خانه | فرهنگ،‌ هنر و ادبيات | خاک

اسطوره‌ی همای و شاه‌بانوان ایرانی

دوشنبه, 1391-08-08 16:43
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
شکوفه ‌تقی

شکوفه تقی - همای در فرهنگ ایرانیان هم نام مرغ سعادت است و هم نام شاه‌بانویی اساطیری در قبل از اسلام. همانطور که مرغ همای صورتی ترکیبی از چند حیوان و پرنده دارد، شاه‌بانوی همای، نیز ترکیبی از چندین شاه‌بانوی هخامنشی است.

همای در واقع قالبی است که در آن بسیاری از شاه‌بانوان تاریخی قبل از اسلام با مشخصات‌ گاه واقعی ‌گاه افسانه‌ای جمع شده‌اند. در این مقاله سعی شده است به اختصار جنبه‌های تاریخی و افسانه‌ای این شاه‌بانو کنار هم آورده شود، تا نشان داده شود این همایی که ساخته شده چه بسا صورتی از تاریخ‌نگاری به شیوه‌ی عامیانه بوده که از طریق مبلغین دینی برای خوراک فکری مردم فراهم می‌شده است.

 

تا آنجا که تاریخ ایران نشان می‌دهد شاه‌بانویی به نام همای در ایران قبل از اسلام پادشاهی نکرده است. در هیچ کجا نیز از ملکه‌ای به نام همای که وجود تاریخیش نیز به اثبات رسیده باشد نامی برده نشده است. قدیمی‌ترین اشاره به نام همای در فروردین‌یشت اوستاست که فَرَوَهرِ همای در شمار چند تن از زنان بزرگ دین زرتشتی ستوده می‌شود (کرده‌ی ٣٠: ١٣٩: ٢). در پانویس استاد پورداود می‌نویسد که منظور از همای دختر کی گشتاسب پادشاه دینگستر سلسله‌ی اساطیری کیانیان است (ر.ک به یشت‌ها ٢: ١٠۶).

 

دکتر شکوفه تقی، نویسنده، شاعر و مردم‌شناس

در تاریخ هخامنشیان مقتدر‌ترین زن در تمام سلسله، آتوسا دختر کوروش است که همسر برادرش کمبوجیه می‌شود. سپس به همسری گئوماته‌ی مغ یا بردیای دروغین درمی‌آید. پس از کشته شدن گئوماته به‌دست داریوش، به همسری او درمی‌آید. در زمان پادشاهی داریوش و پسرش خشایار، آتوسا مقتدر‌ترین زن در همه‌ی جهان بوده است. بر اساس گفته‌های هرودت، او شوهرش داریوش را به کشورگشایی تشویق می‌کرده. حتی راه‌ حل‌های نظامی نیز ارائه می‌داده است. او در شمار کسانی‌ست که از اسرار داریوش باخبر بوده است. می‌دانسته گئوماته که بوده و نسبت داریوش با پادشاهی چه بوده است.

 

پیرنیا در تاریخ ایران باستان ربطی بین آتوسا و همای اساطیری نمی‌بیند. می‌گوید نام مادر اردشیر آمستریس بوده است. در این رابطه توضیح می‌دهد که هامستریس یا آمستریس اسم همسر خشایار، ملکه‌ی مادر و نیز نام شهری در مشرق آسیای صغیر بوده است. او می‌افزاید اگر «یس» آخر کلمه را که یونانی است، حذف کنیم هامستر می‌شود. چون حرف ش در یونانی وجود ندارد، فارسی آن هاماشتر می‌شود، که با اندکی اختلاف‌‌ همان هماشتر است. پیرنیا گمان نزدیک به یقین دارد که نام ملکه هُماشَترَ یعنی همای مملکت و [شهریاری] بوده است (تاریخ ایران باستان ۲: ۸۲۲). نام این ملکه را پلوتارک پاریزاتیس می‌نویسد. این ملکه دختر اردشیر درازدست است، که از مادری بابلی به دنیا آمده و با برادرش داریوش دوم ازدواج کرده است. برای به‌دست آوردن دل پسرش اردشیر دوم، و برای برآورد خواست‌های شخصی خود، دختران اردشیر را به‌عنوان همسر بر او روا کرده است. پلوتارک از او که زنی بسیار مقتدر بوده و می‌خواسته پسرش کوروش کوچک به جای اردشیر پادشاه شود، اما به خواستش نمی‌رسد، به‌عنوان زنی بسیار کینه‌جو یاد کرده است. درباره‌ی اوست که می‌گویند با عروس مقتدر خود استتیرا وارد جنگ رقابت می‌شود. در پایان هم موفق به مسموم کردن و کشتن عروسش می‌شود.

