خانه | گوی‌سياست

ایرانیان برون‌مرز و خواسته‌‌های جنبش اعتراضی مردم

شنبه, 1390-03-21 17:46
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
در گفت‌وگو با علی‌اکبر موسوی خویینی
سارا روشن

علی‏‌اکبر موسوی خویینی، نماینده مجلس ششم و مدافع آزادی بیان در دنیای اینترنت و رسانه‏های جمعی، دوسالی است که از ایران خارج شده و مقیم آمریکاست.

بسیاری او را از سخنرانی‌هایش در مجلس ششم می‏شناسند؛ دوره‏ای که از بهمن ۱۳۷۸ آغاز شد و هنوز یکی از جنجالی‌‏ترین دوره‏های مجلس در ۳۰ سال گذشته به‌شمار می‌آید.

او در یکی از جلسات مجلس، به صراحت خواستار رعایت قانون اساسی شد و به مجلس خبرگان یادآوری کرد که وظیفه آن‏ها تحت نظر داشتن عملکرد رهبری است.

 

این فعال سیاسی در یکی از آن سخنرانی‌هایش در آن دوره گفت: «اگر زمانی محمدعلی‏شاه با حمایت لیاخوف روسی، مجلس را به توپ بست و با امید بستن به برچیدن بساط مشروطه، دوران استبداد صغیر را حاکم ساخت و اگر رضاخان با حمایت انگلیس، راه بر ورود آزادی‏خواهان و حق‏جویان در انتخابات دوره هفتم مجلس شورای ملی بست، امروز نیز شاهد کودتای پارلمانی بر علیه جریان تحول‏خواه ایرانیان، با ابزار رد صلاحیت و ارعاب، در انتخابات دوره هفتم مجلس شورای اسلامی هستیم تا مجلس به هر ترفند، مهره‏چنینی گردد که به فرموده‏ای قیام و قعود کنند و دیگر از آن نامه‏ی اعتراض و امضا نگاشته نشود.
در این‏جا ذکر چند نکته را به متولیان امر لازم می‏دانم: یک این‌که با توجه به در پیش بودن اجلاس یازدهم خبرگان رهبری، از نمایندگان محترم خبرگان که طبق قانون اساسی، پس از انتخاب رهبری، نظارت بر عملکرد ایشان، اصلی‏ترین وظیفه‏شان می‏باشد، جای این پرسش است که آیا عملکرد مقام محترم رهبری و نهادهای تحت امر ایشان، به‏خصوص در جریان انتخابات ناعادلانه، غیر رقابتی و غیر آزاد اخیر، با معیارهای صداقت، تدبیر و عدالت سازگار است؟ و آیا عدالت حاکمان که علی علیه‌السلام حاضر نشد ذره‏ای از آن را فدای مصلحت حکومت خود کند…»

این سخنان آقای خویینی باعث به‏هم خوردن جلسه مجلس و اعتراض بسیاری از نمایندگان طرفدار آیت‏الله خامنه‏ای شد.

در طی دوسالی که او از ایران خارج شده، بیشتر در زمینه دفاع از آزادی بیان در دنیای اینترنت و رسانه‏های جمعی کار می‏کند و به تازگی تلاش می‏کند در گفت‏وگو با گروه‏های مختلف فعال سیاسی، اجتماعی و حقوق بشری، به بحث درباره مسائل آینده ایران بپردازد.

 

 

در چند سالی که از ایران خارج شده‏اید، آیا در نگاه شما به مسائل اجتماعی و سیاسی و همچننین روابط سیاسی ایران با دیگر کشورها و سیاستمداران داخل ایران تغییری ایجاد شده است؟

 

علی‏اکبر موسوی خویینی: از دو جهت می‏توانم این را توضیح بدهم: اول این‌که شناختم از جامعه جهانی، نهادها و قدرت‏های تأثیرگذار و عوامل و فاکتورهای مؤثر در عرصه روابط بین‏الملل و تأثیر آن‏ها روی کشورهایی مانند ایران، خیلی واقعی‏تر شده و خیلی ملموس‏تر توانسته‏ام این‏ها را از نزدیک دنبال کنم؛ چه از طریق رسانه‏ها و چه از طریق دیگر؛ از جمله راه‏های تحقیقاتی و مطالعاتی.

