر رژیم ایران در امان بمانند هم از مکر کشورهای قدرتمند جهان که در ظاهر مدافع حقوق بشر و در باطن خواهان ایرانی دموکراتیک و یکپارچه نیستند.

در جهان مدرن قتل و غارت و پولشویی از جرمهای اند که مشمول مرور زمان نمی شوند. شاه رهبر ساواک مخوف بود که آمر قتل دکتر فاطمی، گلسرخی، جزنی، آخوند غفاری، و چند سد آزادیخواه دیگر بود. هزینه سالانه دربار را در 37 سال کسی نمی داند. خاندان 62 نفریش 22 میلیارد در زمان انقلاب از ایران خارج کردند. اشرف در قمارخانه ی ویژه در لاس وگاس با صندلی چرخدار در قمارهای کلان شرکت می کند. فرح در پاناما سهم 6 میلیارد دلاری خود را از شاه گرفت. بازدیدهای او در ایران از امور یتیمها و محرومان در رسانه انعکاس می یافت. آیا پس از هجرت به پاریس یتیمان و محرومان ایران به نوایی رسیده اند که ایشان با پالتو پوست آنها را فراموش کرده. این پولشویی خاندان پهلوی پیگرد قضایی از طرف ملت ایران دارد. غلامرضا، شهرام، بقیه بماناد.

رضا هم در برنامه پارازیت 2011 گفت 62 میلیون دلار دارایی شخصی دارد؛ بهتر است که مانند دولتمردان آمریکایی خلاصه ورقه مالیات سالانه آوریل هر سال خود را از پوتاماک- مریلند در رسانه ها نشر کند. رضا پهلوی می تواند یک صندوق اعانه خیریه که از مالیات درآمد سالانه برخوردار است ایجاد کند؛ خودش هیچ، تا ایرانیان خیر خارج به این صندوق برای خانواده زندانیان سیاسی کمکهای مالی کنند. همانطور که 100 ها حساب بانکی برای کمک به یهودیان اسراییل در امریکا وجود دارند.

در ایران کنونی بیش از 5 میلیون دانشگاه رفته وجود دارد؛ در خارج ایرانیان مهاجر از اقلیتها/ اتنیکهای رده اول با مدارج دانشگاهی اند؛ برخی درمدیریت کلان و مشاغل تخصصی شرکتهای جهانی اند. من از هواداران معقول ایشان می پرسم: چرا بنده با تحصیلات دکترا و 30 سال کار تخصصی رهبری یک دیپلمه 30 سال بیکار را بپذیرم؟ این دیپلمه مانند یک "مارکتینک من" حراف فقط حرف میزند؛ 1 روز زندان نرفته- جایی که ازادیخواهان در 100 سال گذشته بوده اند. هیچ تجربه عملی - حتی در کمک خلبانی هم ندارد. دختران او هم استعدادی در دانشگاه نشان نداده اند.

برای نمونه دختر مقام امنیتی ساواک، پرویز ثابتی، در هاروارد، صاحب دکترای ژنتیک مقامی علمی در آمریکا دارد. من از هواداران معقول ایشان می پرسم: یک عضو این خاندان 62 نفری را نام ببرید که استعداد علمی، ادبی، هنری، مدیریتی، ورزشی، تجاری، فرهنگی- با 90 سال تنعم و زندگی اشرافی داشته باشد. منظور از 90 سال 57 سال سلطنت و 33 سال در خارج است. رضا از رفراندوم در ایران می گوید. باید دانست که در انتخابات آزاد در خاور میانه - از غزه، لبنان، عراق، مصر، تونس گرفته تا ترکیه، افغانستان و یمن اسلامگرایان اکثریت را می برند. عقل هم چیز خوبی است!

‫کار فوق العاده عالی و کاملا دموکراتیک می باشد.
‫برای اینکه بی طرفی و صداقت خود را نشان دهند و همچنین صرفه جوئي در وقت بشود بد نیست
‫همزمان با این ‫اقدام جنایات محمد رضا شاه و سازمانهائي که مسئول ترور هزاران شهروند ایرانی
‫شدند را ‫هم تعقیب بکنند.
‫به امید آنروزی که سیاستمداران ایران ۲۵۰۰ ساله و ۱۵۰۰ ساله قبل از محاکمه دیگران اول به محاکمه
‫خود بپردازنند و قبل از فکر چپاول مال مردم و حفظ قدرت و مقام به فکر خدمت به مردم مظلوم و پی
‫پناه باشند.