 

در تاریخ طبری نام مادر بهمن اردشیر، که طبری او را‌‌ همان اردشیر درازدست می‌نامد آستوریا یا استار آمده است. او نسب استار را به طالوت از قوم بنی‌اسرائیل می‌رساند. در واقع بهمن را پسر خشایار پسر دارای بزرگ یا داریوش می‌داند و می‌گوید بعد از اردشیر درازدست خمانی دختر بهمن به پادشاهی رسید. طبری او را زنی نیکوکار، شجاع، گشاده‌دست و صاحب جمال می‌شناسد، که لقب تخت‌نشینش همای شهرآزاد بوده است.

 

در ادامه طبری می‌گوید خمانی به فارس رفت، شهر استخر را بنا کرد و پیاپی سپاه به جنگ روم فرستاد. از روم هم اسیران بسیار آورد و فرمان داد که برایش بنای شهر استخر را بسازند. اما روشن نیست که منظورش بنای تخت جمشید است، یا معبد آناهیتا. در این‌باره می‌گوید دستور داد: «در هر گوشه از حوزه‌ی استخر، بنایی بلند و شگفت‌آور به سبک رومیان بسازند؛ یکی در استخر بود و دیگری در یک فرسخی شهر دارابگرد. سومی در چهار فرسخی راه خراسان. خمانی در طلب رضای خدا عزوجل سخت کوشید و نصرت و ظفر یافت و خراج از رعیت برداشت و مدت پادشاهی او سی سال بود» (طبری ج. ٢: ۴٨۶).

 

ناگفته نماند که در ایران بقایای سه معبد آناهیتای موجود است. از این سه یکی در استخر بوده که از بقایایش مسجد ساخته بودند. دیگری در کنگاور و سومی در بی‌شاپور که معبد بی‌شاپور تقریباً سالم مانده است. اینکه یکی از وظایف ملکه‌ی مادر خدمت به معبد آناهیتا تحت هر عنوانی بوده، یا ملکه مادر تجلی زمینی آناهیتا محسوب می‌شده اگرچه به عینه جایی مستقیماً ذکرش نرفته به‌نظر امکان‌پذیر می‌رسد.

 

در تاریخ طبری می‌آید: «پادشاهی بهمن ۸۰ سال بود.» در حالی که اردشیر درازدست ۴۱ سال در مدت ۴۶۵-۴٢۴ قبل از میلاد سلطنت کرده است. نوه‌اش اردشیر دوم نیز به مدت ۴۶ سال  ( ۴٠۴-٣۵٨ قبل از میلاد) پادشاه بوده است.

 

در ادامه طبری می‌گوید که بهمن به غیر از خُمانی پسری به نام ساسان داشت. اما دخترش از او بار گرفت. در نتیجه پدرش به خواسته‌ی دختر تاج را بر شکم او گذاشت تا بعد از خودش پسر یا نوه‌اش به پادشاهی برسد. شاید این دخالتی که در اسطوره، همای در تعیین پادشاهی می‌کند، یا به نوعی نفوذش را بر پدرش نشان می‌دهد یادآور دخالت پروشات یا پریسات در کار سلطنت باشد و تمایلش به اینکه می‌خواست پسر کوچکش کوروش دوم، به سلطنت برسد، اما با کشته شدن کوروش مادر به خواستش نرسید. در روایت طبری ساسان شوریده از رفتار پدر به استخر می‌رود، معتکف و چوپان می‌شود.

 

معبد آناهیتا

علاوه بر طبری بسیاری دیگر از مورخین که به ذکر سلسله‌ی اساطیری کیانیان پرداخته‌اند از همای به عنوان یک وجود تاریخی یاد کرده‌اند.

