خانه | فرهنگ،‌ هنر و ادبيات | روایت زمانه

یی جینگ، بخش چهارم

چهارشنبه, 1390-02-14 16:13
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
کتاب‌های کلاسیک ایران و جهان
شهرنوش پارسی‌پور

شهرنوش پارسی‌پور - گفتیم که «جی ین»، یعنی حالت کمی اصل نرینه، و «کاون»، حالت کمی اصل مادینه، در حالت این در آن دری (یعنی در ترکیب با یکدیگر) سه پسر و سه دختر به‌وجود می‌آورند. دیدیم که دختر‌ها، «سون»، به معنای درخت و نیروی رسوخ‌کننده، «لی»، به معنای آتش و زیبایی و «توئی» به معنای دریاچه‌های بالای کوه و در عین حال شادمانی هستند.

اما پسر نخست، «جه ئن»، به معنای رعد و برق و جنبش است و از یک خط بسته در پائین و دو خط شکسته در بالا شکل گرفته. پسر دوم به نام «که آن»، و کنایه از آب و در عین حال خطر است. او از یک خط بسته در میانه و دو خط شکسته در بالا و پائین شکل گرفته. پسر سوم که «ئن»، به معنای کوه و در عین حال ایستائی، و از دو خط شکسته در پائین و یک خط بسته در بالا شکل گرفته. در کمال تعجب می‌بینیم که دختر‌ها با داشتن دو خط بسته به پدر شباهت دارند و پسر‌ها با دو خط شکسته به مادر نزدیک می‌شوند. برداشت روان‌شناختی این است: پسر خواست مادر است از پدر، و دختر خواست پدر است از مادر. اما دلیل ریاضی نیز اینکه در شمارش عددی دو خط بسته هر کدام سه و روی هم شش هستند و با یک خط شکسته که عدد آن دو است به عدد هشت می‌رسیم که عددی‌ست زوج و در نتیجه مادینه. به همین شکل پسران با داشتن دو خط شکسته مادینه عدد چهار را به خود اختصاس داده و با یک خط بسته که عدد آن سه است به شماره‌ی هفت می‌رسند. پس اکنون ما دارای چهار عدد: شش، مادینه پیر، هفت، نرینه جوان، هشت، مادینه جوان و ۹، نرینه پیر هستیم. شش عدد مادر و ۹ عدد پدر است و هفت عدد پسر‌ها و هشت عدد دختر‌ها به‌شمار می‌آید. ترتیب قرار گرفتن آن‌ها نیز بدین شکل است: پدر، یا «جی ئن»، یا سه خط کشیده در بالا و در جای جنوب قرار می‌گیرد. مادر یا: «کاون» که از سه خط شکسته تشکیل شده در شمال و در پائین قرار می‌گیرد. چینیان نیز همانند ما رو به شمال می‌ایستند، اما جنوب را که گذرگاه خورشید و در نتیجه نور است بالا تلقی می‌کنند. «جه ئن»، پسر بزرگ که رعد و برق و جنبش باشد در کنار پدرش در جنوب غربی قرار می‌گیرد. «سون»، دختر بزرگ که درخت و نیروی رسوخ‌کننده (هوا) است در شمال شرقی، در کنار مادرش می‌ایستد. این طبیعی‌ست، چرا که او درخت است و ریشه در مادر خود، خاک دارد، اما سر به‌سوی بالا (پدر) دارد. پسر دوم، «که آن» یا آب که خطر نیز هست در مغرب قرار می‌گیرد. «لی»، یا آتش که مظهر زیبایی نیز هست، و دختر دوم به شمار می‌آید در مشرق می‌ایستد. «که ئن»، یا پسر کوچک که کوه و در عین حال حالت ایستائی و سکون است در شمال غربی، در کنار مادرش می‌ایستد. «توئی»، دختر کوچک، که دریاچه‌های بالای کوه و در عین حال شادمانی است در جنوب شرقی، در کنار پدرش قرار می‌یابد. پس خانواده‌ی آسمانی- زمینی یک هشت‌ضلعی تشکیل می‌دهند. دقت بفرمائید به ساختمان خانقاه‌ها در ایران که همیشه هشت‌ضلعی هستند...