 

دوم این‏که متوجه شده‏ام، جمهوری اسلامی چگونه در ۳۰ سال گذشته توانسته تاثیر نیروی بزرگ و البته پراکنده بیش از چهار و نیم میلیون ایرانی خارج از کشور را که به روایت رسمی در خارج از ایران زندگی می‏کنند، در روند معادلات داخل ایران به حداقل برساند؛ کسانی که به عنوان شهروندان ایرانی حق‏شان بوده است که در عرصه سیاست در ایران تاثیر داشته باشند و مسائل ایران را دنبال کنند.

 

از نزدیک متوجه شدم جمهوری اسلامی چگونه توانسته این تأثیر را به حداقل برساند. به دلایل و فاکتورهایی دست یافتم که البته خیلی از فاکتورهایی که در داخل ایران نیز وجود داشت و براساس آن نیروهای منتقد نتوانسته‏اند در عرصه مسائل سیاسی تأثیر لازم را داشته باشند، دور نیست.

 

من فاکتورهای مشخص این مسئله را از نزدیک دیده‏ام. در مناطق مختلف، ازجمله در آسیا، اروپا و آمریکا، شهروندان و همشهری‏های خودمان را دیده‏ام. با فعالین سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و حتی کسانی که در حوزه تجاری کار می‏کنند، نیروهای بوروکرات، یک سری آدم‏های تکنوکرات، آکادمیسین و طیف‏های مختلف سروکار داشته‏ام و دریافته‏ام چگونه احیاناً می‏شود به تصویری کلی رسید از این‏که چگونه ممکن است ما بتوانیم از این وضعیت و از این سیکل معیوب خارج شویم.

 

این راهکار، به نظر شما، چه می‏تواند باشد؟

 

از درون ایران، نیازمندی‏هایی با صداها و روش‏های مختلف در بیرون از آن منعکس می‏شود. از طرف دیگر، هرکدام از نیروهای ساکن خارج از کشور، به نوعی با بخش‏هایی از جامعه فعال ایرانی و حتی غیر فعال ایرانی، در تماس هستند و می‏دانند نیاز مردم در حال حاضر چیست و چه می‏خواهند که احیاناً خودشان در ایران، با توجه به فضای بسته امنیتی و شرایط سخت اقتصادی و مشکلات سیاسی‏، قادر به انجام آن نیستند.

البته این چیزی نیست، جز این‏که از این‏جا فقط آینه خواسته‏های آن‏ها باشند و نه این‏که نقش رهبری و هماهنگ‌کننده کل فعالیت‏های داخل ایران را بر عهده بگیرند.

من هیچ آلترناتیوی نمی‏بینم که رهبری در داخل ایران، بخواهد با خارج از کشور تعویض بشود. این اصلاً راه حل نیست و نبض تصمیم‌ها و خواسته‏ها و اراده‏ای که برآیند آن در داخل ایران وجود دارد، باید در کشور ایران و همان جغرافیای کشور ایران گرفته شود و این نبض در آن‏جا باید بزند.

البته بخشی از خواسته و بار عملی این‏کار را می‏توانند بر عهده نیروهای خارج از کشور بگذارند. به‏خصوص که صدای آن‏ها و آینه خواسته‏های آن‏ها باشند. این کمک بزرگی است که فکر می‏کنم امروز می‏توان انجام داد.