 

بلعمی هم بهمن اردشیر را‌‌ همان اردشیردراز دست می‌داند. (تاریخ بلعمی ۲: ۶۸۳). او حتی در توجیه رفتار اردشیر می‌گوید بهمن پدر همای کار خلافی نکرده بود. چرا که به رسم مغان آن روز با دخترش ازدواج کرده و او را ملکه‌ی خود کرده است (تاریخ بلعمی ۲׃۶۸۵).
مسعودی هم ساختمان آتشکده‌ای در استخر را که «مجوسان آن را بزرگ می‌پندارند» به همای نسبت می‌دهد. (مروج‌الذهب ۱: ۶٠۵)

 

فردوسی نیز در شرح حال اردشیر و همای به نقل‌‌ همان مطلب می‌پردازد. او در شاهنامه یک‌بار از همای دختر کی گشتاسب می‌گوید که خواهر اسفندیار بوده، با خواهرش به‌آفرید به دست ترکان اسیر شده و اسفندیار برای نجاتش رفته است. سپس از همای نوه‌ی اسفندیار دختر اردشیر بهمن می‌گوید. دو خواهری که می‌دانیم همسر برادرشان کمبوجیه بوده‌اند سپس گئوماته یا بردیای دروغی آن‌ها را تصاحب کرده در تاریخ هخامنشی دختران کوروش هستند. همسر سوم آن‌ها داریوش است، که سلطنت را به‌دست می‌گیرد و وارث کوروش می‌شود.

 

فردوسی پادشاهی همای چهرزاد را ۳۲ سال می‌داند. می‌گوید وقتی به پادشاهی رسید همه نیکویی پیشه گرفت. جهان را به داد و دهش از خود خشنود کرد. و وقتی زمان وضع حملش رسید دلش نیامد پادشاهی را به نوزادش بدهد. بلکه او را در صندوق گذاشت و به آب فرات انداخت: (شاهنامه ج۶: ٣۵۶) از ذکر فرات برمی‌آید که فردوسی محل قصر را یا شوش یا تیسفون دانسته. شوش هم در زمان هخامنشیان و تیسفون در زمان اشکانیان و سپس ساسانیان پایتخت بوده است.

 

در متون فارسی که جنبه‌ی افسانه‌ای متن بر جنبه‌ی تاریخی آن غلبه دارد می‌آید که همای از زن مصری اردشیر درازدست بود. تأکید می‌شود هما لقب تخت‌نشین او، و نام اصلی‌اش شمیران بنت بهمن بوده است. یعنی او را ربط می‌دهند به سمیرامیس ملکه‌ی نیمه‌اسطوره‌ای بابل که بعد از همسرش در مناطق بین‌النهرین، پارس و ماد، حتی یونان بسیار شناخته شده بوده است. علت این ارتباط می‌تواند به دلیل این مورد تاریخی باشد که اردشیر اول هخامنشی ملقب به درازدست (۴۶۵-۴۲۴ پ. م.) در زمان پادشاهی پدرش همانطور که از زمان کوروش رسم شده بود، به عنوان ولیعهد، ساتراپ بابل بود. او در این زمان با زنی بابلی ازدواج کرد، حاصل این ازدواج پروشات یا پری ساتیس بود. که پیرنیا همانطور که ذکر شد او را آمستریس و هماشترا می‌داند.

 

در تاریخ می‌آید که اردشیر بر سر جانبداری مادرش از برادرش کوروش دوم و کشتن همسرش استتیرا، مدتی مادرش را از صحنه‌ی قدرت دور می‌کند. او به ناچار در بابل قعله‌نشین می‌شود. اما به گفته‌ی پلوتارک مادر وسایل عیش و نوش پسرش را فراهم می‌کند. هیچ اقدام ناپسند او را بد نمی‌بیند و هیچ‌یک از تمنیات او را بی‌جواب نمی‌گذارد. تا اینکه درمی‌یابد شاه عاشق یکی از دخترانش به نام آتوساست و این تمایل را پنهان نگاه می‌دارد. وقتی ملکه از این امر باخبر می‌شود، دختر را به شدت مورد مهر و الطاف خویش قرار می‌دهد. او را ملکه و زیبا‌ترین زن جهان می‌نامد. به اردشیر تلقین می‌کند که دخترش را علنی به همسری خود درآورد. پلوتارک همچنین استناد می‌کند به گفته‌ی هراکلید و می‌گوید اردشیر به همین ترتیب دختر دوم خود را نیز که نامش آمستریس بود به زنی گرفت. اما زنی که همچنان محبوب او ماند‌‌ همان آتوسا بود. گویا این دختر به بیماری جذام دچار می‌شود و اردشیر بی‌آنکه از عشق او دست بکشد برایش فدیه‌های فراوان می‌دهد. از آن جمله پلوتارک می‌گوید که شاه همواره در معبد ژنون در مقابل هیکل ایزد به زانو درآمده، برای سلامت زن خود آتوسا دعا می‌کرد (حیات مردان نامی، ج. ۴: ۵١٠)