اکنون این هشت اصل هر یک با خود یک بار و با دیگری دو بار ترکیب شده و هشت در هشت می‌شود که عدد ۶۴ به دست می‌آید و ما صاحب شصت و چهار شش خطی می‌شویم. یعنی چه؟ سه خط بسته «جی ئن»، با خود ترکیب شده و یک شش خطی ترکیب شده از خطوط کشیده می‌سازد. به همچنین «کاون» یا اصل مادینه در خود ترکیب شده و یک شش خطی مرکب از خطوط شکسته به‌وجود می‌آورد. اما بعد پدر و مادر هر یک جداگانه با هر یک از پسران و دختران ترکیب می‌شوند. یک‌بار در بالا قرار می‌گیرند و یک‌بار در پایین. به همین ترتیب پدر و مادر نیز به دو شکل با یکدیگر ترکیب می‌شوند یک بار پدر در بالا قرار می‌گیرد و یک بار مادر. اکنون پسران و دختران نیز هر یک دو بار با یکدیگر ترکیب می‌شوند و ۶۴ جدول شش خطی به‌دست می‌آید. در اینجا دقت کنید که شطرنج هندیان نیز دارای ۶۴ خانه است. به همین نحو است رمل ایرانی که از دو استوانه و چهار مکعب تشکیل شده، که این‌ها نیز در چرخش ۶۴ شکل می‌سازند. به‌راستی سرچشمه اصلی این شباهت در کجا قرار گرفته؟ یکی کتاب را دارد و دومی دستگاه بازی فکری را و سومی ابزارهایی که برای فال‌گیری به‌کار گرفته می‌شوند. جست‌وجوی این سرچشمه‌ی مشترک بدون شک به کشفیات با ارزشی منجر خواهد شد.
 

در همین اواخر یک برنامه سرگرم‌کننده‌ی چینی در اینترنت در چرخش بود. در این برنامه دیده می‌شد که یک جدول شصت و چهار خانه‌ای را در برش‌های مختلف می‌برند و در کنار هم قرار می‌دهند و در ‌‌نهایت و در کمال شگفتی، در آخرین شکل جدول دارای ۶۵ خانه است. دیدن این برنامه برای من بسیار هیجان‌انگیز بود و لابد چینیان بیشتر از من از دیدن آن لذت می‌برند.
 

 

پس هر «شش‌خطی» از دو «سه‌خطی» شکل گرفته. «سه‌خطی» پایین نماینده‌ی حالات و رفتار درونی‌ست، و «سه‌خطی» بالا نماینده‌ی حالات و رفتار بیرونی‌ست. به‌طور معمول خط‌ها را از پایین به بالا ترسیم می‌کنند. نخستین خط نماینده‌ی انبوه مردم است. خط دوم مکان همسر و یا پسر است. خط سوم به امور دیوانی تعلق دارد و خط چهارم نماینده‌ی دیوانسالاران است. خط پنجم مکان رهبر و خط ششم که در بالا‌ترین نقطه قرار گرفته نماینده‌ی خردمند فرزانه است. میان خط‌های یکم و چهارم، میان خط‌های دوم و پنجم، و میان خط‌های سوم و ششم ارتباطاتی وجود دارد. در هر «شش‌خطی» که از دو «سه‌خطی» تشکیل شده، دو «سه‌خطی» دیگر نیز یافت می‌شود، و همه این‌ها کار تعریف «یی جینگ» را مشکل می‌کند.
 

