خانه | گوی سیاست

از رأی من کجاست تا سقوط نظام!

چهارشنبه, 1389-11-13 01:57
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
سراج‌الدین میردامادی

بیانیه‏ی میرحسین موسوی درباره‏ی تحولات مصر، بار دیگر موافقان و مخالفان را به میدان اظهار ‏نظر کشاند؛ به‏ویژه آن‏که این چهره‏ی شاخص مخالفان دولت مدعی شد که جنبش سبز مردم ایران، نقطه‏ی آغازین اعتراض‌های مصر، تونس و سایر کشورهای عربی در خاورمیانه بوده است.


در گفت‌وگویی با روح‏الله شهسوار، روزنامه‏نگار مقیم پاریس از او پرسیده‌ام: زاویه‌دید میرحسین موسوی در بیانیه‏ی اخیرش که اعتراض‌های سال گذشته در ایران را نقطه‏ی آغازینی برای جنبش اعتراضی در کشورهای عربی دانسته است را چقدر به واقعیت نزدیک می‏دانید؟


روح‏الله شهسوار: نکته‏ای که غیر قابل انکار است، رابطه‏ی فرهنگی، سیاسی و اجتماعی جوامع مختلف منطقه است. همان‏طور که بالاخره روشن است، در سابقه‏ی تاریخی منطقه، این نکته وجود دارد که جنبش‏هایی از یک جایی شروع شده و در بخش‏های دیگر منطقه تأثیر گذاشته است. به‏ویژه در مورد تأثیر ایران، ما این را در انقلاب مشروطه، نهضت ملی شدن صنعت نفت و انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ شاهد بودیم.

 


نکته‏ای هم که آقای موسوی به آن اشاره کرده‏اند، نکته‏ی درستی است؛ البته با توجه به این‏که ایشان تنها کسی نیستند که به این مسئله اذعان دارند. خیلی از تحلیل‏گران منطقه که اصلاً ممکن است ایرانی و حتی خاورمیانه‏ای هم نباشند و حتی برخی از روشنفکرها و فیلسوف‏های بزرگ دنیا به این مسئله اذعان داشتند.

کما این‏که بعد از اتفاق‌های سال ۱۳۸۸، من می‏توانم حداقل دوتا از بزرگ‏ترین روشنفکران دنیا را نام ببرم؛ از جمله آقای ژیژک و هم‏چنین آقای جان کین که اشاره کرده بودند این اتفاق‏ها روزنه‏ای برای تحولاتی مهم در منطقه است. صحبت‏هایی که آقای موسوی کرده است نیز بدون ریشه‏ی تحلیلی سیاسی و تاریخی نیست.

این نکته را هم باید اضافه کرد که شکل و محتوای اعتراض‌ها و اتفاق‌ها این نزدیکی را به ما می‏رساند؛ نوع استفاده‏ی اعتراض‏کنندگان در این کشورها از تکنولوژی جدید، نوع سرکوبی که دولت‏های سرکوب‏گر و استبدادگر انجام دادند، این شباهت‏های عمیق سیاسی اجتماعی را به ما می‏رساند. قطعاً تعدد این اتفاق‌ها به ما می‏گوید که این‏طور مسائل، اتفاقی و از روی حادثه نیست. کما این‏که در یک سری مسائل ممکن است تفاوت‏هایی هم وجود داشته باشد.


نکته‏ی مهمی که در تفاوت‏ها وجود دارد و در پیام آقای موسوی هم به آن اشاره شده، مسئله‏ی شعار «رأی من کجاست؟» در تظاهرات‏ ایران و شعار سقوط نظام در تظاهرات‏های مصر و تونس است. چگونه می‏شود که یک جنبش اعتراضی با شعار سقوط نظام به میدان بیاید و نشئت گرفته شده باشد از تظاهراتی که به قول آقای موسوی، شعارش فقط این بود: «رأی من کجاست؟»

 

نکته‏ای که آقای موسوی به آن اشاره کرده، این است که نقطه‏ی عطف و نقطه‏ی شروع جنبش سبز، با جنبش رأی من کو و محور اصلی این جنبش این شعار بود. این شعار، در واقع، نشئت گرفته از یک خواسته‏ی مشترک در همه‏ی جوامعی است که این اتفاق‌ها در آن در حال رخ دادن است و آن هم رقم زدن سرنوشت ملت‏ها توسط خود مردم است.