 

نگران آن نیستید که فاصله بخش بزرگی از جامعه ایران، قشری که به اینترنت دسترسی ندارد و یا حتی قشر کارگر که روشنفکران جامعه ما چندان به آن‏ها نپرداخته‏اند، با جامعه روشنفکری بازهم بیشتر و بیشتر بشود؟

 

چرا! اما این نگرانی من مربوط به حالا نیست. از بیش از یک دهه پیش بوده است و نقطه‏‏نظرات و پی‏گیری‏ها و پیشنهاداتی هم در این زمینه داشته‏ام. از جمله این‏که دست‏اندرکاران و کسانی که امکانش را دارند، بستر ایجاد وسایل ارتباط جمعی را فراهم کنند و یا تقویت آن کنند تا بتوانند با طیف‏های ضعیف‏تر جامعه ارتباط برقرار کنند.

اساساً حضور شخص من برای بار دوم در «رادیو زمانه» و پشتیبانی‏ از مجموعه رسانه‏های فارسی‏زبانی که البته فعالیت‏های‏شان با چهارچوب منافع ملی ایران در تطابق است، به همین خاطر است.

طبیعتاً ما هم باید کمک کنیم به ضرورت‏ها و ایجاد زمینه‏ها و پشتیبانی‏هایی که لازم است به این نقطه برسند. ولی واقعیت این است که این کار، کاری کاملاً تخصصی و حرفه‏ای است و شخصاً آرزو می‏کنم زمانی برسد که پاسخ سئوال شما، از طریق همین رسانه خودتان داده شود، تا این‏که همچنان ما آن را فقط به عنوان یک نگرانی مطرح کنیم. 

 

Share this
Share/Save/Bookmark

٤/٥ میلیون ایرانی را سیاسیون خارج از کشور نمیتوانند جهت عتراض به بی عدالتی اجتماعی و اقتصادی در این فضای باز سیاسی بسیج کنند.
علتش را باید از جامعه شناسان و سیاستمردان و زنان ایرانی مقیم خارح پرسید که معتقدند،میتوانند جمعیت ٨٠ میلیونی کشور ایران، با اقوام و گویش های گوناگون را ریاست کنند.اما از اقای خوئینی باید پرسید:چرا شما که هنوز علاقمند به فعالیت اجتماعی هستید جهت خدمت به مردم مسلمان در ایران نماندید؟بدتراز همه اینکه کشور امریکا را به عنوان وطن خود انتخاب کرده اید؟
اگر یک حزب اللهی عادی به این کشور سفر و یا مهاجرت کند،امری طبیعی است.اما حضور افرادی که سالها مبارزه ضد امپرالیستی نموده اند،در کشور امریکا کمی سؤال برانگیز است.البته ممکن است بپرسید که چرا کمونیستهای ایرانی به امریکا رفته و میروند؟این سؤال شما کاملا به جاست.
اگر فرد انساندستی که سیاست هم میداند به امریکا برود،مطمعنا جهت استفاده از امکانات ان کشور جهت کسب علم و دانش،برای استفاده شخصی و هم انعکاس ان به مردم ایران است و این انتخاب خوبی است.اما عده ای هم جهت تجارت این کشور را انتخاب کرده و مایلند پل ارتباط اقتصادی را محکمتر کنند.این هم عملی درست است.اما عده ای معدود جهت حفظ منافع سیاسی و نظامی نظام پادشاهی در گذشته و نظام اسلامی کنونی ،به طور مخفی فعالیت دارند و برای اشکار نشدن ارتباطات خویش با مسئولین سیاسی امریکا و ایران،خود را مخالف نظام ج.ا.ا. معرفی کرده و حتی برای دولت ایران و امریکا هم خبربری مکنند.
سؤال دیگر این است:چرا مسلمانان اصلاح طلب مقیم امریکا از تحریم های غیرقانوی و ضد ایرانی امریکا و غرب حمایت میکنند؟ایا شمایان که خود در درون نظام بوده اید و از بیت المال کمال سوء استفاده را کرده اید،نمی دانید که تحریم ها فقط به مردم زیان میرساند؟ایا مسئولین امریکا و شمایان نمی دانید که رسیدن به یک مردمسالاری در صورتی ممکن است که مردم دغدقه نان شب را نداشته و قادر به فکر کردن و تغییرخویش و جامعه باشند؟
اگر اصلاح طلبان واقعا افرادی سیاسی اند و خواهان بهبود شرایط بد سیاسی-اقتصادی در ایران هستند،از غرب بخواهند که تحریمها را لغو نمایند و سپس از دولت ایران خواسته شود که طبق قوانین وباحضور ناظرین امریکائی و سازمان انرژی هسته ای و در چهار چوب قانونی به غنی سازی جهت مصارف پزشکی و غیره ادامه دهد.
حتما میپرسید اگر دولت ایران نپذیرفت چه کنیم؟اولا باز هم میشود تحریم را اجرا کرد.دوما مردم ایران سر جنگ با دولت دارند و این نادانی باعث میشود که مردم بیشتر به دولت بتازند،سوما کلیه کسانی که خواهان تغییر سیاست دولت امریکا هستند،با کمک امریکائیان به طور علنی و متحدانه علیه ج.ا.ا. اقدامات سیاسی در سطوح مختلف سیاسی را شکل داده و اقدام به فعالیتهای بر اندازانه می نمایند و برچسب زدن اخوندی هم نزد مردم متوهم بی ارزش می شد و اعتبار اپزیسیون افزوده ده و مردم به انان امیدوار میگردنند.در این میان فراموش نکنید که اگر تحریمها به احترام مردم برداشته شد(حد اقل برای مدت شش ماه)،بادولت روسیه،چین و ترکیه هم باید وارد مذاکره شد که در صورت بی اعتنائی ج.ا.ا به خواست اکثریت مردم و جامعه جهانی برای لغو تحریمها و استفاده از نیروگاه در چهارچوب قوانین بین المللی و رعایت اصول دیپلماتیک در امور بین المللی بدون استثنا،انان نیز به جمع تحریمکنندگان و براندازان نظام ج.ا.ا. بپیوندند.موفق باشید

