خانه | گوی‌سياست

استعفای مصلحی و باقی قضایا

سه شنبه, 1390-02-06 13:30
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
بامداد راد

دخالت رهبر نظام در مسئله استعفای حیدر مصلحی، بی‌اعتنایی آشکار به نص صریح قانون اساسی است و این مورد، برخلاف سایر اصول این قانون مبهم، آنقدر آشکار هست که مانند اصل ۲۷-درباره حق راهپیمایی- با برداشت‌های قانونی مخالف روح آن مواجه نشود.

مطابق اصول ۱۳۳ و ۱۳۵، رئیس‌جمهور حق عزل وزرا را دارد و استعفای وزرا هم تقدیم او می‌شود. وزیر وزارتخانه‌ای هم که به هر دلیل وزیر ندارد، توسط رئیس‌جمهور به مجلس معرفی می‌شود و برای احراز این منصب، باید از مجلس رأی اعتماد بگیرد. مطابق هیچ تفسیری از این قانون و حتی اصول مربوط به اختیارات گسترده‌ رهبری، او حق دخالت در این امر را ندارد که وزیری را که استعفایش را تقدیم رئیس دولت کرده- حتی اگر این استعفا اجباری بوده باشد- دوباره بر سر کارش بگمارد و او نیز بدون اخذ دوباره رأی اعتماد از مجلس وزیر باقی بماند؛ حتی اگر این موضوع «مصلحت بزرگی باشد که از آن غفلت شده» است.

دو. محمود احمدی‌نژاد نماینده گروهی است که تندروترین محافظه‌کاران را تشکیل می‌دهند؛ گروهی که حتی فردی مانند حسین شریعتمداری در برابرشان میانه‌رو است. این گروه، همان گروهی است که سیدمحمد خاتمی پیش‌بینی کرده بود به زودی مقابل رهبر نظام نیز خواهد ایستاد. درباره ویژ‌گی‌های این گروه بسیار می‌توان نوشت، اما فعلاً همین‌قدر کافی‌ است که اینان می‌خواهند به هر ترتیب شده مدیریت را یکدست کنند و ویژ‌گی اصلی دیدگاه‌های‌شان، تمامیت‌طلبی افراطی است.

اقدامات احمدی‌نژاد هم در همین راستاست؛ او به هر ترتیب که شده وزرای مورد نظرش را در وزارتخانه‌های کلیدی کشور که مطابق عرف سیاسی با نظر مستقیم رهبر انتخاب می‌شوند و عمدتاً بی‌چون‌وچرا از مجلس رأی اعتماد می‌گیرند، گماشت؛ پورمحمدی و اژه‌ای را به گونه‌ای کنار گذاشت که پورمحمدی هنوز درباره آن لب به سخن نگشوده و اژه‌ای تازه به حرف آمده که تنها رهبر نظام به گزارش‌های وزارتخانه تحت مدیریتش اعتنا می‌کرد. متکی نیز خبر برکناری‌اش را در مأموریت کاری شنید. آن‌چه امروز نیز در ماجرای مصلحی می‌بینیم (که کار به جایی رسیده که احمدی‌نژاد با وجود درخواست تمام بزرگان محافظه‌کار حاضر به اعلام پاسخی مبنی بر «فصل‌الخطاب‌بودن فرمان رهبری» نشده و حتی در جلسات هیئت دولت که با حضور وزیر مستعفی برگزار می‌شود شرکت نمی‌کند)، ریشه در تمامیت‌خواهی افراطی این جریان دارد که تاکنون آشکارا بروز نکرده بود.

این‌که چرا چنین موضوعی اکنون عیان شده به «قدرت» و «مصلحت» برمی‌گردد. احمدی‌نژاد تاکنون قدرت این را نداشت در برابر حرف رهبری بایستد ولی از ۲۹ خرداد ۸۸ که رهبری درجه‌اش را تا حد حمایت از یک کاندیدای ریاست‌جمهوری فروکاست بخش مهمی از این قدرت را به دست آورد که بقای خود را به بقای رهبری که به نوعی نماد مجموعه نظام است گره زد. احمدی‌نژاد بخش دیگر قدرتش را از حامیانش می‌گیرد که گرچه پایگاه چندانی در سپاه ندارند ولی در بسیج بسیار قدرتمند هستند و ویژ‌گی مخرب‌شان این است که تنها چیزی که برای‌شان مهم است هدف‌شان است: مدیریت یک‌پارچه.