 

پیرنیا می‌گوید که مقصود پلوتارک از ژنون آناهیتا بوده است، که اردشیر برای او و مهر، معبدی ساخته بود و هیاکل آن‌ها را در آن معابد گذاشته بود (تاریخ ایران باستان ج. ۲׃۹۹۱).

 

به این ترتیب آتوسا هم اسم دختر کوروش و همسر محبوب داریوش است که با قدرت تمام در زمان پادشاهی داریوش حکومت می‌کند. هم اسم دختر محبوب اردشیر دوم که به همسری پدرش در می‌آید و به خواست پدر شهبانوشهبانوان می‌شود. آمستریس هم اسم دختر اردشیر درازدست و مادر اردشیر دوم است و هم اسم دختر اردشیر دوم و همسر او.

 

●پاره‌ای از جستارهای دکتر شکوفه تقی در دفتر «خاک»، رادیو زمانه:

 

بن‌مایه‌های فرهنگی زن‌ستیزی و دیوانگاری زنان در ایران

بنیان‌های فرهنگی حاکمیت و درنده‌خویی در ایران

حقوق جنسی و قدرت اجتماعی

قداست دوشیزگی در مذاهب بدوی

چهار نماد زنانه، چهار قهرمان شاهنامه

انسان و درد غربت

تربیت شغلی قهرمان در افسانه‌های ایرانی

 گذر آئینی قهرمانان فقیر از نوجوانی به جوانی

افسانه‌های گذر پسران

شاهزاده و تک همسری

افسانه‌های ایرانی و مراسم آئینی گذر پسران

دو درخت مقدس در تورات و متون اسلامی

از پادشاهان تا پیامبران

دو درخت مقدس در آئین پادشاهان باستان

زال همسر و پدری عاشق یا شمنی توانا

زال انسان کامل شاهنامه

ویس و رامین از منظر زنانه

فرانک:مظهر هشیاری و خردمندی مادرانه در شاهنامه

حکمت و چگونگی تجسم آن در کلیله و دمنه

حیله، ‮ ‬عقل و حکمت ‬در کلیله‌و‌دمنه

«نیرنگ» در کلیله و دمنه

عقل در کلیله و دمنه

Share this
Share/Save/Bookmark

از متن:
---- آتوسا ... همسر برادرش کمبوجیه می‌شود.
----این ملکه دختر اردشیر درازدست است، ... با برادرش داریوش دوم ازدواج کرده است.
---- دو خواهری که می‌دانیم همسر برادرشان کمبوجیه بوده‌اند
---- می‌گوید اردشیر به همین ترتیب دختر دوم خود را نیز که نامش آمستریس بود به زنی گرفت.
---- هم اسم دختر محبوب اردشیر دوم که به همسری پدرش در می‌آید و
به خواست پدر شهبانوشهبانوان می‌شود.

به به عجب افتخاراتی!!!!
پدر با دختر و برادر با خواهر ازدواج میکنند. لابد مورد """"""مادر با پسر هم داریم"""""" فقط ثبت نشده. وگرنه تبعیض بزرگی بر مادران و یا نشان دیگری بر"" پیرزن ""ستیزیست.

نوشتار روان و زیبایی است، با سپاس

در ميان منابعي که ذکر کرده ايد به دنبال نام «داراب نامه» ي طرسوسي گشتم؛ اما گويا آن متن را نديده ايد. اين کتاب منبع مفيدي است براي بازخواني و بازيابيِِ افسانه يا اسطورۀ هماي.

کاربر مهمان عزیز
بفرض هم که اینگونه بوده باشد که خواهر با برادرش ازدواج کرده تازه میشود مثل جد شما پسران و دختران آدم و هوا که با هم ازدواج میگردند و بچه هایشان هم با هم ازدواج میکردند!