حال با توجه به شرایط بومی مناطق، مسائل خاص اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، هر منطقه‏ای، هر کشوری و هر مردمی ممکن است به یک جمع‏بندی برسند که کدام راه‏حل را انتخاب کنند. این احتمال وجود دارد که در همین زمینه، مردم ایران به این جمع‏بندی رسیده باشند، اما مردم مصر یا تونس، با توجه به شرایط ملی، به نتیجه‏ی دیگری رسیده باشند.

کما این‏که این را هم شاهد هستیم که اتفاق‌های مصر، به‏ویژه، دقیقاً بعد از یک انتخابات اتفاق افتاد. اکنون غالب رهبران جنبشی که در مصر به‏وجود آمده، همان رهبرانی هستند که سکان اپوزیسیون را در انتخاباتی که چند ماه پیش برگزار شد در دست داشتند. این شباهت خیلی جالب هم، به‏ویژه در مصر وجود دارد که همان رهبران، برای انتخابات‏شان از رنگ سبز و جنبش سبز استفاده کردند. به‏ویژه آقای البرادعی و اخوان‏المسلمین.

این شرایط به ما نشان می‏دهد که این جنبش‏ها شباهت‏های پایه‏ای و اساسی با هم دارند. منتها با این تفاوت که مسائل ایران بلافاصله بعد از انتخابات به‏وجود آمد، ولی مسائل کشوری مانند مصر، با یک فاصله‏ی چندماهه بعد از انتخابات شکل گرفت.

در تونس هم مسئله باز همان پایه‏ی تعیین سرنوشت مردم و بر پایه‏ی دمکراسی‏خواهی است. هرچند آن‏جا انتخاباتی نیست که برگزار بشود، اما با یک جرقه، اعتراض‌های مردمی و جمع‏بندی این اعتراض‌ها به این نقطه می‏رسد که باید این اتفاق‌ها را به کجا بکشانند.

 

تاثیر فرهنگی
آرش بهمنی، روزنامه‏نگار و عضو سازمان ادوار تحکیم وحدت مقیم پاریس، با نظر میرحسین موسوی چندان موافق نیست و نظر دیگری دارد.

 

آرش بهمنی: من اول باید این نکته را ذکر کنم که به نظرم بیانیه‏ای که آقای موسوی داده‏اند، در نفس خودش خیلی کار ارزشمندی است. به‏خاطر این‏که جنبش سبز را با دیگر جنبش‏های اعتراضی منطقه پیوند می‏دهد. به‏خصوص با کشور‏هایی که در خاورمیانه هستند و ممکن است یک نزدیکی فرهنگی هم با آنها داشته باشیم.


تصورم اما این است که این ادعا که بعد از جنبش سبز و بعد از انتخابات جنجالی ۲۲ خرداد، کودتایی که در آن اتفاق افتاد و اعتراض‌های مردمی، هر اتفاقی را در منطقه بخواهیم به جنبش سبز پیوند بدهیم، مقداری غیر واقع‏بینانه است.

اولاً جنبش سبز، جنبشی بود که در پی یک کنش انتخاباتی به‏وجود آمد و در مراحل اولیه‏ی خود، اکثریت‏ قریب به اتفاق افرادی که در آن شرکت داشتند، اساساً قصدشان برهم زدن نظم موجود نبود، بلکه اصلاحی بود در روندی که داشت در این نظم مستقر به‏وجود می‏آمد. در مصر، تونس و بقیه‏ی کشورها مانند یمن، اردن و ... اما اساساً از همان روز اول، همه به دنبال تغییر اساسی نظام موجود هستند.

نکته‏ی دیگری هم که وجود دارد، این است که من حداقل در تماسی که با بعضی از دوستان خبرنگاری که در مصر هستند داشتم، اطلاع دارم که در مصر حداقل بعضی‏ها هستند از این ادعا که جنبش سبز باعث و به‏وجود آورنده‏ی این حرکت‏ها در مصر شده، چندان راضی نیستند.