از سوی دیگر مصلحت اجازه نمی‌داد چنین اختلافی مثلاً در همان زمان اوایل دولت نامشروع دهم بروز کند که احمدی‌نژاد، مشایی را به معاونت اولی خود برگزید و به دلیل مخالفت رهبر با این انتصاب مجبور شد او را کنار بگذارد؛ در آن زمان کشور دچار «فتنه‌ای بزرگ» بود و این کار لطمه‌زدن به اتحادی بود که برای مقابله با موج خروشان ملت لازم است و به نوعی «اتحاد راهبردی در برابر دشمن مشترک تلقی می‌شد؛ گرچه چنین تقابلی در پاسخ سرد احمدی‌نژاد به نامه رهبر دیده می‌شد ولی هنوز آشکار نبود.

اکنون که اوضاع تاحدودی آرام شده وقت آن است که وزارت اطلاعات هم فتح شود؛ وزارتخانه‌ای که حتی با وجود نهاد اطلاعاتی موازی و قدرتمندی همچون سازمان اطلاعات سپاه هنوز مقر اصلی قدرت رهبر نظام است و رهبری آنقدر از برکناری نفر مورد نظرش از مدیریت این دستگاه هراس دارد که نامه بی‌سابقه‌ای را به وزیر مستعفی این وزارتخانه می‌نویسد و ظرف سه روز، سه دیدار عمومی برگزار می‌کند و خودش و وب‌سایت رسمی‌اش، وارد جنگ رسانه‌ای با حامیان دولت می‌شوند.

سه. شایعه‌ای شنیده می‌شود که احمدی‌نژاد در اعتراض به بازگماشتن مصلحی به وزارت اطلاعات، استعفا کرده است و دلیل عدم حضورش در جلسات هیئت دولت نیز همین است. «آزادی‌نیوز»- وب‌سایت نزدیک به دولت- نیز که خبری مبنی بر تکذیب این استعفا روی خروجی‌اش قرار داده بود، چندی بعد این خبر را از خروجی‌اش حذف کرد.

اکنون دو احتمال وجود دارد:

۱. احمدی‌نژاد به منصبش برگردد و با وزیری که دیگر وزیر او نیست و گماشته رهبر است کار کند.
۲. احمدی‌نژاد و خامنه‌ای هرکدام بر موضع خود پافشاری کنند.

از دید من احتمال نخست تا حدود زیادی نامحتمل است. یک ویژگی جمهوری اسلامی تاکنون این بوده که صاحبان قدرت و ثروت در آن به بازی «سرجمع ناصفر» رضایت می‌دادند و قدرت و ثروت را با یکدیگر تقسیم می‌کردند و هرگاه خطری قدرت و ثروت حاکمان را تهدید می‌کرد همه‌گی با هم متحد می‌شدند تا از منافع خود محافظت کنند، ولی اکنون کسی پیدا شده و نماینده جریان تازه به دوران رسیده‌ای است که به سهم خود از منافعش قانع نیست و نظام را وارد یک بازی «سرجمع صفر» کرده و آنقدر تمامیت‌خواه است که به هر قیمتی همه‌چیز را می‌خواهد.

احمدی‌نژاد حالا که پرده‌ها برافتاده به بازگشت از موضعش رضایت نخواهد داد. او و جریانش چنین شخصیتی ندارند. ضمناً او حالا قدرت این را دارد که به هدفش دست پیدا کند و هیچ مصلحتی هم جلودارش نیست. اگرچه حامیان سنتی رهبر نظام هم آن‌چنان بی‌قدرت نیستند و این امر سبب می‌شود جنگ قدرت در روزهای آینده شکل دیگری به خود بگیرد.