روش استخاره کردن با «یی جینگ» با استفاده از ۵۰ قطعه چوب بو مادران انجام می‌شود. تعریف نحوه‌ی استفاده از این چوب‌ها بسیار پیچیده و در عین حال وقت‌گیر است. پس امروزه با استفاده از سه سکه این‌کار انجام می‌شود. یک روی سکه را «دو» در نظر می‌گیریم و یک روی آن را «سه». سکه‌ها را در دست گرفته و در جهت حرکت عقربه‌های ساعت دست‌ها را که روی هم گذاشته‌ایم می‌چرخانیم و بعد سکه‌ها را می‌ریزیم. تنها چهار امکان در ریختن سه سکه ممکن است: هرسه سکه روی دو باشند، که می‌شود شش. این نشان می‌دهد که استخاره ما حداقل یک خط قابل تفسیر دارد که‌‌ همان شش یا مادینه‌ی پیر باشد. پس در میانه‌ی دو خط شکسته که روی کاغذ می‌کشیم یک ضربدر می‌گذاریم. حالا ممکن است در ریختن سکه‌ها هر سه سکه روی شماره‌ی سه را نشان دهند. در این حالت عدد ۹ به‌دست می‌‌آید که‌‌ همان نرینه‌ی پیر است. این نشان می‌دهد که این خط نیز تفسیر دارد. برای روشن کردن این موضوع دایره‌ای میانه‌ی خط می‌کشیم. بعد ممکن است دو سکه روی دو بیفتد و یک سکه روی سه. در این حالت خط ممتد نرینه‌ی جوان به‌دست می‌آید، که در جای خط سوم قرار می‌گیرد و شماره آن هفت است. بعد ممکن است که دو سکه روی عدد سه باشد و یک سکه روی عدد دو. در اینجا ما عدد هشت را خواهیم داشت که مادینه‌ی جوان باشد. اعداد هفت و هشت تفسیر ندارند و تغییر نمی‌کنند. این خط در جای خط چهارم قرار می‌گیرد. بعد ممکن است خط پنجم دوباره شش بشود و خط ششم دوباره ۹ بشود. این دو خط آخر نیز تفسیر دارند. این دو «شش‌خطی» در «سه‌خطی» پایین نماد آب و خطر و در «سه‌خطی» بالا نماد آتش و زیبایی و چسبندگی‌ست. در جدولی که به طور معمول در آخر هر کتاب «یی جینگ» وجود دارد سه خط پائین را در طرف چپ و در ستون عمودی و «سه‌خطی» بالا را در بالا و در ستون افقی نشان می‌دهند. در این جدول متوجه می‌شویم که با «شش‌خطی» شماره ۶۴ روبرو هستیم. اما چون چهار خط قابل تفسیر داریم «شش‌خطی» ما پس از خوانده شدن و خوانده شدن تفسیر خط‌ها به «شش‌خطی» شماره‌ ۱۷ تغییر می‌کند. علت این است که خط‌های شماره شش به ضد خود یعنی هفت و خط‌های شماره ۹ به ضد خود یعنی به هشت تبدیل می‌شوند. باز هم توضیح خواهم داد.
 

در همین زمینه:

::یی جینگ، بخش سوم::

Share this
Share/Save/Bookmark

بهتره بجای بررسی این جدول که هیچی ازش سر درنیاوردم به مباحث زیر پرداخته شود
1-نماد ازدها چیست
2-چرا چینی ها مار رو دوست دارند در حالیکه ایرانیان مار را نشانه بدی میدانند
ایا مار نماد شیطان نیست؟و ایا اژ دها بدین معنی نیست که کشور چین تحت سلطه شیطان بوده است؟
3-شما نگاه کنید به تاچی یا همین جور چیزی که یک ورزش است
شخصی الهام گرفته که چطور یک مار میتونه یک درنا رو بکشه...بعد اون رو بصورت ورزش به چینی ها یاد میده
4-مجسمه ها سربازان چینی که در صفوف طویل ایستاده اند می تواند مردمانی باشند که توسط شیطان مصلبو شدند یا همینجور چیزی به هر حال این همه مجسمه بی حمت نیست
5-سیستم تفکری چین جزو معدود کشورهایی است که کلا توش دین پیدا نمیشه
6-آیا این تعجب بر انگیز نیست که شما بدون اینکه حتی اسم کشور چین رو شنیده باشید از جوانی علاقمند می شوید بروید دنبال شناخت فرهنگ چین؟
7-شما در مصاحبه ایی خوب جمله ایی گفتید که اینده را هم تاریک و هم روشن می بینیم.(خیلی از مسایل را صلاح نمیدانم مطرح کنم....خودتان میدانید )

در ضمن اون بازی که مثلثی دارای مساحت 64 است و با جابجایی قطعات ان یک مربع زیاد یا کم می شود رو من حدود 6 ماه پیش به مدت یک ماه روش وقت گذاشتم تا حل کنم
صرفا یک خطا است...بدین معنی که وتر مثلث انحرافی دارد که به چشم زیاد قابل توجه نمی اید.ولی همین انحراف مساحتی را اشغال می کند که بعدا تحت عنوان تولید یک مساحت اضافی مطرح میکنند.
واقعا بعضی وقتها که به این شعبده بازها نگاه میکنم براشون احساس تاسف میکنم....
یک سوال
آیا ممکنه جنسیت در ابتدا بین مردان بوده و بعدن زنها اون رو از مردها به سوی خودشون اوردن؟
و وجود مردان دو جنسه ریشه در همین است که جنسیت در اصل مفهومی مردانه است.....
خرگوش دریایی موجودی و جنسه است
در طاوس جنس نر زیباتر از ماده است
اینها نشان می دهد که جنسیت چیزی پیچیده است؟براستی چرا خرگوش دریایی دو جنس پیدا نکرده؟و چرا طاوس قسمت زنان ه اش زشتره؟