ایرانیان داخل کشور بدلیل سرکوب سیاسی،آزادیهای محدود و محصور فردی و شستشوی مذهبی‌ در ذهن، روان و رفتار، به تنهایی از توانائی لازم برای حل مشکلات اجتماعی- سیاسی در ایران،برنامه‌ریزی درازمدت رفاهی‌،همکاریهای مستمر بین‌المللی و...برخوردار نیستند. ایرانیان خارج از کشور هم بدلیل گذران روزمردگی،تلاش در معاش،غرب زدگی و غریب زندگی‌،توهم مدرنیسم در اشکال صوری و...حلال مشکلات کشور نمیتوانند باشند. همبستگی،همکاری و همیاری داخلی‌ ها و غیر داخلی‌ ها با هدف یادگیری از هم و بهتر کردن همدیگر حول محور یک تشکل جدی،عملگرا و دموکراتیک، جایگزین سیاسی مناسبی برای فردای ایرانی‌ آزاد، دور از عبای شیخ و تاج شاهی‌ است. در ضمن امید است که شباهت اسمی مصاحبه شونده، پیوند ارتباطی‌ و نسبی با یکی‌ از مشکوکترین روحانی دوران انقلاب و مسبب گروگانگیری سفارت آمریکا و پیامدهای آن در تشنج و سرنوشت آنزمان ایران نباشد.

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.

لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.

کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و
منتشر نخواهد شد.

 

لینک به ادیتور زمانه:         

برای عبور از سد فیلترینگ

پرونده ۱۳۹۱ / چشم‌انداز ۱۳۹۲

مشخصات تازه دریافت برنامه های رادیو زمانه  از ماهواره:

ماهواره  :Eutelsat

هفت درجه شرقی

پولاریزاسیون افقی 

سیمبول ریت ۲۲

فرکانس ۱۰۷۲۱مگاهرتز

همیاران ما