خامنه‌ای می‌داند برای پیروزی در این نبرد نیاز به حامیان دیگری هم دارد که در دو سال گذشته به انحای گوناگون مورد توهین و سرکوب واقع شده‌اند و به همین خاطر رئیس دفترش را که در واقع اصلی‌ترین نماینده اوست، برای عرض تسلیت به خانواده موسوی روانه می‌کند. اگرچه چنین موضوعی به نسبت خانوا‌دگی رهبر نظام با خانواده موسوی چسبانده می‌شود، ولی در واقع حاوی پیام مهم‌تری است و آن این‌که رهبر بقای خود را در خطر می‌بیند. برخلاف احمدی‌نژاد، پایگاه خامنه‌ای متعلق به جریان محافظه‌کاری است که به تندرویی جریان احمدی‌نژاد نیست و وقتی منافع خود را در خطر ببیند، حاضر به مذاکره است و همین موضوع، محملی برای گشوده‌شدن گره سیاست ایران است.

خامنه‌ای البته مسیر بسیار دشواری پیش رو دارد ولی باید این را در نظر بگیرد که در صورت گام ننهادن در این مسیر و عدم تجدید نظر در مواضعش، دیگر مسیر ناگزیر، نبرد با احمدی‌نژادی است که هیچ‌چیز جلودارش نیست و او را نیز به نابودی خواهد کشاند. هزینه این تجدید نظر برای خامنه‌ای البته کم‌اعتباری نزد هواداران سنتی خودش است. شاید حتی علیه او بشورند. شاید برای آنها اعلام «اشتباه کردم» از کسی که به درجه الوهیت نزدیکش کرده‌اند و جایگاهی مشابه «معصومیت» به او داده‌اند، پذیرفتنی نباشد. چنین موضوعی البته تاحدودی با تعهد خامنه‌ای به جبران گذشته و اصلاحات بنیادین در آینده که حمایت مردمی را برای او به ارمغان خواهد آورد جبران خواهد شد. در نتیجه احتمال این بسیار زیاد است که خامنه‌ای به میانه‌روهای جنبش سبز نزدیک شود. مثلاً حصر آقایان موسوی و کروبی را بشکند و با آن‌ها به علاوه آقایان هاشمی و خاتمی وارد مذاکره شود.

تمامیت‌خواهی محافظه‌کاران تندرو پایانی ندارد و این تمامیت‌خواهی، نسبت به تمامیت‌خواهی محافظه‌کارانی که خامنه‌ای آنان را نمایند‌گی می‌کند، بسیار سیاه‌تر است. خامنه‌ای باید بتواند غرور خود را بشکند و دست از تمامیت‌خواهی بردارد تا علاوه بر این‌که موضع خود را حفظ کند، کشور را از خطرهایی که چنین دعواهایی به آن‌ها دچار می‌کند نگاه دارد. آن‌وقت می‌توان امید داشت که کشور دوره گذار آرامی را با تکیه بر اصلاحاتی که طی مذاکره خامنه‌ای موظف و متعهد به انجام آن‌ها خواهد شد طی کند، وگرنه در شرایطی که اتحاد حاکمیت دچار تزلزل شده تندروها از دو طرف زمام کار را به دست خواهند گرفت و کشور دچار چنان هرج و مرجی خواهد شد که معلوم نیست سرانجامش چه باشد.