ماری عزیز

البته به نظر می رسد که جنابعالی مرد هستی. اما پاسخ به بعضی از پرسش های شما:
البته در تقریبا تمامی حیوانات جنس نرینه زیباتر از مادینه است، علت این امر هم به سادگی وجود مادینه زشت است. نران برای تصاحب مادگان می کوشند زیبا و قو ی باشند. به همین جهت نیز چینیان زیبائی را جزو ابواب جمعی نرینگی و زشتی را جزو ابواب جمعی مادینگی هستی جمع بندی می کنند. اما!
اما فراموش نکنید که این نرینگان زیبا را مادینگان می زایند! یعنی مادینگان، هم بخشی از نطفه را تقدیم هستی می کنند و هم بار زایمان یا تخم گذاری را برعهده می گیرند. پس قول چینیانی همانند لائوتزه در این باب بسیار درست است: زیبائی را ببن اما زشتی را برتری بخش...
بحث گسترده ای ست.
نماد اژدها در چین از اهمیت زیادی برخوردار است. یکی از جلوه های آن جامعه است. مردم در کلیت خود به اژدها ماننده می شوند.
مار یکی از حیواناتی ست که خداوند شما به علتی که برای من روشن نیست آن را آفریده. بد نیست بدانید که تقریبا تمامی پرندگان در اصل مار بوده اند و بعد جهش کرده اند و پرنده شدند.

شهرنوش پارسی پور

خانم پارسی پور با سلام . ضمن احترام به پدران شما که این اسم فامیل زیبا را انتخاب کرده اند ! که بمعنی پسر پارسی است ! ولی شما در این سلسله مقالات بنده را کمی گم وگیج میفرمائید !! در فرهنگ پارس زن همیشه مظهر زیبائی و زایش و ارامش و باروری است. و همه مظاهر تقدس و پرستش الهه خدایانی بوده اند مانند: زهره چنگ نواز یا ناهید ویا اناهیتا که که الهه باروری و شهوت و محافظ زنان باردار که جنگجویان هم برای پیروزی به او توسل میجستند ! و همینطور ائین مهر پرستی و میترائیسم که الهه بانوئی بود مظهر نور و روشنائی و اب جاری ! که هر صبحگاه سوار بر ارابه زرینش از شرق طلوع میکرد تا زمین را روشنائی وگرمی بخشد . وسمبلهای او گل نیلوفر (چون روز شکفته میشدوشب درخود فرو میرفت وریشه در اب داشت!) و دلفین چونکه دراب به نوزاد خود شیر میداد و چلیپا یا خاج یا گیاه شبدر که بعدا مظهر کلیسا و صلیب شد. البته در کنار این بانو همیشه ماری هم میخزید که نشانه الت مردانگی و رجولیت است و همیشه در کنار این ایزد بانو میخزید ویار یاور اوبود. واین قصه های رمز وراز الود را که از سرزمین چین میفرمائید کلا با فرهنگ پارسی بیگانه است ! مار یا اژدها علامت یا سمبل الت نرینه است که در نژاد زرد نشانه برتری جنسیت است . و جشنها وائینهائی که همه ساله در چین و ژاپن برای بزرگداشت الت مردانه انهم در نعوزکامل(شق ورق) برگزار میشودگواه این مطلب است. و اما در فرهنگ تازی زن را فقط به الت تناسلی او میشناسند ! به مهری که روزانه چندبار به او سجده میکنند !! به گنبد(زهدان) و گلدسته ومناره ها ( الت مردانه) و به حجرالاسود که زائرین اگر شانسی بیاورند بوسه ای یا دست نوازشی به ان خواهند زد(الت زنانه زن) !! خانم محترم بهمین مختصر اکتفا کردم والی مثنوی هزار من خواهد شد .