یعنی هممون رو حرومزاده کردین رفت خسته نباشید نیازی به این همه بزرگنمایی بود؟

اولا به فرض نیست و به حتم است وگرنه تاریخ نمیشد (از آنچه بوده لطفا کمترش نکن) ثانیا آدم و حوا یک قصه سمبولیک مذهبی است.کودکان هم از آن خنده اشان میگیرد. بد بختی این است که عده ای از این نامها(شاهنشاهان) که پدر با دختر خودش و یا برادر با خواهرانش همبستری و ازدواج میکرد ایدئولوژی برای امروز می سازند و عده ای دیگر هم که حاکمیت میکنند قصه آدم و حوا و داستان سیب و مار را نه تنها تاریخ بلکه علت و مسبب حوادث امروزه میدانند. خدا رحم کند با آن شاهان و این فقیه هان، فرمایش شما در یک مورد کاملا صحیح است که شاه و شیخ درمورد زنا و جماع با محارم مشترکاتی دارند. اما مولوی در مورد شاه بانوان هم حکایت خودش را دارد.

ببینید، تاریخ اونی نیست که یکنفر برحسب میلش برداره و هرچی خواست بنویسه و بقیه هم پیروی کنن. تاریخ یا باید نشانه هائی قابل لمس از خودش بجا گذاشته باشه یا باید منطق داشته باشه! یعنی چه؟ یعنی اینکه مثلاً وقتی از تاریخ فراعنۀ مصر صحبت میشه، اهرام ثلاثه میشه مدرک. وقتی از هخامنشیان صحبت میشه، تخت جمشید میشه مدرک. اما اگه مدرک اینچنانی بر جا نمونده باشه اونموقع دیگه باید عقل و منطق اونو تأیید کنه وگرنه در صلابت اون امر تاریخی جای شک و شبهه خواهد بود. ببینید، عقل من میگه برای چی باید یک پادشاه با خواهر خودش ازدواج کنه در حالیکه یک امپراطوری تحت فرمانشه و میتونه زیباترین زن این دیار رو دستور بده براش حاضر کنن! مگه یک نسل بعد پادشاه وقت ایران این کار رو نکرد و نخواست تا از هفت اقلیم تحت فرماندهیش زیباترین دختر رو براش بیارن که یک دختر اسرائیلی مورد تأییدش قرار گرفت و شد ملکۀ ایران؟ یعنی کمبوجیه عقلش نمیرسید که این کارو بکنه؟ حالا در تمام ملک ایران هم نه، فقط در همون شهری که سکنا داشت اگه لب باز میکرد حداقل هزاران دختر جلوی کاخش ردیف میشدن! نمیشدن؟ چه نیازی داشت که بیاد با خواهر خودش همبستر بشه؟ من نمیخوام بطور کلی اینو منکر بشم که کمبوجیه این کار رو کرده اما نمیتونم هم بعنوان یه حقیقت تاریخی اونو دربست قبول کنم. اینه این مطلب برای من جای شک و تردید داره. حالا اگه مثل خیلی های دیگه حرمسرا داشت میگفتیم خوب، زن باز بوده خواهرش هم خوشگل بوده نخواسته از اون هم حتی بگذره ( مثل بعضی ها که با داشتن همسران بسیار از عروس خودشون هم نگذشتن)! اما میبینیم که اینطور نیست نتنها کمبوجیه بلکه هیچکدام از پادشاهان ایران قبل از اسلام حرمسرا نداشتن! حرمسرا دستآورد اسلام در ایران و دنیا بود! و پادشاهی هم که حرمسرا نداشته باشه نمیشه بهش صفت هوسران رو داد و کسی هم که هوسران نباشه امکان همخوابگی با خواهر خودش تقریباً صفره. بنابراین بیائید کمی منطقی فکر کنید نه از روی احساسات! اما !! حالا چه نیازی به کند و کاو در مورد پادشاهی کمبوجیه و هخامنشیان در این قرحه از زمان با داشتن مسائل کنونی مذهبی و سیاسی و اجنماعی در عصر حاضر هست؟ در عصری که شیرازۀ مملکت و ملت ما داره از هم میپاشه؟!!***