Share this
Share/Save/Bookmark

خامنه ای از روزی که رئیس مجمع تشخیص را قرار داد دست اتحاد به سوی روحانیت دراز کرد تا بساط احمدی نژاد را تضعیف و یا بطور کلی حذف کند و در رابطه با اصلاح طلبان هم تا حدی که برشمردید کوتاه نخواهد آمد تنها ممکن است از کنار آنها برای خنثی کردن آنها با بی تفاوتی امتیازات کوچکی بدهد زیرا جذب اصلاح طلبان به معنی از دست دادن جامعه ی روحانیت مبارز موتلفه و جریان مصباح از اینرو تقویت اصلاح طلبان او را با چالشی روبرو می کند که پای غیر خودی ها یعنی مردم به این درگیری ها باز می شود و چنین ریسکی برای خامنه ای بسیار خطرناک خواهد بود .
اما خامنه ای اگر چه نگوید اشتباه کردم اما گرایش به جریان مخالف احمدی نژاد خود بخود چنین تعبیری را در بر خواهد داشت و او بیش از پیش قدرت لایزالش را از دست خواهد داد کرنش خامنه ای در مقابل روحانیت و بازار اگر چه راهی برای خروج از بحران مشایی و احمدی نژاد خواهد بود اما او به شدت تضعیف شده و بیشتر گوش به فرمان خواهد شد . و در آینده ابتکار عمل از او سلب خواهد شد دیگر او نمی تواند بین جناحهای حکومتی بندبازی کند قدرت مانور او به شدت محدود شده و آیت الله های بی شمار تصیم گیر اصلی خواهند شد که هر کدام از آنها هم تصمیمات متناقصی با دیگری خواهد داشت از اینرو جمهوری اسلامی تمرکزی را که در طی سالیان در ولایت مطلقه جستجو می کرد از دست خواهد داد که با توجه به شرایط سیاسی و اقتصادی ایران جنبش مردم حرکت به جلو و برداشتن گامهای بیلندتری را تجربه خواهد کرد و این به معنی گسترش هرج و مرج نخواهد بود . زیرا همین الان هرج و مرج وجود دارد . معلوم نیست که چه ارگانی چه سیستمی هدایت کننده شده است . همه خود را متولی سیستم می دانند . دولت - سپاه مجلس - بیت رهبری - روحانیت - بازار - مجمع تشخیص و ...

در بر رسی اختلافات خامنه ای و احمدی و پیامد های محتمل ان :
کودتای سپاه یادتان نرود .
نمونه غربی : پاکستان
نمونه شرقی : کره شمالی
اما مسله هنوز به آنجاها نرسیده .عوامل فراماسونری مارکسیست های روسی هنوز به شعبده بازی در تمام ستوه حاکمیت و اپوزیسیون مشغولند .
هدف آنها :
۱) جلوگیری از هر گونه نزدیکی به امریکا چه از جانب حکومت ، چه از جانب مردم و جنبش های مردمی .
۲) پیش بردن ایران به سمت درگیری با امریکا و غرب و لیبی سازی ایران به منظور تجزیه ایران و تشکیل جمهوری های کوچک روسی با استفاده از طرح های روسی و حمایت روسها در کنار امکانات آمریکایی (website و غیره ) ، امکانات عربستان سعودی (مالی و نظامی تجزیه طلبان عرب و بلوچ جند الله و برخی کردهای طالبانیست ).
۳) زدن انگ ارتجاعی ، سوار بر امواج غرب بودن ، همکاری با رژیم ، همکاری با ساواما ، لیبرال بودن ، ضد اقوام بودن ، ضد کارگران بودن ، ضد زنان بودن ، .. ... به موسوی - کروبی ، جنبش سبز ، شورای هماهنگی سبز ، ..... به منظور بی اعتبار کردن جنبش سبز و رهبران ان و حذف آنها از معادلات قدرت در آینده ، در صورت تضعیف حاکمیت فعلی .
۴)حمله به اپوزیسیون غیر مارکسیست و لجن مال کردن آنها از لیبرال ها ، ملیون ، ملی مذهبی ها گرفته تا مستقلین ، سلطنت طلبان و مجاهدین .
ایران در خطر بزرگی قرار دارد . نقشه های روس ها و عملکرد استعماری آنها از زمان تزار ها تا شوروی ، تا پوتینیسم امروز به مراحل پایانی نزدیک میشود . با خامنه ای ، با احمدی ، با سپاه ، با رفسنجانی ، با ترکیب هایی از اینها ، ... فرقی نمیکند .
باید جنبش سبز ، اپوزیسیون غیر روسی ، اصلاح طلبان غیر روسی به این بازی سیاسی که در کنترل کامل ک گ ب ، حزب توده ، مارکسیست های اقماری و سمپات ان است خاتمه دهند ، پیش از آنکه امریکا و غرب مجبور به دخالت در ایران از هر نوعی بشوند .
-رهبری جنبش سبز باید مثل مصر جنبش را در راستای عدم ضدیت با امریکا و غرب و دموکراسی و صرفا داخلی و اصلاحی دوباره تعریف کند . هیاتی به امریکا بفرستد و مذاکره شفاف و مستقیم کند .
-دولت ج ا باید با امریکا مستقیم وارد مذاکره شده و خودش را با طرح جدید خاورمیانه موافق و همسو نشان دهد و از اخلال در نقشه راه و مسائل اعراب و اسرائیل بپرهیزد .
-اپوزیسیون غیر روسی باید مستقیما با امریکا وارد مذاکره شده و از نزدیکی ایران به امریکا در جناح حکومت و جناح جنبش سبز علنا حمایت کند و از گره خوردن مسائل حقوق بشر و دموکراسی که داخلی است با انرژی اتمی و امنیت منطقه و جهان که به همه ، مخصوصا به امریکا و غرب مربوط میشود جلوگیری کند .
آنها که مثل سحابی و رضا پهلوی و دیگر ملیون به موجودیت ایران قبل از نوع حکومت ان می اندیشند وقت زیادی ندارند تا این قطاری را که به سمت دره درگیری و اغتشاش و تجزیه و از هم پاشیدگی میرود متوقف کنند .
مارکسیست ها - طالبانیست ها - تجزیه طلبان برنامه دیگری دارند و تعهداتی دیگر .