آقای نادر عزیز،

تا جایی که اطلاع دارم اندام باروری مرد و زن هردو در دوران های قدیم مورد احترام و پرستش ملت های مختلف بوده است.
رمز اژدها در چین رمز بسیار پیجیده ای ست که به طور قطع بار جنسی هم دارد. اما هنگامی که کنفسیوس به دیدار لائوتزه می رود بعد اعلام می کند به دیدار شاهپرکی رفتم و اژدهائی را ملاقات کردم. به طوری که در اینجا می بینید هیچ معنای جنسی وجود ندارد. من بزودی برنامه ای از گزارش زندگی ما را به اژدها اختصاص خواهم داد.
این که من دارم در باره کتاب یی جینگ چینیان می نیسم به دلیل اهمیت این کتاب پنج هزار ساله است و اشکالی ندارد که هموطنان ما نیز آ نرا بشناسند. البته آنها که آن را نمی شناسند.
شهرنوش پارسی پور

آقای نادر عزیز،

تا جایی که اطلاع دارم اندام باروری مرد و زن هردو در دوران های قدیم مورد احترام و پرستش ملت های مختلف بوده است.
رمز اژدها در چین رمز بسیار پیجیده ای ست که به طور قطع بار جنسی هم دارد. اما هنگامی که کنفسیوس به دیدار لائوتزه می رود بعد اعلام می کند به دیدار شاهپرکی رفتم و اژدهائی را ملاقات کردم. به طوری که در اینجا می بینید هیچ معنای جنسی وجود ندارد. من بزودی برنامه ای از گزارش زندگی ما را به اژدها اختصاص خواهم داد.
این که من دارم در باره کتاب یی جینگ چینیان می نیسم به دلیل اهمیت این کتاب پنج هزار ساله است و اشکالی ندارد که هموطنان ما نیز آ نرا بشناسند. البته آنها که آن را نمی شناسند.
شهرنوش پارسی پور

آقای نادر. فرمایشات شما درباره فرهنگ ایرانی درست، اما این مبحث درباره فرهنگ چین است، چرا اینها را با هم قاطی می کنید؟ اگر درباره اسطوره و نمادهای ایرانی بحث می شد و ایشان نادرست می نوشتند تذکر شما جالب توجه می توانست باشد

آقاي نادري، "میترا" خدای نرينه است و بانو نيست. هرچند که نام اش را بر روی دختران مي گذارند. او خداي مطهر و پاکيزه ای است که به جاي آن که از رحم يک زن بیرون بیايد از دل سنگ زاده ميشود. ضمنا در آئين مهر زنان حق پیوستن به مراسم اين آئين را نداشتند و و سير و سلوک هفت گانه آئين مهر و هميطور تارک دنيا شدن سالکين ، ویژه مردان بوده است که بعدها در رهبانیت مسيحي به شکل تارک دنيا شدن کشیشان مردا در مي آيد.

با تشکر - نسرين ب

سلام به دوستان

اول دوست دارم به ماری بگم که این نظریه که چین و چینیان اصولا با دین و جنبه مذهبیه زندگی‌ آشنا نیستن کاملا مخالفم. الان بین دین پژوهان کسی‌ نیست که هم چین نظریه ایرو قبول کنه. چین مهد دو تا از هفت ادیان جهانی‌ است، داویسم و کنفوسیونیسم، و بودیسم را از اوایل قرن اول میلادی گرفت و پرورش داد و یه شاخهٔ بی‌نظیری از بودیسم به چینی‌ chan به ژاپنی zen رو پیریزی کرد که می‌شه گفت پرورش یافتهٔ فکرو فرهنگ چینه.

ولی‌ چون طرز فکر دومیننت مونوتیست‌ای نمیتونه اینو قبول کنه دیگه چیز دیگییه ولی‌ علمی‌ نیست!

بعد دوست داشتم بگم که تصوری که ما و غربیها از اژدها داریم نقطه ی مقابل تصور چینی‌‌ها از اژدها است چینی‌ها اژدها رو موجودی خرابکار و وحشتناک نمیدونن.

و در آخر به خانوم پارسی‌پور، داستانی که از ‌دیدار کنفوسیوس و لاوتسه تعریف کردید بیشتر جنبه حکایتی داره. وجود تاریخی لاوتسه خیلی‌ بحث برانگیز، یعنی‌ تا حالا هیچ چیزی پیدا نشده که بتونه کمی‌ حضور تاریخی او رو کمی‌ جدی کنه پیدا نشده. ولی‌ باز هم تو همین حکایت می‌شه دید که چینیا چه دیدی به اژدها داشتند.

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.

لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.

کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و
منتشر نخواهد شد.

 

لینک به ادیتور زمانه:         

برای عبور از سد فیلترینگ

پرونده ۱۳۹۱ / چشم‌انداز ۱۳۹۲

مشخصات تازه دریافت برنامه های رادیو زمانه  از ماهواره:

ماهواره  :Eutelsat

هفت درجه شرقی

پولاریزاسیون افقی 

سیمبول ریت ۲۲

فرکانس ۱۰۷۲۱مگاهرتز

همیاران ما