نکته‏ی بعدی این است که اگر قرار باشد، همه‏ی حرکت‏ها و اتفاق‌هایی را که قرار است بعد از این در منطقه بیفتد را ناشی از جنبش سبز بدانیم، همین‏طور هم می‏توانیم موضوع را عطف به ماسبق کنیم و بگوییم، بعد از انقلاب‏های مخملی در کشورهای آسیای میانه، هر حرکتی که در منطقه اتفاق می‏افتد، ناشی از تأثیرات آنهاست و همین‏طور این دور را تا آخر امتداد بدهیم که فکر نمی‏کنم این بحث خیلی منطقی‏ای باشد که بخواهیم همین‏طور روی این دور تاکید کنیم.

البته حتماً اینها تأثیراتی روی هم دارند. حتماّ تحولات در ایران، بر تحولات در تونس، مصر و یا جاهای دیگر اثر خواهد داشت. ولی این‏که ادعا کنیم که یک تأثیرپذیری مستقیم از همدیگر گرفته‏اند، بعید می‏دانم در حدی باشد که جناب مهندس موسوی گفته‏اند.

Share this
Share/Save/Bookmark

این خرده فرمایشها از جانب آقای موسوی مایۀ تعجب است. ارتباطی بین جنبش ایرانی "رأی من کو" که مبنای سیاسی داشته وبا خواست رفرم آغاز شد، با جنبش تونسی که ریشه های اقتصادی ومادی دارد، وجود ندارد.
من از ابتدا وهنوز هم اعتقاد دارم که دنباله روی از موسوی، سیاستی اشتباه آمیزاست چرا که موسوی نه چهره ای مردمی از گذشته دارد ونه رهبری است که خواستار تغییر اساسی در سیستم فاسد موجود، باشد. شعار موسوی بر مبنای برگرداندن اوضاع به دوران 30 سال قبل، یک شعار مرتجعانه ویک عقب گرد سیاسی و سرپاکردن سیستم کنونی میباشد که عدم کاربردش هم اکنون ثابت شده است. استفاده از دین و خبرگان مذهبی در امور سیاسی واقتصادی واجتماعی وغیره، که 1400 سال نتوانسته اند راهی برای بهبود وضعیت مردم وکشور نشان دهند، کار عبثی است. این به اصطلاح علماء دینی تا همین سی چهل سال پیش در رساله های دینی خود از "آب کُر برمبنای سه وجب وچهار انگشت عمق" دادسخن میدادند، بدون آنکه میزان کثافات وباکتریها وغیره را درنظر بگیرند. درمساجدی که زیر نظر اینان ساخته میشد، پای مردم تا مچ در مدفوع مستراحها فرورفته وته آفتابه ها آلوده به مدفوع انسان بوده وبا فروکردن همان آفتابه ها در حوضی که دروسط مسجد ساخته شده بود، مدفوعها را از مستراح وارد حوض مساجد میکردند. مضافاً به اینکه مسلمانان هم دور تادور حوض مشغول شستشو ووضو گرفتن با همان آبهای آلوده به انواع باکتریها وانگلهای رودۀ دیگران بودند. حال اینها ادعا میکنند که از ساختار اتم نیز همواره اطلاع داشته اند. عجب دروغ شاخداری!!
منظور من اینست که آرزوی بازگشت به دوران خمینی، که آقای موسوی مشتاق احراز آنست، دستآورد جدیدی برای مردم نخواهد داشت. هم آقای موسوی وهم آقای کروبی به درستی متوجه شده اند که سطح توقعات مردم درسطح شعارهای آنان نمانده ونخواهد ماند. به همین سبب هم معتقدم که طناب موسوی وکروبی پوسیده تر از آنست که بتوان به آن آویخت.

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.

لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.

کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و
منتشر نخواهد شد.

 

لینک به ادیتور زمانه:         

برای عبور از سد فیلترینگ

پرونده ۱۳۹۱ / چشم‌انداز ۱۳۹۲

مشخصات تازه دریافت برنامه های رادیو زمانه  از ماهواره:

ماهواره  :Eutelsat

هفت درجه شرقی

پولاریزاسیون افقی 

سیمبول ریت ۲۲

فرکانس ۱۰۷۲۱مگاهرتز

همیاران ما