شاید از این روش ها بشه به یک حکومت مورد دلخواه مردم بدون انقلاب و خون ریزی رسید شاید هم این ها همه نقشه های جدید این دولت میباشد؟

اساتید محترم .ببخشید که منهم گیوه ام را قاتی کفشهای شما جفت میکنم !! یکجوری تحلیل سیاسی میفرمائید که چرچیل هم انگشت به دهان حیران شده !! بنده سر و پا پتی هم اظهار فضلی بگنم ! اقای پرزیدنت دکتر احمدی نژاد با همه نفهمی خودش تازه فهمیده که چه لجنی به نظام ولائی زده ! و میداند عنقریب تشت رسوائی همه سیستم ولایت مطلقه فقیه را در هر کوی برزن بصدا در خواهند اورد ! و قرار است همه مصیبتها و بدبختی این سی ساله را سر او خالی کنند. بهترین راه حل را با عقل ناقص خود در این دیده تا عشوه ای بکند و بهانه ای درست کند تا مجلس فرمایشی و شورای نگهبان منتصب لطف کرده و اورا عزل کنند !! تا شاید این اخر عمری که هیچ پس انداز و توشه اخرتی برای خود فراهم نکرده حداقل مجوزی بگیرد ودر طبقه دوم خانه شان واقع در نارمک کارگاه اهنگری راه بیندازد !! غافل از انکه اخوند جماعت صدتا شیطان را هم به شاگردی قبول ندارند ! و عنقریب جنازه اش را به هر کوی برزن خواهندکشید ! که هر چه مصیبت بوده از این بوده !! قوم یهود در گذشته مراسمی داشتند ! سالی یکبار بزی را انتخاب میکردند و هرچه در طول سال گناه کرده بودند به کاغذی نوشته و به گردن بز اویزان کرده و اورا در بیابان رها میکردند ! ومیگفتند: در طول سال هرچه گناه کرده ایم تقصیر این بز بوده !! و سال بعد هم بهمین منوال !! وظاهرا احمدی نژاد فهمید و ما نفهمیدیم !!

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.

لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.

کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و
منتشر نخواهد شد.

 

لینک به ادیتور زمانه:         

برای عبور از سد فیلترینگ

پرونده ۱۳۹۱ / چشم‌انداز ۱۳۹۲

مشخصات تازه دریافت برنامه های رادیو زمانه  از ماهواره:

ماهواره  :Eutelsat

هفت درجه شرقی

پولاریزاسیون افقی 

سیمبول ریت ۲۲

فرکانس ۱۰۷۲۱مگاهرتز

همیاران ما