شجاعت همه ایرانیانی که به دور از کلیشه های رایج برای نجات این کشور تلاش میکنند ستودنی است. مهم نیست که آدمهای کلیشه ای چه میگویند.
امروز هر کس، هر کس که بتواند برای بهبود وضع مردم ایران قدم بردار را باید ستود. چه بهتر که ایرانی باشد.
من رضا پهلوی را نه به عنوان فرزند شاه سابق بلکه به عنوان خودش تحلیل میکنم و حرکتش را قبول دارم. اون نه توی کارهای پدرش و نه پدر بزرگش سهمی نداره.
شمن اینکه حرف درست را از هر کسی باید شنید و قبول کرد. اگر ما اینجور برخورد کنیم چه فرق با رژیم حاکم داریم. و متاسفانه باید گفت که این حرفها را در اینجا هم اغلب افراد وابسته به رژیم میزنند که صبح تا شب برای گذاشتن کامنت در سایتها اجیر شده اند.

من به عنوان یک جمهوریخواه کار رضا را ارج می نهم. رضا نشان داده که نه شاهزاده است و نه آقا زاده. شاهزاده اگر می خواهید بیایید ایران امروز پر از آقا زادگانی ست که هزار بار از رضا شاهزاده ترند. فرزندان رشید اسلام امروز همگی امامزاده و ملکزاده و آقازاده اند. آقای میم لطفا یک منیفست بنویسید ما هم به شما خواهیم پیوست. کدام یک از سران اپوزیسیون نجابت رضا را دارند. چطور است که رضا روزی رییس جمهور ایران شود!! بیایید کمکش کنیم اگر رییس جمهور شود باور کنید میم جان از من و تو دموکراتر خواهد بود. پدرش و پدر بزرگش که به قول دوستان تو منسوبین انگلیس بودند و در هر حال ایران قرون وسطایی را به سده روشنایی بیستم پرتاب کردند در تمامی مدت سلطنتشان یعنی پنجاه هفت هشت سال به اندازه ی یک روز آیت الله ها ظلم نکردند. به اندازه ی یک روز خمینی آدم نکشتند ٬ حتا یک تجاوز به فرموده و با اجازه نشده بوده! کم کم تمامی مذاهب و مرامها در کنار هم زندگی می کردند٬ در تمامی شهرهای ایران مسیحیان و کلیمیان و زرتشتیان و کم کم بهاییان دارای زندگی عادی شده ای بودند. شاید از اینها می ترسی برادر. شاید! من با وجود تمامی فرزند شاه بودن او اگر روز مثلا نگهدار و رجوی و نمی دان هر چپ و راستی کاندیدا ی ریاست جمهوری شود و رضا هم کاندید شود حتما به او رای خواهم داد. رضا حتما یکی از امید های آینده ی ایران است برای همین هم باید خیلی مواظب خودش باشد تا آدمخوران رژیم نخورندش! دوست عزیز من با دوست دیگری که جواب دیگری به تو داده موافقم آنرا چند بار بخوان شاید متوجه شوی که رضا برای تو هم خوب است. لطفا جواب بده.

در امر انتخاب کسی برای حکومت مسئلۀ بد و بدتر را باید در نظر گرفت یا انتخاب اصلح را. والا معلوم است که هر کس به حکومت و قدرت برسد بالا دست دیگران میشود و حزب و دسته هم برای خودشمیزند. برای همین باید دید ضرر چه کسی برای مردم کمتر است. خدا نکند کسی بالای سر مردم بیآید که فیس و افاده چپ بودنش دسته دسته آدمها را هلاک کند برای ما آدم متواضع خوبست و چه بهتر که حوادث تاریخی فیس دماغش را گرفته باشد تا یک گردن کلفتی که بخواهد کرکری بخواند و مرد به مبارزه بطلبد

رضا پهلوی قبل از اینکه پسر شاه باشد یک انسان است. انسانی که صادقانه و دلیرانه جلو آمده و دارد مبارزه میکند. و به ما چپها و چپول ها دارد می آموزد که اتحاد را باید چگونه انجام داد.

تحمیل هر شخص یا گروه بعنوان حاکم بر هر ملتی بواسطه انتساب به هر شخص یا گروه یا مسلکی خواه شاه باشد خواه مرجع تقلید خواه هر قشر خاصی از جامعه روش ناپسندی بوده بنظر میرسد همواره بایستی ملت حق انتخاب آزادانه با برخورداری از راهنمایی و توصیه های کلیه انواع افکار و ایده ها بدون تحمیق یا فریب یا تحمیل از هر نوع چه نوع سلطنتی چه نوع دینی داشته باشند
اتقواالله

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.

لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.

کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و
منتشر نخواهد شد.

 

لینک به ادیتور زمانه:         

برای عبور از سد فیلترینگ

پرونده ۱۳۹۱ / چشم‌انداز ۱۳۹۲

مشخصات تازه دریافت برنامه های رادیو زمانه  از ماهواره:

ماهواره  :Eutelsat

هفت درجه شرقی

پولاریزاسیون افقی 

سیمبول ریت ۲۲

فرکانس ۱۰۷۲۱مگاهرتز

همیاران ما