داستان ازدواج با محارم در تاریخ ایران باستان اونهم به این شکل اغراق شده بیشتر ساخته و پرداخته شرق شناسان هست که درباره تاریخ ایران باستان با الهام از مورخین یونانی در بسیاری از موارد به افسانه پردازی و دورغ روی آوردند. اما *** بعضی از اساتید و دانشمندان!! ایرانی نه تنها این  رو زیاده از حد جدی بگیرند، بلکه پای ازدواج با محارم رو به تاریخ اساطیر ایرانی باز کنند و عملی که توسط کمبوجیه به صورت غیرقانونی و خلاف فرهنگ و اخلاق ایرانی برای اولین بار در تاریخ ایران صورت گرفت و تنها به صورت بسیار محدود، چند بار در دربار تکرار شد، به اسطوره و تاریخ و فرهنگ و اخلاق و تمدن و مذهب ایرانی ربط بدهند و از کاه کوه بسازند. ضمناً ازدواج با محارم در دوران باستان چه در مذاهب مختلف و چه در نژادها و قبایل مختلف در تمام نقاط کره زمین وجود داشته و به هیچ وجه در آن دوران یک تابوی فرهنگی نبوده است. به طور مثال در مذهب یهود، در سلسله یونانی تبار بطالسه مصر، در میان سلتیها (اجداد ایرلندیهای امروز) ازدواج با محارم یک امر معمول بوده است. حتی در میان پیامبران نیز ازدواج با محارم صورت گرفته است. شخص شخیص پیامبر اسلام (گرچه به صورت مشروع!) با عروس خود ازدواج فرموده است. و در آخر با آذرخش موافقم. شیرازه مملکت در حال از هم پاشیدنه هنوز دست از سر هخامنشیان و کورش و کمبوجیه و خواهرش برنمیدارند. احتمالاً ماجرا از زمان برگزاری جشن های لعنتی دو هزار و پانصد ساله شروع شد. تا به تلافی پاسارگاد و پرسپولیس رو از روی زمین محو نکنند و کاری نکنند که نام و نشانی از کورش و بقیه بر روی زمین باقی نماند ول کن ماجرا نیستند. رادیو زمانه لطفت شامل این یکی نمی شه که؟!!!

دلیل جماع و همخوابگی شاهان ایرانی با دخترانشان و یا خواهرانشان چیزی احمقانه تر از هوس بازی
 است که غریزه ای انسانی است.دلیل آنها منشا نژاد پرستی و فاشیستی پالایش خونی بوده است.
 در ضمن در یهودیت که نژاد مثل مذهب مهم است جماع با محارم رسم بوده است..در ضمن در بایبل
 فرزند داود بعد از شورش بر علیه پدرش،به زنانش تجاوز کرد یکیش مادر خودش بود. داود هم با وجود 
ده ها زن که داشت  به زن یکی از سربازانش طمع ورزید ، و او را به خانه اش دعوت کرد و به او تجاوز 
کرد و شوهرش را به عمد به قسمتی از جبهه جنگ فرستاد تا کشته شود. در ادیان ابراهیمی چند
 همسری مد است.مثلا سلیمان  صدها زن داشت.

داستان استر،یک داستان مذهبی است ربطی به تاریخ و ایران ندارد. مثل داستان های دیگر بایبل میماند مثلا در کتاب مقدس(بایبل) آمده وقتی بنی اسراعیل در جنگ بود و به خواست یکی از فرماندهان، خورشید از حرکت ایستاد(آنها فکر میکردند زمین ثابت است) و برای ٢٤ ساعت روز بود تا اسراعیلی ها بیشتر دشمن را بکشند و شب نشد تا که آنها (دشمنان) بتوانند از تاریکی استفاده کنند و فرار کنند. و یا یعقوب با خدا کشتی گرفت و او را به زمین زد. و یا عیس گفت: هر درختی که ثمر نمیدهد ببرید و در آتش بسوزانید. اگر حرف او را پیروانش گوش میکردند.دیگر جنگل و آمازونی نمیماند.

چطور داستان استر یک داستان مذهبیست؟ قبرش هنوز تو همدانه! تاریخ اونو بعنوان همسر خشایارشاه میشناسه.

قبر کورش هم بیش از هزار سال تخت سلیمان نام داشت تا اینکه در این اواخر انگلیسی ها آنرا کشف کردند و دیدن ربطی به سلیمان و افسانه های مذهبی ندارد.

