خانه | جامعه | حقوق انساني ما

ایمان و امید

سه شنبه, 1390-03-10 15:41
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
سهراب احمری
برگردان: 
م. ایروانی

سهراب احمری*- زمستان گذشته، زمانی که با شکوفه‏های درخت‌ها، «بهار عربی» به گل نشسته بود، من مشغول ویرایش مجموعه‏ای از مقالات نوشته شده توسط معترضان خاورمیانه‏ای بودم. تجربه‌ای بسیار الهام‏بخش بود.

این مقالات که در فاصله سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۰ به نگارش درآمده بودند، در حاشیه رویدادهای امروز مناطقی نظیر تونس، قاهره، منامه، درعا و بن‌غازی به نوعی «پیشگویانه» به نظر می‌رسند. در این مجموعه ده‏ها مرد و زن جوان از سرتاسر منطقه آرزوهای خود درباره فردایی آزاد را به تصویر کشیده بودند؛ آن هم در زمانی که هنوز اقتدار دیکتاتوری‏ها، ویژگی فردای دنیای عرب به شمار می‏رفت.

 
در این میان، ویرایش مقالاتی که از سرزمین مادری من ایران گردآوری شده ‌بودند برایم بسیار دردناک بود؛ سرزمینی که رژیم سرکوبگر آن دوسال پیش اعتراض‌های مردمی را با خشونت تمام سرکوب کرده بود. بر من هیچکدام از آن مطالب به اندازه نامه‏ای که یک دختر ایرانی نوشته بود، تاثیرگذار نبود؛ دختری که خود را تنها با دو حرف «ت. ت» معرفی کرده بود، تا زندگی مخاطره‌آمیزش، پرخطرتر نشود.

«ت. ت» یکی از اعضای اقلیت دینی بهاییان است. آیین بهایی که در قرن نوزدهم تاسیس شده، مدعی است که همه ادیان به گونه‏ای مساوی آسمانی هستند. از همان زمان بهاییان در ایران و خاورمیانه مورد آزار و تعقیب قرار گرفتند.

رژیم کنونی ایران نیز به گونه‌ای خاص از این دین وحشت دارد. نخست به این دلیل که ظهور پیامبر بهاییان پس از ظهور پیامبر مسلمانان است؛ پیامبری که بنا بر نظر عالمان اسلامی آخرین پیامبر خدا است. دوم به این بهانه که برخی از مکان‏های مقدس بهاییان در اسرائیل امروز قرار دارد.

تبعیض علیه ایرانیان بهایی در قانون اساسی و قوانین عمومی جمهوری اسلامی مورد تایید و تاکید قرار گرفته است. روحانیون با باور این‌که بهائیت جنبشی سیاسی بوده و برای تخریب اسلام به وجود آمده‏ است، از شناسایی رسمی آن‌ سرباز می‏زنند.

 

رهبران بهایی به طور دایم مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند و خودسرانه بازداشت می‏شوند. بهاییان همچنین از دسترسی به نظام آموزش عالی کشور نیز محرومند و این بی‌رحمانه‏ترین جنبه رفتار حکومت با اقلیتی به شمار می‏رود که برای تحصیل و آموزش، اهمیت و اعتبار فوق‏العاده‏ای قایلند.

«ت. ت» در نوشته خود به تاثیر این سیاست بدخواهانه بر زندگی جوانان بهایی ایران چون خود او می‏پردازد. او از چشیدن حس تلخ یاس در دوران تحصیل راهنمایی‏ خود می‏نویسد؛ وقتی که موفق به کسب مقام اول المپیاد زبان عربی می‏شود؛ موفقیتی که البته به حذف او از مرحله بعدی رقابت المپیاد در سطح کشوری می‏انجامد.

او همچنین به خاطر می‏آورد که چگونه معلم کلاس سوم، خواهرش را تنها به دلیل بهایی بودن از کلاس درس اخراج می‏کند تا این‌که بالاخره معلم دیگری پس از این‌که او در مسابقات علمی محلی مقام به دست می‏آورد، او را در کلاس خود می‏پذیرد.

درد آورترین بخش این نامه، آنجا آغاز می‏شود که دانش‏آموز بسیار کوشایی به نام «ژینوس»، که از دوستان خانوادگی نویسنده نامه و از او نیز بزرگ‌تر بوده است، موفق به دریافت کارت کنکور می‌شود؛ یعنی امکانی که به‌ندرت ممکن است برای یک بهایی پیش بیاید، اما روز کنکور، مسئول امتحان کارتش را جلوی چشمان او پاره پاره می‏کند!