ایران پر از این قبر ها و مرقدها و قدمگاه ها و امام زاده ها و زیارتگاه و گورستان ها و چاه ها و دکان و مغازه دین و آخوند بازی است و هر روز بر آن افزوده میشود و رونق میابد. ٤٠ -٥٠ سال پیش روستایی ها جاده اسفالت را فرش امام رضا فرض میکردند. البته من به احساسات پاک و مخلصانه همه معتقدین احترام میگذارم. اما دکانداری و کلک به اسم خدا و پیامبر و دینداری تقلبی ، و سو استفاده از احساسات پاک مذهیی و ناسیوالیستی مردم آزار دهنده است. حالا هر دینی و یا بی دینی باشد.

جدیداً "هتاکان" قومیت گرا در سایت رادیو زمانه، به این جور مطالب هم هجوم میاورند تا اثبات هویت کنند. مشتریان این جور مطالب افراطی هم اتفاقاً همین طیف از آدمها هستند.

آذزخش جان این سری که رفته بودم تخت جمشید (عید سال 90) یکی از راهنماها به منطقه ای از قصر اشاره کرد و گفت که حرم سرا بوده؛ تا حالا به راست و دروغش فکر نکرده بودم، همینطور پذیرفته بودمش. باید برم بررسی کنم ببینم فضیه چیه.
منتها زندگی خانوادگی و محدودیت در روابط جنسی در تاریخ بشر موضوع جدیدی هست البته من هم میپذیرمش ولی قبلاً اینطور نبوده. برای این مطلب لطفاً مراجعه کن به کتاب منشاء خانواده مالکیت خصوصی و دولت نوشته انگلس و ترجمه مسعود احمدزاده (تا حوالی سال 82 تو تهران چاپ می شد.به نظرم انتشارات جامی بود)
در مورد آدم و حوا هم خوب اون موقع ها تاریخ نگاری وجود نداشته ولی شاید بشه از اساطیر به یه جاهایی رسید اون ها رو همینجا به قلم خانم پارسی پور خوندم.

اتفاقا اون انگلیسی که کشف کرد تخت سلیمان ، قبر کوروشه در خاورمیانه سالها مشغول ساخت آثار باستانی جعلی بود !!!

استر یک قبری هم در روسیه و گویا یک قبری هم در گرجستان و ترکیه و اردن و آ فریقای جنوبی هم دارد.

باسلام. ناهید کیست ؟!. ناهید زنی است جوان خوش اندام وبلند بالا وبرومند وزیبا وباچهره ازاده نیکو سرشت وبا بازوان سفید که به ستبری اسبی است . با سینه های برامده وکمر بندی تنگ که در میان بسته و بر بالای گردونه خویش مهار چهار اسب یک رنگ ویک قد را در دست گرفته ومیراند اسبهای گردونه وی عبارتند از: باد وباران و ژاله وابر . ناهید با جواهرات اراسته به تاجی زرین گه صد گوهر درخشان دارد وطوقی زرین دور گردن وگوشواره های چهار گوش در گوش . کفشهای در خشان در پا وجبه ای از پوست ببر که چون سیم وزر میدرخشد ودر بلند اسمان جای ارام اوست . واز هر طلوع بر فراز میاید ودر غروب به بستر میرود . ناهید یعنی الوده ! واناهید یعنی پاک وپاکیزه ! همانند مرداد یعنی مرگ پذیر وامرداد یعنی جاوید وفریدون وافریدون و......!. این ایزد بانو در اسطوره وتاریخ ایرانیان وساکنان بین النهرین جایگاه ویزه دارد وبسیار معابد وقلعه بنام ایشان ثبت وپا برجاست که هنوز هم که هنوز مورد احترام وتقدس است مثل بی بی حکیمه یا مرقد شهر بانو در قم یا پل دختر یا قزل قلعه و.....وبسیار . ولی این ایزد بانو در میان رودان تبدیل به فاحشه ای میشود که در بابل بنام او معابد میسازند و دخترکان نجیب زاده وقف معبد شده تا کام دل به هر رهگذری عرضه کنند که در افسانه گیل گمش بنام هستند . ولی ناهید یا اناهید یا انا هیتا همان زهره چنگ نواز است که کل اساطیر هند و وایران واسیای میانه تا اروپا را زیر نفوذ خود دارد. من از سرکار خانم دکتر شکوفه تقی تعجب میکنم که مرغ هما را که ان حکایتی دیگر است به گئومات حکیم وبعد به اسطوره ها وسپس به پیوند زناشوئی با محارم وصل میکنند و ...... و خلاصه بروم یک لیوان دوغ بنوشم شاید امشب هم کپه مرگ بگذارم !.