«ت. ت» که با مخفی نگاه داشتن هویتش سعی در حفاظت از خود دارد، رهبران روحانی ایران را به‌طور مستقیم مورد خطاب قرار می‏دهد که: «چرا یک بهایی نباید تحصیل کند؟ هم‌کیشان من چه کرده‏اند که سزاوار چنین رفتاری هستند؟ چرا پیروان آیینی که همه را برابر می‏دانند و به همه دوست داشتن را توصیه می‏کنند، باید سزاوار چنین محدودیت‏هایی باشند؟» او نامه خود را با این امید که روزی علی‏رغم همه مشکلات موفق به ادامه تحصیلات خود شود به پایان می‏برد.

امروز به نظر می‏رسد که آرزوی «ت. ت» حتی بیش از گذشته دور از انتظار است. اوایل هفته پیش مقامات ایرانی به شکل هماهنگ به خانه ۳۰ نفر از کارکنان ارشد موسسه آموزش عالی بهاییان (BIHE) در چهار شهر ایران یورش بردند. موسسه آموزش عالی بهاییان، موسسه‏ای است که جامعه بهایی در خفا و برای رفع نیاز جوانان بهایی که از حضور در دانشگاه‏ها محروم شده بودند، ایجاد کرده و به ارایه دروس مکاتبه‌ای و آن‏لاین می‏پردازد.

محل این دانشگاه در اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی توسط حکومت اسلامی تعطیل شد و از آن پس در واقع در ده‏ها خانه برگزار شد؛ خانه‏هایی که حکم سالن‏های تدریس و بخش‏های اداری این دانشگاه را داشتند.
هرچند مدارک این موسسه دارای اعتبار بین‏المللی کامل نیست، ولی به یمن نظام آکادمیک منضبط این موسسه خصوصی و کمک هم‌کیش‌های بهایی خود در آمریکای شمالی و اروپا، برخی از دانشجویان آن توانسته‏اند تحصیلات تکمیلی خود را در برگزیده‏ترین دانشگاه‏های غرب با موفقیت ادامه دهند.

 

با این حال به نظر می‏رسد حتی همین فرصت بسیار ناچیز نیز برای بهاییان ایرانی از نظر روحانیون بی‏بصیرت، زیادی و بیش از اندازه است. زیرا به تازگی این موسسه را متهم می‏کنند که از شبکه خود برای جاسوسی علیه ایران استفاده می‏‌کنند.

انگیزه اصلی آنها، در واقع حذفِ آرام و بی‏صدای پیروان دینی اقلیت است که تاکید آن بر کثرت‏گرایی و همبستگی میان ادیان است. آنها- به این طریق- استبداد مذهبی حکومت‏شان را به سخره گرفته‌اند. با این وجود می‏توان در موفقیت تلاش‏های روحانیون حاکم در ایران تردید کرد؛ هم به این دلیل که اکثریت مسلمان ایران به سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» دولت واقف شده‏اند و هم به این دلیل که بهاییان، توانایی خود را در مقاومتی سازنده در برابر فشارهای حکومت به نمایش گذاشته‏اند. همانطور که «ت. ت» نوشته بود: «آنجا که ایمان هست، امید هرگز نمی‏میرد.»

 

 

پی‌نوشت:

*توضبح مترجم: سهراب احمری، از ویراستاران مجموعه « Re-Orien» است. این کتاب مجموعه‌ای از مقالات جوانان منتقد و طرفدار اصلاحات اجتماعی خاورمیانه را دربر گرفته است و به زودی توسط انتشارات پالگریو (Palgrave) منتشر خواهد شد. آقای احمری همچنین از نویسندگان کتاب «مردم دوباره تجهیز شده: جنبش سبز و مبارزه برای آینده ایران» است. 

 

در همین زمینه:

 

افزایش فشار بر دانشگاه آزاد بهاییان

 

بهایی‌ستیزی از حجتیه می‌آید!

نمی‌توانم درس نخوانم!

جوانان بهایی از حق تحصیل محرومند

Share this
Share/Save/Bookmark

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.

لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.

کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و
منتشر نخواهد شد.

 

لینک به ادیتور زمانه:         

برای عبور از سد فیلترینگ

پرونده ۱۳۹۱ / چشم‌انداز ۱۳۹۲

مشخصات تازه دریافت برنامه های رادیو زمانه  از ماهواره:

ماهواره  :Eutelsat

هفت درجه شرقی

پولاریزاسیون افقی 

سیمبول ریت ۲۲

فرکانس ۱۰۷۲۱مگاهرتز

همیاران ما