بهره برداری سیاسی از موضوعات تاریخی و یا به عبارتی بیماری سیاست زدگی از عوارض ضعف فکری می باشد.
اینکه ازدواج با محارم در ایران باستان و یا در هر کجای دیگر دنیا بوده یا نبوده و اگر بوده به چه علت بوده و قضیه آدم و حوا که اصلا معلوم نیست وجود داشته اند یا نه و مسئله تعدد زوجات در اسلام و به غنیمت گرفتن زنان و فروش آنان در بازار برده و کنیز فروشان توسط فاتحان مسلمان و غیره همه مسائلی است که باید در ظرف زمان و مکان خودشان و توسط اهل فن بررسی گردد .
اینها حقیقتا مسائل و مشکلات امروز جامعه ما را حل نمی کند.
مردم ما باید حقیقتا خرد ورزی را پیشه کنند و از اندیشیدن به هر قیمتی هراس نداشته باشند.

اگر کمب تاریخ ادیان سامی را بدانید متوجه میشوید که ابراهیم پیامبر هم با خواهرش سارا ازدواج کرده..و اسماعیل فرزند همخوابگی ابراهیم با خواهرش است که خداوند نیز او را برکت پیامبری داده و جد مسیحیان است..و البته لوط پیامبر هم پس از عذاب قومش.. در مستی فراوان با دخترانش در دو شب همخوابگی می کنمد و و دخترانش از پدرشان ابستن میشوند و اینچنین نسل پیامبران ادیان سامی پا بر جا میماند... وقتی خدا بر پیامبرش حلال می کند دیگر مشکلی بر مردم عادی نیست!!!!

کجا اظهار شده که استر یه قبر در روسیه داره و یکی در افریقای جنوبی و یکی در ...
در باکو؟ یا در آنکارا؟!
یا عالم العلوم شما ناصر پورپیرار کشف کرده؟؟

خانم دکتر شکوفه تقی ***در طول تاریخ از زمان کمبوجیه سیر کرده تا قاجاریه، از هرودوت تا شاهنامه تا ببینه کجا یه نام هما گیر میاره تا بتونه اسطورۀ ایرانی رو تحت نام ازدواج با محارم خراب کنه!! ***من نمیدونم یبار میگن ایران باستان دروغه!! یه بار میگن اصلاً اونا یهودی بودن!! بیار میگن صحراگرد بیمصرف بودن! حالا هم که میگن پادشاهانش زناکار بودن! بالاخره تصمیمتونو بگیرین ببینیم ایران باستان چجوری بوده ؟؟ **. آذرخش

با سلام و احترام خدمت خوانندگان عزیز،

سپاسگزارم که مقاله ی همای اساطیری و شاهبانوان ایرانی را خواندید. در بیان پاره ای اظهار نظرات، نکات شگفتی دیدم که دلالت بر نخواندن مقاله، یا خوانش مقاله به شیوه ای بسیار جزمی داشت. گفتم با سلامی دوستان را یک بار دیگر به مقدمه ی مقاله رجوع دهم. و قید کنم همانطور که در ابتدای مقاله می آید قصد این است نشان داده شود همای اسطوره ای چگونه عناصر مختلف شخصیتش را از شخصیت های تاریخی گرفته است و سپس خود تبدیل به یک واقعیت تاریخی شده است. و اینکه چه کسانی برای چه مخاطبانی از این شیوه ی تاریخ سازی بهره گرفته اند. قصد نه پرداختن به «ازدواج خودده» بوده و نه تقبیح یا تقدیر از فرهنگی یا گذشته ای تاریخی. مسلم است که تاریخ را باید در بستر زمانی و مکانی خود خواند. قضاوت ارزشی کار محقق نیست.

با سپاس و احترام دوباره
شکوفه تقی

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.

لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.

کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و
منتشر نخواهد شد.

 

لینک به ادیتور زمانه:         

برای عبور از سد فیلترینگ

پرونده ۱۳۹۱ / چشم‌انداز ۱۳۹۲

مشخصات تازه دریافت برنامه های رادیو زمانه  از ماهواره:

ماهواره  :Eutelsat

هفت درجه شرقی

پولاریزاسیون افقی 

سیمبول ریت ۲۲

فرکانس ۱۰۷۲۱مگاهرتز

همیاران ما